
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 20 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
جهانیشدن و امنیت ملی
منبع: ماهنامه زمانه شماره30
3
چکیده:
جهانیشدن فارغ از آنکه یک پروژه باشد یا پروسه، پدیدهای است که صرفنظر از عناصر اختیاری و کنترلشده آن، از برخی وجوه کاملا تحمیلی برخوردار است که حتی قدرتهای بزرگ را به تمکین وامیدارد و این مساله از آنجا ناشی میشود که پدیده جهانیشدن هنوز در کلیت خود برای هیچکس روشن نشده است. گریز مداوم جهانیشدن از کالبدشکافی محققانه و تنوع ادبیاتی موضوع جهانیشدن که ابهامات و تضادهای فراوانی را بر آن تحمیل کردهاست، دستیابی به یک تعریف و نظریه دقیق و روشن را ناممکن ساخته و آن را چونان پدیدهای نمایان میسازد که تا زمان تحقق کامل اساسا قابل شناخت نباشد.
اما بههرحال بسیاری از کشورهای جهان تکلیف خود را با این پدیده معین کردهاند و سهم خود را در بازیگری یا بازیگردانی در محیط آن معلوم ساختهاند. جهانیشدن هرچه باشد و هرموقع که تحقق یابد، مانند بسیاری دیگر از پدیدارهای تمدن بشری دارای وجوه منفعتبار و زیانبار خواهد بود و نرمی و زبری در آن آمیخته است. بنابراین توجه به اصل پدیده جهانیشدن تنها یک طرف معادله است، طرف دیگر آنکه میتواند صغری یا کبرای استدلال ما برای تایید یا نفی آن باشد، همانا منافع و امنیت ملی است.
3
نهتنها ما بلکه همه کشورهای جهان در حال سبکسنگیننمودن و توزین و تبیین جهانیشدن در قبال خود هستند و باتوجه به امکانات و شرایط ژئوپلیتیک خود، در حال پذیرفتن یا واگذارکردن نقشهای بازی در این صحنهاند. کشورهایی چون ایران که دارای امتیازات منطقهای عمدهای هستند بهطور ویژهای در معرض وجوه گستردهتری از منافع یا مضرات جهانیشدن واقع میشوند و تقریبا قادر به انزواگزینی یا جداسازی خود از سیطره جهانیسازی نخواهند بود. اما با بهکارگیری اندیشههای کاملا مطالعهشده و محققانه و با اتخاذ رویههای مدبرانه و هوشمندانه در رهبری و مدیریت کلان، میتوان در بهحداقلرساندن مضرات و بهحداکثررساندن منافع آن موثر بود.
جهانیشدن فرصتهای بیشماری را فراهم میکند، همچنانکه فرصتها و اختیارات بسیاری را نیز با خود میبرد؛ اما استفاده درست و بهموقع از فرصتهای بهدستآمده میتواند زیانهای ناشی از اختیارات و فرصتهای تلفشده را حتی تا چندبرابر جبران کند.
5
این امر بستگی زیادی به تحول مثبت در دیدگاه نظری ما نسبت به جهانیشدن و نیز پیدایش نوعی مدیریت هوشمندانه در سطوح کلان سیاستگذاری ملی و منطقهای خواهد داشت. آنچه را که ما تحت عنوان امنیت ملی و اعتلای فرهنگی جستجو میکنیم و هماکنون در معرض آسیبهای جدی پدیده جهانیشدن قرار گرفته است، موضوع اساسی برای همه کشورهای جهان از جمله کشورهای قدرتمند صنعتی غرب میباشد. ای بسا کشورهایی چون ایران با دستیابی به نظریهای اصولی و کارشناسانه درباب جهانیشدن بتوانند آینده این پدیده را از آن خود کنند و حتی بیشتر از غربیها منافع آن را کسب نمایند. مقاله زیر را ملاحظه فرمائید.
امنیت ملی کشورها تحت تاثیر متغیرهای بینالمللی و منطقهای که کانونهای بحران محسوب میشوند همواره مورد تهدید قرار دارد. هرچه بر دامنه گسترش جهانیشدن و ابعاد آن افزوده میشود، کشورهایی که در معرض آسیبپذیری بیشتری قرار دارند، این تهدیدات را در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با شدت هرچهبیشتری دریافت میکنند؛ بنابراین لازم است که درخصوص پدیده جهانیشدن به مثابه تهدیدی برای امنیت ملی کشورها، بررسی کارشناسی صورت گیرد. این مساله سوالات بسیاری را برمیانگیزد که برخی از این سوالات به ماهیت جهانیشدن و ابعاد آن مربوط میشود که در این مقاله، متغیر مستقل، فرضیه

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 29 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
موضوع تحقیق :
جهانی شدن وتعلیم و تربیت
بسم الله الرحمن الرحیم
مفهوم شناسی جهانی شدن :
روند تحولات در قرن بیستم در دهه 1970 میلادی وارد مرحله جدیدی شد و در اواسط دهه 1980 تقریباً در تمامی زمینه ها نشان خود را برجای گذاشت. در دهه 1980 برای اشاره به این دگرگونی ها مفاهیمی چون جامعه صنعتی و فرامدرن ( پست مدرن ) به کار می رفت ، اما در دهه 1990 میلادی مفهوم جهانی شدن رایج گردید و به مفهوم مسلط در دوران معاصر تبدیل شد . به گونه ای که امروزه همه چیز با رجوع به این مفهوم مورد بررسی و تجزیه وتحلیل قرار می گیرد . در ظاهر امر ،جهانی شدن یعنی ره سپردن تمامی جوامع به سوی جهانی وحدت یافته که در آن همه چیز در سطح جهانی مطرح و نگریسته می شود . اما در واقع ، جهانی شدن به معنای آزادی مطلق کسب و کار ، برداشته شدن تمامی موانع برای جریان یافتن سهل و آسان سرمایه و نفوذ آن در تمامی عرصه ها و حرکت روان اطلاعات ، امور مالیه ، خدمات و بالاخره تداخل فرهنگ ها آنهم به سوی یکسان شدگی و یکدستی است که تمامی این امور در مقیاس جهانی رخ می دهد. ( ایران زاده ، 1380 : ص 16 ) .
