
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
اساساً جنبش دانشجویی، پدیده ای خاص در جوامع امروزی است و با کوشش جمعی از سوی گروهی جوان برای پیشبرد نوعی دگرگونی در جامعه تعریف می شود. بنابراین، این جنبش یک حرکت و جنبش اجتماعی به حساب می آید. هانا آرنت در کتاب «خشونت» می نویسد: «طغیان دانشجویان پدیده ای جهانی است و تجلیات آن در کشورهای گوناگون و دانشگاه های مختلف صورت های متفاوتی داشته است.»
پیدا کردن وجه مشترک اجتماعی برای این نهضت، امکان پذیر نیست، لکن باید اذغان نمود که آنچه افراد نسل جوان را همه جا از لحاظ روانی ممتاز می کند، شجاعت محض، اراده شگفت انگیز برای عمل و نیز اطمینانی به همان اندازه شگفت آور بر امکان دگرگون سازی است. دو ویژگی اساسی جنبش دانشجویی را از دیگر جنبش های اجتماعی عمومی و نظیر جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی خاص (نظیر جنبش ضد برده داری و حمایت از حقوق زنان و ...) تفکیک می کند:
الف- ویژگی پرسش گری و روحیه چون و چرا کردن در قبال هر قضیه ای که منافع کوتاه مدت یا بلند مدتی را برای جامعه داشته باشد یا چنین منافعی را به خطر اندازد.
ب- ویژگی آرمان خواهی، اصول گرایی و کمال پرستی در ضمن نفی مناسبات تبعیض آمیز.
از سال ۱۳۱۳ (تأسیس دانشگاه تهران) تا کنون، هفتاد سال از عمر دانشگاه و جنبش دانشجویی در ایران می گذرد و در طول این مدت، جنبش دانشجویی فراز و نشیب های فراوانی را گذرانیده است. تأسیس شاخه دانشجویی حزب توده (۱۳۲۲)، سرکوب دانشجویان در ۱۶ آذر ،۱۳۳۲ تسخیر سفارت آمریکا در تهران از سوی دانشجویان پیرو خط امام (۱۳۵۸)، انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها (۱۳۵۹)، دوم خرداد
2
۷۶ حادثه کوی دانشگاه (۱۳۷۸) و ده ها حادثه تاریخی دیگر، نشانگر اهمیت نقش دانشگاه در تحولات جامعه ایران است و شاید اگر کمی در تاریخ جنبش دانشجویی در ایران تأمل کنیم، ویژگی های بارزی را مشاهده کنیم. تنوع گروه ها و گرایشات سیاسی و عقیدتی در دانشگاه ها و تأثیرپذیری و ارتباط مستقیم دانشجویان با فعالیت سیاسی و مبارزاتی موجود در جامعه مهمترین شاخصه جنبش دانشجویی در ایران است.
البته غلبه رادیکالیسم سیاسی و ضدیت و مخالفت بنیادین با استعمار و استبداد را هم می توان از نشانه های این جنبش نام برد.
اما با نگرشی کوتاه در جنبش دانشجویی کنونی در دانشگاه ها در می یابیم که هیچ یک از ویژگی های تاریخی جنبش دانشجویی وجود خارجی و عینی ندارد، چرا که تمام شاخصه های جنبش دانشجویی بستگی به «سیاست» دارد و امروزه دیگر عنصر «سیاست» در دانشگاه ضعیف است.
عملکرد رادیکال و انحصارطلبانه برخی از گروه های دانشجویی، عاملی مؤثر در سیاست گریزی دانشجویان است. بسیاری از دانشجویان به دلیل تبعات و هزینه هایی که اقدامات رادیکال این گروه ها در پی داشته، حاضر به فعالیت نیستند. به عنوان نمونه، تغییر نام و مرام دفتر تحکیم وحدت به تحکیم دموکراسی و یا نامه نگاری های افراطی این گروه به مقامات خارجی از عوامل مؤثر در ایجاد این فضا بوده است.
دلیل دیگر، غلبه «احساسات» بر «عقلانیت» در فعالیت های سیاسی و اجتماعی دانشجویان است. نتیجه این جایگزینی بروز رفتارهای غیر عقلایی وعصبی وتند می باشد.
3
اما مهم ترین دلیل سیاست گریزی دانشجویان، تبدیل دانشگاه به باشگاه احزاب بوده است. پس از دوم خرداد ۷۶ برخی جریانات سیاسی در جهت چانه زنی های سیاسی شان، نیازمند فشار از پایین بودند و به دلیل عدم پایگاه اجتماعی _ مردمی این جریانات، دانشگاه محل تاخت و تاز جریانات سیاسی گشت.
در کشور ما راهبرد تبدیل دانشگاه به کلوپ احزاب به شدت از سوی برخی جریانات سیاسی دنبال می شد، هر چند که این راهبرد نتیجه ای جز رکود علمی و خمودگی سیاسی دانشگاه ها نداشت و جریاناتی که روزی دانشجویان را پیاده نظام، لشگر خود می دانستند، امروزه ویرانه ای علمی و حتی سیاسی با نام دانشگاه را به یادگار گذاشته اند!
