
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 6 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
جنگ نرم و ابزارهای تغییر فرهنگی*
مقدمه
دیر زمانی است که توهم منحصر بودن قدرت به سلاح آتشین، ابطال شده است. اگر افرادی تا اواخر قرن بیستم وجود داشتند که گسترش قدرت نظامی را تنها راه افزایش توان یک کشور قلمداد میکردند، امروز کسی در غلط بودن این نظریه شکی ندارد. رخدادهای چند دهه گذشته اثبات کرده که داشتن تانک مهم نیست؛ مهم این است که چه کسی و با چه درجهای از ایمان، پشت تانک نشسته است. بسیار اهمیت دارد که یک سرباز، تا چه اندازه قانع شده باشد که «دشمن»، واقعاً دشمن است و مستحق نابودی است. این اقناع به وسیله قدرت نرم انجام میگیرد. از طرف دیگر، قدرت نرم موجب میشود که دشمن قبل از اینکه دست به اسلحه ببرد، قدرت دفاع را از دست بدهد و از مقاومت منصرف گردد.
پس به صورت خلاصه، قدرت نرم دو کارکرد اصلی دارد:
1. کارکرد ایجابی: مشروعیتبخشی به نیروی خودی (حق با ما است) و اقناع مردم برای پشتیبانی از صاحب قدرت؛
2. کارکرد سلبی: مشروعیتزدایی از نیروی دشمن(این افراد شایسته نابودی هستند) و سلب مقاومت از آنها.
در جنگ سخت، تصرف «سرزمین» دشمن و «نابودی» نیروهای او هدف است؛ اما در جنگ نرم، هدف، تفوق بر «افکار» و «استخدام» نیروهای دشمن است.
در جنگهای خونین نظامی، نیروهای دشمن کشته و زخمی میشوند تا یک منطقه به اشغال درآید که با عوارض و تبعاتی همراه است؛ مثلاً دولت مهاجم، اشغالگر، منفور و نامشروع تلقی میشود. همچنین تهاجم به یک کشور هزینه بسیاری را به اشغالگر تحمیل میکند و هزینه تداوم اشغال بهمراتب گزافتر از هزینه اشغال است. تجربه جنگ ویتنام نشان میدهد که ممکن است حتی یک ابرقدرت با وجود تلاش و کوشش نتواند سرزمینی را تصرف نماید. هنوز هم جنگ ویتنام لکه ننگی بر دامان آمریکا محسوب میشود و فراموش نشده است. مبارزات مردم فلسطین گواهی زنده است بر اینکه حتی در صورت اشغال یک کشور، نمیتوان صاحب آن کشور شد. صهیونیستها بیش از ۶۰ سال است که مردم فلسطین را سرکوب میکنندریال اما نتوانستهاند آنها را وادار به تسلیم نمایند.
این مثالها نشان میدهد که چرا قدرت سخت بهتنهایی کافی نیست و به چه دلیل توجه به قدرت نرم افزایش یافته است. همچنین تحلیل بر اساس قدرت نرم توضیح میدهد که چرا آمریکا در ظرف ۱۰ سال دوبار به عراق و افغانستان
2
حمله کرد و هر بار نیز پیروز شد؛ اما جرأت حمله به ایران را ندارد و تمام کارشناسان اذعان دارند که حمله به ایران شکست سختی را به دنبال خواهد داشت.
عمده حوزه عملکرد قدرت نرم در فرهنگ است و با ابزارهای فرهنگی کارویژهها را محقق میسازد. در جنگ نرم، هدف دستیابی به سلطه فرهنگی است.
پیامهای فرهنگیای که به طور عمده از غرب پخش میشود، بر مبنای مدل آمریکایی ساخته شده و احساسی از سلطهجویی فرهنگی را القا میکند. (ولتون ۱۳۸۷: ۱۵)
فرهنگ بنا بر تعریف عبارت است از منبع دانش، تجربه، باورها، ارزشها ، نگرشها، معانی، سلسله مراتب، مذهب، زمان، نقشها، روابط مفاهیم جهان و اشیای مادی که گروهی از مردم طی نسلها از طریق تلاشهای فردی و گروهی آن را کسب کردهاند. (ولتون ۱۳۸۷ : ۱۰۴)
در مورد فرهنگ دو نکته قابل ذکر است:
1. فرهنگ، یک سامانه منسجم و هماهنگ است. در یک فرهنگ پایدار و پویا، مؤلفههای متضاد نباید وجود داشته باشد. زیرا ثبات این سامانه را تهدید میکند و ناچار باید یکی از این مؤلفهها به نفع دیگری تغییر نماید.
مثلاً در اسلام، رعایت حجاب واجب است. حال اگر یک لباس مد شود که فاقد پوشش کافی باشد با دو عنصر فرهنگی متضاد مواجه خواهیم بود و قاعدتاً باید عنصر ضعیفتر حذف شود.
خانوادههایی که مذهبیتر هستند، از پوشیدن این مدل از لباس صرفنظر خواهند کرد و خانوادههایی که از عمق مذهبی زیادی برخوردار نیستند و پوشاک برای آنها، هویت فرهنگی عمیقتری تولید میکند، حجاب را قربانی استفاده از آن لباس خواهند نمود.
2. تغییر فرهنگی: فرهنگ مانند یک رودخانه است که مدام در جریان است. اگرچه در ظاهر یک کلیت ثابت به نظر می رسد، اما در هر لحظه در حال تغییر است. البته این روند بسیار کند، آرام و تقریباً غیر قابل لمس میباشد. گاهی این تغییر فرهنگی با روشها و ابزارهای خاص سرعت و جهت میگیرد و موجب میشود که فرهنگ به صورت مصنوعی و با سرعت غیر طبیعی تغییر نماید. اربابان جنگ نرم در حوزه فرهنگ، معمولاً به دنبال دستیابی به روشهای تحقق این تغییر سریع و جهتدار فرهنگ هستند.
