
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
چه چیزی خواص مواد را مشخص میکند؟
مقدمه
شاید تا بحال از خود پرسیده باشید که چرا مواد مختلف با هم متفاوتند؟ چرا برخی از آنها محکم تر از سایرین هستند؟ چرا برخی از مواد رسانا و برخی نارسانا؟ چرا نور میتواند از بعضی از مواد عبور کند و از بعضی دیگر نه؟
سئوالاتی از این دست ذهن را متوجه تفاوتهای مواد از نظر خواص میکند و ما را در رابطه با علت این تفاوتها، به تفکر بیشتر وادار میکند. با اطلاعاتی که ما از ساختمان عناصر و تفاوتهای موجود در عناصر داریم شاید گمان کنیم که تفاوتهای موجود در مواد مختلف حاصل تفاوتهای عناصر تشکیل دهنده آنها است. با این تفکر مواد تنها متاثر از تنوع عناصر تشکیل دهنده خود خواهند بود و تمامی ویژگیهای رفتاری مواد با شناخت عناصر تشکیل دهنده آنها روشن خواهد شد. بر این اساس مشخص شدن عناصر تشکیل دهنده یعنی تعیین ترکیب شیمیایی همه اسرار مربوط به خصوصیات مواد را آشکار میکند. براستی با دانستن ترکیب شیمیایی، خواص مواد معلوم خواهد شد؟
با کمی دقت و توجه به ترکیبات شیمیایی مواد پیرامون خویش در مییابیم که بسیاری از آنها با وجود این که در رفتار و خواص با یکدیگر بسیار متفاوتند، دارای عناصر تشکیل دهنده و ترکیب شیمیایی یکسان میباشند و برخی دیگراز مواد با داشتن عناصر تشکیل دهنده و ترکیب شیمیایی متفاوت با یکدیگر، دارای خواص و رفتار مشابهی هستند. پس چه چیزی بجز ترکیب شیمیایی موجب تفاوت در رفتار مواد میشود؟
برای جواب این سئوال لازم است که بیشتر با ساختار و ویژگیهای مواد آشنا شویم.
ساختار مواد چیست؟
ساختار مواد ارتباط بین اتمها، یونها و مولکولهای تشکیل دهنده آن مواد را مشخص میکند. برای شناخت ساختار مواد ابتدا باید به نوع اتصالات بین اتمها و یونها پی برد. به طور حتم با پیوندهای شیمیایی آشنایی دارید. پیوندهای شیمیایی نحوه اتصال میان اتمها و یونها را مشخص میکنند
2
. بنابراین تفاوت پیوندهای شیمیایی مختلف را در ویژگیهای این پیوندها میتوان مشاهده کرد. به عنوان مثال در نمک طعام به دلیل وجود پیوند یونی که منجر به محصور شدن الکترونها میشود، خاصیت "رسانایی" مشاهده نمیشود زیرا الکترونها که حامل و انتقال دهندهی بار الکتریکی هستند، به دلیل محصور شدن امکان حرکت ندارند و چیزی برای انتقال بار الکتریکی در میان ماده وجود نخواهد داشت. در مقابل در فلزات، مانند مس، به دلیل وجود پیوند فلزی که موجب آزادی الکترونها میشود و امکان تحرک الکترونها را فراهم مینماید، میتوانیم خاصیت رسانایی را انتظار داشته باشیم. زیرا الکترونهای آزاد، امکان انتقال بار الکتریکی را در طول ماده فراهم میآورند. همانطور که ذکر شد اطلاع از نوع پیوندهای اتمی میتواند به شناخت ما از رفتار و خواص مواد کمک کند. اما آیا تنها با دانستن نوع پیوندها تمامی خواص و رفتار یک ماده را میتوان پیشبینی کرد؟
