
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 45 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
?
جهانی شدن بازار
سیر تکاملی بشر و بویژه پیشرفتهای فن آوری قرن حاضر در زمینه های مختلف از جمله ارتباطات و حمل و نقل، دنیای بزرگ ما را جهان کوچک و بهم وابسته ای تبدیل کرده است. بارزترین ویژگی جهان امروز که آن را از زمانهای گذشته متمایز ساخته، ضرورت ارتباطات و همزیستی در سایه همیاری و داشتن روابط با سایر ملل می باشد. بر این اساس انتخاب بین حضور در صحنة بین المللی و عدم حضور،جای نداری بحث ندارد چرا که وجود یک کشور با یک سرزمین معین و جمعیتی مشخص کافی است که به عنوان عضوی از اعضای جامعه بین المللی شناخته شود.
یکی از جنبه های مهم اربتاطات بین کشورها، روابط اقتصادی ملل می باشد. اقتصاد بیم الملل از یک سو به عنوان بخشی از روابط خارجی و بین المللی یک کشور از سوی دیگربه صورت ابزری جهت رشد و توسعة اقتصاد داخلی و کوشش در جهت ارتقای سطح زندگی و رفاه مردم به شمار می رود. امروزه اقتصاد بین الملل و اقتصاد داخلی آنچنان به هم گره خورده است که در واقع مکمل و ملزوم یکدیگر هستند.
امروزه پدیدة جهانی شدن به صورت یک امر غالب جهانی شدن در آمده است. این پدیدة کشور های در حال توسعه را نیز صرف نظر از تمایل یا عدم تمایل آنها در بر گرفته است. لذا مهم و درک صحیح این مقوله و اینکه چه تحولاتی برای مشارکت و حضور در ای فرآیند ضروری است، ما را در انتخاب خلاق و گزینش بهتر یاری می نماید.
3
?
ورود به بازار جهانی شدن
یکی از خصوصیات جهان کنونی نزدیکی انسانها به یکدیگر است. جهانی شدن یعنی بی معنی شدن مرزها به معنی تولد شکل جدیدی از تجارت و بازرگانی، در این مرحلة نوین اقتصادی در دنیا، دیگر خریدار نیست که به دنبال جنس خود از فروشگاهی به فروشگاه دیگر و از خیابانی به خیابان دیگر می رود، بلکه این فروشنده است که به دنبال خریدار شهر به شهر و کشور به کشور جست و جو می کند. تجارت الکترونیک چنان تحولی ایجاد نموده که فرصتها و تهدیدات بالقوه عظیمی را سبب می شود. هر کس از تحولات و فن آوریهای جدید در امر فروش و بازار یابی بی بهره باشد از چرخة رقابتها کنار خواهد رفت و هر که از این نوآوریها استفاده نماید می تواند امیدی به بقای خود داشته باشد. امروزه ورود به بازار سایر کشورها نیازمند تعیین یک برنامه ریزی اساسی است. هر شرکت باید برنامة خود را برای گشودن هر بازار معین نماید.
بازار یابی بین المللی
بازار یابی بین المللی با همة تفاوتهای ظاهری، در اصل همان بازار یابی و در تعریف بازار یابی – است. به نظر کاهلر منظور از بازار یابی بین المللی یا بازار یابی چند ملیتی، بازار یابی کالا و خدمات در بیش از یک کشور است و می تواند شامل جهانی صدور کالا از کشوری به کشور دیگر باشد. بازار یابی جهانی عبارت است از فرآیند تمرکز بر منابع (نیروی انسانی، پول و سرمایه های فیزیکی) و اهداف یک سیستم در بازار جهانی. بدین ترتیب مدیریت بازار یابی بین المللی عبارت است از0هماهنگی و ادغام چندین برنامة بازار بین المملی به صورت یک برنامة مؤثر بین بین المللی و تعریف بازار بین المللی فقط از آن جهت با تعریف عاو بازار یابی متفاوت اسن که در آن کالاها و خدمات دارای مرزهای سیاسی بازار یابی می شوند.
3
?
راهبردهای ورود به بازار های جهانی
به طور کلی راهبردهای ورود به بازار های جهانی را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد.
صادرات 2- اعطای امتیاز 3- مشارکت 4- تولید خارجی
صادرات: صادرات به معنای انتقال کالا یا ارسال و فرستادن کالا از جایی به جای دیگر است. جابجایی در داخل کشور و یا از داخل به خارج هر دو مشمول این تعریف است. در اصطلاح بازرگانی صادرات یکی از راههای ورود به بازارهای سایر کشورهاست. صادرات عبارت است از تولید کالا در یک کشور و مصرف آن در کشور دیگر. این روش مرسوم بدین شکل ورود به بازارهای جهانی و شیوه ای کم خرج تلقی می شود و راهی است که اغلب براحتی انجام پذیر است. علاوه بر این بدان سبب که فروش صادراتی به حداقلی از تعهد منابع نیاز داشته و کمتر برنامه ریزی خانگی را متاثر می سازد، کم خطرترین راه رفع نیاز به شمار می رود.
4
?
اعطای امتیاز: روش دیگر برای ورود به بازار خارجی، اعطای امتیاز به سک شرکت تجاری محلی برای انجام تولید یا توزیع محصولات شرکت و یا هر دو می باشد. این شیوه معمولا قدم بعدی عملیات صادرات است. البته در صورتی که شواهد حاکی از آ ن باشد که بازار مورد نظر برای محصولات شرکت بازار سود آوری است. اعطای امتیاز شرکت را قادر می سازد ککه ئامنة فعالیتهایش را بدون هیچ سرمایه گذاری مستقیمی در نیروی انسانی یا تجهیزات گسترش دهد.
اعطای امتیاز به دو شکل امکان پذیر است. روش اول، قرارداد تولید و روش دوم، قرارداد همکاری در مدیریت می باشد. در حالت اول عرضه کنندة امتیاز با تولید کنندة محلی در مورد تولید یک کالا قرارداد می بندد و در حالت دوم شرکت، دانش مدیریت خود را در اختیار یک سرمایه گذار خارجی قرار می دهد ککه در این حالت، شرکت به جای کالا، خدمات مدیریت را عرضه می دارد.