فرهنگ، معمولاً دیرپا است و نمیتوان بهسرعت آن را متحول کرد. برای حذف یک مؤلفه فرهنگی و تثبیت یک عنصر فرهنگی دیگر، ممکن است گذر نسلها لازم باشد. البته بخشهایی از فرهنگ که عمق چندانی ندارند، میتوانند در کوتاهمدت، تحت تأثیر قرار گیرند و تغییر نمایند؛ مثلاً دین به عنوان بخش فرهنگی عمیق بسیاری از مردم، بهراحتی تحت تأثیر قرار نمیگیرد، اما سلیقه آنها در تغذیه و نوع پوشش، به عنوان بخش کمعمق فرهنگ، میتواند در کوتاهمدت تغییر نماید.
3
ابزارهای تغییر فرهنگی
1. ابزارهای درونی
فرهنگها به صورت درونزاد در بستر تاریخ دچار تغییر و تحول میشوند. تضادهای فرهنگی بهتدریج بر طرف میشود و بسته به نیاز و تمایل انسانی، ممکن است برخی از مؤلفههای فرهنگی نسبت به بقیه بیشتر مورد توجه قرار گیرد و تقویت شود. یکی از مؤثرترین نظریاتی که در مورد تغییر فرهنگی، ارائه شده است، نظریه تکامل فرهنگی است. این نظریه می گوید: تکاملگرایی این اعتقاد را به وجود آورد که هر جامعهای میتواند علم، فناوری و فرهنگ و صنعت ایجاد کند و بدون محدودیت رشد نماید. دقیقاً همانگونه که انسان باستانی پیشرفت کرد و به انسانی که میتوانست ابزار به دست گیرد مبدل شد، سپس انسان راستقامت که آتش را پدید آورد و بعد انسان اندیشهورز که زبان و و فرهنگ را آفرید، جوامع کمتر توسعهیافته نیز میتوانند به سوی توسعه گام بردارند و به فرهنگ عالیتر دست یابند. (اسوالدو ۱۳۸۳: ۱۴۴)
چنین تفکری سالهای سال بر مراکز علمی و دانشگاهی دنیا حاکم بوده است و توجیه مناسبی را برای تهاجم فرهنگی غرب فراهم کرده است. نظریه تکامل فرهنگی به غرب اجازه میدهد برای صدور فرهنگ خود به دیگر جوامع، تلاش نمایند و این اقدام در جهت اعتلای فرهنگ کشورهای عقبمانده، توجیه میگردد. بیتردید، این نظریه بر اقدامات استعماری تأثیر گذاشته است و اکنون نیز در خدمت سلاطین جنگ نرم قرار دارد.
با این حال، بسیاری از استعمارستیزان و منتقدان مدرنیته به این نوع تفکر استعماری معترض هستند؛ زیرا گره زدن پیشرفتهای مادی به رشد فرهنگی، هیچ توجیه عقلانی ندارد و در عمل هم ثابت شده است که لزوماً کشورهای توسعهیافته، از فرهنگ غنیتری برخوردار نیستند. فرهنگ در گذر زمان، دچار فراز و فرود میشود و گاهی رشد و گاهی زوال مییابد. عواملی همچون: راهبران فرهنگی، اخلاق و تربیت عمومی و بسیاری از عوامل دیگر، در این روند مؤثر میباشد. اما رشد اقتصادی یا توسعه سیاسی، لزوماً نتیجه مستقیمی بر فرهنگ ندارد و نمیتوان گفت که جامعه دارای ثروت بیشتر یا سیاست توسعهیافتهتر، دارای فرهنگ عالیتری است.
از طرف دیگر، تصور حرکت خطی فرهنگ، از بنیان نادرست است. کشورهای توسعهیافته نیز دارای فرهنگ یکسانی نیستند و از یک مسیر واحد به چنین جایگاه فرهنگیای نرسیدهاند؛ مثلاً دو کشور فرانسه و ایالات متحده توسعهیافته محسوب میشوند، اما از دو فرهنگ نسبتاً متفاوت برخوردارند. در فرهنگ فرانسه دین تقریباً زدوده شده است؛ ولی در فرهنگ آمریکا دین جایگاه بسیار مهم و اساسی دارد و حتی در تعیین منافع ملی تأثیر دارد.
به هر حال، بسیاری از روشنفکران، با در نظر گرفتن نظریه تکامل فرهنگی، گمان میکنند شرق دچار توقف فرهنگی شده است و بنابراین، برای رسیدن به قافله تمدن غرب، باید هدایت جریان فرهنگی به بیرون چارچوبها
4
ی فرهنگ سنتی سپرده شود و با ابزارهای بیرونی به آنچه «فرهنگ تکاملیافته» خوانده میشود، برسیم.
2. ابزارهای برونی
ارتباط فرهنگی:
جوامع در محیط سترونشده فرهنگی حضور ندارند؛ بلکه دائما در معرض دریافت و ارسال پیامهای فرهنگی از محیط جهانی هستند که فرهنگ آنها را دچار تغییر و تحول مداوم مینماید.
اگر عضوی از یک فرهنگ، پیامی را برای دریافت توسط عضوی از فرهنگ دیگر ایجاد نماید، ارتباط بینفرهنگی رخ داده است. این ارتباط میان آن دسته از مردم که ادراکات فرهنگی و سیستمهای نمادینشان به اندازه کافی مجزا هستند، انجام میگیرد. (سامووار ۱۳۷۹: ۹۸)
ارتباط فرهنگی از گذشته وجود داشته است و موجب اعتلای فرهنگها میگردد. جوامع، در ارتباطهای فرهنگی، آسیبپذیری خود را کشف و ترمیم مینمایند؛ مثلاً حمام، قهوه و چای از شرق به غرب منتقل شد و مردم شرق، به کارگیری دوش حمام و سیگار را از جهان غرب فراگرفتند.
