
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..DOC) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن word (..DOC) :
1
تاریخ صد ساله ی جنبش های سوسیالیستی، کارگری و کمونیستی ایران
1386- 1284
بخش یکم از انقلاب مشروطیت 1284 تا انقلاب 1357
1
تاریخ صد ساله ی جنبش های سوسیالیستی، کارگری و کمونیستی ایران
1386- 1284
بخش یکم از انقلاب مشروطیت 1284 تا انقلاب 1357
1
تاریخ صد ساله ی جنبش های سوسیالیستی، کارگری و کمونیستی ایران
1386- 1284
بخش یکم از انقلاب مشروطیت 1284 تا انقلاب 1357
1
تاریخ صد ساله ی جنبش های سوسیالیستی، کارگری و کمونیستی ایران
1386- 1284
بخش یکم از انقلاب مشروطیت 1284 تا انقلاب 1357

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 29 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
تاریخ مشهد
از پیدایش تا آغاز دوره افشاریه
اشتیاق آدمی به دانستن سرگذشت آدمیان پیشینیان و شوق کندوکاو در شیوة زندگی انسانهای دیگر، بانی و باعث ثبت و ضبط وقایع و عامل پیدایش کتابها و مقالات متعدد تاریخی بوده و تاریخ هر ملت و شهری در حقیقت شرح رویدادها و معرف پیشینه فرهنگی، سنتها و باورهای کلی و روابط . مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم یک سرزمین است که آدمی به مقتضای نیاز به آن سرزمین روی آورده و روزگارانی را به سر برده و از آن پاسداری نموده است.
تاریخ مشهد در حقیقت از پیدایش مشهدالرضا آغاز می شود و اگر چه تا حدود شش قرن برای آن تاریخی مستقل لحاظ نشده و مشهد در این دوران به عنوان تابعی از نوغان توس به شمار آمده است، اما به شهادت مستندات تاریخی، مشهد وجود داشته، و می زیسته اگر چه فرصت استقلال نداشته است. پس به قطع تاریخی دارد نانوشته، که می تواند به انضمام شرح رویدادهای دوران بعد که به طور مستقلو مفصل نوشته شده است تکمیل گردیده و تحت عنوانتاریخ مشهد از آغاز پیدایش تا کنون تدوین گردد. به ویژه آن که تا کنون تاریخ سیاسی جامع و مستقلی برای آن به نگارش در نیامده است.
2
تاریخ مشهد
از پیدایش تا آغاز دوره افشاریه
اشتیاق آدمی به دانستن سرگذشت آدمیان پیشینیان و شوق کندوکاو در شیوة زندگی انسانهای دیگر، بانی و باعث ثبت و ضبط وقایع و عامل پیدایش کتابها و مقالات متعدد تاریخی بوده و تاریخ هر ملت و شهری در حقیقت شرح رویدادها و معرف پیشینه فرهنگی، سنتها و باورهای کلی و روابط . مناسبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم یک سرزمین است که آدمی به مقتضای نیاز به آن سرزمین روی آورده و روزگارانی را به سر برده و از آن پاسداری نموده است.
تاریخ مشهد در حقیقت از پیدایش مشهدالرضا آغاز می شود و اگر چه تا حدود شش قرن برای آن تاریخی مستقل لحاظ نشده و مشهد در این دوران به عنوان تابعی از نوغان توس به شمار آمده است، اما به شهادت مستندات تاریخی، مشهد وجود داشته، و می زیسته اگر چه فرصت استقلال نداشته است. پس به قطع تاریخی دارد نانوشته، که می تواند به انضمام شرح رویدادهای دوران بعد که به طور مستقلو مفصل نوشته شده است تکمیل گردیده و تحت عنوانتاریخ مشهد از آغاز پیدایش تا کنون تدوین گردد. به ویژه آن که تا کنون تاریخ سیاسی جامع و مستقلی برای آن به نگارش در نیامده است.
