
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
توسعه روستایی چیست؟
مقدمه
انسان پیش از آموختن کشاورزی و کشف فنون و ابزارهای مختلف, برای تامین نیازهای زندگی خود به کوچ و چندجانشینی میپرداخت. انسانها برای تامین غذای موردنیاز خود و یافتن مکانی مناسب برای سکونت, به مکانهای مناسب دارای منابع طبیعی (مرتع, آب, حیوانات) مهاجرت مینمودند. از زمانی که انسان کشاورزی را آموخت و توانست ابزارهای مورنیاز زندگی خود را بسازد به یکجانشینی روی آورد و روستاها متولد شدند. روستاها یا دهات, اولین مراکز اجتماعی زندگی نوین انسان محسوب میشوند.
طبق تحقیقات باستانشناسان, قدیمیترین دهکدههای جهان که تاکنون بوسیله حفاران پیدا شده, در خاورمیانه واقع است. دو روستا در ”جارمو“ و ”تپه سربین“ واقع در ایران و عراق امروزی, نشان میدهد که یکجانشینی یا تشکیل اجتماعات روستایی, دستکم به 10000 سال پیش بر میگردد.
با رشد و تکامل مراکز روستایی و ظهور کسبوکارهایی غیرازکشاورزی (تجارت, خدمات, حکومت) شهرها بوجود آمدند. بخاطر تمرکز بالای جمعیت در مناطق شهری توام با رشد پرشتاب صنایع و خدمات, به سرعت شهرها توسعه پیدا کردند در حالیکه روستاها به کندی حرکت نمودند.
روستا چیست؟
”ده“ (یا ”قریه“) به معنی سرزمین است. از نظر تقسیمات کشوری, ”ده“ (یا ”روستا“ ویا ”آبادی“) در ایران, کوچکترین واحد سکونتی و اجتماعی-سیاسی است. کشور به چندین استان (دارای استاندار), هر استان به چند شهرستان (دارای فرماندار), و هر شهرستان به چند بخش (دارای بخشدار), و هر بخش به چند شهر (دارای شهردار) و روستا (دارای کدخدا) تقسیم میشود. البته به مجموعهای از چندین ده هم دهستان گفته میشود که مسؤول آن دهیار نامیده میشود.
مطابق سرشماریهایی که در کشور انجام میشود, به نقاطی که کمتر از 5000 نفر جمعیت داشته باشند روستا, و به نقاط بیش از 5000 نفر شهر گفته میشود. البته استثنائاتی نیز (علیرغم ملاک مذکور) وجود دارد. مردم روستا, از طریق کشاورزی امرار معاش میکنند به همین جهت بعدها, در تعریف روستا, شغل کشاورزی نیز به عنوان اساس کار روستاییان اضافه گردید. البته تعاریف دیگری نیز از روستا (یا ده) در کشور وجود دارد که از مجموع آنها میتوان این تعریف را ارایه نمود:
روستا, عبارت از محدودهای از فضای جغرافیایی است که واحد اجتماعی کوچکی مرکب از تعدادی خانواده که نسبت به هم دارای نوعی احساس دلبستگی, عواطف و علائق مشترک هستند, در آن تجمع می یابند و بیشتر فعالیتهایی که برای تامین نیازمندیهای زندگی خود انجام میدهند, از طریق استفاده و بهرهگیری از زمین و در درون محیط مسکونیشان صورت میگیرد. این واحد اجتماعی که اکثریت افراد آن به کار کشاورزی اشتغال دارند در عرف محل, ده نامیده میشود [20].
براساس مطالعات جهانی, تعریف روستا در کشورهای مختلف, دارای تفاوتهایی میباشد. مثلاً در آمریکا بیشتر بر مفهوم ”مناطق روستایی“ تاکید میشود که بیانگر نواحی دارای چگالی جمعیتی کم است در حالیکه در بعضی کشورهای دیگر همچون ایران نیز روستا بر اساس میزان جمعیت تعریف میشود. به عنوان مثال, ملاک جمعیت روستا در فرانسه 2000 نفر, در بلژیک 5000 نفر, در هلند 20000 نفر و در ژاپن 30000 درنظر گرفته شده است [20].
توسعه روستایی چیست؟
از چند سده اخیر و با رشد پرشتاب صنعت و فناوری در جهان, عقبماندگی مناطق روستایی بیشتر عیان گردیده است. از آنجاییکه عموماً روستاییان نسبت به شهرنشینان دارای درآمد کمتری هستند و از خدمات اجتماعی ناچیزی برخوردار هستند, اقشار روستایی فقیرتر و آسیبپذیرتر محسوب میشوند که بعضاً منجر به مهاجرت آنان به سمت شهرها نیز میشود. علت این امر نیز پراکندگی جغرافیایی روستاها, نبود صرفه اقتصادی برای ارایه خدمات اجتماعی, حرفهای و تخصصینبودن کار کشاورزی (کمبودن بهرهوری), محدودیت منابع ارضی (در مقابل رشد جمعیت), و عدممدیریت صحیح مسؤولان بوده است. به همین جهت, برای رفع فقر شدید مناطق روستایی, ارتقای سطح و کیفیت زندگی روستاییان, ایجاد اشتغال و افزایش بهرهوری آنان, تمهید ”توسعه روستایی“ متولد گردید.