بسیاری از هنرهای بومی و جهانسومی اساساً نتیجه ارتباط فرهنگی هستند و از ترکیب عناصر گوناگون جهانی از جمله غربی حاصل شدهاند. چاقوی فلزی همچون موهبتی به یاری سنن کندهکاری و مجسمهسازی جهان سوم آمد. نقاشی روغن و آکرلیک فقط در اثر تماس باغرب بود که رواج پیدا کرد. هنر اندوبله در جنوب آفریقا از مهره و منجوق به عنوان وسیله اصلی برای تزیین لباس و منسوجات استفاده میکند. این دانهها و مهرهها چیزی نیستند که بومی آفریقا باشند، بلکه در اوایل قرن ۱۹ از فرهنگ چکسلواکی به آنجا میرود. (کاوین ۱۳۸۷: ۱۹)
در ارتباط فرهنگی، هیچ فشاری در کار نیست و مردم، خود عناصر فرهنگی را پسندیده و استفاده مینمایند. در ضمن، به فرهنگ بومی نیز آسیبی نمیرسد و نوعی انطباق و سازگاری میان عناصر جدید و کهن فرهنگی حاصل میگردد.
هجوم فرهنگی:
آیا وضعیت برابر در عصر جدید، میان فرهنگهای غربی و غیر غربی ادامه یافته است؟ یعنی میان فرهنگها یک ارتباط سالم و عادلانه برقرار است؟ آیا عرضه عناصر فرهنگی، فارغ از تمایلات سیاسی انجام میگیرد؟ آیا کشورهای غیر اروپایی در ارائه فرهنگ خود از امکانات و تواناییهای غرب برخوردارند؟
برخی معتقدند هنوز هم این وضعیت ادامه دارد و غرب فقط به عرضه فرهنگی میپردازد و مردم شرق این عناصر فرهنگی را انتخاب میکنند. هیچ فشاری در کار نیست و غرب فقط به نیازهای مردم شرق، پاسخ مناسبتر

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 6 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
1
جنگ نرم
هر نوع جنگی بنا بر ماهیتی که دارد لوازم و نیرو های متناسب با خود را می طلبد.از آنجا که جنگ نرم از یک ماهیت فکری-فرهنگی برخوردار است لذا افسران این جنگ در جبهه خودی نیرو های نخبه و خواص جامعه هستند.همان طور که طراحان سناریو های جنگ نرم نخبگان فکری دشمن هستند مبارزان و خنثی کنندگان جبهه خودی نیز می بایست از نخبگان و خواص جامعه باشند تا به زوایای پیچیده این جنگ و ترفند های نهفته در آن و اثرات و تبعات آن پی ببرند و عموم ملت را نسبت به آن آگاه سازند.
از آنجا که دانشجویان به عنوان یکی از اقشار فرهیخته و نخبه فکری کشور محسوب می شوند لذا دانشجویان در خط مقدم این جنگ نرم قرار دارند.زیبا ترین تعبیری که در این خصوص به کار رفته شده تعبیر مقام معظم رهبری است که از آن تحت عنوان افسران جنگ نرم یاد کرده اند."در این جنگ نرم شما جوان های دانشجو افسران جوان این جبهه اید".(بیانات مقام معظم رهبری 8/6/88)
دشمن در جنگ نرم ضمن آنکه عموم جامعه را هدف قرار می دهد بر روی تغییر فکر و روش خواص برنامه ریزی مفصل و پیچیده ای می کند.وقتی در یک نبرد نرم دشمن بتواند خواص و نخبگان یک جامعه را با خود همراه سازد قطعا در همراه کردن و انحراف افکار عمومی و مسیر کلی یک جامعه مشکل چندانی نخواهد داشت.لذا دانشجویان به عنوان نخبگان فکری جامعه همان طور که در مبارزه به عنوان افسر جنگ نرم شناخته
می شوند و در شکست توطئه های دشمن نقش برجسته ای دارند باید از این نکته غافل نباشند که خود در تیررس آماج حملات جنگ نرم هستند.چرا که تغییر ذهن آنان و همراهی آنان با طرح ها و برنامه های دشمن به معنای تغییر ذهن عموم خواهد بود.لذا دشمن در انحراف دانشجویان برنامه ریزی
کلانی کرده است.رهبر معظم انقلاب این سناریو دشمن را این گونه شرح می دهند:"امروز به گمان من هدف و آماج دشمن خواص است.چون خواص تاثیر می گذارند و در عموم نفوذ کلمه دارند"(بیانات 20/70/88)
اهمیت بصیرت در جنگ نرم
بصیرت در واقع به معنای بینش و شناخت نسبت به مسائل است.این واژه ماخوذ از واژه بصر به معنای چشم است ولی بصیرت به معنای درکی است که پس از دیدن حاصل میشود درک و دریافتی که بعد از مشاهده یک شیء ملاحظه میشود.بصیرت وجه ممیزه تشخیص دشمن و دوست و یکی از مسائل بسیار پر اهمیتی است که مورد تاکید بزرگان دین و رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده و هست.مسئله ای که متاسفانه بسیاری از مدعیان نخبگی از داشتن آن محروم بوده اند و بعضا با محافظه کاری و مواضع چند پهلو نشان داده اند که از بصیرت کافی و مورد تاکید رهبری نظام برخوردار نیستند و تبعات اقدامات این افراد،
2
هزینه های گزافی بوده است که نظام و مردم در برهه های مختلف پرداخت کرده اند.وقتی میگوییم کسی دارای بصیرت است به این معناست که این شخص میتواند از ظاهر عبور کند و به باطن برسد و یک درک حقیقی پیدا کند یعنی همه چیز را به همان شکل واقعی خود ببیند.کسی که بصیرت دارد مسئولیت هم دارد در حقیقت میتوان این طور تفسیر کرد که بصیرت و مسئولیت در کنار هم قرار میگیرند.انسان با بصیرت صاحب مسئولیت هم هست و باید به مقتضای درک درست از شرایط در جهت حاکمیت حقیقت تلاش کند.قطعا برای یک جامعه پیشرو که میخواهد مسیرهای ناپیموده را طی کند وجود بصیرت یک ضرورت اساسی است و لذا باید توجه داشت که ما برای رسیدن به حق خود در نظام بینالملل احتیاج به انسانهای شجاع و پیشرو داریم که راه را باز کنند و مسیر را برای حرکت مردم به جلو بگشایند.در واقع بصیرت برای یک انقلاب بزرگ الهی مهمترین وسیله به حساب میآید و اگر چنانچه در جامعه ما بصیرت کافی نباشد بستر نفوذ دشمن فراهم میشود.نفوذ دشمن، ملت را از رسیدن به آرمانها و اهداف انقلاب و منافع ملی دور میکند و به این مسائل آسیب جدی میرساند و به همین دلیل رهبر انقلاب بر روی این نکته تاکید دارند و میخواهند کسانی که توان بصیرت افزایی دارند در این زمینه فعال باشند.مقام معظم رهبری در طول سالیان گذشته همواره بر موضوع بصیرت تاکید داشته و لکن به دنبال حوادث پس از انتخابات و دهمین دوره ریاست جمهوری و پیدایی فتنه عمیق در جامعه اسلامی در سخنرانی های متعددی و به صورت مکرر ، بصیرت را به عنوان یک نیاز و ضرورت برای آحاد جامعه بویژه نخبگان و خواص یاد آور شده و آن را عامل اساسی و مهم برای عبور از فتنه دانسته اند .