3
تاریخ مشهد در این دوران، شرح رویدادهای ششصد ساله ای است که توس کهن پس از مرافقتی بزرگوارانه و یا به اجبار، میراث تمدن خویش را به او می سپارد، چرا که توس از آن زمان که سناباد نوغانش مفتخر به پذیرش پیکر مطهر امام رضا (ع) گردید به نیکی تولد شهری عظیم را در درون روستایی کوچک دریافت، و سپس ناظر بر بالیدن او گردید و هنگامی که توس در توفان زرد مغول و تیمور، ویرانی دیرینه های تاریخی خویش را به تلخی تجربه می کرد، متحیرانه شاهد بود که چگونه، مشهد پای می فشارد و حتی میزبانی آورگان همسایة کهن سال خویش را بر عهده گرفته است. و در این دوران توس غبط وار ناظر شکوفایی تمدن شهری مذهبی بر حول مرقد مطهر امام رضا (ع) در دهکدة سناباد بود، و نظاره می کرد که چگونه ارادتمندان آن حضرت، سناباد را موطن خویش ساخته و با شور ایمان و عشق ولایت، هنر و ایمان را به هم آمیخته و با زیور اخلاص آراسته و به همت ایثار در مظهری شگرف بر مرقد و حرمش نثار نموده و به حراست از خشت خشت آن با نثار جان خویش ارادت می ورزند را به گونه ای پاس می دارند که عموم ارباب تاریخ را بر این سرافرازی به گواهی واداشته اند. بخش دیگر تاریخ مشهد که در واقع شرح گسترش و پویایی و تاریخ دوران سروری این شهر بر دیگر شهرهای خراسان می باشد، بسیار مفصل و دامنه دارتر است.
3
در شرح تاریخ مشهد سخن را باید از پیدایش مشهد الرضا آغاز نمود اما چون زایش و رو یش مشهد که تاریخ سیاسی آن موضوع این تحقیق است در توس یکی از ولایات خراسان بزرگ می باشد صورت پذیرفته است، و مشهد پیوندی مستحکم و دیرینه با آن دارد. لذا پژوهش درباره آن مستلزم بررسی این دو مقوله ، بویژه توس می باشد که بخشی از این تحقیق بدان اختصاص یافته است، ولی چون شرح اجمالی تاریخی و جغرافیای تاریخی خراسان، لازم، اما تخصیص بخش یا فصلی از تحقیق به آن غیر ضروری می نمود، بنابراین اشاره ای اجمالی به وضعیت خراسان و سیر تاریخی تبدیل مشهدالرضا به مشهد در آغاز بررسی تاریخ مشهد، ضروری است. خراسان= واژه خراسان که به تعبیر تاریخ نویسان و جغرافی نگاران در کتابها به معانی مختلف بکار رفته است، نظر بعضی از صاحب نظران به خاطر واقع بودن این سرزمین در شرق ایران است که برخی آنرا منسوب به محل طلوع خورشیددانشته اند. و عده ای نیز نوشته اند که خراسان در زبان قدیم فارسی به معنی خاور زمین است. برخی دیگر از نویسندگان، خراسان را شکل تغییر یافته دو کلمه خور و آسان دانسته اند. و به نظر می رسد که صورت درست کلمه خراسان، خورآسان بوده است که بر اثر تطور زمان و شاید از باب تطابق نگارش یا تلفظ، خراسان شده است.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
موضوع:
تاریخ فلسفه ی یونان
2
پارمنیدس ، به ویژه قسمت دوم آن ، شگفت ترین سرنوشت را در میان محاورات افلاطون داشته است . هیچ کس منکر نیست که این محاوره آهنگ الهی دارد عمیقا دیندارانه است و اشارات عرفانی در ان دیده می شود همچنین شگفت نیست که ببینیم از فایدون ، فایدروس یا تیمایوس در این رابطه اسم می برند . اما اینکه استدلال های ضد و نقیض پارمنیدس درباره ی واحد – که دست کم صورتی مغالطه آمیز دارد و از مباحثات قرن چهارم و پنجم قابل انفکاک نیست – را تبیینی از عالی ترین حقایق الهیات بدانیم ، بی تردید یکی از غریب ترین چرخش ها در تاریخ اندیشه ی بشر است . اما نو افلاطونیان مدعی هستند که واحد پارمنیدس همان خدای متعال توصیف ناپذیر و ناشناختی آن هاست ، و همین تصور به مسیحیت قرون وسطی و سپس تر راه یافت و مدت ها بعد وارد فلسفه ی هگل شد .