مشارکت: در این استراتژی، سرمایه گذار خارجی و سرمایه گذار داخلی یک فعالیت تولیدی یا بازرگانی را با هم انجام می دهند. در این حالت ممکن است سرمایه گذار خارجی بخشی از سهام یک شرکت محلی را بخرد یا شرکت محلی بخشی از سهام شرکت خارجی را در کشور خودش خریداری نماید و یا هر دو فعالیت جدیدی را با هم شروع کنند.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..DOC) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن word (..DOC) :
جهانی شدن و مسلمانان معاصر
اشاره: متن حاضر، پیاده شده از نوار سخنرانی رحیم پور ازغدی استاد و محقق، در جمع فرهیختگان بوسنیایی در خصوص جهانی شدن می باشد. در این سخنرانی، «جهانی شدن» به معنای آمریکایی آن به مدد مبانی معارف دینی به نقد کشیده شده و اجمالا به جهانی شدن و نگاه جهانی اسلام پرداخته شده است.
«جهانی شدن» یا «جهانی سازی» و یا همان «غربی سازی جهان» پروژه یا پروسه مدیریت شدهای است که غرب به رهبری آمریکا در حال پیگیری آن است. علمای اسلام در کشورهای اسلامی در حالتهای متفاوتی هستند: در بعضی از کشورها - مثل کشورهای خاورمیانه - که اکثریت آنها مسلمان هستند علمای اسلام در شرایط پیامبر در مدینه به سر میبرند و موظف به تلاش برای تشکیل حکومت دینی و اجرای حدود هستند؛ اما در کشورهایی مثل کشور شما - بوسنی - که مسلمین در اقلیت هستند، علمای اسلام باید نقشی را ایفا کنند که پیامبر اکرم (ص) در مکه ایفا کردند. شما در مقام نشر عقاید و اخلاق دینی هستید، نه اجرای حدود دینی.
از من خواسته شد در این فرصت کوتاه - که به دلیل ضرورت ترجمه، فرصت به نصف کاهش پیدا میکند - مختصرا در باب «جهانی سازی و مسلمانان معاصر» سخن
بگویم. جهانی سازی و جهانی شدن، کمتر از پانزده سال است که وارد بورس گفت و گوهای آکادمیک و رسانهای شده است.
«گلوبالیزاسیون» به مفهوم لازم (جهانی شدن) به عنوان گسترش طبیعی سیطره تمدنی است که فعالتر و علمیتر است. غرب، نه به مفهوم جغرافیایی بلکه به مفهوم سیاسی و ایدئولوژیک، دنیا را به دو بخش برتر و بربر تقسیم میکند!
اسلام با جهانی شدن به مفهوم گسترش ارتباطات، تجارت و عقل ابرازی هیچ مشکل ذاتی ندارد؛ اما بالعرض مشکل دارد. چون امروزه مسلمانان - متاسفانه - در حوزه سیاست، علم و اقتصاد، دست فروتر را دارند نه فراتر و برتر و در عالم ارتباطات و تبادل - حتی تکنولوژی و فرهنگ - هر چند پروسهای طبیعی باشد، قوی، ضعیف را پایمال میکند.
من در این فرصت میخواهم راجع به گلوبالیزاسیون به معنای متعددی آن یعنی جهانیسازی با همه کار اقتدار آمیزی که دارد، صحبت کنم. این دیگر یک پروسه طبیعی نیست، یک پروژه برنامهریزی شده است. این توسعه طلبی استعماری، هژمونی لیبرال سرمایهداری در غرب، برای تسلط بر تمام جهان است. جهانی سازی به این مفهوم، سلطه غرب است و بر جهان و به خصوص جهان اسلام؛ و در هر سه حوزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ تعقیب میشود.
در حوزه اقتصاد، جهانیسازی به مفهوم سلطه کمپانیهای سرمایهداری غرب بر منابع خام جهان اسلام است و به مفهوم سلطه این کمپانیهاست بر بازار جهانی و جهان اسلام و تغییر ذائقه مصرفی مردم.
در حوزه فرهنگ، جهانیسازی فرهنگسازی برای رشد مصرفگرایی، تنوع طلبی و لذتطلبی است. هدف، ایجاد وابستگی اقتصادی در جهان اسلام و غارت آن در حوزه سیاست است جهانیسازی به این مفهوم، عبارت است از جهانیسازی سلطه سیاسی بر کشورهای اسلامی؛ که تا به حال از طریق گسترش جنگهای مذهبی و نژادی و قومی و ملی بین مسلمانها تعقیب میشد و این اواخر از طریق لشکرکشی و اشغالگری و جنگ و لااقل در جهان اسلام به اصلیترین رکن توسعه سیاسی یا مدرن کردن سیاست - یعنی دموکراسی - هم تن نخواهند داد.
آنها میدانند که امروز در هر کشور اسلامی که انتخابات آزاد صورت بگیرد، یک جریان اسلامگرا از کار درمیآید. لذا آنها نه در عراق و افغانستان - که اشغال کردهاند - بلکه حتی در مصر و عربستان و سایر کشورهای اسلامی، اجازه انتخابات آزاد نخواهند داد.
آنها اعلام میکنند امروز بعد از سقوط کمونیسم، جهان دوباره دو قطبی شده است: یک قطبش هژمونی لیبرال دموکراسی به رهبری آمریکا و صهیونیسم است و
قطب دیگر، جریان اسلامگرا در تودههای جهان اسلام که از آن به نهضت بیداری جهان اسلام تعبیر میشود.
سومین حوزه جهانیسازی، به مفهوم دوم، حوزه فرهنگ است که به نام گسترش فرهنگ مدرنیته، روش زندگی آمریکا را در تمام دنیا ترویج میدهد. جهانی سازی فرهنگی به این معنا یعنی غربی سازی آمریکایی.
فرهنگ و ارزشهای آمریکایی که قرار است با پوشش جهانی سازی بر دنیا تحمیل شود، چه مشخصاتی دارد؟ یک از مشخصاتش اخلاقی زدایی و تئوریزه کردن فحشا است. فحشا و فساد اخلاقی، همیشه در تاریخ بشر بوده است؛ اما همیشه مخفی میشده است. برای اولین بار در این دوره جدید است که فحشا و فساد - مثل همجنسگرایی - علنی و تئوریزه میشود و به آن افتخار میکنند و گروههای صنفی تشکیل میدهند.