همه پذیرفته ایم که جنگ نرم از سوی دشمنان نظام بدون وقفه علیه منافع و ظرفیت های جمهوری اسلامی ایران شروع شده و تکنیک های مختلف آن که قبلا ً گفته و بعداً هم خواهیم گفت را در کاربرد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی استفاده می کننددنیای پر از رمز و راز امروز استفاده از تکنیک های علمی و گاهی تجربی این فرصت را برای برخی کشورهای مدعی قدرت فراهم آورده که توسعه خود یا مقابله با توسعه طلبی دیگران را در فضای غیر خشونت بار نیز جستجو نمایند و افزایش قدرت را به شیوه نرم تامین کنند.
قدرت نرم عبارت است از توانایی شکل دهی ذهنی به توجیهات دیگران. به عبارت دیگر جنس قدرت نرم از انواع اقناع و درقدرت سخت از مقوله (وادار و اجبار) کردن می باشد.
رهبری به صدور فرامین خلاصه نمی شود، بلکه جذب دیگران به آنچه شما می خواهید را شامل می شود. اگر بتوان دیگران را به سوی آنچه شما می خواهید سوق داد، دیگر نیازی به استفاده از هویج و چماق برای مجبور کردن نیست.
قدرت نرم چیست ؟
• رفتار با جذابیت قابل رویت اما غیر محسوس
• قدرت نرم (نه زور است ، نه پول). در قدرت نرم به روی ذهنیت ها سرمایه گذاری می شود و از جذابیت برای ایجاد اشتراک بین ارزشها و از الزام و وظیفه همکاری برای رسیدن به خواست ها بهره می گیرند.
3
قدرت نرم به آن دسته از قابلیت ها و توانایی های کشور اطلاق می شود که با به کارگیری از ابزاری چون فرهنگ، آرمان و یا ارزش های اخلاقی، به صورت غیرمستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشور ها اثر می گذارد.
قدرت نرم، تبلیغات سیاسی نیست بلکه مباحث عقلانی و ارزش های عموم را شامل می شود و هدف آن تغییر افکار عمومی خارج و سپس داخل کشور است.
وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز، جهان های ذهنی و غیر واقعی را به دنیا مخابره می کنند. آنها دیگر به انتقال واقعیت فکر نمی کنند، بلکه واقعیت ها را می سازند.
هدف رسانه ها از قدرت نرم در ابتدا مدیریت افکار عمومی نیست، بلکه رسانه ای در دنیا موفق است که بتواند با افکار عمومی حرکت کند و خود را سازگار با آنها نشان دهد.
در عصر رسانه های نوین جهانی، به مدد تکنولوژهای نوین ارتباطات و اطلاعات، کسب قدرت نرم به مراتب راحت تر از بدست آوردن و نگهداری قدرت سخت است و دولت ها اگر بتوانند مفاهیم جدید امنیتی را برای خود باز تعریف کنند، در آن صورت مجبور نیستند لشکرهای عظیم نظامی خود را تقویت نمایند.
جنگ نرم چیست ؟
دارندگان قدرت نرم برای قدرت نمایی خود همواره از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند. از این رو تلاش آنها عملاً برای کشور، هدف جنگ نرم و راهبرد نرم محسوب می گردد. اگر چه ابعاد و تحول جنگ نرم را در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و حتی مدیریتی می توان بخوبی مشاهده نمود، اما حوزه مانور جنگ نرم در عرصه فرهنگی وسیع تر است. از این رو کشورهایی که اتفاقاً از فرهنگ غنی برخوردارند و فرهنگ و ارزش های آنها علت موجه اقتدارشان محسوب می گردد، همواره مورد تهاجم فرهنگ و جنگ نرم در این عرصه می باشند.
در عین حال، امکانات و اعتبارات فرهنگی می توانند به عنوان فرصت و منبع قدرت نرم محسوب شود.
ضرورت رسیدن و در اختیار داشتن قدرت نرم و مقابله با جنگ نرم
در حال حاضر فضا های ارتباطی، رسانه ای، تبلیغاتی و فرهنگی موجود در دنیا به صورت ابزارهای قابل اعتماد برای استفاده و تامین قدرت نرم استفاده می شوند و اگر رسانه های ما از ابزار و سیاست های ابزار قدرت نرم استفاده نکنند مقهور و محصور فضا های ارتباطی خواهند شد و اما برای رسیدن به این امکان و در اختیار داشتن این قدرت باید الزامات و ابزارها، شیوه ها و سیاست ها را شناسایی کرد و زیرساخت های فرهنگی مرتبط با آن را مهیا نمود.