جنبش دانشجویی، یک جنبش اجتماعی است و پویایی و پیشرفت هر جنبش اجتماعی منوط به رشد همگانی پنج گزاره است:
الف- انگیزش اجتماعی: در این مرحله جنبش نیازمند مطرح نمودن مطالب و دغدغه های عمده اجتماعی است که مقدمه و زمینه انتقاد، اصلاح و انقلاب را فراهم می آورد. هر گاه این اوضاع با احساس بی عدالتی اجتماعی توأم گردد، انگیزش های تشکیل یک جنبش اجتماعی، شدت بیشتری می یابد.
ب- احساس عمومی: برای تبدیل یک کنش به احساسی پیوسته و مشترک، جنبش ناگزیر از تشکیل واحدهای کوچک، غیرمتمرکز و مبتنی بر روابط غیررسمی است تا بتواند توده های پراکنده را که عمدتاً در حد رفتار عامه عمل می کنند، به صورت گروه هایی به هم پیوسته و متحد درآورد تا در برابر مسائل نیز از طریق عادی، مسئولیت عاطفی احساس کند.
5
ج- تعهد و وحدت: در این حالت لازم است جنبش اجتماعی نوعی از گرایشات اعتقادات مذهبی و مکتبی را در جهت معتقد کردن افراد به جنبش در خود، رشد دهد، تا بتواند در برابر خطرات و ناملایمات خود را همچنان متحد نگه دارد.
د- ایدئولوژی: هر جنبشی باید قادر باشد تا گرایشات متحد کننده و مکتبی را در قالب باورها و ارزش های مذهبی که بر کلیه اقشار مردم، قدرت نفوذ داشته باشد، به یک ایدئولوژی راهبر و جهت بخش تبدیل نماید، تا قوت روانی و توجیه فلسفی هرگونه نقش اجتماعی و حساسیت اجتماعی در میان توده ها ایجاد گردد. از همین جا می توان به لزوم تحکیم پایه تئوریک و تدوین چهارچوب های منظم نظری برای جنبش دانشجویی، حکم نمود.
هـ- تاکتیک های عملیاتی: یک نظریه ایدئولوژیک زمانی پیروز خواهد شد که راه های عملی خاصی، جهت رسیدن به اهداف در برنامه های کوتاه مدت و بلندمدت مشخص شود. در این مدت یک جنبش در مسیر نهادینه شدن گام برخواهد داشت.
جنبش دانشجویی علاوه بر تمام ویژگی های عمومی جنبش های اجتماعی، دو شاخصه پرسشگری و آرمان گرایی را نیز داراست.
اکنون با توجه به هست ها و بایدها جنبش دانشجویی در ایران، می توان با قاطعیت گفت که تنها یک «جنبش دانشجویی عدالت خواه» می تواند پاسخ گوی « چراها و چگونگی» پویایی یک جنبش دانشجویی باشد.
جنبش دانشجویی به عنوان یک پارامتر تأثیرگذار بر روند تحولات اجتماعی و سیاسی از زمان بسط و فراگیری نظام آموزشی عالی مدرن در جوامع غربی و اروپایی مطرح گردیده و سیر بسط و تطوری نیز داشته است که شاید بتوان تحرکات دانشجویی در زمینههای ادبی و فرهنگی در دهههای پس از جنگ جهانی اول در اروپا و یا

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
جنایتهاى خاندان پهلوى
پهلوى اول دستور داد هر رئیس صنفى باید هم صنفان خود را در روز معیّنى همراه با زنانشان و بدون حجاب در محلّى جمع نماید.
روز اوّل از خود شاه و زن بى حجابش شروع شد، روز بعد از وزراء و خانواده هایش و روز سوم وکلا... و به همین ترتیب تا یک روز هم نوبت به اهل علم و خانواده هایشان رسید.
این برنامه ریزى براى آن بود که اهل علم را مجبور به چنین عملى بکنند و در نتیجه بى حجابى رواج پیدا کند.
شاه از امام جمعه خواست این کار را ترتیب دهد، امام جمعه آن وقت از شاه مهلت خواست چون مى دانست گوش ندادن به حرف شاه چه عاقبت سختى را به دنبال دارد.
امام جمعه به نزد مرحوم آیت اللّه سید محمد بهبهانى (قدس سره ) آمده جریان را به عرض ایشان رسانید ایشان فرمود: این را بدانید براى هر انسانى چهار چیز است .
یکى مال ، دیگرى زندگى ، سوّم ناموس ، چهارم دین حال اگر بنا باشد یکى از این فداى دیگرى بشود، باید مال را فداى زندگى ، زندگى را فداى عرض و تمام را فداى دین کرد.
بعد مرحوم آیت اللّه به امام جمعه فرمود: شما عمر خود را نموده اید و از عمرت چندى بیش باقى نمانده چه بهتر که دستور را عملى نکنى ، زیرا اگر به دستور شاه عمل کردى خودت را به عذاب ابدى گرفتار خواهى نمود.
اضافه بر این تاریخ هم ترا لعن مى کند، اما اگر کشته شوى سعادت دنیا وآخرت را براى خود کسب نموده اى پس از آن شاه امام جمعه را براى گرفتن جواب طلبید، امام جمعه همان جوابى را به شاه داد که آن مرحوم فرموده بود.