بنا بر تعریف, برنامههای توسعه روستایی, جزئی از برنامههای توسعه هر کشور محسوب میشوند که برای دگرگونسازی ساخت اجتماعی-اقتصادی جامعه روستایی بکار میروند. اینگونه برنامهها را که دولتها و یا عاملان آنان در مناطق روستایی پیاده میکنند, دگرگونی اجتماعی براساس طرح و نقشه نیز میگویند. این امر در میان کشورهای جهان سوم که دولتها نقش اساسی در تجدید ساختار جامعه به منظور هماهنگی با اهداف سیاسی و اقتصادی خاصی به عهده دارند, مورد پیدا میکند. از سوی دیگر توسعه روستایی را میتوان عاملی در بهبود شرایط زندگی افراد متعلق به قشر کمدرآمد ساکن روستا و خودکفاسازی آنان در روند توسعه کلان کشور دانست [19].
در گذشته بعضی مدیران و سیاستگذاران امر توسعه, صرفاً بر ”توسعه کشاورزی“ متمرکز میشدند که امروز نتایج نشان داده است که توسعه روستایی صرفاً از این طریق محقق نمیشود. روستا جامعهای است که دارای ابعاد اجتماعی مختلف است و نیازمند توسعه همهجانبه (یعنی توسعه روستایی) است نه صرفاً توسعه کسبوکار و نظامی به نام ”کشاورزی“. هرچند باید گفت که از طریق توسعه کشاورزی موفق نیز الزاماً توسعه روستایی محقق نمیشود. چون اولاً فواید توسعه کشاورزی عاید همه روستاییان نمیشود (بیشتر عاید زمینداران, بخصوص مالکان بزرگ, میشود), ثانیاً افزایش بهرهوری کشاورزی باعث کاهش نیاز به نیروی انسانی میشود (حداقل در درازمدت) و این خود باعث کاهش اشتغال روستاییان و فقر روزافزون آنان و مهاجرت بیشتر به سمت شهرها میشود.
استراتژیهای توسعه روستایی
کشورها و مناطق مختلف جهان, متناسب با شرایط و اولویتها, رویکردها و استراتژیهای توسعه روستایی متفاوتی را در پیش گرفتهاند. قطعاً نمیتوان بدون درنظرگرفتن تجربیات جهانی در این زمینه و با تمرکز صِرف بر اشتغالزایی در روستاها (بدون درنظر گرفتن استراتژی توسعه روستایی) توفیق چندانی بدست آورد (که پایدار و ماندگار نیز باشد). چون اشتغالزایی و کارآفرینی در فضایی مستعد رخ میدهد و بدون وجود آن فضا عملاً نمیتوان متوقع موفقیتی پایدار بود. رویکردها و استراتژیهای توسعه روستایی را اینگونه میتوان تقسیمبندی نمود [29]:
الف. رویکردهای فیزیکی-کالبدی:
1. استراتژی توسعه و بهبود زیرساختهای روستایی
زیرساختهای روستایی را میتوان سرمایههای عمومی و اجتماعی روستاها دانست که بدین جهت توسعه این زیرساختهای اجتماعی, فیزیکی و نهادی باعث بهبود شرایط و کیفیت زندگی و معیشت مردم محلی و ارتقای کارایی زندگی اجتماعی و اقتصادی آنان خواهد شد. بعنوان مثال, توسعه زیرساختهای اجتماعی همچون تسهیلات و خدمات بهداشتی و آموزشی, باعث بهبود کیفیت منابع انسانی و افزایش تواناییهای آنان (در جایگاههای فردی و اجتماعی) خواهد شد. منظور از ایجاد, توسعه و نگهداری زیرساختهای روستایی, صرفاً تزریق نهادههای سرمایهای به یک جامعه با تولید سنتی نیست, بلکه هدف ایجاد سازوکارها, نهادها و مدیریت جدیدی است که در عمل نیازمند مشارکت وسیع روستاییان است. در واقع این استراتژی, با همکاری مردم میتواند به طور آگاهانه, ارادی و موفقیتآمیز از دوران طراحی, برنامهریزی و سرمایهگذاری گذر کرده و به شرایط مطلوب پایدار وارد گردد.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
توسعه سیستمهای کشاورزی سازگار با محیط زیست:
اهداف کارآمد و محدودیتهای اساسی
خلاصه: اینکه سیستمهای کشاورزی با محیط زیست سازگار باشد از توجه زیادی در مباحث مربوط به وجود زندگی آیندۀ بی خطر برای انسان برخوردار شده است.
