دانلود پاورپوینت, پاورپوینت طرح توجیهی, مقاله

دانلود پاورپوینت, پاورپوینت طرح توجیهی, مقاله, پیشینه تحقیق, مبانی نظری, طرح توجیهی, پرسشنامه مدیریتی, پرسشنامه روانشناسی

دانلود پاورپوینت, پاورپوینت طرح توجیهی, مقاله

دانلود پاورپوینت, پاورپوینت طرح توجیهی, مقاله, پیشینه تحقیق, مبانی نظری, طرح توجیهی, پرسشنامه مدیریتی, پرسشنامه روانشناسی

تحقیق جنگ جهانی اول و دوم ( ورد)

تحقیق-جنگ-جهانی-اول-و-دوم-(-ورد)
تحقیق جنگ جهانی اول و دوم ( ورد)
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: .doc
تعداد صفحات: 109
حجم فایل: 50 کیلوبایت
قیمت: 8500 تومان

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 109 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

1
‏صحنه هایی از جنگ جهانی اول
2
‏عملیات در سال 1914 م. جبهه غرب
‏پیشروی آلمان در بلژیک: 3 تا 20 اوت 1914 م.
‏در سوم اوت 1914 یک گروه رزمی ویژه از ارتش دوم آلمان به استعداد 30000 نفر تحت فرماندهی ‏«‏اتوفن امیشن‏»‏ از دالان باریکی بین جنگل های ‏«‏اردن‏»‏ و مرز هلند، از مرز بلژیک عبور کرد. این دالان باریک توسط یکی از مستحکم ترین دژهای اروپا یعنی لیژ محافظت می شد. شهر لیژ و حلقه دژهای 12 گانه آن در دو طرف رودخانه ‏«‏موز‏»‏ واقع شده است و چند کیلومتر بالاتر از آن ایالت جنوبی هلند بنام لیمبورک قرار دارد.
‏طرح و آرایش بلژیک:
‏طرح بلژیکی عبارت بود از پدافند در امتداد کرانه های غربی رودخانه موز تا رسیدن نیروهای کمکی از انگلستان و فرانسه. ارتش بلژیک در زمان صلح 58000 نفر نیروی زیر پرچم داشت. بعد از اعلان جنگ کلیه نیرویهای بلژیک متشکل از 6 لشکر به شرح زیر آرایش یافتند.
‏لشکر های سوار در نواحی مرزی
‏دو لشکر برای حفظ دژهای ‏«‏لیژ‏»‏ و ‏«‏نامور‏»
‏بقیه ارتش در عقب رودخانه ‏«‏ژت‏»
4
‏طرح تاکتیکی آلمانی ها در بلژیک:
‏طرح تاکتیکی آلمانی ها عبارت بود از نفوذ به داخل منطقه حلقه دژهای لیژ، تصرف شهر و پلهای مهم آن، جدا کردن دژها از هم و بالاخره تصرف تک تک آنها. و در این ضمن سواره نظام آلمان در شمال از رودخانه موز می گذشت و برای محاصره شهر حرکت می نمود.
‏شرح عملیات:
‏پس از عبور گروه رزمی ارتش دوم آلمان از مرز بلژیک، آلمانی ها در روز 5 اوت پیشنهاد تسلیم ‏«‏لیژ‏»‏ را نمودند اما فرمانده پادگان لیژ، ژنرال ژرارد لمان این پیشنهاد را رد کرد. دستور صادر شده به ‏«‏لمان‏»‏ مقاومت تا آخرین نفس بود.
‏در 5 تا 6 اوت، آلمانی ها مادریک تک شبانه به حلقه دژهای 12 گانه رخنه نمودند. جنگهای سختی بین آلمان و بلژیک رخ دار آلمانی ها با توپ های 420 میلیمتری خود یعنی سنگین ترین توپ های آن زمان، دژهای لیژ را یکی پس از دیگری منهدم کردند و در 16 اوت همه آنها را بتصرف خود رد آوردند.
‏در نبرد لیژ سرلشکر ‏«‏اریشن فن لودند روف‏»‏ رئیس ستاد ارتش دوم آلمان به عنوان قهرمان و فاتح نبرد لیژ شهرت یافت. ژنرال (ژاردلمان) فرمانده نیروهای بلژیکی و مدافع دژهای لیژ نیز شهرت یافت. ژرادلمان فرمانده نیروهای بلژیکی و مدافع دژهای لیژ نیز به علت مقاومت قابل تحسین خود پر آوازه گردید.
4
‏پس از سقوط آخرین دژ لیژ در 17 اوت ارتش یکم (فن کلوک) و دوم آلمان (فن بولو) همچون سیل خروشان وارد استحکامات لیژ شدند و در امتداد رودخانه موز شروع به پیشروی به داخل بلژیک نمودند. نظر به برتری عددی آلمانی ها و بیم از محاصره نیروهای بلژیکی ‏«‏آلبرت‏»‏ پادشاه بلژیک که شخصاً عملیات را فرماندهی می نمود، فرمان عقب نشینی به ‏«‏آنور‏»‏ را صادر کرد و در 20 اوت پایتخت بلژیک (بروکسل) به دست آلمانی ها افتاد و بدین طریق، راه هجوم آلمانی ها به طرف فرانسه باز شد. (نقشه شماره 46)

 

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.

تحقیق جنگ روانی 28 ص ( ورد)

تحقیق-جنگ-روانی-28-ص-(-ورد)
تحقیق جنگ روانی 28 ص ( ورد)
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: .doc
تعداد صفحات: 24
حجم فایل: 78 کیلوبایت
قیمت: 8500 تومان

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 24 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 