پهلوى از سخن او بسیار خشمگین شده گفت : این سخن او نیست بلکه سخن سیدمحمّد بهبهانى است و به ناچار آن عالم را رها ساخت و خداوند هم آنها را از شر پهلوى نجات داد و به عزت دنیا وآخرت نائل گشته رحمت خدا بر آنان باد. حقانیت حجاب
حجاب ، مانند فانوس است و زن شبیه به شمع است و حیا و عفت او همانند نور شمع ، یعنى زن عفیف همچون شمع روشن است و زنى که عفت خود را از دست داده و بى حیا شده چون شمع خاموش است .
در قدیم فانوس یک ظرفى بود مسى و یک پارچه شمعى که نور پس مى داد، در اطرافش بود، شمع را داخل آن مى گذاشتند و بعد روشن مى کردند حال اگر باد مى وزید این شمع خاموش نمى شد. اما اگر شمعى بیرون بود، همین که نسیمى مى وزید، خاموش مى شد: زن شمع و این حجاب چون فانوس است روشنى همیشه شمع به فانوس است .
شمع اگر بخواهد روشن بماند، باید در این فانوس باشد و این فانوس براى حفظ نور و روشنایى اوست وزندان نیست .(104)
پر طاووس
طاووس تا وقتى که پر دارد زیبا و قشنگ است اگر پر طاووس را از او بگیرى و عریان بشود، چقدر زیبایى خود را از دست مى دهد. در حقیقت حجاب براى زن همانند پر براى طاووس است .(105)
پوشش براى شیر زن آگاه
چون پر بود که زینت طاووس است
ارزش چادر
مى دانید چادر یعنى چه ؟ درِ خانه شما چقدر ارزش دارد؟ بگو 100 هزار تومان حال اگر این در کنده بشود و یک شب بى در باشى ، چقدر ضرر دارد؟
چادر یعنى در خانه . 100 هزار تومان مى دهد، یک میلیون تومان حفظ کند.
دور خانه هایتان سیم و میله مى زنید، یعنى چند هزار تومان خرج مى کنید، اما صد برابرش را حفظ مى کنید، خارجى ها چادر ندارند پس خانه شان هم در ندارد البته دیوار هم ندارد.
هر که خواهد گو بیا و هر که خواهد گو برو.
شما دیده بودید که در آبادان ، انگلیسى ها آمده بودند آنجا خانه ساخته بودند. آنجا دیوار نکشیده بودند، گفتند: چرا نمى کشید؟ گفتند با دیوار فضاى خانه گرفته مى شود. باید خانه باز و دلباز باشد وهمه خانه ها مى شود یک خانه .
حال بیا و همه خانه ها را نگاه کن . زنها از خانه بیرون مى آمدند،! اما در معرض دید همه مردم ، آبادانیها که این طور نبودند، انگلیسى ها این ارمغان را براى ایشان آوردند. و الاّ اینها از غیورترین و جدّى ترین مردم بودند. اما مدتى با اینها معاشرت کردند و عوض شدند.
الان هم دارند زنده مى شوند و خودشان را دارند حفظ مى کنند و گذشته را جبران مى کنند چه شهیدهاى خوبى اینها در انقلاب دادند و چه صبر خوبى در دوران مهاجرت انجام دادند امّا این غم فسادى که اینها خوردند از معاشرت با انگلیسى ها بود.
شما مى دیدید خانواده هایى که وضع خوبى داشتند، رفتند اروپا و برگشتند و بى غیریت شدند.(106)
بخشنامه ضد حجاب
وزیر آموزش و پرورش رژیم گذشته منوچهر گنجى به دستور مسئولان رژیم بخشنامه زیر را براى اجراء به سراسر کشور صادر کرد
(23/8/2535 (1355 شمسى ) شماره 243/36 از دفتر خدمات محرمانه )
اداره کل آموزش و پرورش
طبق گزارشات رسیده ، مشاهده مى شود هنوز در جلسات امتحانات مدارس و در کلاسهاى درس دوشیزگان با چادر حضور پیدا مى کنند و با توجه به تحولات بنیادى که در عصر رستاخیز در کلیه شئون کشور بخصوص در زمینه آزادى زنان بعمل آمده اند لذا استفاده از چادر صرف نظر از اینکه با روح انقلاب سفید ایران سازگارى ندارد، از نشانه هاى عقب ماندگى زنان از کاروان ترقى و تمدن نیز به شمار مى رود.
دستور فرمائید مراقبتهاى لازم به عمل آید که در کلاسهاى درس و جلسات امتحانى دانش آموزان و بانوان بدون چادر و با لباس مناسب شرکت نمایند.
مدیر کل و رؤ ساى ادارات آموزشى و پرورشى مسئول اجراء این دستور مى باشند وصول بخشنامه و نتیجه اقدامات محوله را به دفتر حفاظت اعلام دارید.
وزیر آموزش و پرورش منوچهر گنجى
لازم به تذکر است که منوچهر گنجى از عناصر فرارى رژیم گذشته و از ضد انقلابیون مقیم خارج کشور است که اسناد ارتباطش با سیا و اخبار دریافت کمک وى از آمریکا در سالهاى گذشته منتشر شده است (ماهنامه صبح سال دوم شماره 66 ص 62 عین بخشنامه را گردآورى کرده است .