مشخصه دوم، گسترش فرهنگ سرمایهداری است که مبتنی به اسراف و تبذیر و ربا است. آنها میگویند: جهانیسازی فرهنگی، عبارت است از گسترش اجباری، و به عبارت دیگر، گسترش اجتنابناپذیر فرهنگ مدرنیته. آنها میگویند: یا ماییم که جلو داریم، یا بقیه که در دوره گذار از سنت به مدرنیته هستند. مفهومش این است که این، یک جاده یک طرف است، تونلی است که همه بشریت باید به دنبال ما بیایند؛ بعضی دیرتر و بعضی زودتر، این همان ادبیاتی است که کمونیستها به کار میبردند و میگفتند: دوره

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
پس از آغاز جنگ جهانی دوم در ۹ شهریور ۱۳۱۸ (۱ سپتامبر ۱۹۳۹)، ایران بیطرفی خود را اعلام کرد، اما به دلیل گستردگی مرز ایران با اتحاد جماهیر شوروی و درگیری با آلمان این بیطرفی ناپایدار بود. ارتش متفقین به بهانهٔ حضور جاسوسان آلمانی در ایران به اشغال کشور مبادرت ورزید.
در روز ۳ شهریور ۱۳۲۰ نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیایی از جنوب و غرب، از زمین و هوا به ایران حمله کردند و شهرهای سر راه را اشغال کردند و به سمت تهران آمدند. ارتش ایران به سرعت متلاشی شد. رضاشاه ناچار به استعفا شد. متفقین با انتقال سلطنت به پسر و ولیعهد او -محمدرضا- موافقت کردند.
پس از اشغال، راهآهن سراسری ایران برای انتقال کمکهای نظامی به پشت جبهه شوروی، بر اساس قانون وام و اجاره مورد استفاده قرار گرفت.
پس از اتمام جنگ، ارتش بریتانیا ایران را ترک کرد ولی نیروهای نظامی کشور شوروی، همچنان در شمال غرب ایران باقی ماندند، که به تشکیل دو حکومت خودمختار و کوتاهمدت جمهوری مهاباد در کردستان و فرقه دموکرات در آذربایجان انجامید.
حمله روسیه (در قالب شوروی) و بریتانیا به ایران در کشاکش جنگ جهانی دوم، حاصل سومین تبانی تاریخی این دو کشور، به زیان حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران بود: در مورد نخست، در قرن نوزدهم و در پایان جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار، تبانی روسیه با بریتانیا علیه ناپلئون در اروپا، سبب حمایت بریتانیا از بسته شدن پیمانهای گلستان و ترکمنچای و تحمیل آن بر ایران شد. در مورد دوم، اوایل قرن بیستم میلادی نیز، پیمانهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ سبب تقسیم ایران به حوزهٔ نفوذ دو کشور بریتانیا و روسیه، و زمینهساز حضور نظامی آنان در ایران شد. سومین بار هم در جنگ دوم جهانی بود که بهانه حضور کارشناسان آلمانی در ایران، اشغال ایران را در پی داشت.
فهرست مندرجات
[نهفتن]
۱ روز ۳ شهریور (آغاز درگیری)
۲ روز ۴ شهریور
۳ روز ۵ شهریور
۴ روز ۶ شهریور
۵ روز ۷ شهریور
۶ روز ۸ شهریور
۷ روز ۹ شهریور
۸ روز ۱۰ شهریور
۹ روز ۲۵ شهریور
۱۰ روز ۲۶ شهریور
۱۱ روز ۳۰ شهریور
۱۲ پس از شهریور ۱۳۲۰
۱۳ جستارهای وابسته
۱۴ پانویسها و منابع
[ویرایش] روز ۳ شهریور (آغاز درگیری)
سپیدهدم روز سوم شهریور ۱۳۲۰، نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از شمال و شرق و نیروهای بریتانیای کبیر از جنوب و غرب، کشور ایران را مورد حمله زمینی، هوایی و دریایی قرار دادند. در همان لحظات اولیه حمله، اسمیرنوف سفیر کبیر شوروی و سر ریدر بولارد وزیر مختار بریتانیا در منزل رجبعلی منصور –نخست وزیر وقت– حضور یافته و طی یادداشتی حمله قوای خود را به ایران ابلاغ کردند. بیدرنگ، رجبعلی منصور به همراه جواد عامری، کفیل وزارت امور خارجه، به کاخ سعدآباد رفت و رضاشاه را مطلع ساخت و سپس راهی مجلس شورای ملی
شد و گزارش حمله نظامی شوروی و بریتانیا را به اطلاع نمایندگان مجلس رساند. بیدرنگ جلسه هیئت وزیران در کاخ سعدآباد با حضور رضاشاه تشکیل شد و موضوع حمله به ایران و نقض بیطرفی مورد بحث و مذاکره قرار گرفت و راه حلهایی برای جلوگیری از بحران آغاز شد.[۱]
نمایندگان شوروی و بریتانیا، علت این مداخله را وجود تعداد زیادی کارشناس آلمانی در ایران ذکر کردند. دخالت نظامی شوروی و بریتانیا در ایران متعاقب دو اولتیماتوم مشترک شوروی و بریتانیا در ۲۸ تیر و ۲۵ مرداد ۱۳۲۰ راجع به حضور کارشناسان آلمانی به وقوع پیوست. این حمله همچنین به فاصله سه هفته قبل از تبعید رضاشاه به خارج از کشور رخ داد. شهرهای بیدفاع شمال و جنوب ایران در جریان حمله هماهنگ و مشترک شوروی و بریتانیا، شدیداً بمباران شدند و نیروی دریایی ایران در خلیج فارس و دریای خزر، بر اثر حمله شدید نیروهای مهاجم، ظرف چند ساعت به کلی نابود شد. در حمله شدید بریتانیا به خلیج فارس، دریادار غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی و ناخدا نقدی رئیس ستاد نیروی هوایی و شمار فراوانی از افسران در همان روز اول حمله کشته شدند؛ عمدهٔ کشتیهای ایران آتش گرفتند یا غرق شدند؛ شمار کشتگان نظامی ایران در آن حمله، بیش از پانصد تن میباشد. ستاد جنگ اعلامیهای صادر کرد و در آن خبر از مورد حمله هوایی قرارگرفتن شهرهای تبریز، اردبیل، رضاییه (اورمیه)، خوی، اهر، میاندوآب، ماکو، بناب، مهاباد، رشت، حسن کیاده، میانه، اهواز و بندر پهلوی (بندر انزلی) داد. این اعلامیه، تلفات غیرنظامیان را، سنگین ولی تلفات نظامیان را، اندک گزارش داد.[۱]
عصر روز سوم شهریور و درحالی که پیشروی قوای بریتانیا و شوروی در شمال وجنوب خاک ایران ادامه داشت، رجبعلی منصور با مشاهده بحرانی بودن اوضاع تصمیم به استعفا گرفت. دریافت خبرهای مربوط به متلاشی شدن لشکرهای تبریز، رضائیه، گیلان، اردبیل، مشهد و کرمانشاه سبب شد تا رضاشاه لشکرهای مجهز دو پادگان مرکزی را در اطراف تهران به حالت دفاعی مستقر سازد. در همین روز رضاشاه طی تلگرافی به روزولت -رئیس جمهور آمریکا- از وی خواست مانع پیشروی بریتانیا و شوروی در داخل ایران شود، اما دولت آمریکا با صراحت این درخواست را رد کرد و تأکید نمود که ایالات متحده، هدف بریتانیا را هدف خود میشمارد.