‏اندیشمندان دیدگاه‌های متفاوتی درباره جنگ روانی (Psychological Warfare) ‏دارند و به همین دلیل ارایه یک تعریف مشخص و یا یک حد معین برای این جنگ کار ‏ساده‌ای نیست.
‏برخی معنای جنگ روانی را به فعالیت‌هایی که به طور مشخص در قلمرو ‏صلاحیت نیروهای مسلح قرار دارد، محدود می‌کنند و بنابراین آن را تلاشی می‌دانند که ‏بر تبلیغ برای مخاطبان خاص و پشتیبانی از مأموریت‌های نظامی (Millitary Mission) ‏معین، متمرکز است، پل لاینبرگر (Paul Linberger) ‏در کتاب معروف خود به نام جنگ ‏روانی که در سال 1954 به چاپ رسید، جنگ روانی را در معنای محدود آن تعریف می‌کند. ‏وی بر این باور است که جنگ روانی استفاده از تبلیغات بر ضد دشمن، همراه با اقدامات ‏عملی است که دارای ماهیت نظامی، اقتصادی یا سیاسی باشد .
‏برخی دیگر بر این باورند ‏که جنگ روانی عبارت از مجموعه اقدامات یک کشور برای اثرگذاری و نفوذ بر عقاید و ‏رفتار دولت‌ها و مردم خارجی در جهت مطلوب است که با ابزارهایی غیر از ابزار نظامی، ‏سیاسی و اقتصادی صورت می‌گیرد. طرفداران این نگرش، اغلب بر این باورند که تبلیغات، ‏جز اصلی و اساسی جنگ روانی است اما تمام آن را شامل نمی‌شود .‏دیوید آیزنهاور (David Eisenhower) ‏در سخنرانی معروف خود برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ‏هشتم اکتبر 1952، در سانفرانسیسکو گفته است:
‏«جنگ روانی یعنی نبرد و نزاعی برای ‏دستیابی به افکار مردم و اراده آنها».
‏بر این اساس، سیاست خارجی آمریکا باید به ‏گونه‌ای تنظیم شود که با استراتژی واحد و منسجم جنگ سرد هماهنگ باشد. لازم است در ‏این جنگ سرد و در ضمیر و عزم خویش، جویای فرصتی باشیم که بدون خسارت‌های جانی در ‏نبرد …‏ به پیروزی برسیم.
‏ ‏وی جنگ روانی را مساوی با جنگ سرد به کار برده ‏است که در زمان خود، از جمله مسایل بسیار مهم آمریکا بوده است . ‏برخی دیگر جنگ ‏روانی را عملیات از پیش طراحی شده برای ارایه اطلاعات گزینش شده (Selected Information) ‏به مخاطبان و تحت تأثیر قرار دادن احساسات، افکار و دلایل منطقی آنان ‏می‌دانند.‏در دو دهه پس از جنگ جهانی دوم، دکترین‌های ‏جنگ روانی (در مورد ماهیت، کاربرد و نقش آن در روابط بین‌المللی مدرن) در آمریکا و ‏اروپا، به سوی اجماع نظر حرکت کردند.
‏بدین ترتیب، صاحبنظران پذیرفتند که مفهوم ‏اساسی جنگ روانی عبارت از دستکاری عقاید از طریق به کارگیری یک یا چند رسانه ‏ارتباطی و به بیان دیگر، ناتوان کردن دشمن برای عمل و عکس‌العمل است.
‏بنابراین می‌توان گفت که جنگ روانی از جمله بدترین سلاح‌های جنگی ‏دوران معاصر علیه فکر، عقیده، شجاعت، اطمینان و میل به جنگیدن است. این جنگ در عین ‏حال که نوعی دفاع به شمار می‌رود حالت هجومی نیز دارد، چرا که در عین تقویت روحیه ‏ملت و سربازان خودی، به تضعیف روحیه دشمن می‌پردازند.
‏جنگ روانی قسمتی از جنگ همه ‏جانبه است که پیش از نبرد آغاز می‌شود و در حین و پس از آن ادامه می‌یابد، چرا که ‏این نوع جنگ، از قوانین و شیوه‌های جنگ عادی تبعیت نمی‌کند و بر مبنای توصیفی که از ‏صحنه نبرد یا سازماندهی عملیات جنگی ارایه می‌شود قابل تعریف نیست.
‏هدف جنگ روانی ‏نیروهای ائتلاف علیه عراق، تغییر نگرش جمعیت 24 میلیون نفری این کشور بوده است. ‏آمریکا و انگلیس پیش از حمله نظامی خود به عراق، عملیات روانی گسترده‌ای را در سطح ‏جهان آغاز کرده بودند که بسیاری معتقدند تأثیر شگرفی بر افکار عمومی مردم جهان ‏داشته است.
‏اهداف جنگ رو ‏ا ‏نی
‏اهداف جنگ روانی عبارت است ‏از:
1‏ـ از بین بردن امید مخاطبان و یا جناح مقابل
2‏ـ ایجاد بی‌اعتمادی نسبت ‏به رهبران جناح مقابل
3‏ـ ایجاد شکاف در بین جامعه مخاطب.
‏جنگ روانی در واقع ‏نبرد علیه عقل د ‏شمن است نه نبرد برای در بند کشیدن ساختار فیزیکی او. براساس ‏ضرب‌المثلی که به کلاوس ویتز (Kaluss Wetez) ‏نسبت داده شده است جنگ همان سیاست است ‏که با وسایل دیگری به اجرا گذاشته میشود. این تعبیر جدید و ساده، گویای واقعیتی است که ‏از قدیم مورد قبول بوده است. بدین ترتیب، جنگ وسیله‌ای از وسایل عمده اقناع به شمار ‏می‌رود.‏
‏رسانه‌های ارتباطی مسیرهایی هستند که از طریق ‏آنها پیامی به مخاطبان می‌رسد. انتخاب رسانه ارتباطی برای ‏عملیات جنگ روانی به (عواملی همچون) مخاطبی که مورد نظر پیام است و زمانی که پیام ‏باید آماده و ارسال شود، بستگی دارد. در جبهه جنگ، اعلامیه‌ای چاپی، جزوه‌هایی که ‏توسط هواپیما و یا توپخانه پخش می‌شوند و اصواتی که از طریق بلندگوی الکترونیکی ‏انتشار می‌یابند، رایج‌ترین رسانه‌های مورد استفاده‌اند .
‏برای ‏نمونه می‌توان به پخش بیش از چهل میلیون اعلامیه برای مردم عراق اشاره کرد. در این ‏خصوص، مخاطبان این گونه اعلامیه‌ها به دو دسته نظامی و غیرنظامی تقسیم شده بودند که ‏برای هر کدام اعلامیه‌های خاصی پخش می‌شد. اعلامیه‌هایی که در میان مردم غیرنظامی ‏توزیع می‌شد، آنان را تشویق به در خانه ماندن یا همکاری با نیروهای متحد در پسته‌های ‏بازرسی می‌کرد و از آنان می‌خواست در صورت برخورد با نیروهای مجروح و درمانده ‏نیروهای متحد، به یاری آنان بشتابند تا به واحدهای نظامی خود بازگردند.
‏اما ‏اعلامیه‌هایی که برای نظامیان منتشر می‌شد، آنان را به زنده ماندن تشویق می‌کرد و ‏شیوه‌های تسلیم را نشان می‌داد .‏در عملیاتی که در مناطق دور از جبهه و یا برای ‏مخاطبانی که از صحنه رزم، بسیار فاصله دارند انجام می‌شود از فرستنده‌های موج کوتاه ‏و موج بلند و یا امواج تلویزیونی، به طور همزمان استفاده می‌شود
. ‏در این خصوص، برای نمونه می‌توان به پرواز هواپیماهایی که اخبار جنگ را به زبان ‏عربی برای مردم عراق پخش می‌کردند، اشاره کرد.
‏این در حالی بود که شبکه‌های ‏تلویزیونی نیز به عنوان ابزار جنگ روانی مورد استفاده مداوم دو طرف درگیر جنگ ‏بودند. باید توجه داشت که هیچ رسانه‌ای بهتر از تلویزیون نمی‌تواند با احساسات ‏مخاطبان بازی کند چرا که تلویزیون توانایی واکنش سریع نسبت به ‏رویدادها، ارایه اخبار از طریق تصویر و پخش تبلیغات و آگهی‌های مؤثر را دارد. بنابراین، می‌توان گفت تلویزیون وسیله ارتباطی نیرومندی است ‏که تأثیر عمیقی بر افکار عمومی مردم جهان به جا می‌گذارد.
‏در ‏تلویزیون به خصوص باید توجه داشت که آنچه به نمایش می‌آید از آنچه گفته می‌شود با ‏اهمیت‌تر است. در واقع کلمات و تصاویر باید با یکدیگر جفت شوند و هر کدام الگوی ‏دیگری را تقویت کنند .‏ما در طول جنگ نیروهای متحد علیه عراق شاهد بودیم که ‏شبکه‌های خبری چگونه از این روش برای تأثیرگذاری بیشتر استفاده کردند. برای مثال، ‏شبکه Fax News ‏گاهی همزمان چهار ارتباط زنده را با نقاط مختلف نمایش می‌داد. BBC ‏برنامه‌ای داشت که گوینده آن در استودیو، کنار صفحه‌ای بزرگ می‌ایستاد و تحولات آن ‏روز جنگ را به کمک انیمیشن‏ ‏ شرح می‌داد. تصاویر که با تخنیک های‏ ‏ پیشرفته، ‏بیننده را به قلب حادثه می‌برد، بسیار دقیق ساخته می‌شد و گوینده با تسلط فراوان، ‏شرح و تفسیر آن روز جنگ را بیان می‌کرد.
‏ ‏نکته بسیار مهم در این برنامه هماهنگی کلام ‏و تصویر بود. گویی بارها و بارها با هم تمرین کرده بودند تا به خوبی و راحتی به ‏ارایه برنامه بپردازند.
‏نیازمندی‌های اطلاعاتی جنگ روانی
‏نیازمندی‌های ‏اطلاعاتی جنگ روانی، هم گسترده و هم متنوع است.
‏سه نوع اطلاعات اصلی در این خصوص، ‏مورد نیاز است.

 

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.