برای روشن شدن مطلب مثال معروفی را ارائه میکنیم. همانطور که میدانید گرافیت و الماس هر دو از اتمهای کربن تشکیل شدهاند و هر دو "ریختهای" مختلفی از عنصر کربن هستند. اما چرا خواص گرافیت و الماس تا این حد با یکدیگر متفاوت است؟ الماس به عنوان سختترین ماده طبیعی معرفی میگردد و گرافیت به دلیل نرمی بسیار، به عنوان ماده "روانساز" به کار گرفته میشود! تفاوت رفتار و خواص گرافیت و الماس را به نوع اتصال و پیوند شیمیایی اتمهای کربن نمیتوان نسبت داد زیرا در هر دو شکل این ماده - که تنها دارای اتمهای کربن است - یک نوع پیوند شیمیایی وجود دارد. بلکه علت در "چگونگی اتصالات و پیوندهای شیمیایی" این دو شکل کربن است. در گرافیت اتمهای کربن شش ضلعیهای پیوستهای شبیه به یک لانه زنبور تشکیل میدهند که در یک سطح گسترده شده است. لایههای شش ضلعی ساخته شده با قرار گرفتن روی هم، حجمی را تشکیل میدهند که به آن گرافیت میگوییم. واضح است که در ساختار گرافیت دو نوع اتصال وجود خواهد داشت: یک نوع اتصال، اتصالی است که بین اتمهای کربن هر لایه لانه زنبوری وجود دارد و جنس آن از نوع پیوند کوالانسی است. نوع دوم اتصالی است که لایههای لانه زنبوری را به یکدیگر وصل میکند. بدیهی است که این نوع از جنس اتصالات اولیه یعنی پیوندهای اتمی نیست. بنابراین پیوند به هم پیوستگی دوم - که قدرت به هم پیوستگی لایهها را مشخص میکند - ضعیفتر از اتصال اولیه که یک پیوند کوالانسی است، خواهد بود. پس میتوان انتظار داشت که گرافیت، در جهت صفهات لانهزنبوری به دلیل داشتن پیوند قوی کووالانسی استحکام بالایی داشته باشد؛ بالعکس، این ساختار در جهت عمود بر صفحات
3
لانه زنبوری به علت وجود پیوند ضعیف ثانویه بین لایهها، به مراتب کمتر از استحکام درون آنها، دارای مقاومت است. از طرفی به دلیل پیوندهای ضعیف بین لایهای انتظار میرود که با اعمال نیرویی بیشتر، لایههای لانه زنبوری بتوانند بر روی یکدیگر بلغزند.
شکل 1- ساختار گرافیت
4
شکل 2- ساختار الماس
با توضیحاتی که راجع به تفاوتهای ساختاری گرافیت و الماس داده شد مشخص میگردد که دلیل نرمی گرافیت و سختی الماس در چیست. همانطور که دیدید ساختار با مشخص کردن نوع، تعداد و چگونگی پیوندهای تشکیل دهنده مواد، تاثیر به سزایی در خواص مواد دارد. بنابراین از طریق مطالعه در ساختار مواد، بسیاری از رفتارها و خواص آنها را میتوان پیشبینی کرد. همچنین برای دستیابی به برخی از خواص میتوان ساختار متناسب با آنها را طراحی نمود.
ریزساختار چیست؟

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
چند روایت معتبر درباره عشق
گفتی دوستت دارم و رفتی.من حیرت کردم. از دور سایه هایی غریب می آمد از جنس دل تنگی و اندوه و غربت و تنهایی و شاید عشق.با خودم گفتم هرگز دوستت نخواهم داشت. گفتم عشق را نمی خواهم . ترسیدم و گریختم. رفتم تا پایان هر چه که بود و گم شدم. و این ها پیش از قصه ی لبخند تو بود.
جای خلوتی بود. وسط نیستی . گفتی:«هستم .» نگریستم ،اما چیزی نبود. گفتم:«نیستی.» باز گفتی: «هستم .» بر خود لرزیدم و در دل گفتم نه ، نیستی. این جا جز من کسی نیست. بعد انگار گرما تو در دلم ریخت.من داغ شدم، گر گرفتم تا گیج شدم.بعد لبخند زدی ومن تسلیم شدم .گفتم :«هستی !توهستی !» این من هستم که نیستم . گفتی:«غلطی .»واین هنوزپیش از قصه ی دست های توبود .