غروب سوم شهریور، رضاشاه که متعاقب دریافت پاسخ دولت آمریکا، امیدی به توقف حملات بریتانیا و شوروی نداشت و از جبهههای جنگ دوم جهانی نیز اخبار خوشایندی دریافت نمیکرد، سربازان احتیاط ۴ دوره -متولدین ۱۲۹۴ تا ۱۲۹۷- را به خدمت فراخواند. او در شامگاه همان روز، خبرهای مربوط به پیشروی قوای شوروی و بریتانیا را به سوی تهران دریافت کرد.
[ویرایش] روز ۴ شهریور
روز چهارم شهریور بمباران شهرهای بیدفاع و سربازخانهها ادامه پیدا کرد؛ شهرهای قزوین، رشت و تبریز مورد حمله هوایی قرار گرفت. بر اثر حمله و بمباران شدید، لشکرهای تبریز، رضاییه، رشت، مشهد، اردبیل و گرگان، به طور کامل از هم پاشیدند. مردم تهران و بیشتر شهرهای مورد حمله هوایی، شهرها را تخلیه کردند و به اطراف پناه بردند.[۱]
[ویرایش] روز ۵ شهریور
روز ۵ شهریور در جلسه فوق العاده هیئت دولت که در حضور رضاشاه تشکیل شده بود، رجبعلی منصور پس از ارائهٔ گزارشی از اقدامات دو روزه خود، نومیدانه از مقام رئیسالوزرائی استعفا داد؛ رضاشاه هم ضمن پذیرش درخواست وی، در همان جلسه، مجید آهی وزیر دادگستری را مأمور تشکیل کابینه کرد، اما وی نیز از پذیرفتن این سمت پوزش خواست و پیشنهاد داد شخص دیگری برگزیده شود؛ سرانجام محمدعلی فروغی را برای نخستوزیری پیشنهاد کرد. رضاشاه ابتدا با سالمند خواندن[۲] فروغی با این پیشنهاد مخالفت ورزید و نظر به وثوقالدوله داشت، ولی به هر کیفیت که بود فروغی مورد پذیرش شاه واقع شد و نصرالله انتظام رئیس تشریفات دربار مأمور آوردن فروغی شد. او به منزل محمدعلی فروغی رفت و او را با خود به سعدآباد آورد. به محض ورود فروغی، شاه اظهار کرد فروغی زیاد هم پیر نیست؛ در همان لحظات، حکم نخست وزیری فروغی صادر شد. فروغی گفت که در کادر وزیران تغییری نخواهد داد، ولی بنا به خواست شاه، علی سهیلی را به وزارت امور خارجه و جواد عامری را به وزارت کشور گماشت. رضاشاه در این جلسه استعفای خود را با حاضران در میان گذاشت که با مخالفت وزیران روبرو شد.[۱] در همین جلسه تصمیم به ترک مخاصمه گرفته شد. شاه بیرون از اتاق جلسه به ولیعهد گفت فروغی گرچه پیر است ولی در چنین موقعی برای خدمت بسیار مناسب است.[۳]
[ویرایش] روز ۶ شهریور
صبح روز ششم شهریور، فروغی با وزیران خود در مجلس شورای ملی حاضر شد و برنامه خود را در نطقی کوتاه اعلام و وزیران کابینه را معرفی کرد و نمایندگان را در جریان تصمیم دولت مبنی بر ترک مقاومت قرار داد. وی با بیان اینکه دولت باید بیدرنگ به مذاکره با کشورهای حملهکننده به ایران بنشیند، از نمایندگان مجلس درخواست رای اعتماد کرد؛ مجلس به اتفاق آرا به کابینه فروغی رای اعتماد داد.[۱][۳] نطق محمدعلی فروغی پشت تریبون مجلس شورای ملی در آن روز، که با استواری و چیرهدستی خاص او ادا شد، یکی از جاودانهترین و اثربخشترین سخنان یک سیاستمدار بانفوذ ایرانی
قرن بیستم شناخته میشود. فروغی مردم بههراسافتاده از حملهٔ شوروی و بریتانیا را به آرامش و خویشتنداری فراخواند و وعده داد که «این روزها نیز بگذرد و کشور به سیاق سابق خود طی مسیر کند». در این نطق به ویژه این عبارت بسیار ماندگار شدهاست و پیوسته از قول او توسط بسیاری از افراد نقل میشود: «می آیند و میروند؛ حوایجی دارند و به ما کاری ندارند.» [۴]
فروغی پس از حضور در مجلس، در منزل خود با سفیران بریتانیا و شوروی (سر ریدر بولارد و اسمیرنوف) راجع به ترک مخاصمه و توقف جنگ، مذاکره کرد. در همین نشست فروغی از نیت بریتانیا برای برکناری و تبعید رضاشاه باخبر شد.