تحقیق جنگ جهانی دوم و تاثیر آن بر ایران ( ورد)

تحقیق-جنگ-جهانی-دوم-و-تاثیر-آن-بر-ایران-(-ورد)
تحقیق جنگ جهانی دوم و تاثیر آن بر ایران ( ورد)
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: .doc
تعداد صفحات: 19
حجم فایل: 20 کیلوبایت
قیمت: 8500 تومان

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

‏.‏ انفعال حکومت رضاشاه در قبال جنگ جهانی دوم و ورود سهل متفقین به کشور، از فقدان ‏حمایت مردمی و انسجام لازم در ساختار قدرت سیاسی پهلوی اول حکایت می‌کند. در این ‏مقاله، فرایند وقوع جنگ جهانی دوم و موضع‌گیریهای ایران در قبال آن مرور شده ‏است.
‏با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1318.ش/1939.م، اوضاع جهان دگرگونه شد و اغلب ‏کشورهای جهان به حمایت از متفقین یا متحدین مجبور گردیدند، در این میان کشور ایران، ‏با وجودی که از همان ابتدا سیاست بی‌طرفی اتخاذ نمود، به‌واسطه سیاستهای رضاشاه (1304‏ــ1320.ش)، مبنی بر طرفداری از آلمان هیتلری و نیز به ‌دلیل موقعیت استراتژیک، ‏مورد توجه دول متفق قرار گرفت. از این ‌رو، با حمله متفقین در سوم شهریور 1320.ش، ‏ایران عملاً به صحنه منازعه میان دول متخاصم تبدیل گردید. تاثیرات منفی این حمله با ‏ناکارآمدی ارتش 127‌هزار نفری رضاشاه، چنان جوّ سرخوردگی و یأسی در جامعه ایران، ‏به‌ویژه در میان نظامیان جوان، به وجود آورد که اغلب ایشان با استفاده از فضای باز ‏سیاسی ناشی از ورود متفقین و سقوط دیکتاتور (رضاشاه)، جذب گروهها و دستجات مختلف ‏گردیدند. ازاین‌‌رو، در میان نظامیان سه گرایش متفاوت ناسیونالیسم، سلطنت‌طلب و
‏چپ‌گرا، به‌وجود آمد؛ در این مقاله سعی بر آن است ضمن تشریح اوضاع منتهی به جنگ ‏جهانی دوم و موضع‌گیری ایران در قبال آن، به نحوه مواجهه نیروهای نظامی با این ‏مساله پرداخته و چگونگی جذب ایشان در سه گروه فوق بررسی گردد.
‏زمینه‌های آغاز جنگ جهانی دوم
‏یگانه پیروز جنگ ‏جهانی اول، دولت بریتانیا بود. در این زمان، روسیه درگیر انقلاب بلشویکی بود، ‏عثمانی در بحران تجزیه قلمرواش به سر می‌برد و آلمان نیز سقوط رایش دوم را شاهد ‏بود. ظهور جمهوری وایمار در آلمان و فشار دول پیروز جنگ نوعی حس سرخوردگی و خشم را ‏در میان آلمانها به‌وجود آورده بود. بحران اقتصادی 1929.م، بر شدت ضعف جناح ‏میانه‌رو و قدرت‌گیری تندروهای ناسیونال ــ سوسیالیست به رهبری هیتلر افزود؛ ‏به‌طوری‌که هیتلر توانست با تصویب رایشتاگ، در سال 1933.م، قانون اساسی جمهوری ‏وایمار را ملغی و دیکتاتوری خود را به مدت چهار سال در آلمان برقرار سازد. با ‏قدرت‌گیری هیتلر، سرکوب مخالفان و میلیتاریزه‌کردن آلمان، که بر بستر خواست توده‌ها ‏نضج می‌گرفت، در دستور کار قرار گرفت.[1] قدرت روزافزون نیروهای نظامی آلمان با ‏نوعی حمایت ضمنی جهان سرمایه‌داری همراه بود، زیرا آنان در تحلیلهای خود بر این ‏باور بودند که نیروی نظامی قدرتمند نوظهور فاشیسم در آلمان، سرانجام کمونیسم را به
‏ورطه نابودی می‌کشاند.
‏بدین‌ترتیب کشمکشهای جهان اردوگاهی موجبات به‌وجود آمدن ‏دوران صلح نیمه‌مسلح (1938ــ1936.م) را فراهم آورد.[2] سال 1938.م را سال پایان ‏دوران صلح نیمه‌مسلح دانسته‌اند، زیرا در اروپا نیز میان کشورهای سرمایه‌داری شکاف ‏عمیقی به‌وجود آمد و این حکومتها به دو بخش دیکتاتورهای فاشیست و کشورهای لیبرال ‏تقسیم شدند.[3]
‏حادثه آنشلوس (لفظ آلمانی به معنای الحاق: Anschluss) ‏یا الحاق اتریش سرآغاز ‏کشورگشایی‌های آلمان فاشیست گردید.[4] به‌دنبال الحاق اتریش به آلمان، هیتلر ‏واگذاری فوری مناطق آلمانی‌زبان چک‌اسلواکی را تقاضا نمود و تهدید کرد در صورت رد ‏تقاضایش، به جنگ اقدام خواهد کرد. نوئل چمبرلن، نخست‌وزیر انگلستان، به واسطه سیاست ‏محافظه‌کارانه خود مصمم شد، حتی به قیمت تسلیم چک‌اسلواکی به آلمان، مانع از وقوع ‏جنگ گردد و سرانجام در بیست‌ونهم سپتامبر 1938.م، کنفرانسی با شرکت چهار رهبر آلمان (‏هیتلر)، ایتالیا (موسولینی)، انگلیس (چمبرلین)، و فرانسه (ادوارد دالایه)، در ‏مونیخ تشکیل شد و جزئیات تجزیه چک‌اسلواکی معین گردید. بدین‌سان آلمان در اکتبر 1938.‏م، مناطق آلمانی‌زبان چک را تصرف کرد.[5] به‌رغم اغماضهای بیش از حد چمبرلن در
‏برابر توسعه‌طلبی‌های هیتلر و پیمان محرمانه عدم تعرض میان روسیه و آلمان در ‏بیست‌وسوم اوت 1939.م،[6] هیتلر در اول سپتامبر 1939.م به لهستان لشکر کشید و ‏متعاقب آن به انگلستان و فرانسه نیز اعلان جنگ کرد. حمله آلمان به لهستان، انگلیس و ‏فرانسه را در موقعیت دشواری قرار داد، زیرا آنها متعهد شده بودند که متفق خاوری‌شان (‏لهستان) را در صورت حمله آلمان یاری نمایند
‏.[7]‏بدین‌ترتیب جنگ جهانی دوم در ‏اول سپتامبر 1939.م میان آلمان و ایتالیا، ازیک‌سو، و فرانسه و انگلستان، از سویی ‏دیگر، آغاز شد و سایر کشورهای اروپایی نیز، به استثنای سوئد، سوئیس، اسپانیا، ‏پرتغال و ترکیه، یکی پس از دیگری وارد جنگ شدند. سرانجام با حمله هیتلر به روسیه و ‏نقض پیمان عدم تعرض در ژوئن 1941.م، روسیه نیز، با زیرپا نهادن آرمان سوسیالیسم، به ‏فرانسه و انگلستان پیوست.[8]
‏مواضع ایران در قبال جنگ جهانی دوم
‏یک روز پس ‏از شروع جنگ جهانی دوم (چهارم سپتامبر 1939.م/1318.ش) محمود جم، نخست‌وزیر ایران، ‏طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «در این موقع که متاسفانه نایره جنگ در اروپا مشتعل ‏گردیده است، دولت شاهنشاهی ایران به موجب این بیانیه تصمیم خود را به اطلاع عموم

 

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.