بخشنامه یادشده دو سال قبل از انقلاب صادر شده است و ملاحظه مى کنید که اگر انقلاب نشده بود رژیم منحوس چه فاجعه اى بوجود مى آورد.
چنانکه در سال 1355 نیز تصویب کردند که ضمن تعلیمات اجبارى ورود بانوان ، دانشجویان و دانش آموزان دختر باحجاب به مراکز آموزشى ممنوع است ، سوار کردن افراد با حجاب به قطار، هواپیما و ماشین هاى شرکت واحد ممنوع مى باشد و بلیط به آنها فروخته نمى شود فقط بانوان 60 سال به بالا مثتثنى هستند و نگارنده خود قبل از انقلاب در یکى از شهرهاى غرب کشور شاهد بودم که زنان بى حجاب را آنهم با وضع بسیار زننده اى در مدارس راهنمائى پسرانه بعنوان معلمین دینى منصوب کرده بودند و بارها مى دیدم که معلمین بى حجاب آرایش کرده در خیابانها راه افتاده و دانش آموزان را که همانند عروسک آنها را درست کرده بودند بدنبال خود مى گردانیدند.
خدا را شکر مى کنیم که با این انقلاب اسلامى ملّت ما بخصوص زنان و جوانان از آثار خانمانسوز نقشه هاى بیگانگان در امان ماندند و الحمدللّه .(107)
ارزشهاى گرانقدر حجاب
زن با حجاب و چادرى ، رضایت پروردگار را به دست مى آورد.
زن بد حجاب وبى حجاب سبب خشنودى شیطان مى شود.
حجاب مواظبت از گل میباشد.
جمال زن در جلال حجاب است .
زن با حجاب ، نزد شوهر محبوبتر است .
حجاب باعث آرامش روح است .
حجاب نشانه عدم کمبود و عدم حقارت نفس است .
حجاب ، باعث دوام بیشتر زندگى مى شود.
اضطراب در زنان با حجاب ، نسبت به بد حجابها کمتر است .
حجاب مصونیت است ، نه محدویت .
حجاب و چادر، نشانه عفاف زن است .
دختر با حجاب ، زودتر همسر مى یابد.
حجاب ، ارزش زن را بالا مى برد.
حجاب ، یعنى ، گسستن قیود اسارت نفس و رهایى از آن است .
فساد و سقط جنین در با حجابها کمتر است .
زن با حجاب ، مردان هرزه را در اهدافشان نا امید مى کند.
حجاب نشان دهنده حیا و پاکى روح و روان زن است .
زن با حجاب ، در تحصیل علم موفقتر است .
حجاب و تقوا، آدمى را بهشتى مى کند.
حجاب ، مانع ایجاد فرزندان نامشروع مى شود.
حجاب ، نشان د هنده استقلال در فرهنگ مذهبى و ملّى است .
چادر مشکى زن و حجاب او، تیر زهر آلودى برقلب شیطان بزرگ است .
حجاب ، خطرات اوباش و اراذل را از زن دور مى کند.
طلاق و فروپاشى زندگى در زنان با تقوا و با حجاب کمتر است .
زن محجّبه ، باعث عزت و سرافرازى خود و شوهرش است .
محجّب بودن ، یعنى ، خروج از ولایت شیطان و د خول در ولایت اللّه است .
زن با حجابش ، د شمنان را در اهدافشان که همان ضربه به اسلام است ، شکست مى دهد.
زن باحجابش ، رو ح شهدا را شاد مى کند و به جرگه پیروان واقعى شهدا مى پیونداند.
زن باحجاب ، حق شوهر را ضایع نمى کند و به او خیانت نمى ورزد.
چادر مشکى ، باعث غمگینى شیاطین و هرزگان و روشنى دل مؤ منان است .
حجاب زن ، نشانه غیرت پدر، برادر و شوهرش است .
حجاب ، مبیّن ایمان و اعتقاد زن به خداوند سبحان و روز قیامت است .
حجاب ، بیانگر شخصیت حقیقى زن است ، در حالى که بد حجاب اصالت و هویّت خود را از دست مى د هد.
زن چادرى و با حجاب ،مطیع خداست و زن بد حجاب ، مطیع شیاطین است .
زن محجّب ، شیطان را (در عملِ خود که همان فساد و انحراف است نا امید مى کند.
زن با حجاب ، باحجابش به قرآن شریف و ائمه (علیهم السلام ) و خون شهدا و....احترام مى گذارد، ولى بد حجاب به همه اینها کج دهنى مى کند.
دختران و زنان با حجاب ، از لحاظ روحى و اخلاقى سالمترند، در حالى که بد حجاب و بى حجاب با ناز و عشوه ... مى خواهد نقایص خود را جبران کند.
زن با حجاب ، باپوشش خود، آرایش و زینت را به شوهرش اختصاص مى دهد، ولى بد حجاب با عشوه و آرایش خود، مى خواهد محبوب همه باشد، نه شوهر خویش .