حتی رهیافت تحلیلی قرن حاضر نیز رقیبانی دارد ، ان گونه که در سخن وال 1926 از وحدت عرفان متعالی و همه ی خدایی حلولی ملاحظه می کنیم و در این نتیجه گیری و ندت 1935 که نو افلاطونیان آن مقدار هم که امروزه غالبا می گویند از افلاطون دور نبودند . مناقشات امروزی ریشه ای بس کهن دارند زیرا خود پروکلوس مفسران را به دو مکتب تقسیم کرده است : مکتب منطقی و مکتب ما بعد الطبیعی .
برای چه چیزهایی صورت داریم ؟
3
وقتی پارمنیدس نظریه ی سقراط در تقسیم میان صورت ها از یک طرف و چیزهایی که از آن بهره مند هستند از طرف دیگر به طوری که صورتی به نام خود شباهت داشته باشیم که جدا از شباهت های ماست و همین طور در مورد واحد و کثیر و غیره را تایید کرد اولین پرسش را در خصوص قلمرو آنها مطرح ساخت . سقراط علاوه بر آنچه زنون اشاره کرد قبول می کند که صورت هایی برای صفاتی چون زیبا و خوب نیز وجود دارد . او در خصوص انواع و جوهرهای طبیعی ای چون انسان یا آتش تردید دارد و وقتی چیزهای زشت و بی ارزشی چون مو ، گل و کثافات ، مطرح می شوند سقراط احساس می کند یاوه است که برای آن ها نیز صورت های مستقلی ، جدا از جوهرهای محسوس ، اثبات کنند . سقراط اذعان می کند که گاهی این اندیشه مایه ی آزارش می شود که ایا اصل صورت ها را در همه ی موارد صادق بداند یا نه ، اما ، او به چیزهایی روی می آورد که صورت داشتن آن ها را یقینی می داند ، و مطالعه ی خویش را در دایره ی آن ها محدود می سازد . اما ، پارمنیدس این رفتار را معلول جوانی او و فقدان اطمینان وی به نظریاتش می داند وقتی فلسفه ی او پخته تر گشت به هیچ یک از این چیزها به دیده ی اهانت نخواهد نگریست .
این عدم قطعیت درباره ی قلمرو جهان صورت ها را می توان نشانگر گرایش خود افلاطون دانست . از آن جا که مو و گل انواع جوهری ای هستند که صورت و طبیعت مشخصی دارند ، کاملا منطقی است که برای هر کدام صورت جداگانه ای در نظر بگیریم . بی تردی
5
د چنین است ، اما صورت هایی که او در مقام یک فیلسوف به آن ها دل بسته است این صورت ها نیستند بلکه صورت ها اخلاقی و ریاضی هستند و نیز صورت های مفاهیم عام تری چون هستی ، همانندی ، اختلاف ، حرکت و سکون که او در سوفسطایی مورد بحث قرار می دهد . این تفسیر به پارمنیدس امکان داد تا برای اولین بار به نکته ای اشاره کند که وقتی افلاطون نظریه ی صور را در محاورات دوباره مورد تامل قرار می دهد ، اهمیت زیادی به ان بد هد ، یعنی تردید درباره کلیت جهت یابی غایت شناختی آن .
دو فقره این نکته را روشن خواهد ساخت :
1) سوفسطایی دیالکتیک یا روش فلسفی وقتی می خواهد از راه کشف خویشاوندی ها به فهم امور دست یابد همه چیز را به یک اندازه محترم می شمارد . به کار افسری اشتغال داشتن و به جمع کردن شپش پرداختن هر دو از انواع شکار شمرده می شوند و پست بودن یکی نسبت به دیگری ربطی به تحقیق ما ندارد .
2) سیاستمدار پس از اشاره ای به سوفسطایی می گوید : پژوهش فلسفی ای از این دست توجهی به مراتب ارزشمندی موضوعات ندارد و موضوعات کوچک تر را به خاطر امور بزرگ تر رها نمی سازد بلکه در هر موردی به شیوه ای که موضوع ایجاب کند ، یک راست در پی حقیقت گام بر می دارد .