تحقیق جنگ جهانی اول ( ورد)

تحقیق-جنگ-جهانی-اول-(-ورد)
تحقیق جنگ جهانی اول ( ورد)
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: .docx
تعداد صفحات: 8
حجم فایل: 45 کیلوبایت
قیمت: 8500 تومان

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 8 صفحه

 قسمتی از متن word (..docx) : 
 

2
‏جنگ جهانی اول

‏جنگ جهانی اول‏ (با نام‌های ‏جنگ جهانگیر یکم‏، ‏نخستین جنگ جهانی‏، ‏جنگ بزرگ‏ و ‏جنگ برای پایان همه جنگ ها‏ نیز شناخته می‌شود) یک ‏نبرد جهانی‏ بود که از ماه اوت ‏۱۹۱۴‏ تا نوامبر ‏۱۹۱۸‏ رخ داد. بدون هیچ زمینه کشمکشی، سربازان بسیاری برای جنگ تجهیز شدند و مناطق بسیاری درگیر جنگ شدند. پیش از این، هیچ وقت تلفات جنگی به این اندازه زیاد نبود. ‏سلاحهای شیمیایی‏ برای نخستین بار در این جنگ استفاده شدند، برای نخستین بار، به طور انبوه مناطق غیرنظامی از آسمان بمباران شدند و نیز برای نخستین بار در این سده ‏کشتار غیرنظامیان‏ در سطحی گسترده در طول جنگ رخ داد. این جنگ بخاطر شیوه جنگی سنگری نیز معروف است.
‏جنگ جهانی اول از مهم‌ترین اتفاقات تاریخ بشر است و به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش بزرگی در تعیین تاریخ قرن بیستم داشته‌است. این جنگ پایانی بر نظام‌های سلطنت مطلقه در اروپا را به همراه آورد و باعث انقراض چهار امپراتوری ‏امپراطوری اتریش - مجارستان‏, آلمان و ‏عثمانی‏ و ‏روسیه تزاری‏ و سلسله‌های هوهنزولرن, هابسبورگ, عثمانی و رمانوف شد. همه این امپراتوری‌ها از زمان ‏جنگ‌های صلیبی‏ بر سر قدرت بودند.
‏اکثر تاریخ نویسان معتقدند که عدم موفقیت مذاکرات پس از جنگ و «‏معاهده ورسای‏» و تحمیل غرامت‌های بسیار به آلمان و دیگر دول شکست خورده باعث رشد ‏فاشیسم‏ در ایتالیا و ‏نازیسم‏ در آلمان و زمینهٔ آغاز ‏جنگ جهانی دوم‏ شد.
‏این جنگ همچنین کاتالیزوری برای ‏انقلاب روسیه‏ بود که بعدها جهان را تحت تأثیر قرار داد و از ‏چین‏ تا ‏کوبا‏ انقلاب‌های کمونیستی را دامن زد و از طرفی زمینهٔ تبدیل روسیه به یک ابرقدرت جهانی و آغاز ‏جنگ سرد‏ با آمریکا را دربر داشت.
‏در شرق نابودی ‏امپراتوری عثمانی‏ باعث پیدایش دولت دموکراتیک,سکولار و مدرن جدیدی به نام «‏ترکیه‏» شد. در اروپای مرکزی دول جدیدی همچون چکسلواکی و یوگسلاوی زاده شدند و دولت لهستان مجدداً شکل گرفت.
‏جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت. دول محور که عبارت بودند از امپراتوری آلمان به رهبری «قیصر ویلیام دوم» (۱۹۴۱ ـ ۱۸۵۹م)، و ‏امپراتوری اتریش - مجارستان‏ بلغارستان و ‏امپراتوری عثمانی‏ نیز به نفع آنها می‌جنگیدند. آلمان تا آن زمان قوی‌ترین قدرت نظامی جنگ محسوب می‌شد.
‏تا مدت هاهیچ یک از دو طرف نتوانستند به پیروزی کامل دست یابند و جنگ تا چهار سال بطول انجامید. پیش از پیروزی متفقین حدود ۱۰ میلیون نفر کشته شدند. پس از پایان این جنگ در سال ۱۹۱۹ و در کنفرانسی در پاریس «معاهده ورسای» امضا شد و غرامت‌های بسیار سنگینی بر بازندگان جنگ تحمیل شد.
‏آلمان و تحولات اروپا در آستانه جنگ اروپایی اول
‏وحدت آلمان در فاصله سالهای ۱۸۴۸ تا ۱۸۷۱ صورت گرفت و نتیجه جنگهایی بود که ‏ویلهلم یکم‏ پادشاه ‏پروس‏ به تحریک ‏بیسمارک‏ با ‏اتریش‏ و ‏فرانسه‏ به راه انداخت. ویلهلم اول، پس از رسیدن به پادشاهی، بیسمارک را به نخست‌وزیری برگزید. اولین جنگ بین پروس و دانمارک بود که علت آن اختلاف بر سر دوک‌نشینهای شلسویگ، هلشتاین، لونبورگ بین پادشاه دانمارک و اتحادیه ایالتهای آلمانی بود. بیسمارک از دولت اتریش دعوت نمود تا با پروس در حل اختلاف بین اتحادیه ایالتهای آلمانی و دانمارک همراهی کند و از آنجا که هر دو کشور از کریستیان پادشاه دانمارک خواستند از انضمام شلسویگ به خاک خود چشم بپوشد، و پادشاه دانمارک به این امر راضی نشد آن دو کشور با ۹۰ هزار سپاه به دانمارک حمله نمودند. سپاهیان کریستیان به علت کمی نیروها شکست خوردند و او درخواست صلح نمود و سرانجام به موجب عهدنامه‌ای که در وین منعقد شد دانمارک رسماً از دوک‌نشینهای سه گانه چشم پوشید. پروس دوک‌نشین لونبورگ را تصرف کرد و اتریش ۱۵ میلیون مارک غرامت از آن دوک‌نشین گرفت و حکومت دو دوک‌نشین دیگر نیز بین دو دولت تقسیم شد.
‏بیسمارک پس از جنگ ‏دانمارک‏ درصدد بود بین پروس و اتریش نیز جنگی ایجاد کند، ولی برای احتیاط ابتدا با ‏ناپلئون‏ سوم امپراتور فرانسه دوست شد و او را راضی نمود تا در جنگ بین پروس و اتریش بیطرف بماند و سپس با ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیا بر ضد اتریش معاهده‌ای منعقد ساخت. پس از آن، اتریش را متهم ساخت که در حکومت هلشتاین از رعایت منافع مشترک دو دولت خودداری کرده‌است. همچنین موضوع تغییر وضع اتحادیه دولتهای آلمانی را پیش کشید و مجلس اتحادیه ایالتهای آلمانی به اتریش اعلان جنگ داد. جنگ سادو که آلمانیها آن را کونیگراتس می‌گویند نتیجه درگیری بین پروس و اتریش را مشخص نمود. بعد از آن دیگر اتریشی‏ها مقاومت جدی نکردند و در فردای جنگ سادو، فرانسو ژوزف درصدد برآمد با ناپلئون سوم صلح نماید. به ‏موجب معاهده پراگ، ایالات شلسویک هولشتاین، هانور الکنرال، هس و فرانکفورت ضمیمه پروس گردید و پروس، که تا این زمان دو قطعه جداگانه بود، به یک مملکت تبدیل شد. بعد از این، بیسمارک با ممالک واقع در شمال رودماین در مورد تشکیل یک اتحادیه جدید به مذاکره پرداخت و این هیئت به اسم ممالک مجتمعه آلمان شمالی در ماه آوریل ۱۸۶۷ تشکیل گردید که شامل ۲۲ مملکت یعنی تمام ممالک آلمان به جز آلمان جنوبی (ممالک باویر و ورتامبرگ و گراندوشه باد) می‌شد.
2
‏جنگ فرانسه با آلمان