وقتی رفتی اندوه ماند واندوه .ازپاره ابرهای هجر با ران شوق می بارید واین تکه گوشت افتاده در قفس قفسه سینه ام را آتش می زد. ومن ذوب میشد م وپروانه ها نه، فرشته هاحیرت می کردند واین وقتی بود که هنوز دست هات انگشتان ام را نبوییده بودند.
یک شب که ماه بدر بود وچشم هاش را گشوده بود تا با اشتیاق به هر چه که دل اش می خوا هد خیره شود، تو شرم نکردی و ناگهان انگشتان دست هایت هجوم آوردی تا دست هام را فتح کردی. انگشتانت به شانه ام تکیه زدند و در آغوش آن ها غنودند. تو ترانه های عاشقانه می سرودی، من اما همه ترس شده بودم. چیزی درونم فریاد می کشید.چیزی شعله ور می شد. شراره های عشق می سوزاند و خاکستر می کردو همه از انگشتان تو بود. من نیست شده بودم. گفتی:« حال چه گونه است ؟» گفتم:« تو همچنان غلطی.» و این هنوز پیش از قصه ی نگاه تو بود.
فرشته ای پر کشید تا نزدیک تر آید و در شهود با ماه انباز شود.من به خاک افتادم. ناخن هام را با انگشتانت فشردی و لبخند پاشیدی. گفتی: «برخیز!» گفتم :« نتوانم.» بعد ناگهان چشم هات تابیدند و من تاب از کف دادم. مرا طاقت نگریستن نبود اما توان گریستن بود.بعد تو اشک هام را از گونه هام ستودی . فرشته پیش تر آمده بود. من گویی در چیزی فرو می رفتم. گفتم این چیست: «این چیست؟ » گفتی: «اندوه!اندوه!» بعد فروتر رفتم. بعد تو دست بر سرم نهادی و مرا در اندوه غرقه کردی. فرشته ار حسادت لرزید و بال هاش از التهاب عشق نبود. فرشته ای نبود. هرچه بود تو بودی. بعد تو لبخند زدی و گفتی :«چنین کنند عاشقان.»
1
و هرچه فکر می کنی نمی توانی بفهمی چه طور شروع شده بود. حتی نمی دانی تو شروع کرده بودی یا او. و اصلا چه اهمیتی دارد که چه کسی شروع کرده بود؟ تنها چیزی که لابه لای تصاویرمبهم وآشفته ی ذهنت به خاطر می آوری این است که وسط حل مساله ای در باره ی سقوط آزاد اجسام بود که چشمت به او افتاده بود و حس مبهم و شیرینی در تک تک سلول هات نوسان کرده بود و احساس کرده بودی گویا از حضور دخترک در کلاس خشنودی . همین. تدریس در سه دبیرستان دولتی،کلاس های کنکور و داشتن شاگردان خصوصی زندگی ات را آن قدر شلوغ کرده است که فرصتی برای عشق نداری. یک شنبه ی بعد می روی و تخته سیاه را از فرمول های قوانین حرکت شتاب دار پر می کنی و با خودت کلنجار می روی که چشمت به دخترک نیفتد. گاهی وسط درس دادن حس می کنی یکی از صندلی های کلاس از بقیه روشن تر است. پس بی اختیار به سمت روشنایی می چرخی و نگاهت به دخترک می افتد که مثل باران ملایمی بر سطح روحت می بارد و کلافه ات می کند. گچ را لبه ی تخته سیاه می گذاری و به بهانه ی قدم زدن بین ردیف های صندلی های کلاس بالای سر دخترک می روی.سرش را روی دفترچه اش خم کرده و در قاب مربع آبی رنگی می نویسد: هر گاه جسمی تحت تاثیر نیروی ثابتی واقع شود و شتاب بگیرد این شتاب با نیرو رابطه ی مستقیم و با جرم نسبت عکس دارد .بعد نگاهت به بالای دفترچه می افتد و دلت انگار آشوب می شود:کیمیا طلوع.
