
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 16 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر
جهش زایی آلودگی های مختلف هوایی (ذرات معلق)
جهش زایی ترکیبات آلی جدا شده (EOM) از ذرات معلق توسط آزمایشهای مختلفی از جمله کشت سالمونتلا، متد ترمیم DNA در سلول های کبد موش و آزمون میکرونوکلئوس در موش، مورد بررسی قرار گرفته است. ذرات معلق از 13 ناحیه شانگهای در تابستان 92 جمع آوری شدند. با جداسازی اسید باز، ترکیبات به سه جز اسیدی، بازی و خنثی تقسیم می شوند. جز خنثی، توسط کروماتوگرافی خود به سه زیر جزء تقسیم میشود. القای جهش های بازگشتی در نمونه های زمستان بیشتر از نمونه های تابستان بود. جهش زایی های مستقیم و غیرمستقیم مورد بررسی قرار گرفتند. موتاژنی با موش TA98 سالمونلا شناسایی می شود و نه با موش TA100. بیشترین میزان جهش زایی در جزهای اسیدی، آروماتیک و قطبی از نمونه های تابستانی مشاهده شدند. نمونههای زمستانی فرق مشخصی با نمونه های تابستانی نداشتند. رابطه ای بین پراش منطقهای EOMها بدست نمی آید ولی روابط زمانی و مکانی برای قوه جهش زایی ذرات معلق وجود دارد. تمامی روش های آزمایشگاهی به کار برده شده، در تمامی موارد پاسخ مثبت دادند.
3
مقدمه
شانگهای، یک شهر صنعتی در چین است که انواع کارخانجات مختلف در آن گردآورده اند. با آن که صنایع بزرگ و آلاینده به خارج شهر منتقل شده اند، ولی هنوز جمعیت و بالا بودن تعداد وسائط نقلیه، هوای این شهر را آلوده می سازد. در چند سال اخیر، سرطان ریه از مهم ترین عوامل مرگ و میر در هر دو جنس بوده است.
البته علت اصلی سرطان ریه، مصرف دخانیات اعلام شده است ولی با این حال باید به دو پرسش پاسخ دهیم. اول اینکه تنها 36% از تمام سرطانها و 21% از مرگ ها ناشی از مصرف سیگار است، پس سیگار آن قدرها هم مهم نیست و باید فاکتومهای دیگری نیز وجود داشته باشد. دوم اینکه نسبت سرطان ریه در مردها به زنها 3:1 است در حالیکه نسبت سیگار کشیدن 7:1 می باشد. این اختلاف نیز قائدتاً ناشی از عوامل محیطی است.
تاثیرات آلودگی های هوای شهری در شهرهای مختلفی بررسی شده است. طی این بررسی ها، بعضی از محققان موفق به نشان دادن توانایی این ذرات در جهش زایی شدند. مطالعات اپیدیمیولوژیکی، به طور گسترده در 50 سال گذشته نشان می دهند که آلودگی هوا یکی از عوامل افزایش تعداد ابتلا به سرطان ریه است. جهش زایی هوا در مناطق مختلف متفاوت است چرا که بافت آب و هوایی هر منطقه باعث تغییر در میزان آلودگی هوا می شود. در ضمن منابع آلودگی هوا نیز در شهرهای مختلف متفاوت است. تعدادی از تحقیقات در شهر شانگهای چین نشان دادند که ذرات معلق در هوا توانایی جهش زایی دارند ولی رابطه مستقیمی بین آلودگی هوا و سرطان ریه، نشان داده نشد. در این فصل، سعی در روشن کردن نوع تاثیرات آلودگی بر روی موجودات زنده داریم.
3
بسیاری از آلاینده های آلی که بر روی سطح ذرات معلق می نشینند به عنوان سرطان را شناخته شده اند یا حداقل مورد ظن هستند. برای تعیین توانایی ترکیبات مختلف در تولید جهش یا سرطان، نمونه های زیادی از مناطق مختلف این شهر تهیه شدند. این نمونه برداری ها یک بار در ژانویه 1992 و بار دیگر در آگوست 1993 تکرار شدند. تاثیرات آن ها در سه سطح جهش در ژنها، تخریب ترمیم DNA و تغییرات کروموزومی بررسی شدند.
لوازم و روشها
- نمونه گیری و استخراج ترکیبات آلی
نمونه های ذرات معلق توسط سمپلرهای با حجم بالا که مجهز به فیلترهای 20cm*20cm جمع آوری شدند.13 منطقه برای نمونه برداری انتخاب شد که مشخصات و محل آنها در جدول و شکل 1 نشان داده شده است. نمونه های متعلق به 13 منطقه در یک زمان تهیه شدند.