‏بیسمارک پس از غلبه بر اتریش درصدد به راه انداختن جنگ پروس با فرانسه بود. این جنگ دو علت داشت: اولاً اراده بیسمارک در تکمیل وحدت آلمان به وسیله منظم کردن ممالک جنوبی به ممالک مجتمعه شمالی که برای موفقیت در این امر لازم بود احساسات ضد پروسی را در ممالک جنوبی به وسیله احساسی قوی‌تر که کینه نسبت به فرانسه (دشمن ارثی) باشد از بین ببرد؛ ثانیاً دولت فرانسه نتوانست در موقع مساعد اقدامات لازم را انجام دهد و تظاهراتی جنگجویانه داشت. دولت فرانسه از بیسمارک قسمتی از اراضی باویر در ساحل رود رن و همچنین شهر مایانس را تقاضا نمود (پنجم اوت ۱۸۶۶) و چون بیسمارک جواب داد که این تقاضا در حکم جنگ است این تقاضا پس گرفته شد؛ ولی طولی نکشید که فرانسه در ۲۰ اوت الحاق فوری لوکزامبورگ و اجازه الحاق بلژیک را در موقع مساعد درخواست نمود و در مقابل: اولاً پروس را آزادی می‌داد که در آلمان جنوبی مثل آلمان شمالی آزادانه عمل کند، ثانیاً حاضر شد با پروس قرارداد تعرضی و تدافعی منعقد نماید. بیسمارک هم پیشنهادهای ناپلئون را فوراً با شاهان باویر و ورتمبرگ اطلاع داد و آنها خشمگین شده و قراردادهای نظامی با ویلهلم اول منعقد ساختند. بدین ترتیب، اهالی ایالتهای جنوبی آلمان هم نسبت به فرانسه بدبین شدند. لوکزامبورگ ملک شخصی پادشاه هلند بود و او راضی شد به ۹۰ میلیون فرانک آن را به فرانسه بفروشد؛ اما این خبر هیجانی در آلمان برانگیخت و بیسمارک پادشاه هلند را مجبور ساخت از فروش لوکزامبورگ خودداری نماید و سرانجام این موضوع در کنفرانس لندن مورد بررسی قرار گرفت. اختلاف دیگر بر سر سلطنت اسپانیا بود که در ۱۸۶۸ نام پرنس لئوپلد پسر عم پادشاه پروس به میان آمد و این امر هم موجب نگرانی فرانسه گردید. سرانجام درروز سه‌شنبه ۱۹ ژوئیه ۱۸۷۰ ناپلئون رسماً به دولت پروس اعلان جنگ داد و در دوم اوت جنگ آغاز شد و تا شش ماه ادامه یافت. در پایان کار فرانسویان شکست خوردند. به موجب عهدنامه فرانکفورت فرانسه مجبور شد آلزاس و لورن را به آلمان واگذار کند، یک میلیارد دلار غرامت بدهد و اجازه دهد آلمان استحکامات مهم فرانسه را تا زمان پرداخت غرامت در تصرف داشته باشد. شکست فرانسه در ۱۸۷۱ موجب تشکیل امپراتوری آلمان گردید، باویر، ورتمبرگ و باد به اتحادیه آلمان شمالی پیوستند و پادشاه پروس ویلهلم اول به مقام امپراتوری رسید. امپراتوری ۲۵ دولت نامتساوی و همچنین سرزمین ‏آلزاس‏ و ‏لورن‏ را که از فرانسه جدا شده بود شامل می‌شد. مجلس امپراتوری (رایشتاگ) با آراء عمومی انتخاب می‌شد و احزاب برجسته آن عبارت بودند از محافظه‌کاران، کاتولیکها، آزادیخواهان و سوسیالیستها. بیسمارک سیاست جهاد برای تمدن را در پیش گرفت و اصلاحاتی انجام داد.
‏اتفاق امپراتوران سه گانه
‏دولت آلمان پس از آنکه بر امپراتوریهای اتریش و فرانسه پیروز شد قدرتمندترین دولت ‏اروپا‏ گردید و قوای نظامی آن بر سایر کشورها برتری یافت ولی از انتقام فرانسه بیم داشت و می‌ترسید دول بزرگ اروپا برضد او متحد شوند. به همین علت پس از مصالحه ‏فرانکفورت‏ ، با اتریش طرح دوستی ریخت. در سال ۱۸۷۱ در طی ملاقات ویلهلم اول و فرانسوا ژوزف این پیمان محکم شد. سال بعد ‏الکساندر دوم‏ تزار ‏روسیه‏، که شخصاً به امپراتور آلمان علاقه‌مند بود، با آن دو دولت همراه شد و این پیمان به اتفاق امپراتوران سه‌گانه معروف شد. (اکتبر ۱۸۷۳)
‏جنگ روسیه و عثمانی
‏جنگ بین ‏روسیه‏ و ‏عثمانی‏ که در ۱۸۷۷ آغاز شده بود به پایان رسید و روسها در سوم مارس ۱۸۷۸ معاهده سن استفانو را به ترکها تحمیل نمودند. برای رفع اختلاف در این مورد کنگره برلین در ژوئیه ۱۸۷۸ بین کشورهای اروپایی تشکیل شد. تزار نسبت به بیسمارک و روشی که در کنگره اعمال کرده بود خشمگین بود و الکساندر دوم رهبر آلمان را به مانند، یک خائن نگاه می‌کرد و در نتیجه، اتفاق سه امپراتور از بین رفت. همچنین در سال بعد رقابت روسیه و اتریش در بالکان موجب مداخله آلمان شد و چون اتریش از نژاد ژرمن بود آلمان از اتریش طرفداری کرد. از این رو اتحاد سه‌گانه به اتحاد دوگانه تبدیل شد. به موجب این معاهده آلمان و اتریش قبول نمودند که در هنگام لزوم به هم یاری برسانند و هیچ‌گاه جداگانه با دشمن صلح نکنند.
‏شکل‌گیری اتحاد مثلث
‏سه سال بعد در سال ۱۸۸۲ پیمان دوجانبه به پیمان سه‌جانبه تبدیل گردید و ‏ایتالیا‏ به آن ملحق شد. براساس مواد محرمانه این پیمان، اگر ایتالیا یا آلمان مورد حمله فرانسه واقع می‌شد هر سه کشور با مهاجم وارد جنگ می‌شدند. ایتالیاییها، که از قدرت دریایی ترس داشتند، اعلام کردند اگر ‏بریتانیا‏ در این حملات شرکت داشته باشد، این پیمان اجرا نشود. چون ایتالیا از تصرف تونس توسط فرانسه در ۱۸۸۱ ناراضی بود و از طرف دیگر آلمان به آن کشور پیشنهاد کرده بود که برای حفظ لیبی کمکش کند در نتیجه، ایتالیا نیز مایل بود که وارد اتحاد با آلمان شود (اکتبر ۱۸۸۱). این اتحاد در ابتدا پنج ساله بود ولی بعداً در سالهای ۱۸۸۷ و ۱۸۹۱ و ۱۹۰۲ و ۱۹۱۲ تجدید شد. در این اتحاد مثلث، آلمان بر دو دولت دیگر مسلط بود و آنها غالباً تابع دستورهای آلمان بودند و در اختلافات بین اتریش و ایتالیا، آلمان همیشه واسطه بود ولی بیشتر از اتریش حمایت می‌نمود. همچنین قراردادهای مخصوصی در مورد طرابلس، آلبانی و مقدونیه و ممالک بالکان بین دولتهای سه‌گانه امضا شد که موجب تحکیم اتحاد مثلث می‌گردید. در بین این سه دولت اختلافاتی هم وجود داشت؛ ایتالیا و اتریش در شبه جزیره بالکان و قسمت شرقی ‏مدیترانه‏ با هم اختلاف داشتند و ‏ایتالیا از اتحاد با اتریش ناراضی بود، ولی چون اتحاد با آلمان را برای جلوگیری از تجاوزات اتریش ضروری می‌دانست مجبور به تحمل بود. در سال ۱۹۱۱، که ایتالیا با عثمانی بر سر طرابلس در حال جنگ بود، این خطر وجود داشت که اتحاد ایتالیا و آلمان از بین برود؛ زیرا آلمان از دربار قسطنطنیه امتیازات خوبی گرفته بود و برای عثمانی اسلحه و مهمات می‌فرستاد. بنابر این در اتحاد مثلث وحدت واقعی بین کشورهای ژرمنی نژاد آلمان و اتریش بود و ایتالیا چندان به حساب نمی‌آمد. ایتالیا هم ظاهراً در اتحاد مثلث بود و از سال ۱۹۰۱در واقع با متحدین نبود و روش خاصی را در پیش گرفت.
3
‏مقدمات شکل‌گیری اتفاق مثلث
‏بعد از کنگره ‏برلین‏ ، که روسها از آلمانیها رنجیدند، دولت فرانسه، که منتظر فرصت بود و مایل بود روسیه را به سوی خود جلب کند، از فرصت استفاده نمود؛ ولی تا زمانی که بیسمارک، بر سر کار بود این امر ممکن نشد. در سال ۱۸۹۰، بعد از برکناری بیسمارک سیاست غیرعاقلانه ‏ویلهلم دوم‏ موجب نزدیکی فرانسه و روسیه گردید.
‏دولت فرانسه به تزار روس وعده کمک مالی داد و تزار هم که برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود به سرمایه خارجی نیاز داشت با این امر موافقت نمود و سرانجام در اوت ۱۸۹۱ اتحاد بین دو کشور برقرار گردید. البته بعد از شکست روسیه از ژاپن در ۱۹۰۵ اساس اتحاد فرانسه و روسیه متزلزل شد؛ ولی به هر حال، فرانسه در مقابل اتحاد مثلث به دوستی احتیاج داشت؛ همچنین، علاوه بر نیاز سیاسی، ارتباطات مالی نیز بین دو کشور برقرار شده بود و فرانسه ۱۳ میلیارد فرانک به روسیه وام داده بود.‏