در علم معانی بیان جهانی شدن فرایند کوتاه کردن فاصله ها ، تغییر در تجارب زمانی و ارائه امور با ماهیت جهانی است.« 59.P.2000RIZVI » به عبارت دیگر هر گونه رویداد فنی ، روانشناختی ، اجتماعی ، اقتصادی یا سیاسی که گستردگی منافع و رویه ها را ورای قلمروهای جا افتاده تقویت نماید هم منشأ و هم مبین فرایند های جهانی شدن است . ( صادقی ، 1380 : ص 43). که با این ملاحظات می توان جهانی شدن را از واژه هایی چون یکپارچگی جهان ، عمومیت ، غربی سازی و محلی کردن متمایز دانست ( اختری ، 1380 :ص 124) .
جهانی شدن ، مرزها و هویت ها را کم رنگ تر می کند ، به مردم ، کالا ها ، اطلاعات ، عادت ها ، هنجارها و نهاد ها توجه می کند . و به مرزها اجازه جابجایی می دهد . از آنجا که نمی توان مرزهای نفوذ ناپذیری در مقابل اشاعه اندیشه ها و کالا ها ایجاد کرد . بنابر این جهانی شدن در بلند مدت به هر حال استیلا خواهد یافت ، پویش های مرز گشای جهانی شدن دقیقاً به این دلیل بارز تر میشود که طی دهه های گذشته گسترش فراوان امکانات ، منافع و بازار ها زمینه بالقوه رواج عالم گیر آنها را فراهم ساخته است . انقلاب کشاورزی و بعد از آن دگرگونی های عصر صنعتی و فرا صنعتی در شمار منافع اصلی تقویت کننده فرآیند جهانی شدن هستند .
شکی نیست که وجه اصلی جهانی شدن و آنچه مایه موافقت و مخالفت هاست وجه اقتصادی آن است و از این رو بجا است که ابتدا با سرچشمه های اقتصادی آن آشنا شویم . جهانی شدن در واقع بخشی از فرایند تاریخی تکامل اجتماعی است و به زعم عدهای ناشی از ماهیت و ذات رشد سرمایه ، تلاش برای بقاءو کسب بازارهای جدید و سودآور و نیاز به صدور سرمایه از بازار های اشباع شده به بازار های بکر و بالقوه می باشد . که این انتقال سرمایه تبعات مثبت و منفی بسیاری برای کشورهای عقب مانده و درحال توسعه دارد ، به طور کلی میتوان گفت مبنای اقتصادی جهانی شدن نئولیبرالیسم اقتصادی است .(قاسمی،1382:ص53.)
جهانی شدن جنبه های واضح سیاسی هم دارد.جهانی شدن در بعد سیاسی باعث رشد عملکرد های فرا ملی،رشد محلات و شهرهای جهانی که عملکرد های جهانی را ایجاد می کند،کاهش اثر ابزارهای سیاسی حکومت،کاهش اقتدار حکومت وبطور کلی پیدایش فضای سیاسی جدیداست .در بعد فرهنگی واجتماعی که عمده ترین وجه تعارض و تقابل در فرایند جهانی شدن است مهاجرت و فرار مغز ها افزایش می یابد که این عامل باعث تغییر شکل جمعیت شناختی کشور های جهان می شود .البته جهانی شدن فرهنگ اصطلاح تأویل پذیری است که از آن تعبیراتی متفاوتی ارائه شده است . یعنی میان کسانی که به مساله جهانی شدن
فرهنگ پرداخته اند اتفاق نظر وجود ندارد عده ای آنرا پدیده ای محتوم دانسته و نظر داده اند که دیر یا زود باید در برابر ان سر تسلیم فرود آورد و پذیرای آن شد برخی دیگر گفته اند جوامع در قبول یا ردآن آزادند و اختیار دارند که درباره آن تصمیم بگیرند.