بیشترین مباحث به نظر میرسد که بر اساس تفسیر مدلهای اکولوژیکی استوار میباشد. ما در اینجا اثرات دو راه کار و راه حل جدید برای سازگار بودن سیستمهای کشاورزی با محیط زیست را بررسی میکنیم: دیدگاه محدودیتهای اساسی که سیستم آیندۀ کشاورزی لازم دارد پذیرای محدودیتهای مربوط به مسائل اکوسیستمی اثر گذار بود روی شماری از افراد در جهان و بر روی شیوۀ زندگی آن باشد و دیدگاه مربوط به ایجاد اهداف مفیدتر مربوط به سازگاری سیستم کشاورزی که از نظر اقتصادی مقرون به صرفه باشد و بتواند محیط زیست را کمتر آلوده کند و بتواند نیازهای مردم به غذا و مزیتهای مربوط به استفاده از طبیعت را فراهم کند.
پیشرفت سیستمهای کشاورزی در آینده بستگی به این دارد که کدام یک از این دیدگاهها توسط طراحان و سیاستگذاران بخش کشاورزی اجرا شود.
1ـ معرفی: سؤالاتی راجع به سازگار بودن سیستمهای کشاورزی ما از زمانی که ما مجبور به تهیه غذای جمعیت روز افزون دنیا شدهایم بوجود آمده است. به خاطر قیمتهای شوکه آور نفت در سالهای 3-1972، مسائل مربوط به سازگاری با محیط زیست قسمتی از نگرانی عمده دربارۀ کاهش شدید منابع میباشد. از سال 1945 این کاهشهای شدید هم از نظر تولید کلی محصول کشاورزی اتفاق افتادهاند. مدرکی دال بر اینکه یک مقیاس جهانی که به ظرفیتهای پیشبینی شده برای تولید محصول رسیده باشد دردست نیست. آمارهای مربوط به اروپا، استرالیا، آمریکای جنوبی و شمالی از نظر تولید کلی محصولات غذایی افزایش قابل ملاحظهای را نشان میدهد. مناطقی که کشاورزی در آنها به طور قابل توجهی ناسازگار با اکوسیستم و محیط زیست بودهاند، شامل مناطق حاشیهای از قبیل دامنههای شیبدار، خاکهای ناحاصلخیز یا مناطقی که باران در آنجا کم میبارد میباشد. چنین سیستمهای کشاورزی دشواری که سطح تولیدات کشاورزی آنها کم بوده است ممکن است قرنها وجود داشته باشد و فقط زمانی که شیوههای کشاورزی تغییر کردند تا محصولات بهتر و بیشتری بوجود آید مثلاً شیوههای مربوط به کشاورزی نادرست یا استفاده بیش از یک زمین کشاورزی باعث شد که این نوع کشاورزی با محیط زیست ناسازگار باشد. نگرانیهایی دربارۀ ساختار خاک در مورد بعضی از این سیستمهای کشاورزی وجود دارد و استفادۀ بیش از اندازه از آفت کُشها میتواند باعث آسیب به اکوسیستم شود که تهدید جدی برای رشد محصولات در تمام مناطق مخصوص میباشد. اگر سیستم
3
های کشاورزی در مناطق شیب دارد و سخت ممکن است تا حد خیلی کمی از نظر خود مسئله کشاورزی با محیط زیست سازگار باشد، اما اثرات غربی بر روی محیط زیست در دراز مدت خواهد داشت.
2ـ کشاورزی و توسعۀ سازگار با محیط زیست ـ مسائل تفسیری:
مفهوم توسعه سازگار با محیط زیست یک امر اجتماعی میباشد نه یک مسئله علمی. آن مربوط است به مدیریت یک منبع طبیعی برای اهداف انسانی و بنابراین تفسیرها و نظرات زیادی میشود راجع به این مسئله اظهار کرد. Farrell و Hart دو نظر متفاوت و قابل رقابت با یکدیگر در مورد کشاورزی سازگاری با محیط تعریف کردهاند.
* دیدگاه محدودیتهای اساسی ناشی از نگرانیهایی دربارۀ ظرفیت نگهداری خاک و محدودیتهای منابع میباشد و احتیاج است به کمک و تلاش برای ارائه خدماتی میباشد که انسانها برای زنده ماندن به آن محتاج میباشند.