زن باحجاب ، همچون مروارید است در صدف که به شوهرش اختصاص دارد، ولى زن بد حجاب ، مانند جواهرات بدلى بدون پوشش هستند که در هر جا به چشم مى خورند.
زن با حجاب ، نخستین عشق و گوهر عفت خود را به شوهرش تقدیم مى دارد، ولى زن بى حجاب و بى تقوا، بعد از معاشرتهاى بسیار و در معرض نگاههاى مختلف قرار گرفتن ، شاید آخرین عشق خود را به شوهرش مى دهد.
زن به بفرموده حضرت على (ع): مانند گل خوشبو است .
حجاب باعث مى شود،زن لطافت و طبیعت خود رااز دست ندهد و مانند گلى شود که در دسترس همگان نیست و زود پژمرده نمى شود،ولى زن بى حجاب وبدحجاب ، مانند گلى است که در اماکن عمومى و پارکها قرار دارد و سریع لطافت و طبیعت خود را از دست مى دهد و باغبان که همان شوهر است ، اندک اندک به گل بى اعتنا مى شود.
زن محجوبه ، چون کمتر دیده مى شود، محبوب است و هر چه محبوب شد مطلوب است .(108)
توصیه چارلى چاپلین به دخترش
چارلى که در آوریل 1889 در لندن به دنیا آمد، یکى از کمدین هاى مشهور جهان است .
در نامه اى به دخترش مى گوید:

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
جنایت علیه میت
اگر انسان وصیت کند که پس از مرگ، از اعضایش جهت پیوند نیازمندان استفاده شود، قطع اعضاى او اقدام به وصیت است و مثل آن است که میت اقدام به قطع عضو کرده است، بنابراین جاى این توهم نیست که بر اقدام کننده، پرداخت دیه لازم است.
جواز گرفتن مال از استفاده کننده در برابر انتقال عضو، تابع کیفیت وصیت است و این غیر از لزوم دیه است.
اگر کسى بدون مجوز شرعى، به قطع عضو از میت اقدام کند، آیا مانند زمان حیات او دیه واجب مى شود؟ ظاهرا دیه واجب است، زیرا روایاتى در وجوب دیه براى وارد کردن جنایت بر میت وارد شده، بسان سخن امام صادق(ع) در صحیحه عبدالله بن سنان در باره مردى که سر میت را بریده بود:
علیه الدیة، لان حرمته میتا کحرمته و هو حی. این روایت بر ثبوت دیه به سبب بریدن سر میت تصریح دارد. از تعلیل استفاده مى شود که حکم دیه اختصاص به بریدن سر ندارد بلکه در همه جنایت هاى وارد بر میت جارى مى شود، زیرا سبب ثبوت دیه این است که خداوند براى مجنى علیه احترامى قرار داده که سبب وجوب پرداخت دیه مى شود و امام(ع) تصریح کرده که احترام انسان در حیات و ممات، همانند است. همان گونه که تعلیل در نص، مقتضى عموم حکم وجوب دیه در برخى جنایات است، مقتضى ثبوت حکم دیه در هر دو حالت (اراده مثله و اراده استفاده ازعضو براى پیوند) مى باشد، زیرا هر دو حالت مشترکند در این که احترام میت، مانع از جواز اقدام به بریدن عضو وى مى شود، چنان که مشترکند در این که مقتضى ثبوت دیه بر کسى است که بدون اجازه یا جانشین اجازه به بریدن عضو اقدام کند.
مؤید این روایات، روایات فراوانى است که دیه را غرامتى معرفى مى کنند که جنایتکار باید بپردازد. گویا دیه قیمت آن عضو است و عوض خسارت وارد بر وى و جبران کننده ضرر است. هر چه شارع به عنوان دیه یا ارش قرار داده، به عنوان غرامت و جبران عضوى است که قطع شده است .گویا دیه قیمتى است که شارع براى آن عضو قرار داده است.از آنجا که دیه در احیا و اموات، تشریع شده، در صورت اقدام به قطع عضو جهت پیوند، دیه ثابت مى شود ، زیرا دیه قیمت و عوض آن عضو است و در این جهت فرقى میان انگیزه هاى جنایت نیست. از جمله این روایات، صحیحه ابوبصیر از امام باقر(ع) است:
قضى امیر المؤمنین علیه السلام فی رجل قطع فرج امراة قال: اذن اغرمه لها نصف الدیة، امیرمؤمنان در باره مردى که آلت تناسلى زن خود را بریده بود حکم به پرداخت نصف دیه کرد.
در صحیحه عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) آمده است:
السن اذا ضربت انتظربها سنة، فان وقعت اغرم الضارب خمسمائة درهم، و ان لم تقع و اسودت اغرم ثلثی دیتها، اگر به دندان کسى ضربه وارد شود باید یکسال صبر کرد. اگر دندان افتاد ضربه زننده باید پانصد درهم غرامت بپردازد و اگردندان نیفتاد و سیاه شد باید یک سوم دیه را به عنوان غرامت بپردازد.
اخبارى که تعبیر به «غرامت» کرده مانند اخبارى که تعبیر به ارش کرده فراوانند و تایید آنها نسبت به اطلاق ادله ثبوت دیه در جنایت وارد بر میت به جهت استفاده در پیوند اعضا نیزروشن است و الله العالم.