4
وزن خشک فیلترها، قبل و بعد از نمونه گیری تعیین شد، تا وزن ذرات معلق جذب شده تعیین شود. فیلترها تک تک شده و محتویات آنها توسط محلول نیمه قطبی دیکلرومتان (DCM) استخراج شد (سونیکاسیون به مدت 45 دقیقه). محلول استخراج شده، یک بار دیگر فیلتر شده و به دو بخش تقسیم شد. یک بخش حرارت داده شد تا خشک شود، سپس در حلال دی متیل سولفوکسید (DMSO) تا غلظت مناسب حلشد. بخش دیگر با جداسازی اسید باز به سه قسمت: اسید، باز وخنثی تقسیم شد. قسمت خنثی خود به زیر جزء تقسیم شد که زیرا اجزا برحسب قطبیت دسته بندی شده بودند. این قسمت بندی توسط XAD-2 دزین- سیلیکاژل (با نسبت 1:1) در ستون کروماتوگرافی انجام می شود. ستون با هگزان، بنزن و متانول پر شده بود تا ترکیبات آلیفاتیک، آروماتیک و قطبی از یکدیگر جدا شوند. این قسمتها نیز تمامی خشک شده و پس از اندازه گیری وزن در DMSO حل شدند.
- متد سالمونتلا/ میکروزوم در تعیین جهش زایی
در این روش ترکیبات مختلف در مجاورت سوشهای جهش یافته سالمونتلاتیفی موریم قرار می گیرند و هر چه تعداد جهش های بازگشتی و کلونی های رشد کرده بیشتر باشد، ترکیب جهش زاتر است. در این آزمایش سوشهای سالمونتلا

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 24 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
آموزش جهت یابی به روش های طبیعی (حرفه ای چریک)
یکی از اولین چیزهایی که هر فرد مدافع یا نظامی و چریک برای جنگیدن و حتی کوهنوردی و صحرا نوردی لازم است بداند جهت یابی در هر شرایطی است.
همانطور که بسیاری از شما جهت یابی را از طریق خورشید و جهت سایه و ستارگان در دبیرستان در درس آمادگی دفاعی فرا می گیرید پس از روی آن ها رد شده و برای شما شیوه های بسیار خاص و نادر جهت یابی در شرایط خاص را قرار می دهم که حتی بعضی از آن ها به کماندوها و نیروهای ویژه آموزش داده نمی شود و دانستن آن بسیار مفید خواهد بود.
بهتر است بدانید هوا همیشه آفتابی نیست و شب ها هم همیشه نور ستارگان را در اختیار ندارید. به امید قطب نما هم نباشید چون وسیله ای است خراب شدنی و بهترین کار یاد گرفتن جهت یابی است.
بهترین روش جهت یابی آشنایی با اقلیم منطقه و بادهای فصلی منطقه درگیری است. مثلا برای جنگی که فرضا با اشرار بلوچستان در گرفته اگر سربازی راهش را گم کند در فصل تابستان می تواند به راحتی جهت یابی کند بدین گونه که در آن منطقه بادهای گرم و خشک همیشه در فصل تابستان از جنوب شرقی به شمال غربی میوزند. تنها این نکته را به خاطر داشته باشید که در مناطق پر از گودال و کوهستانی ممکن است جهت باد در سطح زمین خلاف جهت باد باشد. پس همیشه در مورد بادهای دائمی در منطقه ای که هستید اطلاعات کسب کنید.
یکی دیگر از روش های جهت یابی که به کماندوها آموزش داده می شود جهت یابی از روی لانه مورچه هاست. مورچه های بزرگ بیابان معروف به مورچه خاکی یا خر مورچه یا مورچه گاز گیر ( در لحجه های مختلف ) می توانند بسیار مفید باشند. با تعقیب کردن یکی از آن ها تا لانه شان بروید و ورودی آن را پیدا کنید. لانه این مورچه ها سوراخ شان اکثرا رو به شمال است. یعنی متمایل به شمال است. علت آن هم نتابیدن مستقیم نور آفتاب به داخل لونه شان است.