هرچند نامهٔ ترک مخاصمه بامداد روز ششم شهریور به دو سفارتخانه فرستاده شد و آن دو نیز بیدرنگ مراتب را به پایتختهای خود گزارش کردند، اما در رویارویی نظامی آنها با نیروهای ایرانی و بمباران شهرها، هیچگونه دگرگونیای پدید نیامد؛ به ویژه شوروی همچنان با همان خشونت، در روزهای آینده نیز، شهرهای ایران را بمباران کرد. شورویها نظامیان ایرانیای که تسلیم میشدند، به اسارت، به خارج از ایران میفرستادند. ارتش سرخ به هر شهری از ایران که پا مینهاد، همچو یک دولت فاتح اداره شهر را به دست میگرفت؛ سران ادارهها و نمایندگان دولت، خواه نظامی یا غیرنظامی را بازداشت میکرد.
[ویرایش] روز ۷ شهریور
در نتیجهٔ گفتگوها و رایزنیهای انجام شده، به ویژه نشست فروغی با سفیران بریتانیا و شوروی، در روز هفتم شهریور، رضاشاه، همه اعضای خانوادهاش -به استثنای محمدرضا پهلوی ولیعهد- را روانه اصفهان کرد و بدین سان مقدمات استعفا و خروج خود از ایران را فراهم آورد.
در این روز شهرهای شمالی ایران با شدت تمام، توسط بمبافکنهای شوروی بمباران شدند.
[ویرایش] روز ۸ شهریور
روز هشتم شهریور، شورای عالی نظام دستور مرخصی سربازان وظیفه را تصویب کرد و به اجرا گذاشت؛ در عوض قرار شد سیهزار سرباز پیمانی را با ماهی ۳۵ تومان حقوق، به استخدام درآورند.[۱] فرستاده شدن اعضای خانوادهٔ سلطنتی به اصفهان، شایعهٔ فرار رضا شاه، اخبار رسیده از اشغال شهرهای مختلف و به ویژه خالی شدن پادگانها (در نتیجهٔ تصمیم اخیر شورای عالی نظام) که به شکلگیری دستههای سربازان گرسنه و سرگردان در خیابانهای تهران انجامید، سخت مایهٔ بیم و نگرانی مردم شده بود؛ علاوه بر این، گریز برخی از سران ارتش و رجال سیاسی هم در این مدت، وضع را بدتر کرد. ازآنرو برای کنترل اوضاع، در همان روز هشتم شهریور در تهران حکومت نظامی اعلام شد و سپهبد احمد امیراحمدی حاکم نظامی شد.[۱][۳]
در این روز نیز بمباران شهرهای شمالی ایران، به دست بمبافکنهای شوروی بسیار شدید بود.
[ویرایش] روز ۹ شهریور
رضاشاه بعد از ظهر روز نهم شهریور همه فرماندهان و مقامات امضاکنندهٔ طرح مرخصی سربازان وظیفه را ـ که در عمل به انحلال ارتش انجامیده بود ـ به کاخ سعدآباد احضار کرد و به آنها نسبت خیانت داد. شاه سرلشکر احمد نخجوان، (کفیل وزیر جنگ)، و سرتیپ علی ریاضی را مسبب این طرح قلمداد نمود، ازآنرو آن دو را به شدت زخمی[۵] و پس از خلع درجه، زندانی کرد. سپس دستور داد ایشان به خاطر این خیانت در دادگاه زمان جنگ محاکمه شوند. آنگاه، بدون رایزنی با فروغی، سرلشکر محمد نخجوان را به وزارت جنگ گمارد. این ماجرای کتک زدن، در روزهای آینده به زیان رضا شاه تمام شد و عزم کسانی را که خواهان تبعید او از ایران، پس از استغفا بودند، جزمتر کرد.[۱][۳]
[ویرایش] روز ۱۰ شهریور
رضا شاه در دهم شهریور تصمیمش به استعفا را به اطلاع فروغی و اعضای کابینه رساند.
[ویرایش] روز ۲۵ شهریور
تعداد زیادی غیرنظامی زیر بمباران شهرهای مختلف جان باختند و خسارات بسیار سنگینی به تأسیسات اقتصادی کشور و اماکن زندگی مردم وارد آمد. کشور دچار قحطی شد و مردم از لحاظ نان و ارزاق به شدت در مضیقه قرار گرفتند. این حملات تا استعفای رضاشاه و جایگزین شدن پسرش -محمدرضا پهلوی- در ۲۵ شهریور ۱۳۲۰، ادامه یافت. در این روز رضاشاه استعفا داد، راهی اصفهان شد و ولیعهد جانشین وی شد.
[ویرایش] روز ۲۶ شهریور
در روز ۲۶ شهریور ۱۳۲۰، همزمان با ورود نظامیان بریتانیا و شوروی به تهران، محمدرضا شاه در مجلس، سوگند یاد کرد.
[ویرایش] روز ۳۰ شهریور
روز ۳۰ شهریور، رضاشاه و خانوادهاش از اصفهان به یزد، کرمان و بندرعباس عزیمت کردند تا به یک کشتی بریتانیایی که قرار بود آنها را به جزیره موریس ببرد، انتقال داده شوند.
[ویرایش] پس از شهریور ۱۳۲۰
اشغال ایران محدود به قوای بریتانیا و شوروی نبود. پس از ورود آمریکا به جنگ، عدهای از نظامیان آن کشور نیز وارد ایران شدند، اما استقلال و تمامیت ارضی ایران، نخست با امضای یک پیمان سه جانبه بین ایران، بریتانیا و شوروی در بهمن ۱۳۲۰ و سپس با صدور اعلامیهای که در پایان کنفرانس سران متفقین -روزولت، چرچیل و استالین- در تهران منتشر شد، تضمین گردید.
در دوران اشغال ایران به دست متفقین، بسیاری از امکانات، زیرساختها، منابع، اندوختهها و آذوقههای ایران بدیشان اختصاص یافت. ازاینروی دو ماه بیشتر طول نکشید که ایران دچار کمبود مواد غذایی و گرانی لگامگسیخته گشت. شهرهای ایران و به ویژه تهران آنچنان با کمبود نان و سایر ارزاق مورد نیاز روبرو شدند که نان و مواد غذایی را با کوپن در اختیار مردم قرار میدادند؛ شمار بسیاری از مردم ایران، در نتیجهٔ تهیدستی، گرسنگی و بیماری جان خود را از دست دادند. کشوری که درجنگ جهانی دخالتی نداشت و بارها بیطرفی خود را به دو سوی درگیری اعلام کرده بود، آسیبهای زیادی را از جنگ تحمل میکرد.