مساله یازدهم: آیا استفاده از عضو مقطوع در حد یا قصاص، در پیوند اعضا جایز است؟ بر فرض جواز، شرط آن چیست؟
براى پاسخ به این پرسش، در مورد قصاص و حد، جداگانه بحث مى کنیم:
عضو بریده شده در قصاص در عضوى که به جهت قصاص بریده شده از دو جهت باید بحث کرد:
نخست: آیا شخص قصاص شده مى تواند عضوى را که به قصاص بریده شده، به بدن خود پیوند بزند؟ فقها این مساله را در فرع کسى که گوشش به قصاص بریده شده، آنگاه مجنئ علیه آن را به خود پیوند زده و خوب شده،مطرح کرده اند.
ظاهر کلمات فقها جایز نبودن این پیوند است مگر از صاحب آن اجازه بگیرد، بلکه صاحب سرائر بر این مطلب ادعاى اجماع و تواتر روایات کرده است. مرحوم صاحب ریاض در شرح مختصر النافع که عبارت متن و شرح از این قرار است گفته است:
اگر شخصى نرمه گوش شخص دیگر را ببرد و جنایتکار قصاص شود، آن گاه مجنئ علیه نرمه گوش قصاص شونده رابردارد و به محل نرمه گوش خود پیوند زند، جنایت کننده مى تواند آن را بکند. در تنقیح به صراحت براین مطلب ادعاى نفى خلاف شده... تنها در علت این حکم اختلاف است، برخى گفته اند: زیرا این دو عمل در زشتى مساویند - چنان که مصنف همین را ذکر کرده است - و برخى گفته اند: زیرا نرمه اى که پیوند زده شده میته است و نماز خواندن با آن صحیح نیست. تا آنجا که در کلمات فقها کاوش کردیم کسى را نیافتیم که فتوا به جواز داده باشد. بر عدم جواز دو دلیل ذکر کرده اند:
دلیل نخست: مقتضاى حق قصاص، عدم جواز است، زیرا جنایت کننده آن عضو را از مجنئ علیه جدا کرده، و مجنئ علیه حق دارد مثل همان عضو را از بدن جنایت کننده جدا کند، چنان که خداوند مى فرماید:
فمن اعتدى علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدى علیکم،هر کس به شما تجاوز کرد، مانند آن بر او تعدى کنید.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 30 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
حکومت جمهوری اسلامی ایران
جمهوری اسلامی ایران نام رسمی نظام حکومتی ایران است. برای تشکیل این حکومت در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ یک همه پرسی برگزار شد که ۹۸.۲٪ درصد شرکت کنندگان در همه پرسی با رای آری این نظام را تایید کردند.[۱]
جمهوری اسلامی نوعی نظام حکومتی است که علاوه بر ایران در سه کشور افغانستان، پاکستان و موریتانی نیز به عنوان نظام حاکم شناخته میشود. البته شایان ذکر است که بر پایه قانون اساسی هر یک از این کشورها، سازوکار اداره حکومت با یکدیگر تفاوتهایی دارد؛ مهمترین تفاوت موجود در نحوه حکومت جمهوری اسلامی ایران با دیگر نظامهای مشابه، وجود مقام ولایت مطلقه فقیه در راس هرم حکومت این کشور است.
پیدایش
اساس پیدایش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نظریه ولایت فقیه است.
نظریه ولایت فقیه
ولایت فقیه پایهٔ جمهوری اسلامی ایران است. به باور برخی شیعیان در زمان غیبت امام غایب، فقیه واجد شرایط به عنوان ولی فقیه انتخاب میشود که وظایف امام غایب در زمان غیبت را بر عهده دارد. نظریه ولایت مطلقه فقیه در سالهای اخیر توسط
3
روحالله خمینی مطرح شده و نظریات مشابهی نیز در آثار فقهای اقدم و فقهای قدیم و فقهای متأخر نیز موجود میباشد[۲] [۳]
۱۲ فروردین ۱۳۵۸
نوشتار اصلی: روز جمهوری اسلامی
در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ جمهوری اسلامی مورد همهپرسی قرار گرفت که ۹۸٫۲ درصد شرکتکنندگان به آن رای آری دادند و بدین ترتیب نظام حاکم بر ایران از شاهنشاهی به جمهوری اسلامی تغییر یافت.
قانون گذاری
مدتی بعد قانون اساسی جمهوری اسلامی به همه پرسی گذاشته شده و به تصویب رسید. این قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ مورد بازنگری قرار گرفت که موارد بازنگری نیز به همهپرسی گذارده شد.