2
روش بعدی شناسایی پوشش گیاهی تپه هاست. به تپه ها نگاه کنیدو سمتی که به طرف جنوب است خشکتر و کم گیاه تر از سمتی است که رو به شمال است. ( در دشت های ایران ) ممکن است در ابتدا فکر کنید غیر ممکن است اما با علم به این مسئله اگر به تپه ها و کوه ها نگاه کنید متوجه خواهید شد. اگر در بیابان هستید و پوشش گیاهی وجود ندارد می توانید از آفتاب جهت یابی کنید اما اگر هوا ابری شده ( به تازگی ) و می خواهید جهت یابی کنید با پیدا کردن یک تپه پر شیب در جهت های مختلف روی خاک شیب دست بگذارید و حرارت آن را بسنجید و تمام اطراف تپه را نه به صورت پیوسته...بلکه به صورت 180 درجه امتحان کنید ( ابتدا دست بگذارید سپس در سمت مقابل این کار را امتحان کنید ) نحوه جهت یابی به این صورت است که در تپه های پر شیب طرفی که رو به شمال است خاکش خنک تر از طرفی است که رو به جنوب است.
روش بعدی بسیار نادر است اما با اینحال در وضعیتی ممکن است ناچار باشید. اگر زنبوری دیدید به حرکت آن دقت کنید. اگر مسنقیم پرواز می کرد بدانید یا به سمت لانه می رود یا به سمت گل. اما اگر در محیطی پروازی رقص مانند به نمایش می گذاشت ( دور از لانه ) در حرکت آن دقیق شوید. زنبورهای در جستجوی گل در حرکات مارپیچی خود برای مدتی به سمت شمال پرواز می کنند ( چند ثانیه ) بعد ناگهان چند دور دور خود می چرخند و حرکت نا منظمی را آغاز می کنند و بعد از مدتی ناگهان رو به شمال می کنند و مدتی مستقیم به سمت شمال می روند و این کار را پیاپی انجام می دهند.
3
روش دیگر از روی شناسایی پرنده های مهاجر است. در دشت های مرکزی ایران به طور معمول در بهار اکثر پرنده ها از جنوب به شمال و در پاییز از شمال به جنوب پرواز می کنند ( در دسته های چند تایی )
روش بعدی هم بسیار نادر است و آن جفت گیری سمندر هاست. اکثر سمندر ها در حین جفت گیری در روز معمولا رو به جنوب با هم جفت گیری می کنند اما به خوبی این نکته هم قید شده که این روش اصلا قابل اطمینان نیست.
اگر سوسک مصری دیدید که گلوله ای از پهن خشک را می غلتاند و با خود می برد اگر دو سوسک بودند بدانید که ( در ایران ) به سمت غرب می روند اما اگر یک سوسک بود ممکن است به هر جهتی برود.
روش دیگر از روی لانه مورچه های سرخ است. اگر لانه ای از مورچه های سرخ پیدا کردید به جهت سوراخ آن اعتماد نکنید بلکه لانه را بدون تخریب قسمت های زیرین بکنید. اگر توانستید حفره ای را که لاروهای مورچه قرمز در آن نگهداری می شوند پیدا کنید به فاصله 50 سانت اطراف آن را کنده و سعی کنید دومین محل نگهداری لارو ها را پیدا کنید. اگر هر دو محل متعلق به 1 لانه باشند محل این 2 قسمت نگهداری لارو ها در امتداد شمال جنوب است. یعنی اگر خطی را بین 2 محل نگهداری رسم کنید آن خط امتداد شمال جنوب را نشان می دهد.
روش بعدی چشیدن خاک است. اگر توانستید مسیری باقی مانده از یک جریان قدیمی آب مانند نهر یا جوب خشک شده ای را در روی یک شیب پیدا کنید ( در بیابان ) اگر خاک پایین شیب آن شور تر از خاک بالای شیب بود بدانید که شیب به سمت جنوب است. اما اگر شورتر نبود دلیل بر به سمت شمال بودن شیب نیست.
4
در شب یک مار صحرایی را دنبال کنید. ( بسیار مواظب باشید به آن نزدیک نشوید چون هم خطرناک است و هم اگر نزدیک شوید تغییر جهت داده تا حمله یا فرار کند ). اگر اثر مانده بر شن ناشی از حرکت آن که مانند زیگزاگ است نا متقارن بوده و شیب زیگزاگ های یک طرف ( راست ) از زیگزاگ های چپ بیشتر بود بدانید مار به سمت شرق ( طلوع آفتاب بعدی ) حرکت می کرده است. اما اگر زیگزاگ حرکت آن منظم بود می تواند به هر جهتی باشد
جهت یابی با استفاده از درختان
خم بودن تنه ی درختان جنگل به یک جهت جنوب را به ما نشان می دهد (سمت کوژ جنوب را نشان میدهد )این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد.