4
بدون شک روابط تعاملات فرهنگی و گستره آن بعنوان مهمترین ابزار دستیابی به قدرت مطلوب نرم است که باید به آن توجه ویژه ای معطوف داشت.
بدون یقین، منابع قدرت نرم در ایران اسلامی فراوان و قابل بهره برداری است که مهمترین آنها ارزش های دینی، قدرت سیاسی و دیپلماسی، مردم و انسجام و همبستگی آنها را می توان محور قرار داد. در عین حال مصادیق قدرت نرم و مقابله با جنگ نرم برای جمهوری اسلامی را می توان بشرح زیر بر شمرد:
1. رهبری متعدد در سطوح منطقه
2. فرهنگ غنی اسلامی
3. جمعیت جوان و نخبه کشور و قابلیت ها و فرصت های آنان
4. قدرت و همراهی مردم با حکومت اسلامی
5. دیپلماسی فعال قدرت سیاسی در منطقه و بسیج گروه های اسلامی
شناسایی قدرت نرم، شائبه و کارکرد ها و رویکردهای آن، دستیابی به مفهوم بومی و شناسایی حوزه و گستره آن، همچنین راهکارهای رسیدن و در اختیار داشتن قدرت نرم می توانند به عنوان یکی از اولویت های فرهنگی کشور محسوب گردند و نسبت به آن اقدام عملی صورت پذیرد.
جهاد در جنگ نرم
جهاد در فقه و فرهنگ شیعی یکی از واجبات و فروع دین است که در بستر تاریخ و خصوصاً در صدر اسلام در حوزه نظامی بیشتر نمود یافته است. قله جهاد در فرهنگ دینی ما باید به گذشتن از جان منجر شود و معامله آگاهانه با خدا پاداش و شأن چنین از جان گذشتگی است. در ادبیات اخلاقی پیامبر به «جهاد اکبر» نیز برمیخوریم که سختتر از جهاد و مبارزه نظامی یا «جهاد اصغر» است. جهاد در ادبیات حضرت امام و مقام معظم رهبری قابل تعمیم دانسته شد. لذا هرگونه تلاش برای حفظ شأن و استقلال مسلمین و خودکفایی در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، همسان جهاد محسوب شد. لذا ورود به هربعدی از ابعاد جامعه اسلامی که نیازمند کوشش و تلاش مجاهدانه است جهاد محسوب میشود و میتواند بابی از ابواب جنت محسوب شود.
شیف پارادایمی جنگ سخت به جنگ نرم شکل مبارزه را عوض نموده است. «قتال» بهعنوان نماد جهاد نظامی و شهادتطلبانه کمرنگ شده است. لذا برای مجاهد فیسبیلالله، سیر کمال الیالله و جایگزینی قله مجاهدت (شهادت) باید متناسب با شرایط امروزی و نوع مبارزه انجام شود.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 3 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
1
جنگ سرد
جنگ سرد" اصطلاحی بود که در سال ۱۹۴۵، توسط جورج اورول نویسنده معروف انگلیسی خالق کتابهای داستانی پر سر و صدای قلعه حیوانات و سال 1984 ابداع کرد . البته در آن زمان این عبارت در تعریف مبارزه بین آمریکا و شوروی به کار نرفته بود زیرا در سال 1945 تازه جنگ جهانی دوم به پایان رسیده بود و هنوز دوقدرت پیروز در جنگ دوران ماه عسل سیاسی را پشت سر می گذاشتند. درهمان سال " برنارد باروش" سیاستمدار آمریکایی از ایناصطلاح استفاده کرد، اما استفاده عمومی از آن توسط یک روزنامه نگار به نام والتر لیپمن که مجموعه مقالاتی و کتابی را به نام "جنگ سرد " در سال 1947 منتشر کرد، باب شد.در 1947، جورج کنان دیپلمات آمریکایی، استراتژی اساسی جنگ سرد ایالات متحده را تشریح کرد: "سیاست مهار به منظور مقابله با روس ها با نیروی متقابل ثابت در هر نقطه ای که نشانی از تجاوز به منافع جهان صلح آمیز و باثبات بروز دهند." این سیاست در موارد بسیاری با تمایل اصلی واشنگتن برای رقابت با سایر قدرتها برا ی تصاحب بیشتر منابع کشورهای اروپایی و بعضی از کشورهای تازه استقلال یافته در منطقه آفریقا، آسیا، و خاورمیانه که برخی استراتژیست ها از آن به عنوان "حاشیه" نام می بردند و اروپا را صحنه اصلی جنگ سرد می دانستند منطبق شد .در واقع جنگ سرد، مبارزه اقتصادی و ایدئولوژیکی بود که پس از جنگ جهانی دوم ، بین ابر قدرتهای آن زمان، یعنی شوروی وآمریکا درگرفت و توسط هم پیمانان آنها پشتیبانی شد.جنگ سرد درعمل از سال 1947آغازو تا فروپاشی کمونیسم و از میان رفتن شوروی در سال 1991، حدود ۴ دهه ادامه یافت.در یک سوی این میدان آمریکا ومتحدان اصلی اش یعنی انگلیس ،فرانسه آلمان غربی و ایتالیا به همراه کشورهای عضو پیمان های نظامی ناتو ، سنتو ، سیتو وآنزوس قرار داشت و در طرف مقابل شوروی و کشورهای بلوک شرق در قالب پیمان نظامی ورشو و پیمان اقتصادی کومکون قرار گرفته بودند . نبرد بین دو بلوک غرب و شرق ، به جنگ سرد شهرت یافت و دلیل آن این بود که در این جنگ از دخالت مستقیم ارتشهای مسلح
2
خبری نبود. جنگ سرد از طریق انجام عملیاتی چون مانورهای دیپلماتیک، فشارهای اقتصادی،ارعاب، تبلیغات منفی، ترور، عملیات نظامی خفیف و جنگهای نظامی واقعی و عمیات جاسوسی بین برخی متحدین دو طرف انجام می گرفت. دراین دوران ابر قدرتها به جای نبرد مستقیم با یکدیگر، کشوردیگری را وارد جنگ میکردند و از این طریق سیاست خود را پیش می بردند.دوران جنگ سرد شاهد شکل گیری و اوج نبرد قدرتها بود که طی آن مسابقه ای برای ساختن تسلیحات بسیار مدرن چه از نوع عادی یا اتمی، در جریان بود و به وحشت جهانی از جنگ احتمالی اتمی منجر شداما به هرحال جهان درژانویه سال 1992 با تحقق رسمی فروپاشی شوروی وارد مرحله جدیدی شد که تا همین اواخر همه ازآن با عنوان دوران پس ازجنگ سرد یاد می کردند .