2
فاصله بین یکشنبه دوم دوم و یک شنبه سوم برای تو از هفت روز بیشتر طول می کشد و از این که هفته برای تو بیش از معمول کش آمده خودت را سرزنش می کنی . نگاهت را در کلاس می گردانی تا نقطه ی روشن را پیدا کنی.وقتی ازوجود کیمیا مطمئن می شوی ، خیالت آسوده می
2
شود و از این که حضور دخترک خیالت را آسوده می کند از خودت متنفر می شوی.بعد طوری رو به شاگردان می ایستی که کیمیا را نبینی. درس را که شروع می کنی با اشتیاق بیش تری حرف می زنی. چیزی در اعماق جانت می جوشد و حس غریبی به تو مب گوید کع این کلاس با کلاس های دیگر تفاوت کوچکی دارد. تفاوت کوچکی که رفته رفته بزرگ و بزرگ تر می شود، آن قدر بزرگ که دیگر کتمانش از عهده ی تو بر نمی آید. آن قدر بزرگ که توی کلاس هم جا نمی گیرد و باید برای آن فکری بکنی.
یک شنبه سوم را به بحث درباره انبساط فلزات در اثر حرارت می گذرانی. درس تمام می شود و دانش آموزان به سرعت صندلی ها را خالی می کنند. کیمیا نگاه کوتاهی به تو می اندازد و با شتاب بیرون می رود. تو هنوز پشت میزت نشسته ای و دست هات را ستون کرده ای و شقیقه ها ت را با کف دست هات می فشری و اتگار تخته سیاه پر از فرمول های انبساط فلزات به تو دهن کجی م یکند و تو فقط محو یکی از صندلی های خالی شده ای و به یک شنبه ی آینده فکر می کنی و منتظرش می مانی و کسی نمی داند.
3
صبح یک شنبه ی چهارم از آپارتمانت کهدر طبقه ی نوزدهم یک آسمان خراش سی و یک طبقه است،به شهر خیره می شوی و فکر می کنی که هیچ چیز نمی تواند مثل یک شنبه با معنا باشد. که بین ساعت ده تا دوازده صبح روز یک شنبه چیزی وجود دارد که بقیه ی روزها و ساعت های هفته از آن تهی اند. که بین تمام روزهای هفته ، یک شنبه مثل نور می درخشد. که صد ها یک شنبه
3
–یکی از یکی تاریک تر و پوچ تر- آمده اند و رفته اند اما هیچ کدام مثل این یک شنبه ی آخری برای تو براق و تمیز و روشن نبوده اند. از پنجره به پایین نگاه می کنی و انبوه جمعیت را می بینی که مثل مورچه هایی که گرد سوسکی جمع شده باشند، در هم می لولند. از این فکر که هیچ کدام از آن ها نمی توانند مثل تو یک شنبه را ادراک کنند،پوزخند می زنی و دلت می خواهد تکنولوژی می توانست ابزاری بسازد که به کمک آن بتوان طعم بو و رنگ و جنس لطافت و زیبایی یک شنبه را مثل ابعاد یک تکه سنگ اندازه گرفت. یک شنبه برای تو مثل قطعه ای از بهشت می ماند که هفته ای یک بار از آسمان، از دورترین کهکشان ها به زمین هبوط می کند و دو ساعت توقف می کندتاتو او را سیر تماشاکنی و باز به بهشت برگردد. یک شنبه ی دیگر برای تو مثل یک تکه سنگ هم فضا را اشغال می کند وهم وزن دارد .