در پایان کنفرانس تهران که در آذر ۱۳۲۳ در تهران تشکیل شد، طرفین تعهد کردند نیروهای نظامی خود را ظرف ۶ ماه از ایران خارج کنند. دولت شوروی قبل از خاتمه جنگ درصدد به دست آوردن امتیاز استخراج نفت شمال برآمد، اما چون با تصویب قانون منع اعطای امتیاز نفت به خارجیان در مجلس شورای ملی، از دریافت این امتیاز محروم شد، بنای مخالفت و ناسازگاری با دولت ایران را گذاشت و پس از خاتمه جنگ مقدمات شورش مسلحانه را در آذربایجان فراهم ساخت. نیروهای شوروی از حرکت واحدهای اعزامی ارتش برای سرکوبی این شورش جلوگیری کردند و موجبات تسلط فرقه دموکرات را بر آذربایجان و سپس استان کردستان فراهم ساختند. نیروهای شوروی از تخلیه ایران در موعد مقرر خودداری کردند، اما پس از شکایت ایران به شورای امنیت و مسافرت قوام السلطنه -نخست وزیر وقت- به مسکو که به امضای موافقتنامهای درباره تشکیل شرکت مختلط نفت ایران و شوروی انجامید، در اردیبهشت ۱۳۲۵ نیروهای خود را از ایران خارج کردند. حکومت خودمختار حزب دمکرات در آذربایجان و کردستان نیز بیش از ۷ ماه پس از خروج نیروهای شوروی دوام نیاورد. موافقتنامه مربوط به تشکیل شرکت مختلط نفت ایران و شوروی نیز، سال بعد در مجلس رد شد.
آغاز جنگ:
تضادهای داخلی نظام های اجتماعی متفاوت که اساسا خصلتی اقتصادی داشتندعامل تعیین کنندهٔ در بروزجنگ جهانی دوم بودندپس از جنگ جهانی اول بریتانیا روسیه وفرانسه وایالات متحده حدود هفتاد هشت میلیون کیلومتر مربع از خاک کره زمین را در اختیار داشتند.در مقابل سرزمین هایی که به آلمان وایتالیا ژاپن با حدود صدهشتاد میلیون جمعیت فقط یک بیستم سرزمینهای بریتانیا وفرانسه را در اختیار داشتند.این تفاوتها بیانگرچرایی عزم کشورهای کامیاب بریتانیا روسیه فرانسه آمریکا در حفظ مرزهای موجود واجتناب از جنگ ودر عین حال ناخرسندی فزاینده آلمان و ژاپن بود.این امر سه کشور اخیر را درطول بیست سال ترک مخاصمه 1919_1939به توسعهٔ ابزارهای جنگی کشاندوآنها را به گسترش سرزمینهایشان از طریق زوریا تهدید واداشت وستیزه جویی آنها جنگ جهانی دوم را فراهم آورد

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
مقدمه
هر جنگلی برای خود یک جامعه زنده به حساب میآید و اگر این جامعه نباتی تنها از طریق عوامل طبیعی مورد تهدید قرار گیرد بنا به طبیعت و سرشت خویش ، قابلیت ترمیم خرابی و تجدید و احیای جامعه خود را دارد، مگر اینکه انسان ندانسته به کمک عوامل طبیعی تخریب بشتابد. در این صورت جامعه نباتی که محصول فعالیت طبیعی بوده و به یکباره و یا به تدریج از بین میرود و امیدی برای تجدید حیات آن در مدت محدود نخواهد بود. یکی از شناختهترین عوامل طبیعی تخریب جنگلها ، باد میباشد.
تاتیر عوامل طبیعی در نابودی جنگلها
تاثیر باد
بادی که میوزد مخرب نیست، ولی همین که سرعت باد از حد متعارف بگذرد، قدرت تخریب پیدا میکند. بادهای گرم و سوزان بخصوص در نواحی گرمسیری و حاره بسیار مضر میباشد و موجب تبخیر و تعریق زیاده از حد برگها و حتی خود درختان میشوند و گاهی ممکن است برگها را سوزانیده و درختان را بخشکاند. خسارت بادهای شدید به نسبت نیروی باد و طرز عمل آن و طبیعت نبات جنگلی متفاوت میباشد. بادهای تند سبب شکسته شدن و ریشه کن شدن و حرکت دادن ریشههای درختان میشوند
2
.
تخریب بادهای سخت و تند ، آسیب جدی به جنگلها و مزارع وارد میکند که انسان نابخردانه به یاری عوامل تخریب طبیعی برخیزد و چنین روش ناهنجار در راستای تاریخ بخصوص چند صد سال اخیر بویژه در دوران معاصر در پیرامون کویرهای ایران و استانهای خوزستان ، فارس ، کرمان ، یزد و ... صورت گرفته است. قطع درختچههای کویری برای تهیه سوخت و زغال در طی صدها سال موجب گسترش کویر و پیشروی آن به سوی شهرها شده و بسیاری از مزارع سرسبز خرم و روستاهای آباد که روزگاری تپش زندگی در فضای آنها موج میزد به کام کویر فرو رفته است.
تاثیر گرمای شدید
حرارت زیاد در سالهای خشک سالی ، عناصر نوزاد جنگلها را دستخوش آسیبهای جدی میکند. گاهی آنها را میسوزاند و از بین میبرد و زادآوری آنها را مشکل میکند.
تاثیر یخبندانها
یخبندانهای زودرس پاییزه و همچنین یخبندانهای دیر رس بهاره به طرق گوناگون آسیبهای جدی به درختان جنگلی وارد مینماید.
3
تاثیر خشکیها
خشکی که در اثر عوامل جوی (نقصان بارندگی) پدید میآید، سبب میشود که حرارت شدید تابش آفتاب بر تبخیر رطوبت خاک بیفزاید و میزان ذخیره آن را در خاک تقلیل دهد. این خطر بیشتر در نواحی که بارندگی سالیانه آن کم است خودنمایی میکند.
بارانهای شدید
باران اگر به فواصل نامنظم و به صورت رگبار تند و شدید ببارد، سبب دریدگی برگها میشود، بخصوص اگر توام با وزش باد تند باشد، خطر تخریب بیشتر خواهد بود.