شاخص های اصلی دوران جنگ سرد 1947 تا 1991
1- تقسیم جهان به دو بلوک قدرت
2- رقابتهای اقتصادی و تسلیحاتی بصورت هم زمان
3- حاکم شدن لفاظی ها ی ایدوئولوژیکی بر مناسبات دو طرف
4-به کارگیری زوردرحوزه رقیب بدون درگیر شدن در جنگ مستقیم رودرواز طریق مداخلات نظامی محدود ویا انجام کودتا یا تجاوز نظامی به کشورهای بی طرف یا مخالف نظام سلطه
5- تلاش برای نفوذ در حوزه فعالیت رقیب از طرق اقتصادی ویا فرهنگی
6- به راه انداختن جنگ رسانه ای گسترده وتوسعه تبلیغات منفی و افشاگرانه علیه یکدیگر
7- طراحی و اجرای عملیات گسترده جاسوسی به منظور کسب اطلاعات سیاسی نظامی و امنیتی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 33 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
جنگ رایانه ای
جنگ رایانه ای اشاره به وضعیتی دارد که در آن عملیات نظامی بر اساس اطلاعات رایانه ای کنترل شوند و یا به منظور جلوگیری از عملیات دشمن برای ایجاد اختلال در ارتباطات و جلوگیری از دسترس وی به اطلاعات تلاش شود. معنای دیگر جنگ رایانه ای، تلاش برای کسب اطلاعات هر چه بیشتر درباره دشمن و جلوگیری از کسب اطلاعات توسط وی درباره شما است یا به تعبیری، تلاش برای تغییر توازن اطلاعات و دانش به نفع شما، به خصوص در وضعیتی که توازن نیروهای نظامی به نفع شما نیست و در نهایت جنگ رایانه ای به معنای استفاده از اطلاعات برای به حداقل رساندن سرمایه، جنگ افزار و نیروی انسانی مورد نیاز برای کسب پیروزی در جنگ است. این نوع جنگ، نیازمند تکنولوژی های مختلفی است. به خصوص برای صدور فرمان ها و کنترل میدان جنگ، جمع آوری هوشمندانه اطلاعات و پردازش صدور آنها، ارتباط تاکتیکی، موقعیت یابی، تشخیص دوست از دشمن و در نهایت برای استفاده از سلاحهای هوشمند که قادرند به صورت اتوماتیک بر اساس اطلاعات دریافتی از ماهواره بر علیه دشمن بجنگند.
استراتژی رخنه رایانه ای
دولت آمریکا ماه ها پیش از شروع جنگ علیه عراق، در راستای جنگ اطلاعاتی و عملیات روانی خود علیه این کشور، استراتژی معینی را تحت عنوان «استراتژی رخنه و ایجاد اختلال در سیستم های رایانه ای دشمن» تصویب کرده بود. بر اساس این استراتژی، ماه ها و هفته ها پیش از شروع جنگ، باید سیستم های ارتباطی رایانه ای عراق شناسایی می شد و عملیات لازم برای نفوذ و ایجاد اختلال در عملکرد آنها صورت می گرفت. روزنامه واشنگتن پست در گزارشی که دو هفته پیش از شروع جنگ در عراق منتشر کرد، فاش نمود که آمریکا سرگرم بررسی و طرح ریزی برای دست زدن به حملات اینترنتی علیه کشورهایی مانند عراق است. این حملات قرار بود پیش ازشروع عملیات نظامی یا همزمان با آن صورت گیرد. سایت اینترنتی BBC دو روز پس از انتشار گزارش واشنگتن پست، چنین نوشت :
2
جنگ رایانه ای
جنگ رایانه ای اشاره به وضعیتی دارد که در آن عملیات نظامی بر اساس اطلاعات رایانه ای کنترل شوند و یا به منظور جلوگیری از عملیات دشمن برای ایجاد اختلال در ارتباطات و جلوگیری از دسترس وی به اطلاعات تلاش شود. معنای دیگر جنگ رایانه ای، تلاش برای کسب اطلاعات هر چه بیشتر درباره دشمن و جلوگیری از کسب اطلاعات توسط وی درباره شما است یا به تعبیری، تلاش برای تغییر توازن اطلاعات و دانش به نفع شما، به خصوص در وضعیتی که توازن نیروهای نظامی به نفع شما نیست و در نهایت جنگ رایانه ای به معنای استفاده از اطلاعات برای به حداقل رساندن سرمایه، جنگ افزار و نیروی انسانی مورد نیاز برای کسب پیروزی در جنگ است. این نوع جنگ، نیازمند تکنولوژی های مختلفی است. به خصوص برای صدور فرمان ها و کنترل میدان جنگ، جمع آوری هوشمندانه اطلاعات و پردازش صدور آنها، ارتباط تاکتیکی، موقعیت یابی، تشخیص دوست از دشمن و در نهایت برای استفاده از سلاحهای هوشمند که قادرند به صورت اتوماتیک بر اساس اطلاعات دریافتی از ماهواره بر علیه دشمن بجنگند.