در این نوع حکومت رهبر (ولی فقیه) بالاترین رکن نظام است که طبق قانون اساسی فرمانده کل قوا و ناظر سه قوه مجریه، مقننه و قضاییهاست. رئیس قوه مجریه رئیس جمهور است که با رای مستقیم مردم به فرد تایید صلاجیت شده شورای نگهبان قانون اساسی انتخاب میشود و مدت ریاست جمهوری او که باید از رجال سیاسی باشد ۴ سال است. یک فرد تنها میتواند برای ۲ دوره متوالی یعنی ۸ سال رئیس جمهور باشد. رئیس جمهور وظیفه عزل و نصب وزرا را دارد. برای نصب هر وزیر رئیس جمهور میبایست نام او را جهت اخذ رای صلاحیت نمایندگان مجلس به
3
مجلس شورای اسلامی بفرستد. همچنین انتخاب رؤسای سازمانهای زیر نظر نهاد ریاست جمهوری مانند معاون محیط زیست و ریاست بانک مرکزی از وظایف رئیس جمهور است. رئیس قوه مقننه یا قانون گذاری همان رئیس مجلس شورای اسلامی است که از میان نمایندگان مجلس با رای اعضا به صورت سالانه انتخاب میشود. مجلس شورای اسلامی دارای ۲۹۰ عضو است که اعضای آن از میان کسانی که شورای نگهبان آنها را تائید صلاحیت کرده، به وسیله مردم از راه انتخابات انتخاب میشوند و مدت نمایندگی آنها ۴ سال است. رئیس قوه قضاییه با حکم رهبر به مدت ۵ سال قابل تمدید عزل و نصب میشود و مسئولیت اداره قوه قضاییه و عزل و نصب روسای دادگستری استانها و ادارات ذیربط آن همچون دیوان عالی کشور و دادستانی کل کشور را به عهده دارد.
اصول حکومت جمهوری اسلامی ایران
5
برابر قانون اساسیی ایران، «اصول حکومت جمهوری اسلامی ایران بر پایه جمهوریت و اسلامیت بنا شدهاست، جمهوریت همان رای و اراده مردم در اداره برخی امور کشور است و اسلامیت یعنی مطابقت داشتن قوانین با دین اسلام.»[۴].
ساختار سیاسی
ساختار سیاسی ایران شامل اشخاص حقیقی و حقوقی زیر است. رهبر در راس هرم قدرت قرار دارد. پس از رهبر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه سه قوه قرار مجریه، قضائیه، مقننهاست.
رهبر
نوشتار اصلی: رهبر ایران
آیت الله علی خامنهای ،رهبر کنونی جمهوری اسلامی ایران
در جمهوری اسلامی بالاترین مقام رهبر (ولی فقیه) است که بدون رای مردم و توسط مجلس خبرگان انتخاب میشود.رهبر با نام ولایت مطلقه فقیه بالاترین رکن نظام، و بر پایه قانون اساسی فرمانده کل قوا، ناظر بر سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه و مسئول تعیین سیاستهای کلی نظام است. بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 35 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
جن کیست؟
تاریخچه
یکی از آفریده های خداوند متعال موجودی بنام جن است این موجود همانند انسان دارای تکلیف است و هدف از خلقت او همانند انسان عبادت و بندگی خداوند است. قرآن در سوره ذاریات آیه 56 می فرماید: جن موجودی است که از آتش آفریده شده است چنانچه قرآن در سوره الرحمان آیه 15 می فرماید: « و خلق الجان من مارج من نار»
اگرچه جن موجودی است که قدرت انجام کارهای استثنایی و فوق العاده را دارد ولی از نظر سازمان وجودی ضعیفتر از انسان است و تحت تسخیر اوست زیرا همین موجودات قوی در حکومت حضرت سلیمان پیامبر خداوند در تحت سلطه آن حضرت بودند و نیز پیامبری که از جنس انسان ها برای آنان برانگیخته شود پیامبر جنیان گفته می باشد.
امام معصوم علیه السلام که به اذن خداوند قدرت تصرف و هر چیزی را دارد و می تواند هر کاری را انجام دهد و هر چیزی را بداند، بر موجوداتی بنام جن نیز سلطه دارد و در تاریخ زندگانی ائمه علیه السلام موارد متعددی که آنان جنیان را استخدام کرده اند به چشم می خورد و یا خود جنیان برای انجام خدمت و کمک اعلام آمادگی نموده اند زیرا امام معصوم علیه السلام برای گروه جن نیز امام است و پرسش های دینی و مشکلات خود را با مراجعه به امام علیه السلام بر طرف می کنند
خلاصه گفتار آن که جنیان همدوش با انسان آفریده شده اند و در تکلیف و مواخذه و اختیار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوی بهشت و یا فرود افتادن در دوزخ یکسان هستند وابسته وجودشان از انسان ضعیف تر است همانطور که افراد خود انسان هم در قوت ضعف تفاوت دارند و همچنین انسان از جن قوی تر است بر این اساس
1
جن کیست؟
تاریخچه
یکی از آفریده های خداوند متعال موجودی بنام جن است این موجود همانند انسان دارای تکلیف است و هدف از خلقت او همانند انسان عبادت و بندگی خداوند است. قرآن در سوره ذاریات آیه 56 می فرماید: جن موجودی است که از آتش آفریده شده است چنانچه قرآن در سوره الرحمان آیه 15 می فرماید: « و خلق الجان من مارج من نار»
اگرچه جن موجودی است که قدرت انجام کارهای استثنایی و فوق العاده را دارد ولی از نظر سازمان وجودی ضعیفتر از انسان است و تحت تسخیر اوست زیرا همین موجودات قوی در حکومت حضرت سلیمان پیامبر خداوند در تحت سلطه آن حضرت بودند و نیز پیامبری که از جنس انسان ها برای آنان برانگیخته شود پیامبر جنیان گفته می باشد.