خزه زدن و یا پوسیده بودن یک طرف از اکثر درختان جنگل جهت شمال را به ما نشان می دهد (سمت خزه زده شمال است .این روش بسیار تقریبی است و به هیچ عنوان جنبه عمومی ندارد)
اگر جایی باشیم که کنده ی درخت بریده شده وجود داشته باشد می توان بکمک حلقه های سنی درخت جهت یابی کرد؛ بطوریکه آن سمت از درخت که حلقه های سنی آن تداخل بیشتری با هم دارند شمال را نشان می دهد .
اگر مقطع درخت بریدهشدهاى را نگاه کنید، تعدادى دوایر هم مرکز را مشاهده خواهید کرد. که هر یک از آنها نشان یکسال عمر درخت میباشد. درختى که بطور دائم آفتاب به تنهاش بتابد، دایرههاى نشاندهنده عمر آن درخت در یک سمت به هم نزدیکتر شده و در سمت دیگر از هم دور خواهند بود. سمتى که دوایرش از هم دورتر هستند، سمت جنوب است (بعلت تابش زیاد آفتاب و رشد بیشتر آن) و سمتى که دوایرش بهم نزدیکترند، سمت شمال میباشد. لازم به یادآورى است که در نیمکره جنوبى سمتها عکس این

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 39 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
بین جهانبینى و علم اخلاق تاثیر و تاثر متقابل وجود دارد; زیرا از یک سواخلاقیات (علم اخلاق) مانند منطقیات، طبیعیات و ریاضیات از علوم جزئىاست و زیر پوشش «علم کلى» (جهانبینى) قرار دارد; چون این علم موضوعخود راکهنفس و قواى آن است اثبات مىکند (1) ، چنانکه بخشى از اینها را همعلوم طبیعى اثبات مىکند، و از سوى دیگر علم اخلاق نیز درباره جهانبینىاظهار نظر مىکند; به این معنا که در علم اخلاق، ثابت مىشود جهانبینى توحیدى، خیر، ملایم با روح و امرى ارزشى و کمال روح است ولىجهانبینى الحادى، شر، زیانبار و قبیح است و براى روح پیامد ناگوارى دربر دارد.
در علم اخلاق، علوم نافع از علوم غیرنافع شناخته مىشود. پیغمبر اکرمصلى الله علیه و آله و سلم به ذات اقدس اله پناه مىبرد و مىفرماید: «اعوذ بک من علم لا ینفع، وقلب لا یخشع، ونفس لا تشبع» چون علوم از نظر نفع و ضرر به چند قسم تقسیم مىشود، بعضى از علمها نافعند و بعضى نه; بعضى از علوم مانند علوم الحادى، نه تنها نافع نیستند بلکه ضرر هم دارند و بعضى از علوم نه نافع هستند و نه ضار، مانند تاریخ بعضى از اقوام جاهلى که هیچ نکته آموزندهاى در دانستن آن وجود ندارد و هیچ اثر فقهى هم بر آن مترتب نیست.
البته برخى از بخشهاى علم تاریخ و نسب، فواید فراوانى دارد و از علوم نافع به شمار مىآید اما آشنایى با قواعد علمى مربوط به انساب و تاریخ اقوامى که آثار علمى یا صنعتى و هنرى از خود به یادگار نگذاشتند، صرف بیهوده عمر و اتلاف وقت است و مصداق علمى است که رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و امام هفتم (علیهالسلام) در باره آن فرمودهاند: «لا یضر من جهله ولا ینفع من علمه» .
بعضى از علوم فى نفسه نافعند ولى چون به مرحله عمل ننشستهاند علم نافع به شمار نمىآیند و این همان است که در بیان حضرت على (علیه السلام) آمده: «لا تجعلوا علمکم جهلا ویقینکم شکا اذا علمتم فاعملوا واذا تیقنتم فاقدموا» و نیز مىفرماید: «رب عالم قد قتله جهله وعلمه معه لا ینفعه» . بعضى از دانشمندان در عین حال که عالمند، جاهلند. چون عاقل نیستند کشته جهلند و علم آنان به حالشان نافع نیست. کسى که علم را براى مقامهاى دنیا، جلب
1. مراد از «علم کلى» که عهدهدار اثبات موضوع علم اخلاق و سایر علوم جزئى است همان فلسفه نظرى است که متکفل هستىشناسى و شناختحقایق (جهانبینى) است و از آن به «علم اعلى» نیز تعبیر مىشود.