وقتی پرسش های پارمنیدس صیغه ی انتقادی به خود می گیرند ، به هیچ وجه وجود صورت ها را مورد تشکیک قرار نمی دهند بلکه فقط رابطه ی آن ها را با این جهان و با خود ما به عنوان متعلقات دانش ما بررس

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 48 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
فهرست مطالب صفحه
1- مقدمه
2- گاه شمار تاریخ معاصر فلسطین
3- مهمترین حوادث تاریخ قدیم فلسطین
4- طرح ایجاد دولت یهودی در فلسطین و تحولات آن
5- توسعه طلبی صهیونیستی و غصب تدریجی فلسطین
6- فروش زمینهای فلسطینی؛ از شایعه تا واقعیت
7- مشهورترین کشتارهای صهیونیستیها
8- نمونه ای از عملیات تروریستی صهیونیستها
9- کودکان و مادرانی که در مناطق ایست و بازرسی به شهاده رسیدهاند.
10- مهمترین اقدامات ملت فلسطین در برابر صهیونیسم
11- مهمترین رویدادهایی که در چارچوب روند سازش اتفاق افتاده است.
12- تاریخچه روند سازش
13- مهمترین آثار اسلامی در قدس و الخلیل
14- افسانه هیکل سلیمان
15- برنامه های یهودی سازی قدس
16- جمعیت فلسطین
17- جنگ آبها در فلسطین
18- اقتصاد فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه
19- وضعیت دانشگاه ها و دانشجویان فلسطینی
20- ضمائم
الف – شناسنامه گروههای مهم فلسطینی
ب – اطلاعاتی در خصوص رژیم صهیونیستی
مقدمه:
از آغاز انتفاضة الاقصی تا هم اکنون که سومین سالگرد آن گرامی داشته شد، مسئله فلسطین و خروش و قیام ملت مظلوم فلسطین که برای احقاق حق خود جانفشانی می کنند مورد توجه ویژه رسانه های گروهی قرار گرفته است. خبرها و تحلیلهای ارائه شده توسط این رسانه ها نشانگر حجم عظیم کشتارها و خسارتهای جانی و مالی فلسطینیان و مقاومت همه جانبه این ملت شجاع در مقابل تمامی جنایات ارتش نژادپرست صهیونیستی می باشد.
در این میان آنچه که کمتر مورد توجه قرار گرفته است آگاهی بخشی نسبت به تاریخ و سرگذشت سرزمین فلسطین می باشد. در همایشها و نشستهایی که طی سه سال گذشته توسط دبیرخانه کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین برگزار شده است، یکی از پرسشها و خواستهای اصلی مشارکت کنندگان و بویژه جوانان، دانش آموزان و دانشجویان، داشتن اطلاعاتی دقیق و منسجم از تاریخ تحولات و رویدادهای سرزمین فلسطین بوده است. لذا این دبیرخانه جهت پاسخگویی به این خواسته و برآورده ساختن این نیاز در سطح افکار عمومی با گردآوری و خلاصه سازی اطلاعات و داده های موجود در منابع مختلف اعم از کتابها، مجلات و روزنامه ها و سایتهای اینترنتی مبادرت به چاپ این کتابچه نموده است.
امید است این کتابچه مورد توجه و استفاده علاقمندان به رویدادهای خاورمیانه و بویژه مسئله فلسطین قرار گیرد و سهمی در افزایش حمایتهای سیاسی، معنوی و مادی ملت شریف ایران از فلسطین داشته باشد.
دبیرخانه کنفرانس بین المللی
حمایت از انتفاضه فلسطین
گاه شمار تاریخ معاصر فلسطین
(1379-1254 شمسی / 2000-1876 میلادی)
1254-1255 هـ ش (1876 -1877 میلادی): اولین جلسه مجلس عثمانی در اسلامبول برگزار شد و اولین نمایندگان فلسطین از شهر بیت المقدس برای این مجلس انتخاب گردیدند.
1260 – آبان (1881 – نوامبر): دولت عثمانی اعلام کرد که حق اقامت یهودیان خارجی (غیرعثمانی) را در سراسر نقاط امپراطوری عثمانی بجز فلسطین، می پذیرد.
1271 – آبان (1982 – نوامبر): حکومت عثمانی فروش اراضی را به یهودیان خارجی، ممنوع کرد.
1275 (1896): عبدالحمید دوم پیشنهاد هرتزل را مبنی بر اینکه فلسطین به یهودیان اعطا شود، رد کرد و گفت: من نمی توانم از هیچ قسمتی از امپراطوری عثمانی چشم پوشی کنم ... من نمی توانم با کالبد شکافی موجود زنده موافقت کنم.