استراتژی رخنه رایانه ای
دولت آمریکا ماه ها پیش از شروع جنگ علیه عراق، در راستای جنگ اطلاعاتی و عملیات روانی خود علیه این کشور، استراتژی معینی را تحت عنوان «استراتژی رخنه و ایجاد اختلال در سیستم های رایانه ای دشمن» تصویب کرده بود. بر اساس این استراتژی، ماه ها و هفته ها پیش از شروع جنگ، باید سیستم های ارتباطی رایانه ای عراق شناسایی می شد و عملیات لازم برای نفوذ و ایجاد اختلال در عملکرد آنها صورت می گرفت. روزنامه واشنگتن پست در گزارشی که دو هفته پیش از شروع جنگ در عراق منتشر کرد، فاش نمود که آمریکا سرگرم بررسی و طرح ریزی برای دست زدن به حملات اینترنتی علیه کشورهایی مانند عراق است. این حملات قرار بود پیش ازشروع عملیات نظامی یا همزمان با آن صورت گیرد. سایت اینترنتی BBC دو روز پس از انتشار گزارش واشنگتن پست، چنین نوشت :
2
«درهر گونه نبرد اینترنتی علیه عراق باید نقشی رایانه ها که در اداره اموراین کشور ایفا می کنند، مد نظر قرار داد». دی کی ماتای، مدیر شرکت اینترنتی «MIZJ» می گوید : «عراق دارای تأسیسات ارتباطی نسبتاً پیشرفته ای است و هر گونه حمله رایانه ای ممکن است خدمات اضطراری این کشور را فلج کرده و غیر نظامیان و نظامیان را از ارتباط با یکدیگر محروم سازد.»
تروریسم رایانه ای
«تروریسم رایانه ای» واژه جدیدی می باشد که به ادبیات سیاسی جهان وارد شده است.این نوع عملیات تروریستی به هر گونه اقدامات خرابکاری اطلاق می شود که نفوذ گران و اخلالگران رایانه ای علیه شبکه های رایانه ای و اینترنتی یک کشور انجام می دهند. اکنون شبکه اینترنت، بستر و وسیله مناسبی جهت نفوذ اخلالگران به شبکه ها شده است.
اخلالگران رایانه ای دارای اهداف گوناگونی هستند، برخی با هدف کسب پول و سود به شبکه ها نفوذ می کنند و مثلاً با هک کردن کارت های اعتباری، پول سرشاری به جیب می زنند، بعضی دیگر هدفشان سرگرمی، تفریح و به رخ کشیدن توان فنی و رایانه ای شان است، اما بسیاری از هکرها Activities گفته می شود. هدف عمده این گروه از نفوذ کننده ها، اخلال در سیستم های رایانه ای سازمان ها، وزارت خارجه، پلیس، کاخ ریاست جمهوری ، شبکه های رادیو و تلویزیون، بانک مرکزی، احزاب سیاسی، پارلمان و کنگره و سایر دستگاههای سیاسی از عمده ترین اهداف Activities یا نفوذ گران سیاسی به شمار می روند. یکی از شگردهای اخلالگران رایانه ای، «خودداری از ارائه خد مات» است. در این شیوه دستگاه مورد هدف، آنقدر با نامه های الکترونیک بمباران می شود که عملاً، توانایی خود را از دست می دهد. «اتفاقی که در طول جنگ بالکان برای پایگاههای رایانه ای سازمان ناتو افتاد و آنقدر توسط نامه های الکترونیک مخالفان جنگ ، بمباران شد که عملاً از کار افتاد.»
هک چیست و هکر کیست؟
3
Hack به زبان ساده و شاید عامیانه ترین تعبیر آن دزدیده شدن کلمه عبور یک سیستم و یا account می باشد. به طور کلی نفوذ به هر سیستم امنیتی کامپیوتری را hack می گویند.
Hacker شخصی باهوش، فرصت طلب، دارای معلومات بالا با افکار سازنده و مطمئناً با وجدان است.
لازم به ذکر است که هکرها با دزدان اینترنتی و یا الکترونیکی تفاوت دارند. هکرهای واقعی در میان خود دارای مرام نامه ای هستند که همه پایبند به آن می باشند.
هکر در موقع هک کردن یک سیستم امنیتی، هدفش ضربه زدن، (چه مادی و چه معنوی) به شخص و یا اشخاص نمی باشد. او هک می کند تا معلوماتش را نشان دهد. هک می کند تا همگان بدانند که سیستم های امنیتی دارای مشکل هستند. هک می کنند تا نواقص (سوارخهای) این سیستمها نمایان شوند. اگر هکرها نبودند مطمئناً سیستم های امنیتی به کاملی سیستم های امروزی نبود، پس هکرها مفیدند.
در این میان، افرادی هستند که با سوء استفاده از معلومات خود و یا دیگران، هدفشان از هک کردن، ضربه زدن به اشخاص است و یا به دنبال پر کردن جیب خود می باشند، اینها دزدانی بیش نیستند.
چگونه هک می شویم ؟!
از هکری پرسیدند رایج ترین و مطمئن ترین روش هک کردن چیست؟ او در جواب گفت : رایج ترین روش، ساده ترین روش است. یکی از متداول ترین روش های هک کردن، حدس زدن password است.
روش رایج دیگر خواندن password از روی دست User به هنگام تایپ آن می باشد و یا فرستادن صفحه ای ورودی Hotmail, Yahoo به صورت یک Email که در آن به ظاهر کارکنان شرکت سرویس دهنده از user خواسته اند. به منظور اطمینان از صحت سرویس دهی password خود را تایپ کنید که این password در همان لحظه برای هکر mail می شود.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 75 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
در اصل عبارت شده است و شاید معنای المحجه که در عبارت آمده است محل اجتماع کاروانهای حج, در زمان امیرمومنان(ع) و یا نام محلی باشد که در آنجا درفشهای هیئتها و نمایندگان, برای ورود به اردوگاه وی و یا ملاقات با آن حضرت اجتماع میکنند.