3
توجه و احترام مردم و یا برخوردارى از زرق و برق بیشتر طلب کند، خود را ارزان مىفروشد. او عالم است ولى عاقل نیست. و دیگران که راه دنیا را طى کردهاند، بیشتر و بهتر از این شخص، حطام دنیا را فراهم کردهاند و از آن لذت مىبرند. پس این گونه از علوم هم علوم غیر نافع به شمار مىآید.
نیز حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه «همام» در وصف متقیان مىفرماید: «ووقفوا اسماعهم على العلم النافع لهم» و این تنها در باره سامعه نیستبلکه در مورد سایر اعضا هم هست، یعنى جز به علم نافع، به چیز دیگرى گوش نمىدهند; به این معنا که الفاظ آن را مىشنوند و معانى را ادراک مىکنند ولى وقتى سودمند نبودن آن را ببینند رها مىکنند; مثلا، درسوره «زمر» مىفرماید: «فبشر عباد× الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» آنان، نخست اقوال و مکاتب گوناگون را مىشنوند و سپس تشخیص مىدهند که کدام زیانبار و کدام نافع است و آنگاه به آنچه نافع است دل مىسپارند و گوش مىدهند. گوش فرادادن یعنى اطاعت کردن و پذیرش.
قرآن کریم در این زمینه مىفرماید: «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فى اصحاب السعیر» یعنى اگر گوش شنوا مىداشتیم و اطاعت مىکردیم از اصحاب آتش نبودیم. بنابراین، علم اخلاق گرچه جزو علوم جزئى به شمار مىآید ولى در باره کلىترین علم، اظهار نظر مىکند و مىگوید فراگیرى این علم، نافع است، توحید براى نفس خیر و شرک براى آن شر است.
مسئله توحید و شرک، جزو جهان بینى و مسائل الهى به شمار مىآید و در علم کلى مطرح است ولى مسئله پذیرش توحید یا شرک را علم اخلاق بر عهده مىگیرد و جایگاه علم اخلاق از نظر اشراف بر همه علوم و مسائل، جایگاه بلندى است.
در بحثهاى آینده کاملا روشن مىشود که هدف نهایى نبوت، نیل انسان متعالى به لقاء الله استبه طورى که نه ملاقات کننده و نه اصل ملاقات ملحوظ باشد و نه مقصود، بلکه تنها خداوند که ملاقات مىشود، مشهود و مقصود باشد، و به تعبیر دیگر، رهنمود نبوت در ارائه روش روشن و هدف آشکار خلاصه مىشود و آن روش، مجاهدت و این هدف، مشاهدت است، به طورى که نه اصل جهاد اکبر، که راه است مقصود خواهد بود; زیرا جهاد وسیله است نه هدف; و نه اصل شهود، مطلوب بالذات است; زیرا آنچه مطلوب ذاتى است مشهود است نه شهود و نه شاهد، چون سالک واصل فانى، نه فناى خود را مىنگرد و نه خود را که فانى است مىبیند و پژوهش مىکند و مىطلبد بلکه فقط ذات بىکران الهى را که مشهود است مىنگرد و دیگر هیچ. این مطلب در طلیعه این کتاب سنگ زیربناى همه مطالب بعدى است; زیرا اخلاق الهى بر پایه وحدت پىریزى شده و با دستمایه توحید، که اساس و محور جهانبینى اسلامى است، استقرار مىیابد و لازم توحید به نحو اجمال همین است که بازگو شد و به نحو تفصیل در جاى جاى متن کتاب به لطف الهى خواهد آمد.
3
4
اکنون باید بررسى شود، اخلاق با تاثیر شگرفى که در تغییر حقیقت انسان و سازندگى او دارد، از کجا مایه مىگیرد؟
انسان، حقیقتى متفکر و مختار است و معلوم است که امر اعتبارى نمىتواند حقیقتى خارجى را بسازد; ولى امر اعتبارى با واسطههایى از امر حقیقى اخذ مىشود; امر اعتبارى براى پیدایش حقایق اعتبارى، زمینه مىشود; یعنى همان طور که حوادث جهان، که امور حقیقى و تکوینى است، در گیاهان، حیوانات و نباتات مؤثر است و هر کدام کار خود را طبق حوادث خارج، تنظیم مىکنند، انسان هم کارهاى خود را طبق حوادث خارج، تنظیم مىکند، وامور اعتبارى وى منشا حقیقى و تکوینى دارد.