1276 – 8 شهریور (1897 – 29 اوت): تشکیل اولین کنگره صهیونیستی در شهر بال سوئیس و آغاز فعالیتهای سازمان جهانی صهیونیسم.
1276 (1897): در واکنش به کنگره اول صهیونیست ها، عبدالحمید دوم عده ای از افراد دربار خویش را جهت حکومت بر استان بیت المقدس، اعزام داشت.
1293 – 6 تیر (1914-28 ژوئن): شروع جنگ جهانی اول که تا سال 1918 ادامه داشت و نهایتاً منجر به تجزیه حکومت عثمانی شد.
1295 – 26 شهریور (1916 – 16 می): پیمان سرّی سایکس – پیکو، امضاء شد. بر اساس این پیمان، استانهای عربی امپراطوری عثمانی بین بریتانیا و فرانسه تقسیم می شد.
1296 – 11 آبان (1917 – 2 نوامبر): آرتور جیمز بالفور، وزیر خارجه بریتانیا با ارسال نامه ای به بارون لیونل والتر دو روچیلد، قول حمایت بریتانیا از تأسیس میهن ملی یهود در فلسطین را به روچیلد داد. این نامه که بعدها به اعلامیه بالفور مشهور شد، متعاقب وعده ای بود که بنیامین دیزرائیلی نخست وزیر یهودی انگلستان در اواسط قرن نوزده، پس از خرید سهام کانال سوئز با پول روچیلد، به وی داده بود.
1296 – بهمن (1918 – ژانویه): سراسر فلسطین توسط نیروهای متفق، تحت فرماندهی آلنبی، ژنرال یهودی الاصل انگلیسی، اشغال شد و وی جمله معروف «امروز جنگهای صلیبی به پایان رسید» را گفت.
1298 – 6 تا 20 بهمن (1919- 27 ژانویه تا 10 فوریه): اولین کنگره ملی فلسطین در قدس تشکیل شد.
1299 – 5 اردیبهشت (1920- 25 آوریل): شورای عالی کنفرانس صلح سان رمو، بدون رضایت فلسطینیان، قیمومیت فلسطین که از سوی صهیونیست ها طراحی شده بود، را به بریتانیا واگذار کرد.
1299 – 10 تیر (1920 – 1 ژوئیه): اداره مدنی بریتانیا در فلسطین افتتاح شد و سر هربرت سامئول یهودی بعنوان اولین کمیسر عالی بریتانیا در فلسطین برگزیده شد.
1301- 10 مرداد (1922 – 30 ژوئیه): موافقت کنگرة آمریکا با ایجاد میهن ملی یهود در فلسطین به اتفاق آراء (اعلامیه بالفور آمریکایی)
1308 – 1 تا 7 شهریور (1929-23 تا 29 اوت): فلسطینیان چندین شهر، در واکنش به تظاهرات خشونت آمیز جوانان یهودی در دیوار براق، دست به قیام زدند. این حرکت به قیام براق مشهور شد.
1314 – 28 آبان (1935 – 20 نوامبر): شیخ عزالدین قسّام، رهبر یکی از اولین گروههای مبارز اسلامی فلسطین، طی عملیاتی علیه نیروهای اشغالگر انگلیسی در جنگلهای یعبد واقع در شهر جنین به شهادت رسید.
1316 – 6 آذر (1937 – 28 نوامبر): اعدام رهبر 80 ساله روزه دار مجاهدین شیخ فرهان سعدی (از یاران شیخ عزالدین قسام) توسط انگلیسی ها.
1323- مهر (1944 – اکتبر): کنفرانس مقدماتی اتحادیه عرب با حضور نمایندگان فلسطینی در اسکندریة مصر برگزار شد. در این کنفرانس پیشنهاد تشکیل یک دولت عربی در فلسطین مطرح شد که در آن جامعة غیرعرب (یهودیان) از حقوق کامل شهروندی برخوردار باشند.
1326 – 7 آذر (1647-29 نوامبر): مجمع عمومی سازمان ملل با تصویب طرح تقسیم فلسطین به حضور صهیونیستها در فلسطین رسمیت بخشید.
1327- 20 فروردین (1948 – 8 آوریل): عبدالقادر حسینی، در نبرد یا گروه تروریستی «هاگانا» در قسطل به شهادت رسید.