* دیدگاه اهداف رقابتی در مورد سازگاری با محیط زیست بر روی تعادل اهداف اجتماعی، اقتصادی و اکولوژیکی تمرکز دارد و هدف آن بر آورده کردن یک طیف وسیع از نیازهای انسانی میباشد، که شامل بهداشت، آموزش،تحصیلات، و آزادیهای سیاسی و محیط سالم طبیعی و دیگر نیازهای کاملاً مادی میباشد.
تفاوت میان این و دیدگاه به ندرت در گزارشها و مقالات مربوط به توسعه سازگار با محیط زیست مورد شفاف سازی قرار گرفته است. اگر چه دلیل مدرک آوردن از سر نخهای موجود در آنها در مباحثات ممکن بوده است. این ابهام کلی همراه با متضاد بودن و ناسازگار بودن این دو راه کار، باعث خیلی از بدبینیها دربارۀ مفهوم و کار آمد بودن اصل سازگاری با محیط زیست میباشد. طرح و توسعه سیستمهای کشاورزی آینده بستگی به این دارد که کدامیک از این دو دیدگاه دربارۀ توسعۀ سازگار بودن توسط طراحان و سیاستگذاران و مشاوران آنها قابل قبول میباشد. دیدگاه اهداف کارآمد باعث تعادل منافع سهامداران در هر گونه فعالیت در معادلۀ کلی سیاستگذاری میشود اما امکان دارد که خطر شیوههای غیر سازگار با محیط زیست نیز بوجود آید. دیدگاه ظرفیتها و محدودیتهای اساسی، اغلب اصول خود را بر مبنای اعتبار علمی بنا نهاده است، اگر چه ممکن است جنبههایی از حفاظت محیط زیست را نیز در برداشته باشد.
3ـ اصول و مفاهیم اکولوژیکی و چشم انداز، محدودههای اساسی:
دیدگاه محدودیتهای اساسی شیوۀ کشاورزی سازگار با محیط زیست بر اساس مفروضات علمی دربارۀ سازگاری با اکوسیستمها بنا نهاده شده است.
با در نظر گرفتن رابطۀ میان سازگاری با محیط زیست و ثبات کلی (عدم تغییر معکوس وضعیت)، بعضی از اکوسیستمها از قبیل جنگلهای استوایی پر باران یا صخرههای مرجانی اغلب از نظر سازگاری با محیط زیست در نظر گرفته می
3
شوند. سیستمهای دیگر اساساً بی ثبات میباشند. آنها به طور کلی بعنوان اجتماعات گونهای مخصوص هر بر محیط فیزیکی اثر میگذارند و هم نسبت به تغییرات داخلی خود واکنش نشان میدهند. مدلی از فرآیندهای اکولوژیکی که مباحث مربوط به سازگاری سیستمهای کشاورزی با محیط زیست را تحت تأثیر قرار میدهد و ثبات اکوسیستم را به پیچیدگی مرتبط میکند. این ارتباط باعث بهبودی سریع اکوسیستمها بعد از یک تغییر میشود و باعث توانایی آنها در بهبودی و بدست آوردن ثبات ذاتی خود بعد از تغییرات میشود. بنابراین از نظر توسعۀ کشاورزی سازگار، اصول اکولوژیکی برای بعضی از طرحها یک مبنا به حساب میآید. در حقیقت ما استدلال میکنیم که بعضی از کوششها برای سازگاری در این باره میتواند منجر به سیاستگذاریهایی در جهت توسعۀ سازگار درآیند شود که احتمالاً در دراز مدت نا کار آمد میباشد. برای مثال، استدلالات و دلایلی که اصول پیچیدگی و ثبات را به سازگاری با محیط زیست در مورد شیوۀ کشاورزی مرتبط میکند مستلزم ارتقاء یا حفاظت از سیستمهای پیچیدۀ اکولوژیکی میباشد. شاید بهترین سازگاری با محیط زیست در آینده از طریق اتخاذ یک سلسله سیستم کشاورزی مختلف که شامل کشاورزی اُورگانیک و طبیعی و انواع شیوههای سفت و سخت سنتی میباشد بوجود بیاید، که باعث برآورده شده اصول مربوط به یک سلسله کارکردها و نیازهای اقتصادی، اجتماعی، و اکولوژیکی میباشد و نه این فرض که سازگاری با محیط زیست در هر نوع سیستم.