در مه ۱۹۰۳ ادوارد هفتم از پاریس دیدن کرد و در این دیدار از نظر تحسین‌برانگیز مردم انگلیس نسبت به فرانسه و از افتخارات فرانسه در طول سالیان و از دوستی مردم انگلیس و فرانسه سخن گفت. در ماه اوت همان سال رئیس‌جمهوری فرانسه به اتفاق وزیر امور خارجه آن کشور از لندن دیدار کرد و در هفتم آوریل ۱۹۰۴ عهدنامه معروف بین فرانسه و انگلیس به امضا رسید. موارد مورد اختلاف شامل امور مربوط به ماهیگیری در پهنه دریای ارض جدید، مسئله سیام، ماداگاسکار و مهم‌ترین مسئله آزادی عمل فرانسه در مراکش و آزادی فعالیت انگلیس در مصر بود.‏
فرانسه پس از اتحاد با انگلیس به فعالیت در مراکش پرداخت و واکنش آلمان چنین بود که در مارس ۱۹۰۵م ‏ویلهلم دوم‏ در طنجه حضور یافت و نطق مفصلی را در مورد استقلال مراکش بیان نمود، هدف آلمان از این اقدام برهم زدن اتحاد جدید فرانسه و انگلیس بود. برای حل این موضوع در ۱۹۰۶ یک کنفرانس بین‌المللی در ‏الجزیره‏ برگزار شد که در آن انگلیسیها از فرانسویها حمایت کردند و کوشش آلمان برای برهم زدن اتحاد بین انگلیس و فرانسه به نتیجه‌ای نرسید. در ۱۹۱۱ بحران دیگری بر سر ‏مراکش‏ به وجود آمد. یک فروند ناو جنگی آلمانی به نام یوزپلنگ برای حفظ منافع آلمان وارد اغادیر شد و آلمانیها پیشنهاد کردند که اگر کنگوی فرانسه به آنها داده شود آنها دیگر مزاحمتی ایجاد نخواهند کرد و سرانجام آلمانیها توانستند به اراضی کوچکی در ‏آفریقا‏ دست یابند.
‏نزدیکی روس و انگلیس
‏دولت فرانسه با روسیه دوست بود، انگلیس هم متحد ژاپن به شمار می‌آمد و روس و ژاپن دشمن خطرناک یکدیگر بودند؛ اما منافع روس و انگلیس چنین اقتضا می‌نمود که روس و ژاپن به اتحاد فرانسه و انگلیس وارد شوند؛ ولی بلندپروازی روسها در این تاریخ و قدرت نظامی آن و همچنین نزدیکی امپراتور روس و آلمان که روابط آنها دوستانه بود مانع این کار می‌شد. مشکل اول با شکست روسیه از ژاپن حل شد. اختلافات دیگر روس و انگلیس بر دو مسئله دیگر متمرکز بود: یکی ‏بالکان‏ برای تصرف بلغارها و دیگری در ‏ایران‏ که انگلیس دوست داشت این مناطق کاملاً در اختیار خودش باشد. مسئله دیگر که باعث سردی روابط انگلیس و آلمان شده بود برخورد قیصر آلمان در موضوع ‏ترانسوال‏ بود؛ زیرا هنگامی که پل کروگر حاکم ترانسوال می‌خواست به ترانسوال استقلال بدهد و در پی متحدی در برابر سیسیل رودز و انگلیس بود تنها قدرتی را انتخاب نمود که سرزمینهایی در افریقای جنوبی داشت و آن کشور آلمان بود پس از پیروزی بوئرها تلگرافی از سوی قیصر آلمان برای او فرستاده شد با این مضمون: «من دوستانه به شما تبریک می‌گویم که شما بدون دریافت کمک خارجی گروههای مسلح را سرکوب نمودید و توانستید صلح و آرامش را برقرار نمائید» و این برخورد قیصر برای روابط انگلیس و آلمان عواقب جدی داشت؛ زیرا قیصر از کروگر که دشمن انگلیس بود حمایت کرده بود. مسئله دیگر صادرات روزافزون آلمانیها بود زیرا در سال ۱۸۹۵ در انگلیس رساله‌ای تحت عنوان ساخت آلمان منتشر شد که خطر صادرات روزافزون آلمان را برای انگلیس تشریح می‌کرد.
‏مسئله دیگر که ایجاد خطر برای انگلیس می‌نمود پیشرفت نیروی دریایی آلمان بود. ‏ویلهلم دوم‏ از سال ۱۹۰۰ به تقویت نیروی دریایی آلمان پرداخت و علناً اظهار نمود که آلمان نمی‌تواند به نیروی زمینی قناعت کند و باید در نیروی دریایی بر همه کشورها برتری داشته باشد. انجمنی به نام اتحاد دریایی آلمان تشکیل داد و به کمک آن هزینه لازم را برای ساختن کشتیهای جنگی تأمین نمود. همچنین پیشرفتهای تجاری و صنعتی آلمان نیز باعث شکست بازار تجارت و صنعت شده بود. به هر حال، این سوال مطرح است که چرا انگلیس در بین روسیه و آلمان، اولی را انتخاب نمود: چون منافع انگلیس هم از طرف روس و هم از طرف آلمان تهدید می‌شد؛ از یک طرف خطر توسعه نفوذ روس، و از سوی دیگر خطر نفوذ آلمان در آسیای صغیر و خلیج فارس و اتصال راه‌آهن بغداد به داخل ایران و نزدیک شدن این دو خطر به مرزهای هند به مشکلات دفاع از هند می‌افزود و سیاست انگلیس این بود که این دو دولت را با هم درگیر سازد و قوای آنها را تحلیل ببرد؛ اما تأمل انگلیس در این بود که خود به کدام طرف ملحق شود. منافع بریتانیا حکم می‌کرد که به روسها نزدیک شود زیرا عقل و درایت روسها اندک و زورشان بیشتر بود؛ ولی مسئله این بود که انگلیس با تقاضاهای روسیه چگونه برخورد نماید؛ تقاضاهای روس در بالکان، داردانل، ایران و ‏افغانستان‏. مسئله ایران و افغانستان یک امر حیاتی بود و صلاح در این بود که هیچ امتیازی در این منطقه ندهد؛ پس بهتر بود که انگلیس، روسها را به سوی بالکان و داردانل سوق دهد و آنها را امیدوار سازد. سرانجام، در قراردادی که در ۳۱ اوت ۱۹۰۷ در شهر ‏سن پترزبورگ‏ بسته شد روس و ‏انگلیس اختلافات خود درباره ایران و افغانستان را حل کردند و چون اختلافات سیاسی انگلیس و فرانسه و روسیه حل شد سه دولت تشکیل اتفاق مثلث را دادند که هدفشان جلوگیری از پیشرفتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی آلمان بود.
5
‏بحرانهای بالکان قبل از جنگ
‏از ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ جنگهایی درگرفت که زمینه جنگ جهانی اول را آماده ساخت. در سپتامبر ۱۹۱۱ ایتالیا به ‏عثمانی‏ اعلان جنگ داد و ‏طرابلس‏ را اشغال نمود و در نیمه اکتبر ۱۹۱۲ جنگ به پایان رسید. در اکتبر ۱۹۱۲ تقریباً هم‌زمان با ایتالیا، ‏بلغارستان‏ ، ‏صربستان‏ ، ‏یونان‏ و ‏مونته نگرو‏ به ‏ترکیه‏ حمله نمودند و در اوائل دسامبر ۱۹۱۲ ترکیه تقاضای صلح نمود. در تابستان ۱۹۱۳ جنگ دیگری بر سر غنائم به دست آمده از ‏عثمانی‏ درگرفت. کنفرانس سفیران در دسامبر ۱۹۱۲ توسط گری در لندن تشکیل شد و در ۳۰ مه ۱۹۱۳ در لندن قراردادی امضا شد که ترکها را مجبور می‌ساخت مستملکات خود را از میدیا در ساحل دریای سیاه تا آلتوس در ساحل اژه را به اروپاییان واگذار کنند.
‏اوضاع داخلی و تحولات آلمان پس از وحدت