سیلابها
در صورتی که زمین جنگل در حالت طبیعی خود یعنی اسفنجی و متخلخل باشد، آبهای ناشی از بارندگی شدید به زمین فرو میروند و از جریان یافتن غیر عادی آن در سطح زمین که خود مقدمه پیدایی سیل است جلوگیری میکند. و اگر این حالت طبیعی زمین جنگل بر اثر انگیزههای غیر طبیعی بخصوص از طریق چرای دام از بین رفته باشد، آبها در سطح زمین راه افتاده و موجب سیل میشود و مهمترین خسارت سیل به جنگلها میرسد، بخصوص جنگلهایی که در قسمتهای زیرین دامنه کوهستانها واقع شدهاند.
4
عوامل انسانی تخریب جنگلها
چرای دام
زیانهای وارده به جنگلها از راه چرای دام سابقه طولانی دارد. از روزگاری که اقتصاد شبانی زیر بنای تکاملی جامعه را تشکیل میداد و اشتغال به امور دامداری و نگاهداری دام از معتبرترین و سودآورترین رشتههای سرمایه گذاری عصر فئودالیسم شناخته میشد، زمینههای تخریب جنگلها از طریق چرای دام فراهم گردید و چراگاههای جنگلی ایران به عنوان غنیترین منابع علوفهای در دسترس دامها گذارده شد. زیانهای ناشی از چرای دام در جنگلها شامل موارد زیر است:
رفت و آمد مدام دام در جنگلها ، باعث فشردگی خاک و خرابی وضع فیزیکی خاک میشود. به این ترتیب آب باران به جای آنکه در خاک فرو رود در سطح زمین جریان پیدا میکند در چنین اراضی رویش دانههایی که بر روی زمین ریخته شده دشوار و در بعضی حالات غیر ممکن میشود.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
حملات هسته ای:
هم اکنون 29 نیروگاه برق هسته ای در سطح جهان درحال ساخت است و کشورهای مختلف طرح هایی نیز برای ساخت یکصد نیروگاه دیگر در طول سه دهه آینده تهیه کرده اند و چین و هند برای احداث دهها نیروگاه هسته ای به سرعت تلاش می کنند.
این روزنامه افزود : آمریکا و برخی کشورهای اروپای غربی نیز درمواضع پیشین خود در قبال نیروگاههای برق هسته ای تجدید نظر کرده و حتی کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس ایده خود برای احداث نیروگاههای هسته ای را اعلام کردند.
با وجود اینکه مشکلات ناشی از به کارگیری انرژی هسته ای همچنان وجود دارد، اما شرکت ها با تجدید نظر در مواضع خود درصدد اجرای طرح های ساخت نیروگاههای برق هسته ای هستند.
الشرق الاوسط درادامه نوشت: منتقدان به کارگیری انرژی هسته ای درآمریکا می گویند که کشورهای جهان بحران های هسته ای درجزیره "ثری مایل" آمریکا و"چرنویل" روسیه را به دست فراموشی سپرده اند. این منتقدان درانتقاد خود ازبه کارگیری انرژی هسته ای می گویند که هزینه و مدت ساخت اینگونه نیروگاهها بیشتر از ساخت نیروگاههای معمولی است و تا این لحظه وسیله ای نیز برای انبار کردن پسماند سوخت هسته ای که آثار رادیواکتو آن یک میلیون سال بر جای می ماند، وجود ندارد و به این مشکلات باید نگرانی از حملات تروریستی را نیز افزود.
با این حال، دولت آمریکا احداث نیروگاههای برق هسته ای را تشویق و پیش نویس طرح انرژی را تایید کرده است که به شرکت های دست اندرکار در بخش انرژی برای احداث نیروگاههای برق هسته ای کمک می کند.
آژانس بین المللی انرژی هسته ای در آمارهای خود اعلام کرده است که هم اکنون 442 نیروگاه برق هسته ای در بیش از 31 کشور جهان در حال فعالیت است و آمریکا با 103نیروگاه برق هسته ای بیشتر تعداد نیروگاهها را در سطح جهان در اختیار دارد و از این طریق 3/19 درصد نیاز خود به انرژی برق را تامین می کند.
کشورهای فرانسه با 59 و ژاپن با 55 نیروگاه برق هسته ای نیز در رده های بعدی قرار دارند و درمجموع نیروگاههای برق هسته ای جهان نزدیک به 16درصد نیاز جهانی به انرژی برق را تامین می کنند.
1
حملات هسته ای:
هم اکنون 29 نیروگاه برق هسته ای در سطح جهان درحال ساخت است و کشورهای مختلف طرح هایی نیز برای ساخت یکصد نیروگاه دیگر در طول سه دهه آینده تهیه کرده اند و چین و هند برای احداث دهها نیروگاه هسته ای به سرعت تلاش می کنند.
این روزنامه افزود : آمریکا و برخی کشورهای اروپای غربی نیز درمواضع پیشین خود در قبال نیروگاههای برق هسته ای تجدید نظر کرده و حتی کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس ایده خود برای احداث نیروگاههای هسته ای را اعلام کردند.
با وجود اینکه مشکلات ناشی از به کارگیری انرژی هسته ای همچنان وجود دارد، اما شرکت ها با تجدید نظر در مواضع خود درصدد اجرای طرح های ساخت نیروگاههای برق هسته ای هستند.
الشرق الاوسط درادامه نوشت: منتقدان به کارگیری انرژی هسته ای درآمریکا می گویند که کشورهای جهان بحران های هسته ای درجزیره "ثری مایل" آمریکا و"چرنویل" روسیه را به دست فراموشی سپرده اند. این منتقدان درانتقاد خود ازبه کارگیری انرژی هسته ای می گویند که هزینه و مدت ساخت اینگونه نیروگاهها بیشتر از ساخت نیروگاههای معمولی است و تا این لحظه وسیله ای نیز برای انبار کردن پسماند سوخت هسته ای که آثار رادیواکتو آن یک میلیون سال بر جای می ماند، وجود ندارد و به این مشکلات باید نگرانی از حملات تروریستی را نیز افزود.