امام معصوم علیه السلام که به اذن خداوند قدرت تصرف و هر چیزی را دارد و می تواند هر کاری را انجام دهد و هر چیزی را بداند، بر موجوداتی بنام جن نیز سلطه دارد و در تاریخ زندگانی ائمه علیه السلام موارد متعددی که آنان جنیان را استخدام کرده اند به چشم می خورد و یا خود جنیان برای انجام خدمت و کمک اعلام آمادگی نموده اند زیرا امام معصوم علیه السلام برای گروه جن نیز امام است و پرسش های دینی و مشکلات خود را با مراجعه به امام علیه السلام بر طرف می کنند
خلاصه گفتار آن که جنیان همدوش با انسان آفریده شده اند و در تکلیف و مواخذه و اختیار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوی بهشت و یا فرود افتادن در دوزخ یکسان هستند وابسته وجودشان از انسان ضعیف تر است همانطور که افراد خود انسان هم در قوت ضعف تفاوت دارند و همچنین انسان از جن قوی تر است بر این اساس
1
جن کیست؟
تاریخچه
یکی از آفریده های خداوند متعال موجودی بنام جن است این موجود همانند انسان دارای تکلیف است و هدف از خلقت او همانند انسان عبادت و بندگی خداوند است. قرآن در سوره ذاریات آیه 56 می فرماید: جن موجودی است که از آتش آفریده شده است چنانچه قرآن در سوره الرحمان آیه 15 می فرماید: « و خلق الجان من مارج من نار»
اگرچه جن موجودی است که قدرت انجام کارهای استثنایی و فوق العاده را دارد ولی از نظر سازمان وجودی ضعیفتر از انسان است و تحت تسخیر اوست زیرا همین موجودات قوی در حکومت حضرت سلیمان پیامبر خداوند در تحت سلطه آن حضرت بودند و نیز پیامبری که از جنس انسان ها برای آنان برانگیخته شود پیامبر جنیان گفته می باشد.
امام معصوم علیه السلام که به اذن خداوند قدرت تصرف و هر چیزی را دارد و می تواند هر کاری را انجام دهد و هر چیزی را بداند، بر موجوداتی بنام جن نیز سلطه دارد و در تاریخ زندگانی ائمه علیه السلام موارد متعددی که آنان جنیان را استخدام کرده اند به چشم می خورد و یا خود جنیان برای انجام خدمت و کمک اعلام آمادگی نموده اند زیرا امام معصوم علیه السلام برای گروه جن نیز امام است و پرسش های دینی و مشکلات خود را با مراجعه به امام علیه السلام بر طرف می کنند
خلاصه گفتار آن که جنیان همدوش با انسان آفریده شده اند و در تکلیف و مواخذه و اختیار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوی بهشت و یا فرود افتادن در دوزخ یکسان هستند وابسته وجودشان از انسان ضعیف تر است همانطور که افراد خود انسان هم در قوت ضعف تفاوت دارند و همچنین انسان از جن قوی تر است بر این اساس
1
جن کیست؟
تاریخچه
یکی از آفریده های خداوند متعال موجودی بنام جن است این موجود همانند انسان دارای تکلیف است و هدف از خلقت او همانند انسان عبادت و بندگی خداوند است. قرآن در سوره ذاریات آیه 56 می فرماید: جن موجودی است که از آتش آفریده شده است چنانچه قرآن در سوره الرحمان آیه 15 می فرماید: « و خلق الجان من مارج من نار»
اگرچه جن موجودی است که قدرت انجام کارهای استثنایی و فوق العاده را دارد ولی از نظر سازمان وجودی ضعیفتر از انسان است و تحت تسخیر اوست زیرا همین موجودات قوی در حکومت حضرت سلیمان پیامبر خداوند در تحت سلطه آن حضرت بودند و نیز پیامبری که از جنس انسان ها برای آنان برانگیخته شود پیامبر جنیان گفته می باشد.
امام معصوم علیه السلام که به اذن خداوند قدرت تصرف و هر چیزی را دارد و می تواند هر کاری را انجام دهد و هر چیزی را بداند، بر موجوداتی بنام جن نیز سلطه دارد و در تاریخ زندگانی ائمه علیه السلام موارد متعددی که آنان جنیان را استخدام کرده اند به چشم می خورد و یا خود جنیان برای انجام خدمت و کمک اعلام آمادگی نموده اند زیرا امام معصوم علیه السلام برای گروه جن نیز امام است و پرسش های دینی و مشکلات خود را با مراجعه به امام علیه السلام بر طرف می کنند
خلاصه گفتار آن که جنیان همدوش با انسان آفریده شده اند و در تکلیف و مواخذه و اختیار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوی بهشت و یا فرود افتادن در دوزخ یکسان هستند وابسته وجودشان از انسان ضعیف تر است همانطور که افراد خود انسان هم در قوت ضعف تفاوت دارند و همچنین انسان از جن قوی تر است بر این اساس