آنهایی که جهانی شدن را امری جبری دانسته اند اظهار داشته اند که جهانی شدن به اقتضای تحولات اقتصادی،سیاسی،علمی و گسترش ارتباطات در عصر حاضر رخ نموده است و کشور ها لارجم باید خود را با آن هماهنگ سازد براساس چنین برداشتی باید پذیرفت که فرهنگی خاص ،سلطه خود را بر اخلاق،هنر،اقتصاد،سیاست ونیز رفتارهای فردی و جمعی انسان ها اعمال خواهد کرد وجهان سرانجام صاحب فرهنگی یکسان خواهد شد.اما کسانی که از جهانی شدن تفسیری سلطه جویانه ندارد بر این باورند که جهانی شدن به معنی سیطره یک فرهنگ خاص برجهان نیست بلکه چون انسانهاهمگی عضو جامعه جهانی هستنند ،باید به مسائلی که جامعه جهانی با ان دست به گریبان است بیاندیشند و برای رفع تنگنا ها و دشواریهایی که بشریت با آن روبروست همکاری کنند اینان ضمن قبول کثرت گرایی فرهنگی به عنوان یک واقعیت،گفتگوی میان تمدن ها ،تفاهم فرهنگی ،دستیابی به ارزشهای مشترک ،احترام متقابل،مشارکت بین المللی ونیز شکیبایی را تجویز می کنند در همین زمینه عده ای گفته اند که شکل گیری فرهنگ جهانی به افول اضمحال فرهنگ های ملی و منطقه ای نمی انجامد.زیرا فرهنگ های بومی دارای نظام ارزشی قدرتمندی هستند و فرهنگ جهانی نمی تواند این فرهنگها را در خود هضم کند اگر فرهنگی درحال افول است علت آن به ضعف درونی آن فرهنگ مربوط می شود تا به ظهور یک فرهنگ جهانی (محسن پور،1381).به هر ترتیب جهانی شدن در بعد فرهنگی دارای تاثیرات بسیار مهمی است که هر جامعه و فرهنگی جهت حفظ و ارتقای خود در میان سایر فرهنگ ها باید آنها را شناخته تا بتواند از جهانی شدن به عنوان یک فرصت بهره گیرد .از جمله این اثرات می توان به رشد تفاهمات بین المللی،افزایش ارتباطات و اطلاعات در سطح جهانی،کمرنگ شدن اثرات فرهنگ بومی و افزایش تاثیر فرهنگهای غیر بومی و افزایش تاثیر فرهنگهای غیر

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
جهانی شدن یا جهانی سازی؟
چکیده
جهانی شدن پدیده نوظهوری نیست بلکه فرایندی است که همگام با افزایش
آگاهی انسان نسبت به خود و محیط طبیعی و اجتماعی، از آغاز تاریخ
وجود داشته است. از جنگ جهانی دوم به بعد با رشد تجارت جهانی،
افزایش تحرک سرمایه در سطح بین المللی، مهاجرت نیروی کار و
کــاهش موانع تجاری براساس قراردادهای بین المللی، شکل دیگر و
سرعت بیشتر پیدا کرد. در سالهای اخیر هم با سرعت فزاینده دانش و
فناوری و فروپاشی ابرقدرت شرق و پایان دوران جنگ سرد، شتاب بی
سابقه ای گرفته است.
رشد تجارت جهانی در سالهای 1950 تا 1994 و فزونی چشمگیر آن بر
رشد تولید جهانی، واحدهای تولیدی کشورها را به بخشی از شبکه جهانی
تولید وتجارت تبدیل کرده است. در چنین اقتصادی نظام سرمایه داری
برای تضمین فروش مازاد تولید خود به بازاری نیازمند است که پیـــوسته
درحال گسترش باشد و درنهایت گستره ای به وسعت تمام گیتی پیدا کند.
دراین جریان، کشورهای توسعه یافته از برتری فناوری و از نفوذ خود
در سازمانهای مالی بین المللی و شرکتهای عظیم فراملیتی سودجسته و
شیوه تولید، مناسبات تولیدی، چگونگی بهره برداری از امکانات و منابع
در کشورهای جهان سوم را به سود خود سازمان دهی و جریان امور را
به بستر منافع و مطامع خود هدایت می کنند. در این مقاله، بخشی از این
ترفندها و بازیگریها موردبررسی قرار گرفته است.
مقدمه
جهانی شدن یا جهانی سازی؟
چکیده
جهانی شدن پدیده نوظهوری نیست بلکه فرایندی است که همگام با افزایش
آگاهی انسان نسبت به خود و محیط طبیعی و اجتماعی، از آغاز تاریخ
وجود داشته است. از جنگ جهانی دوم به بعد با رشد تجارت جهانی،
افزایش تحرک سرمایه در سطح بین المللی، مهاجرت نیروی کار و
کــاهش موانع تجاری براساس قراردادهای بین المللی، شکل دیگر و
سرعت بیشتر پیدا کرد. در سالهای اخیر هم با سرعت فزاینده دانش و
فناوری و فروپاشی ابرقدرت شرق و پایان دوران جنگ سرد، شتاب بی
سابقه ای گرفته است.
رشد تجارت جهانی در سالهای 1950 تا 1994 و فزونی چشمگیر آن بر
رشد تولید جهانی، واحدهای تولیدی کشورها را به بخشی از شبکه جهانی
تولید وتجارت تبدیل کرده است. در چنین اقتصادی نظام سرمایه داری
برای تضمین فروش مازاد تولید خود به بازاری نیازمند است که پیـــوسته
درحال گسترش باشد و درنهایت گستره ای به وسعت تمام گیتی پیدا کند.
دراین جریان، کشورهای توسعه یافته از برتری فناوری و از نفوذ خود
در سازمانهای مالی بین المللی و شرکتهای عظیم فراملیتی سودجسته و
شیوه تولید، مناسبات تولیدی، چگونگی بهره برداری از امکانات و منابع
در کشورهای جهان سوم را به سود خود سازمان دهی و جریان امور را
به بستر منافع و مطامع خود هدایت می کنند. در این مقاله، بخشی از این
ترفندها و بازیگریها موردبررسی قرار گرفته است.