به مدرسه که می رسی مدیر مدرسه برای تو توضیح می دهد که به خاطر تعمیر کلاس،شاگردانت را به کلاسی در طبقه ی دوم برده است.کلاس جدید کوچک تر است. داخل که می شوی حس می کنی نه تنها کلاس بیش از حد شلوغ است که مطلقا روشن نیست. نگاهت را در کلاس می گردنی تا از حضور کیمیا مطمئن شوی.ترکیب کلاس به هم ریخته است و تو او را در جای همیشگی پیدانمی کنی. پس بار دیگر با مکث بیشتری در کلاس خیره می شوی تا صندلی روشن را پیدا کنی اما همه در نظرت تاریکند و دخترک در کلاس نیست. ناگهان کلاس در مقابلت خالی و بی معنامی شود.پوچ و نا مفهوم . درست مثل یک ظرف خالی یا لامپ سوخته یا تفالهی سیب یا لانه ی متروک پرنده ای مهاجر یا درختی بی میوه یا واژه ای بی معنا. دلت از چیزی که نمی دانی چیست انباشته می شود.چند کلمه روی تخته سیاه می نویسی اما حس می کنس نمی توانی ادامه دهی. تمام هفته را به هوای یک شنبه درس داده ای و انتظار کشیده ای و حال یک شنبه را مانند یک شرط بندی، مانند یک قمار باخته ای. دست یک شنبه این بار خالی است.انگار یک شنبه مثل یک تکه کاغذ جلوی چشمانت مچاله می شود و لحظه به لحظه در هم فرو می رود. زیر لب می غری:«چه یک شنبه ی پ
5
وچی!» کسی از توی ردیف اول چیزی می پرسدو تو به سمت صدا بر می گردی تا هم روشنی را در چند قدمی ات ببینی و هم میوه را و هم معنا را و هم یک شنبه را که حالا به سرعت جان می گیرد و براق و شفاف و زیبا می شود. جمله ات را روی تخته سیاه تمام می کنی : هر جسمی حالت سکون یا حرکت مستقیم الخط یکنواخت خود را ادامه می دهد آن که نیرویا نیروهایی از خارج بر آن اثر کند. بعد بر می گردی و بی آن که اهمیت دهی کسی مراقبت هست یا نیست، در چشمان کیمیا خیره می شویتا گویی چیزی مثل یک آسمان خراش سی و یک طبقه در تو فرو می ریزد و کسی اما صدای ان را نمی شود.
4
یک شنبه ی پنجم را به حل مسائل فصل هایی که درس داده ای می گذرانی. مسئله ای در باره ی تعیین زمان سقوط آزاد یک تکه سنگ از ارتفاع معینی است که کیمیا برای حل ان پای تخته سیاه می آید.می خواهی از نگاه کردن به او فرار کنی. پس سعی می کنی با ورق زدن کتاب توی دستت یا با کشیدن خطوطی نا مفهوم روی تکه کاغذ خودت را سرگرم کنی، اما نمی توانی. پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدنش کلافه ات کرده ، تردید مبهمی را به یقینی روشن تبدیل می کند:عاشق شده ای. به تخته سیاه خیره می شوی.نگاهت از روی فرمول سقوط آزاد اجسام تا روی تکه سنگی که دخترک برای صورت مساله کشیده است سر می خورد. تکه سنگ در نگاهت عجیب به یک پنچ وارونه، به یک قلب شبیه کج و کوله شبیه است.
5
یک شنبه ی سوم است.تو از چند فصلی که درس داده ای امتحان می گیری. وقتی همه سرشان را توی برگه ها خم کرده اند، تو از پست میز تحریرت و از فاصله ی معقولی نیم رخ او را با دقت تماشا می کنی. چیزی درونت اتفاق می افتدکه با همه جزئیاتش برای تو تازگی دارد. آن چه تو را شگفت زده می کند عشق نیست. عشق را می شناسی . احساست از جنس عشق نیست.بی ان که بدانی چرا،از حضور دخترک سرشار می شوی . شوقی به لمس کردن او نداری و دوست تر می داری او را از فاصله ی معقول تماشا کنی. شاید به همین سبب وقتی کیمیا پای تخته سیاه آمده بود و فاصله اش از تو ، از ان چه که معقول می دانستی کم تر شده بود ، نتوانسته بودی او را نگاه کنی.ورقه ها را جمع می کنی و همان جا به ورقه ی کیمیا خیره می شوی . گویی تکه ای از روح دخترک لابه لای کلمات،روی کاغذش چسبیدهاست.