با این حال، دولت آمریکا احداث نیروگاههای برق هسته ای را تشویق و پیش نویس طرح انرژی را تایید کرده است که به شرکت های دست اندرکار در بخش انرژی برای احداث نیروگاههای برق هسته ای کمک می کند.
آژانس بین المللی انرژی هسته ای در آمارهای خود اعلام کرده است که هم اکنون 442 نیروگاه برق هسته ای در بیش از 31 کشور جهان در حال فعالیت است و آمریکا با 103نیروگاه برق هسته ای بیشتر تعداد نیروگاهها را در سطح جهان در اختیار دارد و از این طریق 3/19 درصد نیاز خود به انرژی برق را تامین می کند.
کشورهای فرانسه با 59 و ژاپن با 55 نیروگاه برق هسته ای نیز در رده های بعدی قرار دارند و درمجموع نیروگاههای برق هسته ای جهان نزدیک به 16درصد نیاز جهانی به انرژی برق را تامین می کنند.
1
حملات هسته ای:
هم اکنون 29 نیروگاه برق هسته ای در سطح جهان درحال ساخت است و کشورهای مختلف طرح هایی نیز برای ساخت یکصد نیروگاه دیگر در طول سه دهه آینده تهیه کرده اند و چین و هند برای احداث دهها نیروگاه هسته ای به سرعت تلاش می کنند.
این روزنامه افزود : آمریکا و برخی کشورهای اروپای غربی نیز درمواضع پیشین خود در قبال نیروگاههای برق هسته ای تجدید نظر کرده و حتی کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس ایده خود برای احداث نیروگاههای هسته ای را اعلام کردند.
با وجود اینکه مشکلات ناشی از به کارگیری انرژی هسته ای همچنان وجود دارد، اما شرکت ها با تجدید نظر در مواضع خود درصدد اجرای طرح های ساخت نیروگاههای برق هسته ای هستند.
الشرق الاوسط درادامه نوشت: منتقدان به کارگیری انرژی هسته ای درآمریکا می گویند که کشورهای جهان بحران های هسته ای درجزیره "ثری مایل" آمریکا و"چرنویل" روسیه را به دست فراموشی سپرده اند. این منتقدان درانتقاد خود ازبه کارگیری انرژی هسته ای می گویند که هزینه و مدت ساخت اینگونه نیروگاهها بیشتر از ساخت نیروگاههای معمولی است و تا این لحظه وسیله ای نیز برای انبار کردن پسماند سوخت هسته ای که آثار رادیواکتو آن یک میلیون سال بر جای می ماند، وجود ندارد و به این مشکلات باید نگرانی از حملات تروریستی را نیز افزود.
با این حال، دولت آمریکا احداث نیروگاههای برق هسته ای را تشویق و پیش نویس طرح انرژی را تایید کرده است که به شرکت های دست اندرکار در بخش انرژی برای احداث نیروگاههای برق هسته ای کمک می کند.
آژانس بین المللی انرژی هسته ای در آمارهای خود اعلام کرده است که هم اکنون 442 نیروگاه برق هسته ای در بیش از 31 کشور جهان در حال فعالیت است و آمریکا با 103نیروگاه برق هسته ای بیشتر تعداد نیروگاهها را در سطح جهان در اختیار دارد و از این طریق 3/19 درصد نیاز خود به انرژی برق را تامین می کند.
کشورهای فرانسه با 59 و ژاپن با 55 نیروگاه برق هسته ای نیز در رده های بعدی قرار دارند و درمجموع نیروگاههای برق هسته ای جهان نزدیک به 16درصد نیاز جهانی به انرژی برق را تامین می کنند.
2
این درحالیست که نیاز جهانی به انرژی به سبب رشد صنایع و افزایش جمعیت با فراسیدن سال 2030 میلادی به بیش از 51درصد خواهد رسید.
به نوشته این روزنامه عرب زبان، هرچند منابع انرژی جایگزین مانند گاز به عنوان سوختی پاک برای تولید برق وجود دارند، اما قیمت آن بالا است و تولید انرژی برق از توربین های آبی نیز به آخرین حد خود رسیده و 20 درصد انرژی برق جهان را تامین می کند و دیگر منابع انرژی جایگزین مانند انرژی خورشید و باد درصد کمی را در اکثر کشورها تشکیل می دهند.
در ادامه این مطلب آمده است : قمیت بالای انرژی های معمولی سبب شده است که بسیاری از کشورها به سمت تولید برق هسته ای حرکت کنند و ژاپن درحال ساخت سه نیروگاه برق هسته ای است و برای احداث 10نیروگاه هسته ای دیگر در دهه آینده برنامه ریزی می کند و چین نیز برای ساخت 15 تا 30 نیروگاه هسته ای تا سال 2020میلادی درحال برنامه ریزی است و هند نیز دارای 16 نیروگاه هسته ای است و هفت نیروگاه برق هسته ای را نیز در حال ساخت دارد.
این درحالیست که عمر مفید شش نیروگاه برق هسته ای ساخته شده در دهه هفتاد و هشتاد میلادی پایان یافته و آنها عملا بسته شده اند و درحالی که برخی گروههای طرفدار محیط زیست با توجه به تولید نشدن گازهای گلخانه ای از طریق استفاده از انرژی هسته ای مجبور به موافقت با آن به عنوان منبعی بهتر شده اند، اما برخی دیگر بر اهتمام بیشتر به حفظ طبیعت و تولید برق از طریق باد، انرژی حرارتی و سوخت بیولوجیک برای پاسخ به نیازهای آینده به انرژی تاکید دارند.
به نوشته الشرق الاوسط، شرکت ها و کشورها به صورت مشترک درحال ساخت نیروگاه
هسته ای هستند؛ به گونه ای که شرکت وسینگهاوس الکتریک که نیمی از نیروگاههای برق هسته ای جهان را احداث کرده است؛ در ماه دسامبر گذشته قراردادی را با چین برای مشارکت در ساخت 4 نیروگاه هسته ای در این کشور به امضا رساند.
این روزنامه به نقل از "والری ارباکین" مسئول موسسه انرژی اتمی روسیه که در حال رقابت با شرکت وستینگهاوس الکتریک است، نوشت : فرصت های زیادی هم اکنون در جنوب شرق آسیا و خاور نزدیک و اروپا وجود دارد و اینها بازارهای خوبی برای روسیه هستند.