1327 – 20 فروردین (1948-9 آوریل): قتل عام دیریاسین به دست گروه های تروریستی و با رهبری مناخیم بگین و اسحاق شامیر به وقوع پیوست. طی این کشتار 245 فلسطین اعم از زن و کودک به خاک و خون کشیده شدند.
1327 - 24 اردیبهشت (1948- 14مه): دولت غاصب اسرائیل در ساعت 4 بعدازظهر در تل آویو اعلام موجدیت کرد و دقایقی بعد از آن امریکا آن را به رسمیت شناخت.
1327 - 25 اردیبهشت (1948-15مه): قیمومت بریتانیا بر فلسطین پایان یافت.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 50 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
32
2
موضوع : تاریخ شهرهای ایران
فهرست
مشهد 4 تبریز...................................25
ساری 5 بیرجند.................................26
قزوین 6 بوشهر.................................27
اراک 7 بندرعباس.............................27
ارومیه 8 بجنورد.................................28
شهرکرد 9 ایلام....................................29
همدان 11 اهواز..................................29
گرگان 12 اصفهان...............................30
یزد 16 اردبیل.................................31
یاسوج 17 منابع..................................32
کرمانشاه 17
کرمان 17
32
سنندج 19
شیراز 20
سمنان 21
زنجان 22
زاهدان 23
رشت 24
خرم آباد 24
تهران 25
4
مشهد(استان خراسان رضوی)
واژه مشهد به معنی شهود، حضور و شهادتگاه است و به این معانی به واژه «مشاهد» جمع بسته می شود. واژگان «مشهد» و «مشاهد» در عرف و اصطلاح سده 3 هـ . ق، بر گور اولیاء ائمه(ع) و رجال اطلاق می شده است، چنان که در آن زمان، مشهد مرغاب در فارس، و مشهد میهنه ( آرامگاه ابوسعید ابوالخیر) و مشهد توس یا مشهد رضوی در خراسان، وجود داشته است. حضرت رضا(ع) پس از شهادت به دست مامون عباسی در سال 202 هـ . ق، در آرامگاه هارونی سناباد به خاک سپرده شد. از آن پس «سناباد نوغان» به نام «مشهد» خوانده شد و به مرور زمان بر پهنه آن، به ویژه در زمان شاه تهماسب صفوی افزوده گشته و مردم توس به مشهد کوچ داده شدند.
توس، عبارت بود از ناحیه شمالی خراسان، بر مسیر بالای کشف رود و سرشناس ترین شهرهای آن، عبارت بودند از : نوغان، تابران و رادکان. نوغان تا اواخر سده 3 هـ . ق، دارای اهمیت و اعتبار بود. ویرانه های نوغان، در شمال باختری مشهد، نزدیک روستای حسین آباد و مهر آباد قرار داشت. پس از آن، شهر تابران اهمیت و گسترش یافت و بعد ها به توس سرشناس شد. شهر مشهد، که در آغاز، آرامگاهی در آبادی سناباد نوغان بود، اندک اندک گسترش یافت. نام نوغان از حدود سال 730 هـ . ق، فراموش شد. شهر توس و در حقیقت تابران نیز در سال 791 هـ . ق، ویران شد و مشهد جای آن را گرفت؛ تا سرانجام در دوران صفوی، مرکز ناحیه پیشین توس و تمامی خراسان گشت. در بند هشن اوستا از توس به نام «توسا» یاد شده است. در کتاب وندیداد نیز آمده است که اهورا مزدا اراضی شانزده گانه را آفرید و «اوروا» یکی از آن ها بود. این واژه را اوستا شناسان با شهر توس یکی دانسته اند. بر پایه داستان های ملی بنای اصلی شهر را به جمشید - شاه پیشدادی - و بازسازی آن را به توس، پسر نوذر - پهلوان و سپهسالار ایران - نسبت می دهند. افسانه می گوید که وی نهصد سال در زیر آسمان این شهر زندگی
6
کرد و نام خود را بر این شهر نهاد. این روایت ها می رساند، که شهر توس در روزگار ساسانیان وجود داشته است.