دیری از شب گذشته است و تو به تصحیح ورقه های امتحانی مشغولی. احساس رخوت وخستگی می کنی.بدنت کم کم داغ می شود و تب درجانت رخنه می کند. خسته و خواب آلوده ای. بر می خیزی و پنجره ی رو به خیابان را باز می کنی. نسیم خنکی توی اتاق می وزد.چراغ های شهر آن پایین یکی یکی خاموش می شوند .سیبی از توی یخچال بیرون می آوری و تکه ای از ان را دندان می گیری و باز کنار پنجره می روی.درد خفیفی در پیشانی ات حس می کنی.باقی مانده ی سیب را کنار پنجره می گذاری و روی صندلی می نشینی تا بقیه ی ورقه ها را تصحیح کنی. گاهی وسط کار سرت را روی میز می گذاری و خواب می روی و لحظه ای بعد از شدت تب بیدار می شود. چند بار آب به صورتت می زنی تا تب فروکش کند اما نمی کند.تصاویر خواب زده ی ذهنی ات با واقعیت آمیخته می شود و تو مرز رؤیاو بیداری را گم می کنی.نوشته های ورقه های امتحانی جلوی چشمانت جان می گیرند و مثل نقاشی متحرک

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 31 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
موضوع صفحه
مقدمه ......................................................................................................................................................................... 2
تعریف چوب ......................................................................................................................................................... 3
مواد تشکیل دهنده چوب ............................................................................................................................... 3
رطوبت چوب ....................................................................................................................................................... 3
وضع مکانیکی چوب ............................................................................................................................................ 4
مزایای چوب ....................................................................................................................................................... 4
موادی که به چوب می زنند ........................................................................................................................ 4
ویژگی ساختمانهای چوبی ................................................................................................................................ 5
مقاومت سازه های چوبی در برابر زلزله ................................................................................................. . 5
انواع چوبهایی که در ساختمان مصرف می شوند .................................................................................... 6
تفاوت های درختان سوزنی برگ و پهن برگ ......................................................................................... 6
انواع چوب ................................................................................................................................................................ 7
وزن مخصوص چوب .............................................................................................................................................. 12
نقوش چوب ............................................................................................................................................................... 13
ویژگیهای عمومی و الزامات کاربردی ............................................................................................................ 13
شرایط انبار کردن و نگهداری ........................................................................................................................... 13
فرآورده های چوبی ................................................................................................................................................ 14
چوب در قالب بندی فوندانسیون ....................................................................................................................... 26
چوب در معماری سنتی ........................................................................................................................................... 27
فنلاند ، سرزمین معماری چوبی .......................................................................................................................... 28
3
مقدمه :
چوب بعنوان یکی از مهمترین مصالح ساختمانی از قدیم مورد استفاده قرار می گرفته و در حال حاضر نیز به صورت چوب ماسیو ،کاغذ،مقوا،فیبر،نئوپان،تخته لایه،چوب ضربه ای و...در همه رشته ها کاربرد دارد.به طوری که میتوان گفت:بسیاری از فعالیتهای روزمره زندگی، بدون وجود چوب امکان پذیر نیست.
چوب با داشتن خواص منحصر به فرد خود،ماده ی بسیار مناسبی برای ساختمان سازی است و یقینا اولین ماده ای است که انسان ازان برای ایجاد سرپناه استفاده کرد.امروزه در برخی از کشورهای جهان،ساختمانهایی که تماما از چوب ساخته شده اند، بسیارند وبا اینکه عمر بعضی از انها به بیش از 300 سال می رسد، هنوز سالم و قابل استفاده اند. این موضوع به خوبی نشان می دهد که در صورت استفاده صحیح از چوب ، دوام ان کمتر از مصالح ساختمانی دیگر نیست.
سازه های چوبی به دلیل اینکه چوب خود یک جانداربوده باعث ارامش بیشتری در انسان می شوندو زندگی در این ساختمان ها از لحاظ روانی برای انسان مناسب تر است.
برای ساخت و سازهای چوبی باید جنگل ها را از بین بردو درخت ها را برید ولی یک راه برای این مشکل وجود دارد و ان هم اینکه به ازای بریدن هر درخت یک درخت بکاریم.درواقع می توان با ساخت جنگل های مصنوعی از الودگی کارخانه های تولید فولادو بتن جلوگیری کرد.