4ـ تهدیدات علیه کشاورزی سازگار با محیط زیست:
مبنای دلایل ما تا کنون این بوده است که با توجه به اصول مدیریتی و اجتماعی توسعه سازگار با محیط زیست، ما میفهمیم که دیدگاه مربوط به اهداف رقابتی و کارآمد یک پایه مفیدتر برای سیاستگذاریهای توسعه کشاورزی سازگار با محیط زیست میباشد تا دیدگاه محدودیتهای اساسی. این یک نقش مهم در تصمیمگیریهایی که به نفع سهامداران باشد ایجاد میکند. برای شهروندان اروپا و ایالات متحدۀ آمریکا، زمان تولید محصولات غذایی و ابقاء و نگهداری انبار مواد غذایی تا زمان مصرف غذا تحت تأثیر شدید تصمیمهای گرفته شده در زنجیرۀ تهیه محصولات غذایی میباشد. مسائل عمدۀ مربوط به سیستمهای کشاورزی سازگار با محیط زیست، که اغلب شامل تضادهای نظری ارتباط آنها یا شدت آنها میباشد عبارتند از:
* فقدان محل بومی برای وجود محصول، فقدان خاک تازه و آب مناسب، فقدان مواد ارگانیک حاصل از خاکها، فرسایش خاک و اسیدی شده.
* ضایعات و پسماندهای آنتیبیوتیکها و آفتکُشها در غذا.
* مصرف بیش از اندازۀ منابع طبیعی و غیر قابل تجدید، مخصوصاً سوختهای فسیلی و
4
* فقر روستا نشینان، و عدم ثبات، آلودگیها فزاینده همراه با افزایش اندازه و تعداد مواد آلاینده در کشاورزی.
مباحث سازگاری کشاورزی با محیط زیست اغلب در تمام این مسائل یعنی تهیه غذا، اثرات زیست محیط و روستایی مربوط میشود. به هر حال در اروپا دستاندر کاران کشاورزی این عوامل را عمدهترین عواملی میدانند که باعث شده است کشاورزی از نظر سیاستها و برنامههای دولت یک امر غیر سازگار با محیط زیست تلقی شود.
و این عوامل باعث شده است که بازار کشاورزی دچار رکود شود.
خیلی به ندرت مشاهده میشود که فرآیندهای تکنیکی از نظر کشاورزان غیر سازگار با محیط زیست باشد، اگر آنها ممکن است برای تغییرات جزئی که ممکن است در سیستمهای کشاورزی خودشان به خاطر سازگاری بیشتر این سیستمها با طبیعت حاصل شوند آماده میباشند. در بعضی از کشورهای اروپایی، نظر مردم توسط گروههای فشار زیست محیطی و رسانهها گروهی طرفدار محیط زیست تحت تأثیر شدید قرار دارد. از دیگر عواملی که باعث شد که کشاورزی سازگار با محیط زیست پذیرفته شود و از آن حمایت شود ارتباط سازگاری با اصل »یک سیستم» میباشد و اینکه این مهمترین اثرات را در مورد استفاده از اصل سازگاری با محیط زیست بعنوان اساس و پایهای برای تصمیمگیریها دارد.
ما ثابت کردهایم که استفاده از تعاریف اصول سازگاری با محیط زیست بعنوان پایه و اساسی برای پیشبینی مشکلات احتمالی آینده در مورد سازگاری سیستمهای کشاورزی با محیط اکولوژیکی میتواند گمراه کننده باشد.
5 ـ واکنشها و پاسخهای سطح کشاورزی به مسئله سازگاری با محیط زیست:
دو نوع سیستم کشاورزی به نامهای سیستمهای سفت و سخت سنتی و سیستمهای اُرگانیک وجود دارد که هر یک از آنها میتواند اینگونه استدلال شود که سازگار با محیط اکولوژیک میباشد. دیدگاه محدودیتهای اساسی در مورد توسعه کشاورزی سازگار با محیط زیست از این نظریه حمایت میکند که تنها سیستم واقعاً سازگار با محیط زیست عبارت است سیستم کشاورزی اُرگانیک و طبیعی و اینکه شیوۀ زندگی افراد جامعه و الگوهای مصرف ما باید اساساً تغییر پیدا کند تا جمعیت دنیا بتوانند غذای کافی برای خوردن داشته باشند. سیستمهای کشاورزی سفت و سخت یا «سنتی» که از مقادیر زیادی کودهای سنتزی و آفت کُشها استفاده میکند به طور کلی بعنوان سیستمهایی که حداقل سازگاری با محیط زیست را دارند تلقی میشوند و راه کار این مشکل استفاده از یک سیستم کشاورزی بنام سیستمهای کشاورزی یکپارچه میباشد.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
توریسم و فرهنگ