بایدها و نبایدهاى اخلاقى
از آن جا که انسان موجودى ادراکى است و کارهاى خود را با اختیار و اراده انجاممىدهد تا آن جا که مىفهمد آنها را بر اساس «باید» و «نباید» تنظیم مىکند;اما آن جا که ادراک ندارد خود را آزاد مىپندارد; مثلا مىگوید من در هواىسرد باید لباس ضخیم بپوشم تا سرما نخورم و در هواى گرم باید لباسنازکبپوشم تا از گرما آسیب نبینم چنانکه در گرسنگى و سیرى این چنین است.
انسان در فصول گوناگون، تصمیمهاى مختلفى مىگیرد و بایدها و نبایدهاىگوناگونى دارد، حتى در شبانه روز نیز بایدها و نبایدهاى گوناگونى دارد;زیرا حوادث یکسان نیست; مثلا گاهى، وقت کار و گاهى وقت استراحت است. این بایدها و نبایدها از کیفیتبرخورد انسان با حوادث، پیدا مىشود; بهعبارت دیگر، انسان بایدها و نبایدها را بر اساس روابطى که بین خود و جهانتکوین مىبیند تنظیم مىکند. این که مىگوید: «من باید این کار را انجامبدهم»، خود وظیفه و توصیه اخلاقى است; اما وقتى مىگوید: «من اگر این کار را بکنم، چنین اثرى دارد و اگر آن کار را نکنم، آن اثر را ندارد» کار اخلاقى نیست.
بیمارى و درمان جان و تن
به عنوان مثال، پزشک دوگونه دستور و بیان دارد: یکى از آن جهت که پزشک است، راهنمایى پزشکى مىکند و دیگر از آن جهت که انسانى آموزنده است، دستورهاى ارشادگونه دارد.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 39 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
بین جهانبینى و علم اخلاق تاثیر و تاثر متقابل وجود دارد; زیرا از یک سواخلاقیات (علم اخلاق) مانند منطقیات، طبیعیات و ریاضیات از علوم جزئىاست و زیر پوشش «علم کلى» (جهانبینى) قرار دارد; چون این علم موضوعخود راکهنفس و قواى آن است اثبات مىکند (1) ، چنانکه بخشى از اینها را همعلوم طبیعى اثبات مىکند، و از سوى دیگر علم اخلاق نیز درباره جهانبینىاظهار نظر مىکند; به این معنا که در علم اخلاق، ثابت مىشود جهانبینى توحیدى، خیر، ملایم با روح و امرى ارزشى و کمال روح است ولىجهانبینى الحادى، شر، زیانبار و قبیح است و براى روح پیامد ناگوارى دربر دارد.
در علم اخلاق، علوم نافع از علوم غیرنافع شناخته مىشود. پیغمبر اکرمصلى الله علیه و آله و سلم به ذات اقدس اله پناه مىبرد و مىفرماید: «اعوذ بک من علم لا ینفع، وقلب لا یخشع، ونفس لا تشبع» چون علوم از نظر نفع و ضرر به چند قسم تقسیم مىشود، بعضى از علمها نافعند و بعضى نه; بعضى از علوم مانند علوم الحادى، نه تنها نافع نیستند بلکه ضرر هم دارند و بعضى از علوم نه نافع هستند و نه ضار، مانند تاریخ بعضى از اقوام جاهلى که هیچ نکته آموزندهاى در دانستن آن وجود ندارد و هیچ اثر فقهى هم بر آن مترتب نیست.
البته برخى از بخشهاى علم تاریخ و نسب، فواید فراوانى دارد و از علوم نافع به شمار مىآید اما آشنایى با قواعد علمى مربوط به انساب و تاریخ اقوامى که آثار علمى یا صنعتى و هنرى از خود به یادگار نگذاشتند، صرف بیهوده عمر و اتلاف وقت است و مصداق علمى است که رسول خداصلى الله علیه و آله و سلم و امام هفتم (علیهالسلام) در باره آن فرمودهاند: «لا یضر من جهله ولا ینفع من علمه» .
بعضى از علوم فى نفسه نافعند ولى چون به مرحله عمل ننشستهاند علم نافع به شمار نمىآیند و این همان است که در بیان حضرت على (علیه السلام) آمده: «لا تجعلوا علمکم جهلا ویقینکم شکا اذا علمتم فاعملوا واذا تیقنتم فاقدموا» و نیز مىفرماید: «رب عالم قد قتله جهله وعلمه معه لا ینفعه» . بعضى از دانشمندان در عین حال که عالمند، جاهلند. چون عاقل نیستند کشته جهلند و علم آنان به حالشان نافع نیست. کسى که علم را براى مقامهاى دنیا، جلب
1. مراد از «علم کلى» که عهدهدار اثبات موضوع علم اخلاق و سایر علوم جزئى است همان فلسفه نظرى است که متکفل هستىشناسى و شناختحقایق (جهانبینى) است و از آن به «علم اعلى» نیز تعبیر مىشود.