‏آلمان متحد از نظر قوای مادی و معنوی بی نظیر؛ مجدانه به تعلیم و تربیت فرزندان خود پرداخت، در توسعه فرهنگ و ترویج علوم بر همه کشورها پیشی گرفت و سعی داشت در صنعت و تجارت و بهداشت از علوم و اکتشافات جدید بهره بگیرد. از این رو، در مدت کوتاهی بزرگ‌ترین دولت صنعتی و تجاری اروپا گردید، مخترعان را تشویق نمود، صنایع شیمیایی را رونق داد، در وضع قوانین اجتماعی هم از بقیه دولتها پیشی گرفت و برای طبقه کارگر اهمیت قائل شد. در حالی که در بقیه کشورها حقی برای کارگران قائل نبودند. واقعیت دیگر اینکه حکومت خاندان هوهنتسولرن در این کار مؤثر بود. ملت آلمان پس از غلبه بر اتریش و فرانسه دچار غرور ملی شد و سیاستمداران آلمانی از روشهای مختلف این غرور ملی را تقویت نمودند. حتی هر معلمی ناگزیر بود که در سر کلاس درس برتری نژادی ملت آلمان بر سایر ملل عالم را بیان کند و در شاگردان خود روح جنگجوئی بدمد. گذشته از مجالس درس، در معابر، روزنامه‌ها و کتب و نمایشگاهها این برتری نژادی به نوعی القا می‌شد؛ حتی نیچه یکی از معروف‌ترین فیلسوفان آلمان هم چنین عقیده‌ای داشت و در یکی از آثار خود چنین گفته‌است که: «اگر آدمی جنگ را فراموش کند از او امید می‌باید برید» و به همین دلیل کم کم طرز فکر مردم آلمان یکسره تغییر یافت و بر آنها مسلم شد که نژاد آلمانی ممتاز است و باید به سراسر زمین مسلط باشد و این تسلط هم جز از راه جنگ امکان‌پذیر نیست. ترویج این افکار در آلمان سایر دولتهای اروپایی را نگران ساخت و باعث شد تا بر ضد نژاد ژرمنی با هم متحد شوند.
‏دولت آلمان تا اواخر قرن ۱۹ در افریقا مستعمره‌ای نداشت ولی پس از وحدت چون جمعیت آن افزایش یافت و صنعت و تجارت رونق گرفت به دنبال تحصیل مستعمرات برآمد تا هم قسمتی از مردم آلمان را به آنجا کوچ دهد و هم مواد خامی که برای کارخانه‌های داخلی لازم داشت فراهم کند و همچنین بازاری برای فروش کالاهای خود بیابد. سرانجام بیسمارک قسمت بزرگی از اراضی افریقا را به دست آورد که شامل توگو و کامرون در ساحل غربی افریقا و یک ناحیه در جنوب غربی و ناحیه دیگر در مشرق بود. آلمان پس از پیروزی بر فرانسه از نظر نیروهای نظامی بر سایر کشورهای اروپا برتری یافته بود؛ ولی باز هم به این کار ادامه داد و تا سال ۱۹۱۴ روز به روز بر قوای جنگی خود افزود. از سال ۱۹۱۱ آلمان در افزایش نیروهای جنگی کوشید و میزان گسترش قوای مزبور در سالهای ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ و ۱۹۱۳ با پیشرفت چهل ساله آن از ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۱ برابر بود. در طی این مدت کوتاه شبکه‌های گسترده راه‌آهن و راههای شوسه، تأسیسات عظیم صنعتی، نهادهای قدرتمند اقتصادی و به خصوص تشکیلات گسترده نظامی آلمان موجب وحشت قدرتهای اروپایی گردید. در سال ۱۹۱۴ آلمان از نظر صنعتی و اقتصادی به پیشرفتهای عظیمی دست یافت. به لحاظ نظامی نیز دارای قدرتمندترین ارتش و نیروی دریایی شد. روحیه نظامیگری در مزرعه، کارخانه و پادگان و همه جا حاکم بود و همه چیز در خدمت ارتش قرار داشت. نیروهای نظامی آلمان بیش از یک میلیون نفر بودند و این افزایش نیروهای صنعتی و نظامی موجب اشباع جامعه آلمان گردید و آلمان مجبور بود سرمایه و کالاهای اضافی را به دیگر مناطق جهان بفرستد؛ بنابر این به دنبال مناطق نفوذ اقتصادی و منابع مواد اولیه بود و این هم یکی از دلایل جنگ جهانی اول بود.
‏برقراری روابط بین آلمان و عثمانی
‏یکی از کشورهایی که آلمان علاقه‌مند بود روابط خود را با آن گسترش دهد امپراتوری عثمانی بود که بر منابع نفتی تسلط داشت. از سال ۱۸۸۰م. آلمان متوجه اهمیت روابط با امپراتوری عثمانی گردید. در سال ۱۸۸۲ سپهسالار فون در گلتز از سوی سلطان عبدالحمید مأموریت یافت ارتش عثمانی را دارای سازمان منظمی سازد و افراد آن را آموزش دهد.‏
افسران برجسته هیئت نظامی آلمانی که در عثمانی فعالیت داشتند شامل فیلدمارشال پروسی فن در گلتس، دو ژنرال دیگر لیمان فن ساندرز و فون فالکنهاین سه دریاسالار به نامهای سوچون، اودم و مرتن و چند افسر دیگر بودند.
‏البته یکی از طراحان برنامه گسترش فعالیت آلمان در خاورمیانه ‏مارشال فن بی براشتاین‏ بود که از ۱۸۹۷ تا ۱۹۱۲ سفیر آلمان در باب عالی بود و اعتقاد داشت که اجرای این برنامه موجب درگیری بین روسیه و آلمان خواهد شد. در سال ۱۸۹۸ ویلهلم دوم و ملکه آلمان به استانبول سفر کردند و فصل جدیدی در همکاری بین دو ملت پدید آمد. امپراتور آلمان در مسافرت دوم خود به امپراتوری عثمانی خود را طرفدار دوستی ملت ترک و سایر ملل ملسمان معرفی نمود و در نطق خود اظهار داشت: «اعلیحضرت سلطان عبدالحمید و ۳۰۰ میلیون مسلمان می‌توانند اطمینان داشته باشند که آلمان، دوست و هواخواه آنهاست». این سیاست به زودی به لحاظ اقتصادی ثمرات مهمی برای آلمان به بار آورد، بانکداران و بازرگانان آلمانی در سراسر امپراتوری عثمانی مستقر شدند و امتیازات مهمی به مؤسسات اقتصادی آلمان داده شد. آلمان در جست وجوی نفت بود و علاوه بر آن برای رقابت با انگلیس به یک نیروی دریایی قوی نیاز داشت. آلمانیها در هنگام مذاکره با دولت عثمانی در مورد منابع نفتی عراق سخن نگفتند ‏بلکه فقط تقاضای اخذ امتیاز خط راه‌آهن را داشتند، به این شرط که امتیاز استخراج معادن اطراف راه‌آهن تا شعاع ۲۰ کیلومتر به آنها داده شود. در سال ۱۹۰۲ بانک آلمان، امتیاز ساختمان راه‌آهن برلین – بغداد را به دست آورد که باعث نفوذ هرچه بیشتر آلمان در میان‌رودان می‌گردید. یکی دیگر از امتیازات آلمان از عثمانی ادامه راه‌آهن از بغداد به خانقین بود که آلمان تصمیم داشت پس از اتمام خط آهن بغداد، همین راه را از خانقین به تهران و ولایات مرکزی ادامه دهد و ایران را به اروپا مربوط سازد. در سال ۱۹۱۰ مدت تعهد ایران در مقابل روسیه که ۲۰ سال حق ساختن راه‌آهن را از ایران سلب نموده بود تمام می‌شد؛ به همین علت از طرف بانک مشهور آلمان به نام دویچه بانک مأموری به نام سیدروت به ایران آمد که امتیاز خط آهن خانقین ـ تهران را به دست آورد. این امر موجب نگرانی مقامات روسی و انگلیسی شد و باعث مبادله یادداشت هفتم آوریل ۱۹۱۰ بین ایران و آن دو دولت گردید، و ایران به ناچار تعهد نمود که بعد از این امتیازی که مخالف منافع آن دو دولت باشد به هیچ تبعه دولت خارجی واگذار نکند؛ بنابر این، تلاش آلمان به نتیجه نرسید.