مقدمه:
با توجه به فضای جهانی که از پیامد های تحولات تکنولوژیک است،صنعت توریسم نیز مانند بسیاری از دیگر عرصه های زندگی فرد دچار تغییر و تحول شده است. در واقع شبکه ای شدن ارتباط میان افراد و مؤسسات مختلف و رشد تکنولوژیک اطلاعات، مرز میان ملتها و افراد را کاهش داده است که این امر باعث ایجاد شکل جدیدی از صنعت توریسم شده است. با ایجاد شدن سیستم های جدید حمل و نقل امکان سفر برای افراد با شرایط مناسب تری فراهم شده است.بر طبق آمار گزارش شده 715 میلیون نفر در سال 2002 سفر کرده اند و پیش بینی می شود که تا سال 2020 این رقم تا 6/1بیلیون نفر نیز افزایش پیدا کند.در سال 2002درآمد ناشی از صنعت توریسم 3500 بیلیون دلار امریکا بر آورد شده است که این رقم 10 درصد تجارت جهانی را شامل می شود.کامپیوتری شدن اطلاعات ،ایجاد سیستم های رزرواسیون،کاهش نرخ سفرهای هوایی و رسیدن به مقصد با کمترین هزینه از اثرات جهانی شدن بر توریسم است.کامپیوتری شدن اطلاعات این امکان را برای توریست فراهم می کند تا بتواند نسبت به جزئیات سفر خود آگاهی کسب کند. در حال حاضر فرد می تواند پیش از سفر نسبت به مقصد مورد نظر خود اطلاعات توریستی به صورت جزئی و کامل کسب کند. امکان رزرو هتل،وسیله حمل و نقل داخلی و بلیط مکانهای توریستی پیش از سفر با استفاده از سیستم های کامپیوتری قابل انجام است و مسافر می تواند با آرامش خاطر بیشتری سفر کند.پس از دهه 80 امکانات اقامتی در شهر های توریستی نیز افزایش پیدا کرده است و بسیاری از شرکت ها در این زمینه سرمایه گذاریهای بزرگی انجام داده اند.در مدت زمان بین 1980 تا 1998 گنجایش امکانات اقامتی از 8 میلیون به 4/15میلیون تخت افزایش پیدا کرده است.در اروپا 5/38 درصد ، امریکا 5/33 درصد و در آسیای شرقی و اقیانوسیه 45 درصد این آمار را به خود اختصاص می دهند. بنابراین جهانی شدن جریانی است که صنعت توریسم را به سمت فرا ملی شدن سوق داده است و با ایجاد امکانات و شرایط مناسب مرزهای ملی و بومی را محدود کرده است. با ایجاد شدن صنعت همزمان ارتباطات و رشد و انتقال تکنولوژیک اطلاعات،همزمان با پیدایش اقتصاد،سیاست و فرهنگی جهانی مواجه هستیم که در همه این عرصه ها حضور عوامل فراملی در فضای ملی قابل مش
اهده است و بر صنعت توریسم نیز اثر گذار است. در آغاز قرن بیست و یکم ذهنیت مردم نسبت به صنعت توریسم تغییر کرد. رشد تعداد توریست در سالهای اخیر بسیار قابل توجه بوده است اما عوامل بحرانی در کاهش نرخ آن بسیار مؤثر بوده است.حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001،جنگ امریکا و عراق،رکود بودجه خطوط هواپیمایی و توسعه ویروس سارس عواملی هستند که مسائل امنیتی صنعت توریسم را تحت تاثیر قرار داد و در تصمیم گیری دولتها در این زمینه بسیار اثر گذار بودند.(هال،2004).البته توریسم در اینجا به معنای هرگونه حرکت و جنبشی است که موجب دوری از خانه می شود،مانند سفر برای کار،تحصیل وهمچنین دلایل پزشکی.توریسم در واقع شامل هر فعالیتی می شود که توسط توریست یا فرد بازدیدکننده انجام می شود و میان توریسم،سرگرمی و مهاجرت تفاوت وجود دارد.(بل،2000)آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد، ذهنیت ایرانی ها نسبت به توریست و اهمیت این مسئله نسبت به گسترش صنعت توریسم در کشور است. آنچه در واقع بسیار مورد توجه است تحمل فرهنگی ایرانی ها نسبت به افراد دیگر کشورها است
که عامل جذب توریست است. در واقع به علت جهانی شدت صنعت توریسم که تابع مجموعه ای از جریانات جهانی است،شاهد فرهنگی جهانی هستیم که رفتار افراد کشور میزبان با توریست تابع چنین شرایط فراملی است.