مقدمه
واژه GLOBALIZATION را گاهی به جهانی شدن و زمانی به
جهانی سازی ترجمه می کنند. با نگرشی سطحی ممکن است این دو
اصطلاح مترادف به نظر آیند، اما این دو ترجمه به لحاظ بار معنائی و
واقعیت کاربردی و ابزاری که منعکس می کنند با هم تفاوت دارند. در
بـرگردان اول یعنی جهانی شدن، القای نوعی اراده و اختیــار مورد نظر
است و می خواهد این پیام را به خواننده منتقل کند که جهانی شدن،
واقعیتی است ملموس و ضرورتی است گریزناپذیر که هر جامعه اگر
خواهان رفاه شهروندانش باشد، چاره ندارد جز اینکه خود را با این
جریان نیرومند، ضروری و مفید به حال کشورها و به حال جامعه
بشری، سازگار کند و باطیب خاطر و اراده آزاد به مقتضیات آن گردن نهد.
در برگردان دوم یعنی جهانی سازی، سعی بر این است که به واقعیت
دیگری اشاره شود و آن اینکه: جهانی سازی طرحی است که توسط
کشورهای ثروتمند و قدرتمند دنیا و در راس آنها آمریکا، تدوین شده و
منظور از آن ادامه سلطه اقتصادی، سیاسی و نظامی بر دیگر کشورهای
عالم است. آمریکا از مدتها قبل از فروپاشی شوروی، سودای رهبری دنیا
و دستیابی بیشتر به منابع کشورهای دیگر به ویژه کشورهای جهان سوم
را در سر داشته است.
ریچارد نیکسون رئیس جمهور سابق آمریکا در پی رسوایی واترگیت مجبور به استعفا شد. نیکسون پس از این حادثه مدتی انزوا پیشه کرد. در
دوران انزوا و پس از آن حدود 10 جلد کتاب نوشت و تجارب سالیان
دراز تصدی پست های گوناگونش از جمله پست ریاست جمهوری را در
اختیار هموطنانش و در معرض قضاوت و تفسیر جهانیان قرار داد. در
یکی از این کتابها تحت عنوان فراسوی صلح یا برتر از صلح که برخی
صاحب نظران آن را وصیت نامه سیاسی نیکسون می نامند، دیدگاههای
خود را در مورد اینکه آمریکا چگونه می تواند رهبری خود را بر جهان
تحمیل کند آورده است.
طبیعت سرمایه داری
سرمایه داری نظامی است گسترش طلب که همه شیوه های تولید پیش از
خود را نابود می کند. این سخن تکرار فشرده ای است از تاریخ بشر در
دو سه قرن اخیر. اما واقعیت این است که طی 30 سال گذشته، کارکرد
نظام سرمایه داری دستخوش تحولات بنیادی بوده است. از جمله این
تحولات؛ تحمیل نیازهای کاذب بر شهروندان جوامع و گرفتارشدن آنها
در گرداب مخوف مصارف لوکس و غیرضروری است. آلودگی محیط
زیست و معضلات اجتماعی و اقتصادی فراوان دیگر از پیامدهای
ظرفیت مازاد تولید و عدم تعادل طبیعی در بازار عرضه و تقاضای
واقعی است.
رقابت در اقتصاد امروز موجب کاهش سود بنگاههای تولیدی شده و این
موسسات برای برگشت سرمایه اولیه شان دچار مشکل هستند. نجات
سرمایه این بنگاهها از خطر نابودی مستلـزم این است که بـــــازار
فروش فرآورده های شان از رشد کافی برخوردار باشد تا از طریق بهره
گیری از حداکثر ظرفیت تولید، فرآورده های بیشتری روانه بازار و آن
را به پول تبدیل کنند، بازار فروشی که رشد چشمگیر داشته و به گونه ای
مناسب جهانی شده باشد. در چنین بازاری اگرچه سود حاصل از قیمت
فروش هر واحد تولید نسبتاً ناچیز است اما با فروش بیشتر، سود حاصل
می تواند قابل توجه باشد. در این بازارها نه فقط رقابت بر سر قیمت
اهمیت بیشتـری پیدا کرده بلکـه گونه های تـازه تری از رقابت پدید آمده

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 37 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
وضعیت خودروسازان قبل و پس از عضویت در سازمان تجارت جهانی
رشد صنعت و فشار رقابت در بازار خودرو ایران
چکیده
سازمان تجارت جهانی (WTO) به عنوان یکی از 118 مولفه جامعه موج سوم(1)، و همچنین تحولات پارادایمی در صنایع خودروسازی جهانی که در آستانه ورود به قرن دوم حیات خود است، استراتژیکترین چالشها، برای خودروسازان نوپای منطقهای به ویژه شرکتهای خودروساز ایرانی به حساب میآیند. این مقاله گزیدههای مطالعهای را ارایه میدهد که الزامات بسترسازی در زیرساختهای رقابتی صنایع خودروسازی ایران جهت ورود به سازمان تجارت جهانی مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روششناسی SD اوضاع رقابتی شرکت ایران خودرو (به عنوان پایلوت جهت به کارگیری نتایج حاصل از تحقیق) برای زمانهای قبل از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی و در مقایسه با سایر رقبای داخلی، مدلسازی شده و سپس با اعمال دو سناریو به مدل، مبنی براینکه اگر بسترسازیهای لازم جهت ورود ایران به مذاکرات دو یا چند جانبه این سازمان در بخش صنعت خودرو صورت بپذیرد و یا نپذیرد، چالشهای (قطعی) و فرصتهای (احتمالی) پیش روی شرکت ایران خودرو (در حوزه خرد) و بخش صنعت خودرو (در حوزه کلان) پس از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، و با حضور رقبای خارجی در بازار داخل، چه خواهد بود؟ در نهایت سیاستهای بهینه مبنی بر اینکه آیا بسترسازی در زیرساختهای رقابتی بخش صنعت خودرو لازم است یاخیر- به ورودی مدل اعمال شده، و مورد آزمون و بررسی قرار میگیرد.