3
توجه و احترام مردم و یا برخوردارى از زرق و برق بیشتر طلب کند، خود را ارزان مىفروشد. او عالم است ولى عاقل نیست. و دیگران که راه دنیا را طى کردهاند، بیشتر و بهتر از این شخص، حطام دنیا را فراهم کردهاند و از آن لذت مىبرند. پس این گونه از علوم هم علوم غیر نافع به شمار مىآید.
نیز حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در خطبه «همام» در وصف متقیان مىفرماید: «ووقفوا اسماعهم على العلم النافع لهم» و این تنها در باره سامعه نیستبلکه در مورد سایر اعضا هم هست، یعنى جز به علم نافع، به چیز دیگرى گوش نمىدهند; به این معنا که الفاظ آن را مىشنوند و معانى را ادراک مىکنند ولى وقتى سودمند نبودن آن را ببینند رها مىکنند; مثلا، درسوره «زمر» مىفرماید: «فبشر عباد× الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» آنان، نخست اقوال و مکاتب گوناگون را مىشنوند و سپس تشخیص مىدهند که کدام زیانبار و کدام نافع است و آنگاه به آنچه نافع است دل مىسپارند و گوش مىدهند. گوش فرادادن یعنى اطاعت کردن و پذیرش.
قرآن کریم در این زمینه مىفرماید: «لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فى اصحاب السعیر» یعنى اگر گوش شنوا مىداشتیم و اطاعت مىکردیم از اصحاب آتش نبودیم. بنابراین، علم اخلاق گرچه جزو علوم جزئى به شمار مىآید ولى در باره کلىترین علم، اظهار نظر مىکند و مىگوید فراگیرى این علم، نافع است، توحید براى نفس خیر و شرک براى آن شر است.
مسئله توحید و شرک، جزو جهان بینى و مسائل الهى به شمار مىآید و در علم کلى مطرح است ولى مسئله پذیرش توحید یا شرک را علم اخلاق بر عهده مىگیرد و جایگاه علم اخلاق از نظر اشراف بر همه علوم و مسائل، جایگاه بلندى است.
در بحثهاى آینده کاملا روشن مىشود که هدف نهایى نبوت، نیل انسان متعالى به لقاء الله استبه طورى که نه ملاقات کننده و نه اصل ملاقات ملحوظ باشد و نه مقصود، بلکه تنها خداوند که ملاقات مىشود، مشهود و مقصود باشد، و به تعبیر دیگر، رهنمود نبوت در ارائه روش روشن و هدف آشکار خلاصه مىشود و آن روش، مجاهدت و این هدف، مشاهدت است، به طورى که نه اصل جهاد اکبر، که راه است مقصود خواهد بود; زیرا جهاد وسیله است نه هدف; و نه اصل شهود، مطلوب بالذات است; زیرا آنچه مطلوب ذاتى است مشهود است نه شهود و نه شاهد، چون سالک واصل فانى، نه فناى خود را مىنگرد و نه خود را که فانى است مىبیند و پژوهش مىکند و مىطلبد بلکه فقط ذات بىکران الهى را که مشهود است مىنگرد و دیگر هیچ. این مطلب در طلیعه این کتاب سنگ زیربناى همه مطالب بعدى است; زیرا اخلاق الهى بر پایه وحدت پىریزى شده و با دستمایه توحید، که اساس و محور جهانبینى اسلامى است، استقرار مىیابد و لازم توحید به نحو اجمال همین است که بازگو شد و به نحو تفصیل در جاى جاى متن کتاب به لطف الهى خواهد آمد.
3
4
اکنون باید بررسى شود، اخلاق با تاثیر شگرفى که در تغییر حقیقت انسان و سازندگى او دارد، از کجا مایه مىگیرد؟
انسان، حقیقتى متفکر و مختار است و معلوم است که امر اعتبارى نمىتواند حقیقتى خارجى را بسازد; ولى امر اعتبارى با واسطههایى از امر حقیقى اخذ مىشود; امر اعتبارى براى پیدایش حقایق اعتبارى، زمینه مىشود; یعنى همان طور که حوادث جهان، که امور حقیقى و تکوینى است، در گیاهان، حیوانات و نباتات مؤثر است و هر کدام کار خود را طبق حوادث خارج، تنظیم مىکنند، انسان هم کارهاى خود را طبق حوادث خارج، تنظیم مىکند، وامور اعتبارى وى منشا حقیقى و تکوینى دارد.