کلید واژه ها: توریسم، توریست، فرهنگ
تعاریف توریسم:
اولین بار در سال 1937 صنعت توریسم به صورت جهانی تعریف شد.کمیته آماردانان اتحادیه ملت ها . The Committee Of Statistical Experts Of The League Of Nations(OECD)
توریست بین المللی را به عنوان فردی تعریف کردند که کشور دیگری را برای بیشتر از 24 ساعت بازدید می کنند و شامل کارگران،دانش آموزان و مهاجران نمی شد. در سال 1950 اتحادیه بین المللی سازمانهای مسافرتی رسمی . The International Union Of Official Travel Organizations(IUOTO)
تعریف قبلی را تکمیل کرد و در مطالعات توریستی دانشجویان را به عنوان توریست معرفی کرد.IUOTO همچنین دو اصطلاح جدید نیز مطرح کرد:گردشگر بین المللی .International Excursionist
که عمدتاَ به صورت انفرادی کشور دیگری را به منظور تفریح و سرگرمی برای مدت کمتر از 24 ساعت بازدید می کند.اصطلاح دیگر مسافران ترانزیت . Transit Travelers
است که منظور مسافرانی هستند که سفر می کنند اما در کشور مربوطه اقامت نمی کنند. در سال 1963 کنفرانس UN که پیرامون توریسم تشکیل شده بود میان توریست هایی که 24 ساعت یا بیشتر در کشوری اقامت می کنند با گردشگران یا بازدید کنندگان روزانه .Day Visitors
که حداقل 24 ساعت در کشوری اقامت می کنند تفاوت قائل شدند و در سال 1968 کمیسیون آماری اتحادیه ملت ها .(UNSC) UN Statistical Commission
مسافران ترانزیت را نیز جزو بازدیدکنندگان روزانه یا گردشگران قرار داد که شامل توریست ها نمی شوند(
اسمیت،2000). در فرهنگ آکسفورد واژه توریسم به معنای مسافرتی است کوتاه مدت که در آن از مکان یا مکانهای متعدد دیدن می کنند. به طور کلی واژه توریسم از واژه تور مشتق شده و به معنای سفری دایرهوار است که از جایی مشخص شروع می شود و سرانجام به همانجا بازمی گردد و از برنامه خاص سفر پیروی می کند. در کل حرکت و جنبش توریست را می توان در دو جزء خلاصه کرد:جزء مقصد و ترانزیت که در واقع عواملی وجود دارند که حرکت توریست را متعادل می کند و شامل اثرات مستقیم فاصله بر تقاضا، فرصت های واسطه ای قابل دسترس، بودجه کلی زمان توریست و چگو.نگی صرف این زمان،متغیر های زمان و فرهنگ اجتماعی توریست می شود(مکرچر،2002).آنچه پیرامون بحث توریسم قابل طرح است این مسئله است که مقصد و فرهنگ توریست هر دو تغییر می کنند و در توریسم تولید می شوند.توریسم بخشی از فرایند انعکاسی است که همه عاملان به آن از تجربیات خوب یا بد خود یاد می گیرند. بنابراین همزمان با رشد و گسترش توریسم ذائقه و خواسته های توریست نیز تغییر می کند. هویت و شخصیت توریست در جریان هویت سازی و خودسازی در طول سفر شکل می گیرد. این خودسازی در جهت خلاف بومی گرایی و در راستای از بین بردن مرزها صورت می گیرد. در واقع بسیاری از ویژگی های هویتی فرد توریست پس از ورود به کشوری دیگر تغییر می کند و البته این عدم ثبات نتایج منفی در پی نخواهد داشت بلکه فرصتی است برای تغییر،منازعه و کشمکشی مثبت. جغرافیای فرهنگی توریسم محدود به نقشه ثابت مقصد ها نیست بلکه پیرامون مجموعه ای از عاداتی است که در هر کجا تغییر می کند.(کرانگ،2002)
فرهنگ و توریسم
توریسم بدون فرهنگ وجود نخواهد داشت،زیرا فرهنگ است که از اصلی ترین انگیزه های حرکت مردم است و بنابر این هر شکلی از جهانگردی مسبب تاثیری فرهنگی بر بازدیدکننده و میزبان خواهد بود.جهانگردی بخصوص برای جوانان ابزاری ممتاز برای تبادل فرهنگی و مدرسهای برای آموختن تحمل که در آن هرکسی می تواند با دنیایی منحصر بفرد و متنوع روبرو شود.ضربه فرهنگی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
تورم از دیدگاه تقاضا
به استناد ارقام مندرج در جداول کتاب خلاصه تحولات اقتصادی کشور – بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران متوسط رشد نقدینگی در طی اجرای برنامه سوم توسعه(82-1379) معادل 6/28 درصد بوده است که بالاتر از متوسط نرخ رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) معادل 6/5 درصد بود و همین امر باعث عدم تعادل بین تقاضا و عرضه شده و در نتیجه منجر به افزایش سطح عمومی قیمتهای گردیده است.
افزایش نقدینگی عمدتاً در واکنش به افزایش پایه پولی بوده و افزایش پایه پولی نیز ناشی از افزایش دارائیهای خارجی و بدهی دولت به بانک مرکزی بوده است. عدم تعادل بین درآمدها و هزینهها دولت از دیگر عوامل تورم از نظر تقاضا می باشد.
تورم از دیدگاه عرضه
تولیدات داخلی: با اجرای سیاستهای کنترلی در سال 1374 و برقراری ثبات نسبی در بازار، اقتصاد کشور با افزایش تولید ناخالصی داخلی و زیر بخشهای آن (صنعت و معدن، کشاورزی، نفت و خدمات) مواجه گردید.