بین سال های 31 و 32 هـ . ق در زمان خلافت عثمان، بخشی از خراسان، از جمله توس، به دست مسلمانان افتاد. در روزگار خلافت عبدالملک مروان( 65- 86 هـ . ق) بنی تمیم دژ توس را گرفتند و تا سال 125 هـ . ق، آن را در دست داشتند. در سال 192 هـ . ق هارون الرشید به منظور رسیدگی به ستم های علی بن عیسی - حاکم خراسان - و جنگ با خوارج خاور ایران، رهسپار آن دیار گردید. وی در راه بیمار شد و زمانی که به گرگان رسید، بیماری او شدت یافته در توس درگذشت. وی را در 193 هـ . ق، در محلی که ده سال بعد حضرت رضا(ع) در آن جا به خاک سپرده شد، دفن کردند. در سال 265 هـ . ق، احمد بن عبدالله خجستانی، توس را ویران ساخت. در سال 336 هـ . ق ابومنصور توسی - حاکم وقت توس - علیه نوح بن نصر سامانی سر به شورش برداشت. نوح پس از شکست دادن ابومنصور، بار دیگر وی را بر حکومت توس گمارد. در سال 389 هـ . ق بکتوزون و فایق، از سرداران منصور بن نوح سامانی متحد شده منصور را کور کرد ند و برادرش عبدالملک بن نوح را به حکومت برداشتند. محمود غزنوی با باخبر شدن از این ماجرا به ماوراء النهر لشگر کشید. وی بکتوزون و فایق را شکست داد و تمامی خراسان را به دست آورد و ارسلان جاذب را به حکومت توس منصوب کرد.
از سال 421 هـ . ق، سلجوقیان اندک اندک در شهرهای مهم خراسان رخنه کردند. ملکشاه سلجوقی در 465 هـ . ق، توس را به تیول به خواجه نظام الملک توسی، وزیر خود داد. با شکست سلطان سنجر سلجوقی از غزان در سال 548 هـ . ق، امرای وی، خاقان رکن الدوله محمود، خواهر زاده سنجر را از ماوراء النهر به خراسان دعوت کردند و به نام او به عنوان سلطان خطبه خواندند. در این زمان موید آی آبه، غلام پیشین سلطان سنجر، نیشابور، ابیورد، بیهق، دامغان و توس را گشود و همراه خاقان محمود به جنگ غزان رفت. با چیره گی غزان در 553 هـ . ق، بار دیگر خراسان مورد تاخت و تاز و چپاول واقع گردید.
در سال 618 هـ . ق، لشگریان چنگیز مغول به دنبال محمد خوارزمشاه به توس آمدند. توس نیز مانند نیشابور به دستور تولری، پسر چنگیز خراب شد. این شهر بار دیگر در روزگار حکومت اوکتای قاآن (626- 629 هـ . ق) باز سازی شد و از آن زمان چندین بار مرکز فرمانروایی مغولان گردید. در این دوره مسیحیان توس از آزادی زیادی برخوردار بودند، به طوری که در سال 1279 م، اسقف توس به سمت مطرانی (سراسقفی) چین انتخاب شد. پس از برافتادن ایلخانان ایران، توس، قوچان، کلات، ابیورد و نسا، جزء قلمرو حکومت کوچکی شد، که امیر ارغون شاه، رئیس طایفه جون باخترانی (جان قربانی) ایجاد کرده بود. در حدود سال 790 هـ . ق، حاکم محلی توس از خاندان جان قربان، نام امیر تیمور را از خطبه انداخت، اما طولی نکشید، که در سال 791 هـ . ق، از میران شاه، پسر تیمورلنگ شکست خورد و باعث ویرانی دوباره توس شد. پس از این رویداد، توس اهمیت و اعتبار خود را از دست داد و بازسازی آن پس از مرگ تیمور، در روزگار حکومت شاهرخ، یعنی در سال 807 هـ . ق صورت گرفت.
در دوران پادشاهی شاه عباس بزرگ، اعتبار و رونق شهر مشهد رو به فزونی نهاد. در این دوره صحن عتیق استان قدس گسترش یافت، و شاهراهی میان اصفهان – مشهد و هرات ایجاد و کاروانسرا ها و آب انبارهای بزرگی در مشهد پی افکنده شد. در اواخر دوره صفوی ملک محمود سیستانی تون (فردوس) را گرفت و سپس با گشودن تمام خراسان در
7