از جنبه معماری می توان گفت که خانه های چوبی باعث زیبایی شهر ها می شوند و رنگ و بوی خاصی به ان می دهند و در زندگی و روابط اجتماعی انسان نقش بسزایی دارند.
در ساخت و سازهای چوبی نیاز به تخصص های متعدد نیست و این کار درصد خطا را در حین ساخت و ساز کم می کند.
تعریف چوب :
چوب مصالح ساختمانی است که مستقیما از درخت بدست می اید (چوب طبیعی ) یا اینکه از خرده چوب ها،سرشاخه ها و ضایعات کشاورزی به همراه چسب های مخصوص طی فرایندهای خاص تولید می شوند (چوب های ساختگی یا تخته های مرکب ). و در ساختمان به صورت تیر ، ستون ، خرپا ،نماسازی و کف سازی به مصرف رسید ه و در کارهای کمکی مانند قالب بندی و داربست به کار می رود.
3
مواد تشکیل دهنده چوب :
چوب یکی از پیچیده ترین ترکیبات شیمیایی است، که از عناصر:اکسیژن (44 درصد ) ، کربن (49 درصد ) ،هیدروژن (6 درصد ) و مقدار اندکی ازت ، و همچنین پلیمرهای سلولز (40 تا 50 درصد )، همی سلولز (10 تا 30 درصد )، لیگنین (20 تا 30 درصد ) تشکیل یافته است. لیگنین یکی از ترکیبات فنلی است که در ساختمان چوب نقش سیمان را دارد.
بخش عمده ی چوب را ترکیبات هیدرات های کربن تشکیل می دهد. درخت ها با جذب از هوا و نیز اب و مواد معدنی از زمین ، این ترکیبا ت کربوهیدراتی را ساخته ، در بافت های خود ذخیره می کنند.
رطوبت چوب :
چوب رطوبت جذب می کند و این از معایب چوب می باشد . اگر بتوانیم رطوبت چوب را در کمتر از 20 درصد نگه داریم ، قا رچ ها روی چوب تاثیری نخواهند داشت.
درواقع رطوبت در چوب باعث می شود که روی چوب قارچ هایی رشد کنند. همچنین این رطوبت باعث واکشیدگی (تورم چوب ) و همکشیدگی (جمع شدن چوب به دلیل از دست دادن رطوبت ) می شود.
وضع مکانیکی چوب :
مقاومت فشاری و کشش 60 – 130 و برش حدود 10 می باشد .
مزایای چوب :
اجرای اسا ن
سبک بودن
برای حمل و نقل نیاز به ماشین های سنگین نیست
الودگی صوتی کمتری ایجاد میکند
الودگی هوا را کمتر میکند
مصرف انرژی را کاهش می دهد و یک عایق حرارتی مناسب می باشد
مقاومت چوب از فولادو بتن بیشتر است
زغال که در هنگام اتش سوزی روی چوب به وجود می ایو بعنوان عایق حرارتی عمل میکند
چوب درخت در روز O2 و در شب مقدار کمی CO2 تولید میکند.
موادی که به چوب می زنند :
4
مواد ضد اتش سوزی ؛ می شود روی چوب را با فیلمی از انتی پیرین یا اشیا در ان پوشانید و خیس کرد . با موادو رنگ سیلیکات هم می شود این کار را کرد.
رویه نازک گچ یا سیمان ازبست که چوب داخل ان باشد نسوز خواهد بود.
رنگ یا روغن خشک یا تارو قطران باعث دوام و طول عمرچوب می شود. مخصوصا قطران باعث عدم تحرک حشرات در داخل چوب می شود.
مواد سمی که ضمن قوی و با دوام بودن، برای انسان مضر نباشد و به صورت محلول در اب یا خمیری قابل حل در روغن باشد. این مواد در مواردی که در تماس مستقیم با اب می باشد ، عبارتند از:سدیم فلوراید ،سیلکو فلوراید که پودر سفید رنگ بوده و در اب خوب حل نمی شود و ضرری برای چوب و اهن ندارد.