وضعیت خودروسازان قبل و پس از عضویت در سازمان تجارت جهانی
رشد صنعت و فشار رقابت در بازار خودرو ایران
چکیده
سازمان تجارت جهانی (WTO) به عنوان یکی از 118 مولفه جامعه موج سوم(1)، و همچنین تحولات پارادایمی در صنایع خودروسازی جهانی که در آستانه ورود به قرن دوم حیات خود است، استراتژیکترین چالشها، برای خودروسازان نوپای منطقهای به ویژه شرکتهای خودروساز ایرانی به حساب میآیند. این مقاله گزیدههای مطالعهای را ارایه میدهد که الزامات بسترسازی در زیرساختهای رقابتی صنایع خودروسازی ایران جهت ورود به سازمان تجارت جهانی مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روششناسی SD اوضاع رقابتی شرکت ایران خودرو (به عنوان پایلوت جهت به کارگیری نتایج حاصل از تحقیق) برای زمانهای قبل از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی و در مقایسه با سایر رقبای داخلی، مدلسازی شده و سپس با اعمال دو سناریو به مدل، مبنی براینکه اگر بسترسازیهای لازم جهت ورود ایران به مذاکرات دو یا چند جانبه این سازمان در بخش صنعت خودرو صورت بپذیرد و یا نپذیرد، چالشهای (قطعی) و فرصتهای (احتمالی) پیش روی شرکت ایران خودرو (در حوزه خرد) و بخش صنعت خودرو (در حوزه کلان) پس از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، و با حضور رقبای خارجی در بازار داخل، چه خواهد بود؟ در نهایت سیاستهای بهینه مبنی بر اینکه آیا بسترسازی در زیرساختهای رقابتی بخش صنعت خودرو لازم است یاخیر- به ورودی مدل اعمال شده، و مورد آزمون و بررسی قرار میگیرد.
وضعیت خودروسازان قبل و پس از عضویت در سازمان تجارت جهانی
رشد صنعت و فشار رقابت در بازار خودرو ایران
چکیده
سازمان تجارت جهانی (WTO) به عنوان یکی از 118 مولفه جامعه موج سوم(1)، و همچنین تحولات پارادایمی در صنایع خودروسازی جهانی که در آستانه ورود به قرن دوم حیات خود است، استراتژیکترین چالشها، برای خودروسازان نوپای منطقهای به ویژه شرکتهای خودروساز ایرانی به حساب میآیند. این مقاله گزیدههای مطالعهای را ارایه میدهد که الزامات بسترسازی در زیرساختهای رقابتی صنایع خودروسازی ایران جهت ورود به سازمان تجارت جهانی مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روششناسی SD اوضاع رقابتی شرکت ایران خودرو (به عنوان پایلوت جهت به کارگیری نتایج حاصل از تحقیق) برای زمانهای قبل از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی و در مقایسه با سایر رقبای داخلی، مدلسازی شده و سپس با اعمال دو سناریو به مدل، مبنی براینکه اگر بسترسازیهای لازم جهت ورود ایران به مذاکرات دو یا چند جانبه این سازمان در بخش صنعت خودرو صورت بپذیرد و یا نپذیرد، چالشهای (قطعی) و فرصتهای (احتمالی) پیش روی شرکت ایران خودرو (در حوزه خرد) و بخش صنعت خودرو (در حوزه کلان) پس از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، و با حضور رقبای خارجی در بازار داخل، چه خواهد بود؟ در نهایت سیاستهای بهینه مبنی بر اینکه آیا بسترسازی در زیرساختهای رقابتی بخش صنعت خودرو لازم است یاخیر- به ورودی مدل اعمال شده، و مورد آزمون و بررسی قرار میگیرد.
وضعیت خودروسازان قبل و پس از عضویت در سازمان تجارت جهانی
رشد صنعت و فشار رقابت در بازار خودرو ایران
چکیده
سازمان تجارت جهانی (WTO) به عنوان یکی از 118 مولفه جامعه موج سوم(1)، و همچنین تحولات پارادایمی در صنایع خودروسازی جهانی که در آستانه ورود به قرن دوم حیات خود است، استراتژیکترین چالشها، برای خودروسازان نوپای منطقهای به ویژه شرکتهای خودروساز ایرانی به حساب میآیند. این مقاله گزیدههای مطالعهای را ارایه میدهد که الزامات بسترسازی در زیرساختهای رقابتی صنایع خودروسازی ایران جهت ورود به سازمان تجارت جهانی مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روششناسی SD اوضاع رقابتی شرکت ایران خودرو (به عنوان پایلوت جهت به کارگیری نتایج حاصل از تحقیق) برای زمانهای قبل از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی و در مقایسه با سایر رقبای داخلی، مدلسازی شده و سپس با اعمال دو سناریو به مدل، مبنی براینکه اگر بسترسازیهای لازم جهت ورود ایران به مذاکرات دو یا چند جانبه این سازمان در بخش صنعت خودرو صورت بپذیرد و یا نپذیرد، چالشهای (قطعی) و فرصتهای (احتمالی) پیش روی شرکت ایران خودرو (در حوزه خرد) و بخش صنعت خودرو (در حوزه کلان) پس از پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی، و با حضور رقبای خارجی در بازار داخل، چه خواهد بود؟ در نهایت سیاستهای بهینه مبنی بر اینکه آیا بسترسازی در زیرساختهای رقابتی بخش صنعت خودرو لازم است یاخیر- به ورودی مدل اعمال شده، و مورد آزمون و بررسی قرار میگیرد.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
موضوع تحقیق:
جهانی شدن و ارتباطات دینی
جهانی شدن و ارتباطات دینی؛ رسانه های سنتی و مدرن
مقدمه
نقش سنت با ظهور نوگرایی و جوامع مدرن بدون شک تغییراتی یافته و برخی وجوه آن تحت تاثیر شرایط جدیدجهانی قرار گرفته است. تعیین این دگرگونیها بسته به خصوصیات فرهنگی هر جامعه متفاوت می باشد ، اما نمیتوان گفت که لزوماً این تحولات سبب تضعیف سنت شد.