طی سالهای 78-1376 تولید تحت تأثیر کاهش شدید درآمدهای ارزی کاهش یافت. در طی سالهای82-1379 تولید از رشد قابل ملاحظهای تحت تأثیر افزایش درآمدها
3
ی ارزی قرار گرفت (کتاب خلاصه تحولات اقتصادی کشور –بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران) و این امر باعث افزایش عرضه و کاهش تورم را به دنبال داشته است.
واردات: وابستگی به مواد و قطعات منفصله وارداتی ارز نارسائیهای مربوط به عرضه در بخش صنعت و معدن بوده است، لذا بر این اساس تراز ارزی بخش صنعت و معدن منفی بوده و متکی به ارز حاصل از فروش نفت می باشد، این نارسایی بخش صنعت و معدن را شدیداً در برابر نوسانات قیمت و فروش نفت آسیب پذیر می کند.
وجود ظرفیت خالی در بخش تولید، باعث افزایش هزینههای سربار شده و در نتیجه افزایش هزینه تمام شده تولیدات صنعتی و معدنی میگردد. ضعفهای ساختاری که منجر به محدودیت عرضه در بخش تولید می گردد بقرار زیر است:
• الف) پایین بودن سهم سرمایه گذاری بخش خصوصی
• ب) ناچیز بودن سرمایه گذاری خارجی
• ج) پایین بودن سهم صادرات در کل صادرات کشور
• د) بالا بودن قیمت محصولات صنعتی
انتظارات تورمی
اگر مردم بر اساس تجربیات گذشته خود و یا بر مبنای مشاهدات بازار پیش بینی کنند که درآینده نزدیک قیمتها رو به افزایش خواهد بود، میزان هزینه و خرید های خود را افزایش می دهند. از طرف دیگر تولید کنندگان و فروشندگان از فروش و عرضه کالاها خود به امید افزایش قیمت
3
در آینده خودداری می کنند، بدیهی است در این صورت با این سیاست، عرضه و تقاضا اثر مستقیم بر قیمتها خواهد داشت و موجب افزایش تورم می گردد.
تورم از دیدگاه ساختاری
یکی از علل ریشهای تورم، رشد نا متعادل بخشهای اقتصادی کشور است (ازجمله ساختمان سازی و …) بطوریکه توسعه سریع یک بخش و تحولات ناشی از آن موجب پیدایش عدم تعادل و ناهماهنگی بین سایر بخشهای دیگر اقتصادی میگردد، با توجه به سایر علتهای ریشهای از جمله: کسر بودجه دولت، عدم تعامل بین بخشهای مختلف اقتصادی، وابستگی بخش تولید به درآمدهای نفتی، نارسایی در سیستم حمل و نقل کشور، مشکلات ارزی و… موارد فوق باعث رشد سطح عمومی قیمتها شده که در نهایت منجر به افزایش تورم میگردد.
پس انداز و تورم
رابطه بین پس انداز و نرخ تورم به دو شکل زیر می باشد.
• الف) اگر نرخ تورم بالا باشد، آثار نامطلوبی بر ثبات اقتصادی کلان کشور و به ویژه نرخ تسهیلات داشته و منجر به کاهش نرخ پس انداز م
5
یگردد.
• ب) نرخ پس انداز پائین به ویژه کاهش در پس انداز دولت، باعث افزایش نرخ تورم میگردد.
با کاهش نرخ رشد اقتصادی و به دنبال آن افزایش نرخ تورم در سالهای (78-1370) (کتاب خلاصه تحولات اقتصادی کشور –بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران) نرخ پس انداز کاهش یافته است. عدم ثبات قیمتها در تمام این سالها و سالهای بعد، همواره اثر نامطلوبی بر ثبات اقتصادی کلان کشور و انتظارات مردم نسبت به آینده داشته است که در نتیجه این شرایط منجر به کاهش نرخ پس انداز شده است، حتی در بعضی از سالها نرخ رشد پس انداز منفی بوده و دلیل عمده آن افزایش هزینههای استهلاک ناشی از افزایش نرخ ارز و نرخ بالای فرسودگی ماشین آلات سرمایهای می باشد، دیگر آثار مهم کاهش پس انداز بر سطح سرمایه گذاری است که موجبات افزایش تقاضا و بالطبع افزایش سطح عمومی قیمتها شده است.
نرخ ارز و تورم
اثر تغییرات نرخ ارز برسطح قیمتها و تورم متأثر از سیاستهای اقتصادی کلان کشور است. اگر افزایش نرخ ارز توأم با اجرای سیاستهای انبساطی مالی و پولی باشد، موجب تشدید و فشار تورم خواهد شد و چنانچه افزایش نرخ ارز با اجرای سیاستهای انقباظ