 

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.

تحقیق جنگ تحمیلی ( ورد)

تحقیق-جنگ-تحمیلی-(-ورد)
تحقیق جنگ تحمیلی ( ورد)
فرمت فایل دانلودی: .zip
فرمت فایل اصلی: .doc
تعداد صفحات: 78
حجم فایل: 165 کیلوبایت
قیمت: 8500 تومان

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل :  word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 78 صفحه

 قسمتی از متن word (..doc) : 
 

1
‏علل شروع جنگ
‏به نظر می‌رسد تحولات بعد از ‏انقلاب ۵۷‏ در ایران منجر به تصمیم عراق در حمله به ایران شد. ضعیف شدن ارتش بعد از انقلاب در ایران، ‏اشغال سفارت آمریکا‏ و گروگان‌گیری اعضای آن که باعث منزوی شدن ایران در صحنه بین‌المللی شد و سیاست ‏«‏صدور انقلاب‏» که از سوی ‏آیت‌الله خمینی‏ و رهبران ایران پیگیری می‌شد، و نیز تضعیف ارتش ایران پس از انقلاب و اندیشه‏ٔ‏ جداسازی خوزستان و الحاق آن به خاک عراق، ‏صدام حسین‏ را به اندیشه سرکوب نظامی حکومت جدید ایران انداخت.
‏اندیشه‏ٔ‏ جداسازی خوزستان و الحاق آن به خاک عراق
‏همچنین اندیشه جداسازی استان ‏خوزستان‏ و الحاق آن به خاک عراق یکی از دلایل مهم این جنگ بود به ویژه اینکه شورش عرب‌های بعثی مخالف انقلاب در خوزستان با شکست رو به رو شده بود. پس دولت ‏عربگرای‏ ‏حزب بعث عراق‏ خود دست به کار شد و در این راستا جنگ خود را نیز ‏قادسیه‏ دوم گذارده بود. قابل ذکر است که بیشتر کشورهای ‏عرب‏ -به جز چندی چون ‏سوریه‏ و ‏لیبی‏-از رژیم ‏صدام‏ در این جنگ پشتیبانی کردند.‏
1
‏علل شروع جنگ
‏به نظر می‌رسد تحولات بعد از ‏انقلاب ۵۷‏ در ایران منجر به تصمیم عراق در حمله به ایران شد. ضعیف شدن ارتش بعد از انقلاب در ایران، ‏اشغال سفارت آمریکا‏ و گروگان‌گیری اعضای آن که باعث منزوی شدن ایران در صحنه بین‌المللی شد و سیاست ‏«‏صدور انقلاب‏» که از سوی ‏آیت‌الله خمینی‏ و رهبران ایران پیگیری می‌شد، و نیز تضعیف ارتش ایران پس از انقلاب و اندیشه‏ٔ‏ جداسازی خوزستان و الحاق آن به خاک عراق، ‏صدام حسین‏ را به اندیشه سرکوب نظامی حکومت جدید ایران انداخت.
‏اندیشه‏ٔ‏ جداسازی خوزستان و الحاق آن به خاک عراق
‏همچنین اندیشه جداسازی استان ‏خوزستان‏ و الحاق آن به خاک عراق یکی از دلایل مهم این جنگ بود به ویژه اینکه شورش عرب‌های بعثی مخالف انقلاب در خوزستان با شکست رو به رو شده بود. پس دولت ‏عربگرای‏ ‏حزب بعث عراق‏ خود دست به کار شد و در این راستا جنگ خود را نیز ‏قادسیه‏ دوم گذارده بود. قابل ذکر است که بیشتر کشورهای ‏عرب‏ -به جز چندی چون ‏سوریه‏ و ‏لیبی‏-از رژیم ‏صدام‏ در این جنگ پشتیبانی کردند.‏
1
‏علل شروع جنگ
‏به نظر می‌رسد تحولات بعد از ‏انقلاب ۵۷‏ در ایران منجر به تصمیم عراق در حمله به ایران شد. ضعیف شدن ارتش بعد از انقلاب در ایران، ‏اشغال سفارت آمریکا‏ و گروگان‌گیری اعضای آن که باعث منزوی شدن ایران در صحنه بین‌المللی شد و سیاست ‏«‏صدور انقلاب‏» که از سوی ‏آیت‌الله خمینی‏ و رهبران ایران پیگیری می‌شد، و نیز تضعیف ارتش ایران پس از انقلاب و اندیشه‏ٔ‏ جداسازی خوزستان و الحاق آن به خاک عراق، ‏صدام حسین‏ را به اندیشه سرکوب نظامی حکومت جدید ایران انداخت.
‏اندیشه‏ٔ‏ جداسازی خوزستان و الحاق آن به خاک عراق
‏همچنین اندیشه جداسازی استان ‏خوزستان‏ و الحاق آن به خاک عراق یکی از دلایل مهم این جنگ بود به ویژه اینکه شورش عرب‌های بعثی مخالف انقلاب در خوزستان با شکست رو به رو شده بود. پس دولت ‏عربگرای‏ ‏حزب بعث عراق‏ خود دست به کار شد و در این راستا جنگ خود را نیز ‏قادسیه‏ دوم گذارده بود. قابل ذکر است که بیشتر کشورهای ‏عرب‏ -به جز چندی چون ‏سوریه‏ و ‏لیبی‏-از رژیم ‏صدام‏ در این جنگ پشتیبانی کردند.‏
3
‏ایران و عراق در سال ۱۹۷۵ در ‏الجزایر‏، معاهده‌هایی در زمینه تعیین خطوط مرزی، بویژه در مورد ‏اروندرود‏ که مرز مشترک دو کشور را تشکیل می‌دهد امضا کردند. صدام حسین پس از پیروزی ‏انقلاب ۵۷‏ در ایران و به نشانه بی اعتبار دانستن این معاهده، متن آن را در مقابل دوربین تلویزیون عراق پاره کرد و دستور حمله به ایران را صادر کرد. با نقض صریح ‏معاهده الجزایر‏ توسط عراق و حمله آن کشور به خاک ایران، جنگ هشت ساله ایران و عراق آغاز شد.
‏تضعیف ساختار ارتش
‏پس از ‏انقلاب ایران‏ و در پی فرار یا اعدام سران ارتش شاهنشاهی و هرج و مرج ناشی از عدم وجود نیروی کارآزموده و مستقل و همچنین ‏ترور‏ شخصیت‌های وفادار به انقلاب (همچون سرلشکر ‏قر‌نی‏) که توسط گروه‌های مخالف ‏انقلاب‏ انجام می‌شد، ساختار ‏ارتش‏ عملاً از هم پاشید
‏در طول ۱۴-۱۵ ماه بعد از ‏انقلاب‏ و تا مقطع حمله ‏ارتش‏ ‏عراق‏ به ‏ایران‏، به طور متوسط در فاصله هر ۴-۵ ماه یک فرمانده در مقام رئیس ‏ستاد کل ارتش‏ و یا فرمانده یکی از نیروهای سه گانه به اشکال مختلف تعویض شدند یا کناره گیری کردند. بعد از ترور سرلشکر قر‌نی توسط ‏گروه فرقان‏ در طول مدت ۱۷ ماه رؤسای ‏ستاد کل ارتش

 

دانلود فایل
پرداخت با کلیه کارتهای عضو شتاب امکان پذیر است.