پدیده جهانی شدن را باید دارای پیشینه تاریخی طولانی در حیات بشری و تعالیم ادیان الهی بدانیم ، اما مشخصههای جهانشمولی برای گونه قدیمی آن با مشخصههای امروزین آن دارای تفاوتهای اساسی است.آشکارترین مشخصه امروزین جهانی شدن را در سرعت گیجکننده تحولات جدید، فراگیری و همه جانبه بودن مبادلات ،تنوع ابعاد موضوع و فرآیند پیچیده این پدیده میتوان قلمداد نمود
همچنین در میان انواع نگرشهای جدید به این موضوع قدیم، نگرشهای مبتنی بر تکامل صنعت و مدرنیسم در ادبیات بحث غلبه چشمگیری یافته و در میان دستاوردهای مختلف اجتماعی مدرنیته گسترش ورشد شتابان فنآوریهای ارتباطی نقش بیبدیلی در تسریع جهان داشتهاند. رشد چشمگیر فنآوریهای ارتباطی همچون ماهوارهها ،شبکههای رایانهای ، ریز کامپیوترها ، کابلهای نوری و چند رسانهایها و رسانههای متعامل اسباب تبادل سریع اطلاعات را در گستره جهانی مهیا ساخته است. فاصلههای زمانی ومکانی در نوردیده شده و جهان روز به روز کوچک و بهم فشردهتر از قبل مینمایاند.
بر این اساس، برخی تا آنجا پیش رفته اند که در تحلیل علتها و معلولهای واقعیتهای حاضر جامعه جهانی به ابعاد ارتباطی موضوع بسنده کرده اند.([3]) بدون تردید تحلیل ارتباطگرای جهانی شدن فارغ از توجه به زیست محیط فرهنگی و تاثیرات بحث برانگیز آن نمیتواند فرآیند پیچیده واقعیت مذکور را تبیین نماید. از این رو ، محور توجه این نوشتار ، بعد فرهنگ و ارتباطات جهانی شدن خواهد بود.
سنتها در جریان جهانی شدن
برخی صاحبنظران جهانی شدن را با سنت زدایی از فرهنگ ها همراه می دانند وآن را فرآیندی میشمارند که در مسیر انحلال مختصات فرهنگی جوامع بهنفع نظم جهانی فرهنگی نوین حرکت نموده است . از جمله آنتونی گیدنز پیشبینی میکند که در چنین فرآیندی تاریخ محلی و فرهنگ ملی یا محو شود یا از نو ابداع گردد([4]).
اما آنگاه که در عصر حضور و سلطه وسایل ارتباط جمعی و شکلگیری غولهای رسانهای جهانی، واقعهای بزرگ و شگرف بدون اتکا به این دستاوردهای دنیای مدرن تحقق یافت و حتّی در برابر هجوم ارتباطی و اطلاعاتی رسانههای جدید ایستادگی کرد و محصول سالها تلاش و برنامه
یزی دست اندرکاران آنها را یکباره بر هم زد، ذهن بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی و ارتباطی متوجه واقعیتی فراموش شده یعنی قدرت سنت وارتباطات سنّتی گردید و ناکارآمدی الگوهای نوسازی و توسعه غربی در کشورهای در حال توسعه را به اثبات رسانید.
انقلاب اسلامی ایران، بار دیگر نقش رسانه های سنّتی را در اطلاع رسانی، بسیج افکار عمومی و تأثیرگذاری عمیق بر رفتارهای جامعه به معرض نمایش گذارد و علاوه بر آن جایگاه ویژه رسانههای سنّتی دینی را در معادلات نوین مربوط به جهان اسلام وارد نمود.
اورت راجرز در کتاب " تکنولوژی ارتباطات: رسانههای جدید در جامعه" در سال 1986 یعنی، پس از گذشت هفت سال از رخداد انقلاب اسلامی ایران، بیان میکند که رژیم شاه علیرغم در اختیار داشتن رسانههای فراگیر نوشتاری و الکترونیک نتوانست در برابر شبکه ارتباطات سنّتی ایستادگی کند. وی سپس میافزاید " درسی که کشورهای جهان سوم باید از انقلاب ایران بگیرند، این است که اهمیت بیشتری به کانالهای بین فردی به رسانههای این چنین کوچک بدهند".([5]) الوین تافلر نیز معتقد است که امام خمینی رسانه موج اول یعنی موعظههای شفاهی و چهره به چهره روحانیون را با تکنولوژی موج سوم یعنی نوارهای صوتی و دستگاههای ساده تکثیر تلفیق کرد.([6])
حضور برجسته نظامهای سنتی در جهان امروز، خیزشهای مردمی در برابر تأثیرات زندگی مدرن و جنبشهای دینی به ویژه در دنیای اسلام با اتکا بر ارتباطات سنتی از نمونههای حیات سنت در دنیای مدرن است. انقلاب اسلامی نشان داد که راه دنیای معاصر یکطرفه نیست و گذار از جامعه سنتی به مدرن را نباید مترادف سنت زدایی دانست. شرایط پیچیده جامعه جهانی امروز سوالات متعددی را حتی برای مدافعان سینه چاک نوگرایی کلاسیک پیش آورده است: آیا تحقق نوگرایی با زوال نقش سنت در زندگی اجتماعی همراه بوده است؟ رسانهها چه نقشی در دگرگونی اشکال سنتی فرهنگ ایفا کرده اند؟ آیا نقش آنها فقط تضعیف کننده و مخرب بوده است؟ تعامل ارتباطات سنتی و ارتباطات جمعی نوین در فرآیند جهانی شدن چگونه تعریف می شود؟ نقش و جایگاه مذهب به عنوان یکی از سنتهای اجتماعی در مدل ارتباطات جهانی معاصر چیست؟ و این که الگوی ارتباطات سنتی ـ مدرن اسلامی با رعایت کدام اصول امکان پذیر میشود؟ و. ..