و عبارت "در آن روز بین شرق و غرب سه هزار هزار کشته میشوند" یعنی سه میلیون نفر و اینکه کلمه (هزار) را بین پرانتز گذاردیم بدین جهت است که آن کلمه, در روایت دیگری در بحارج 52 ص 274 وارد شده بود, و شاید هم آن کلمه از روایت افتاده باشد, البته این بدین معنی نیست که قربانیان جنگ جهانی سه میلیون نفر خواهد بود, بلکه این تعداد, کشتههای آن روز و یا مقطع دیگری خواهد بود و این یک مرحله از مراحل جنگ و آخرین آنهاست و قبلا ذکر شد که مجموع خسارتهای جانی جنگ و مرض طاعون که قبل از آن جنگ, شیوع پیدا میکند به دو سوم ساکنان جهان بالغ میگردد. و در روایتی دیگر پنج هفتم جمعیت جهان, چنانکه از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود:
"پیشاپیش قائم دو نوع مرگ وجود دارد یکی مرگ سرخ و دیگری مرگ سفید, تا از هر هفت نفر 5 نفر از بین بروند" . بحارج 52 ص 207.
و در برخی از روایات, نه دهم مردم آمده ..., البته گاهی اختلاف روایات, بعلت تفاوت منطقهها و یا علل دیگری است اما بهرحال خسارتهای مسلمانان در این جنگ, اندک بوده و یا قابل ذکر نبوده است.
خلاصه کلام اینکه:
روایات شریفه دلالت دارند که ترس و وحشت, اندکی قبل از ظهور و یا در سال ظهور آن حضرت, جهان را فرا میگیرد و خسارتهای سنگین و خورد کنندهای بر مردم و بطور کلی بر غیرمسلمانها وارد خواهد شد و این را میتوان به جنگ عمومی و وسائل پیشرفته و نابودکننده آن, که باعث ترس و وحشت همه مردم می
شود, تاویل و تفسیر نمود, چون اگر روش این جنگ بنحو کلاسیک بود, رعب و وحشت آن به این اندازه که روایات توصیف کردهاند فراگیر نبود و یا دست کم یک قسمت و یا منقطههای بیشتری وجود داشت مشمول این ترس و وحشت و قتل و کشتار نمیگردید.
اما روایات و قرینههایی وجود دارد که تفسیر آن را به موجی از جنگهای منطقهای ترجیح میدهد, مخصوصاً با تعبیری که از امام باقر(ع) در مورد ظهور وارد شده است که فرمود: "و جنگها در زمین زیاد میشود" و این تصریح میکند که آنها جنگهای متعددی در همان سال هستند, بنابراین جمع بین این روایت و روایتهایی که بیانگر اختلاف و جنگ بین اهل شرق و غرب میباشد, این است که این نبردها بصورت جنگهای منطقهای بین آنان ایجاد میشود و جنبه ویرانگری آن متمرکز در غرب میباشد.
* * *
اما زمان این جنگ, آنچه که از روایات استفاده میشود آنست که زمان آن بسیار نزدیک به ظهور حضرت مهدی(ع) مثلا در همان سال ظهور خواهد بود ... و اگر بخواهیم بین روایتی که این جنگ و صفات آن را بیان کرده است جمع کنیم بهتر است بگوئیم جنگ, طی چند مرحله خواهد شد, زیرا این جنگ اندکی قبل از ظهور حضرت آغاز, و سپس بقیه مراحل آن بعد از نهضت ظهور آن بزرگوار خواهد بود. و آزادسازی حجاز بدست آن حضرت, در اثناء آن جنگ میباشد, سپس آن جنگ بعد از فتح عراق پایان میپذیرد. و نبرد حضرت با روسها و یا با بقایای آنها بعد از جنگ جهانی خواهد بود, زیرا در روایت آمده بود که نخستین نیرویی را که حضرت تدارک میبینند به نبرد با ترکان (روسها) اعزام نموده و آنها را نابود میکند.
اما اگر روایاتی را که در مورد این جنگ وارد شده است به جنگ هستهای گستردهای تفسیر کنیم و به آنچه که امروزه رسانهها درباره چنین جنگی, قلمفرسائی میکنند توجه کنیم, باید بگوئیم که مدت این جنگ بسیار کوتاه و آنطور که می
گویند شاید بیش از یکماه نیانجامد. والله العالم.
ایرانیان و نقش آنان در دوران ظهور
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران, کشور ایران در تصور غربیها پایگاهی حیاتی, آنهم در مرز شوروی و در قلب جهان اسلام بحساب میآمد و از دیدگاه مسلمانها کشوری اسلامی و اصیل بشمار میرفت که "شاه" سرسپرده غرب و همپیمان اسرائیل بر آن حکومت میکرد و برای خوش خدمتی به اربابانش, کشورش را دربست در اختیار و خدمت آنان قرار داده بود.
علاوه بر آنچه که در تصور دیگران بود, در ذهن یک فرد شیعه مانند من, کشوری بود که در آن مرقد مطهر حضرت امام رضا(ع) و حوزه علمیه قم وجود داشت و کشوری دارای تاریخی اصیل و ریشهدار در تشیع و علماء و اندیشمندان شیعه و تالیفات گرنبها, زمانیکه به روایات وارده در خصوص مدح و ستایش ایرانیان برمیخوریم و آنها را بررسی میکنیم. بیکدیگر میگوئیم: این روایات مانند روایتهایی است که مدح و ستایش و یا مذمت گروهها و قبیلهها و بعضی کشورها را دربر دارد, نمیتواند بدون اشکال باشد ... گرچه این روایات صحیح و درست میباشند, اما مربوط به تاریخ گذشته و احوال مختلف ملتهای صدر اسلامی و قرنهای اولیه آن است ..