بایدها و نبایدهاى اخلاقى
از آن جا که انسان موجودى ادراکى است و کارهاى خود را با اختیار و اراده انجاممىدهد تا آن جا که مىفهمد آنها را بر اساس «باید» و «نباید» تنظیم مىکند;اما آن جا که ادراک ندارد خود را آزاد مىپندارد; مثلا مىگوید من در هواىسرد باید لباس ضخیم بپوشم تا سرما نخورم و در هواى گرم باید لباسنازکبپوشم تا از گرما آسیب نبینم چنانکه در گرسنگى و سیرى این چنین است.
انسان در فصول گوناگون، تصمیمهاى مختلفى مىگیرد و بایدها و نبایدهاىگوناگونى دارد، حتى در شبانه روز نیز بایدها و نبایدهاى گوناگونى دارد;زیرا حوادث یکسان نیست; مثلا گاهى، وقت کار و گاهى وقت استراحت است. این بایدها و نبایدها از کیفیتبرخورد انسان با حوادث، پیدا مىشود; بهعبارت دیگر، انسان بایدها و نبایدها را بر اساس روابطى که بین خود و جهانتکوین مىبیند تنظیم مىکند. این که مىگوید: «من باید این کار را انجامبدهم»، خود وظیفه و توصیه اخلاقى است; اما وقتى مىگوید: «من اگر این کار را بکنم، چنین اثرى دارد و اگر آن کار را نکنم، آن اثر را ندارد» کار اخلاقى نیست.
بیمارى و درمان جان و تن
به عنوان مثال، پزشک دوگونه دستور و بیان دارد: یکى از آن جهت که پزشک است، راهنمایى پزشکى مىکند و دیگر از آن جهت که انسانى آموزنده است، دستورهاى ارشادگونه دارد.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 165 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
1
تقدیم به پدر و مادری که مهربان ترینند .
سلام به شما که معنای وسیع عطوفتید و راز جاری اشک ، شما که نامتان امید زیستن است و لبخندتان مرهمی برای زخمهای کهنه ام ، بوسه می نهم به دستان پر از مهر و محبت و پر رنج شما و تقدیم می کنم گلهای سرخ باغ عشق را به شما که تندیس عشق ، گنجینه مهر و مظهر محبتید . سوگند به خداوندگار زمین و آسمانها و سوگند به تابندگی دلهای شما با تمام وجود دوستتان داریم .
1
1
تقدیم به پدر و مادری که مهربان ترینند .
سلام به شما که معنای وسیع عطوفتید و راز جاری اشک ، شما که نامتان امید زیستن است و لبخندتان مرهمی برای زخمهای کهنه ام ، بوسه می نهم به دستان پر از مهر و محبت و پر رنج شما و تقدیم می کنم گلهای سرخ باغ عشق را به شما که تندیس عشق ، گنجینه مهر و مظهر محبتید . سوگند به خداوندگار زمین و آسمانها و سوگند به تابندگی دلهای شما با تمام وجود دوستتان داریم .
1
1
تقدیم به پدر و مادری که مهربان ترینند .
سلام به شما که معنای وسیع عطوفتید و راز جاری اشک ، شما که نامتان امید زیستن است و لبخندتان مرهمی برای زخمهای کهنه ام ، بوسه می نهم به دستان پر از مهر و محبت و پر رنج شما و تقدیم می کنم گلهای سرخ باغ عشق را به شما که تندیس عشق ، گنجینه مهر و مظهر محبتید . سوگند به خداوندگار زمین و آسمانها و سوگند به تابندگی دلهای شما با تمام وجود دوستتان داریم .
1
1
تقدیم به پدر و مادری که مهربان ترینند .
سلام به شما که معنای وسیع عطوفتید و راز جاری اشک ، شما که نامتان امید زیستن است و لبخندتان مرهمی برای زخمهای کهنه ام ، بوسه می نهم به دستان پر از مهر و محبت و پر رنج شما و تقدیم می کنم گلهای سرخ باغ عشق را به شما که تندیس عشق ، گنجینه مهر و مظهر محبتید . سوگند به خداوندگار زمین و آسمانها و سوگند به تابندگی دلهای شما با تمام وجود دوستتان داریم .