شاید گام نخست در پاسخ به چنین پرسشهایی، تصحیح و تعمیق اندیشه و تصور از سنت باشد. " سنت در کلی ترین مفهوم به معنی ترادیتوم(Traditum) یعنی هر چیزی است که از گذشته منتقل یا ارسال شده باشد. سنت می تواند شامل عناصری از یک نوع هنجار آفرین باشد، اما این لزوماً جنبه یا وجهی از همه سنتها نیست . برای روشن کردن این نکته ، تمایز بین چهار وجه مختلف سنت میتواند یاریرسان باشد: وجه هرمنوتیک، وجه هنجارآفرین، وجه مشروعیت و وجه هویت".(تامپسون، 1380 ص 227).
بررسی این مشخصهها میتواند ما را در درک این مفهوم یاری دهد. وجه هرمنوتیک سنت به معنای مجموعهای از پنداشتهای پس زمینهای است که افراد برای درک جهان پیرامون از آن استفاده میکنند و از نسلی به نسل دیگر انتقال میدهند. مجموعه ارزشها، اشکال باور و الگوهای کنش که از گذشته رسیده است وجه هنجارآفرین سنت در زمان حال است. منظور از وجه مشروعیت سنت نیز این است که سنت در شرایط خاص میتواند منبع پشتیبانی اعمال قدرت و اقتدار باشد و سرانجام سنتها در مفهوم دقیقتر به " عنوان مجموعها
ی از ارزشها، باورها و الگوهای رفتاری که از گذشته به ما رسیده است" ، نمادهایی را برای شکلگیری هویت فردی و جمعی فراهم می آورند.
نقش سنت با ظهور نوگرایی و جوامع مدرن بدون شک تغییراتی یافته و برخی وجوه آن تحت تاثیر شرایط جدیدجهانی قرار گرفته است. تعیین این دگرگونیها بسته به خصوصیات فرهنگی هر جامعه متفاوت می باشد ، اما نمیتوان گفت که لزوماً این تحولات سبب تضعیف سنت شد، چرا که بسیاری سنتها همچنان نقش مهمی در زندگی افراد و حیات اجتماعی ایفا میکنند و حتی اگر تمامی راهها برای انتقال آنها به نسلهای بعد مسدود باشد، انتقال شفاهی و سینه به سینه را نمیتوان مانع شد. حقایق اجتماعی نشان داده است که عناصر مدرن و سنتی زندگی با یکدیگر مانع الجمع نیستند، بلکه مردم چنان زندگی خود را سازماندهی میکنند که عناصر سنتی با شیوههای جدید زندگی یکپارچه شود. در این سازماندهی لزوماً نه سنتها کنار گذارده میشوند و نه شیوههای جدید مطرود میکردند، بلکه در تعامل آنها برخی از سنتها و عناصر مدرن هیئتی نو مییابند و برآیند آنها سبب تحکیم زندگی فردی و اجتماعی خواهد شد. هر چند برخی شرایط اجتماعی سبب حذف عناصری از سنت یا مدرنیسم از مدار حیات جامعه شده است، اما این امر نباید سبب صدور احکام عمومی و علی و معلولی گردد.
رابطه وسایل ارتباط جمعی نوین با سنت نیز دل مشغولی دیگری است که ما را نسبت به نتایج این تعامل کنجکاو می سازد. برای دستیابی به حقایق باید این ذهنیت را کنار بگذاریم که بهرهگیری از رسانهها یکسره به ترک شیوههای سنتی و جایگزینی اسلوبهای مدرن زندگی منجر خواهد شد. کارکرد رسانهها هیچ موضع قبلی نسبت به رویارویی با سنت ندارد. ارتباطات جمعی را میتوان به منظور گسترش و تحکیم سنتها مورد استفاده قرار داد، همانگونه که میتوان در جهت چالش و تضعیف ارزشها و باورهای سنتی آنها را بکار بست، اما این حقیقتی انکار ناپذیر است که سنتها و نظام ارتباطی آنها از این پدیده مدرن تأثیرات قابل توجهی پذیرفتهاند که از جمله آنها می توان به تدام زمانی ، غیر شخصی و غیر محلی شدن و برخی دیگر اشاره داشت. سنتها توانستند با حضور در رسانه ها، به دور از مشکلات اجراو تکرار عملی، از طریق اشکال رسانه ای و ثبت محتوای نمادین در محصولات رسانهای (مطبوعات، نوارهای صوتی و تصویری) شکلی از تداوم زمانی پیدا کنند.. دخالت رسانهها قیود محکم مکانی برخی سنتها را برداشت و بسترگزینی متکثر و جدیدی را برای آنها فراهم ساخت.
برخی, پدیده رسانه ای شدن سنت را به معنای تضعیف سنت می دانند، اما برعکس به نظر میرسد ، راهی برای سنت مهیا گردید تا مشخصههای تازهای بیابد و در بافتهای جدید اجتماعی گسترش یافته و از نو ساخته شود و حتی بر خلاف آنچه برخی تصور میکنند برخی سنتها در اثر رسانهای شدن تقویت شدند. روی دیگر این سکه اتکای شدید سنتها بر اشکال رسانهای و دور شدن از اشکال تعاملی رودر روی قبلی است. این وابستگی افراطی سبب میشود تا سنتها در برابر رسانهها آسیبپذیر شوند . از این رو آسبشناسی روابط میان آنها نیز اهمیت مییابد. بررسی موضوع و آسیبشناسیهای آن بدون توجه به مجموعه عناصر فرهنگی هر جامعه ما را به همان سرنوشتی دچار خواهد ساخت که به بطلان الگوهای کلاسیک و ارتودکسی تک بعدی منجر شد. از این رو، دیدگاه فرهنگ و ارتباطات را دیدگاه برگزیده و مناسب چنین مطالعاتی میدانیم و این نوشتار نیز که به دنبال بررسی فرصتها و تهدیدهای بوجود آمده در موضوع ارتباطات جهان
ی برای دین و تعاملات ارتباطاتی آن است، دیدگاه مذکور را در تحلیل و بررسیهای خود اتخاذ نموده است.
ارتباطات دینی ورسانه های جدید
اصولا تعارض نوگرایی با دین را باید یک نگرش جاهلانه یا مغرضانه به موضوع بدانیم ، چراکه نه نوگرایی در ذات خود تعارضی با ارزشها و اعتقادات ناب دینی دارد و نه معارف ناب الهی تهجر و عقبماندگی را به پیروان خود توصیه میکنند . آنانکه دم از تعارض و زوال فرهنگ دینی در جامعه جهانی میزنند، احتمالاً به دنبال تحمیل الگوهای نوگرایی مورد قبول خویش، دین را مانعی سر راه میبینند و یا اینکه از دستیابی به معارف ناب دینی محروم ماندهاند و تجارب قرون وسطایی را که ربطی به اصول مورد قبول ادیان الهی ندارد ملاک کار خویش قرار دادهاند. شاید این جمله پاسخ مناسبی برای شبهه پیش آمده باشد که بهترین دلیل بر امکان یک پدیده رخداد آن است. امروزه بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله ایران، نوگرایی را در دستور کار خود دادهاند، ضمن این که اسلام اساس حکومت و جامعه آنها را تشکیل میدهد و جالب اینکه برخی از آنها به عنوان الگوهای موفق نوگرایی در گزارشهای مجامع وابسته به سازمان ملل متحد از جمله یونسکو معرفی می شوند.
امروزه شیوه های سنتی اسلامی زندگی با عناصر حیات مدرن همزیستی کارآمدی دارند، هرچند که الگوی اسلامی نوگرایی با نسخه پیچیها و تعمیمهای برخی اندیشمندان غربی یا روشنفکران شرقی پیرو آنها مطابقت نداشته باشد. اگر برخی جوامع دینی در فرآیند نوگرایی توفیق نیافته اند، نباید آن را به معارف ناب دینی منسوب دانست ، بلکه مهمترین علت آنها را در بی کفایتی مدیران و آثار حضور استعمار نو باید جستجو کرد.
در این مجال لازم است به اولین تجربه های استفاده رسانه های جدید در ارتباطات دینی اشاره ای داشته باشیم . نخستین جمعیتهای دینی که از کارکردهای رادیو و تلویزیون به عنوان ابزار نوین ارتباطات دینی بهره گرفتند ، سازمانهای بنیادگرا و اونجلیستی مسیحی بودند. بدنبال کاهش حاکمیت کلیسا، دنیایی شدن فرهنگ عصر حاضر و جایگزینی مراجع حکومتی به جای مراجع دینی، این ضرورت از سوی کلیسا احساس شد که باید تبیین نوینی از دین برای مخاطبان جدید در عصر نوگرایی ارائه نمود و نگرشهای تازه ای را در خصوص رابطه دین جامعه مطرح ساخت. به این ترتیب با جدیت به مفاهیمی همچون فرهنگ، صنایع فرهنگی و آزادی مردمی روی آورد([7]) و به طرح این ضرورت پرداخت.
در دهه 1970 گروههای پروتستانی که از دهه 1960 رو به افول نهاده بودند، به تدریج اعضای خود را از دست دادند در حالی که برخی گروههای اونجلیست رو به رشد نهادند که میتوان آن را احیای اونجلیزم دانست.
جریان نو ظهور نئواونجلیسم در مسیر جریان اصلی کلیسا قرار گرفت و اغلب شاخه های مسیحیت از جمله کلیسای روم را تحت تاثیر قرار داد. نئواونجلیستها توجه رسانهها و موسسههای سکولار را به خود جلب کردند. یکی از عوامل اصلی در این احیاء سیاسی و دینی، استفاده از رسانه های الکترونیک برای ایجاد قدرت و سازماندهی بود. نقش این رسانه ها هم در بیداری و آگاهی بخشی به مشارکت کنندگان در این جریان و هم در متقاعد ساختن عامه مردم در خصوص این تحول فرهنگی و دینی عظیم، بسیار برجسته بود.([8]) . این پدیده را امروزه تله ونجلیسمTelevangelism)) می نامند.