میزان مصرف ان 3 درصد در قشر رویه ومصرف در حداقل درجه هوای 15 می باشد. سدیم فلوراید با گچ و اهک نباید مخلوط مصرف شوند.سدیم سیلیکو فلوراید پودری است که در اب کم حل می شود و مشابه سدیم فلوراید1:3 است ، یعنی با سدیم فلوراید مخلوط می شود و روی چوب کشیده می شود.
ویژگی ساختمان های چوبی :
وجود ساختمان های چوبی که حدود 300 سال پیش ساخته شده و هنوز قابل استفاده اند ، بیانگر این واقعیت است که چنانچه چوب در شرایط مناسبی استفاده شود عمر مفید ان بیش از مصالح بنایی است. چوب در مقایسه با سایر مصالح ساختمانی بسیار سبک است و در نتیجه ، حمل ان به کارگاه هایی که با چوب سرو کار دارند ، راحت تر و ارزان تر صورت می گیرد.
از طرفی ساختمان های چوبی را می توان بدون در نظر گرفتن تغییرات جوی در هر زمان ساخت بدون اینکه شرایط مختلف فصول موجب توقف کار شود. درنتیجه ، زمان خانه سازی با استفاده از چوب کوتاه تر از مصالح دیگر است.
چون چوب نسبت به مصالح ساختمانی دیگر بسیار سبکتر و همچنین ضربه گیرتر می باشد، برای مناطق زلزله خیز مصالح ساختمانی خوبی است.
مقاومت سازه های چوبی در برابر زلزله :
فولاد و بتن مواد ی همگن هستند در صورتی که چوب ناهمگن است. درواقع ان گره هایی که درچوب وجود دارد و نیز در جاهایی که چوب شاخه دارد ، باعث کم شدن مقاومت چوب می شود.
یکی از دلایل انعطاف پذیری چوب این است که مدول الاستیسیته چوب کمتر از فولاد و بتن است.
مدول الاستیسیته چوب عمود بر الیاف است.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 6 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
1
چغندر قند
سبزهای است خوردنی مثل ترب که شلغم نیز گویند.گیاهی که ریشه آن کلفت و لحمی است و به عربی «سلق» میگویند و پخته آن از اغذیه لذیذ و شیرین است و برگ چغندر و خود آن را در آشها و بورانیها داخل میکنند و نیز چغندر را در تغذیه حیوانات بکار میبرند و از نوعی از آن قند و الکل میسازند.سبزیی است خوردنی با ریشه بزرگ.گیاهی دوساله که در سال اول برگهای گسترده دارد و ریشه آن اندوخته قندی میسازد و در سال دوم ساقه گلدار آن تشکیل یافته اندوخته را بمصرف میرساند. ساکارز در برگهای بزرگ چغندر در هنگام روز در برابر نور ساخته میشود و شب به ریشه رفته در آنجا ذخیره میشود و طبقات متوالی ریشه ضخیم میگردد. رنگ ریشههای چغندر ممکن است زرد یا سفید یا سرخ تیره باشد.[۴] نام گیاهی که بیخ و ریشه آن که در زیرزمین رشد میکند انواع گوناگون ریز و درشت و کم شیرینی و پرشیرینی دارد و نوع معروف آن چغندر قند است که در کارخانهها بمصرف تهیه قند میرسد و تفاله یا ملاس این نوع چغندر را در تغذیه حیوانات مصرف میکنند یا بجای کود در تقویت بعضی زراعتها بکار میبرند و نوع دیگرش چغندر معمولی است که از پخته آن روستائیان و بعضی اهالی شهرستانها تغذیه میکنند و خام آن را نیز بمصرف تغذیه حیوانات علفخوار میرسانند.
خصوصیات گیاهی: چغندر قند با نام علمی Beta vulgaris گیاهی است دو ساله از تیره اسفناج که بصورت گیاهی یکساله زراعت می شود . چغندر قند طی دوره رشد رویشی فاقد ساقه بوده و بصورت مجموعه ای از برگهای بزرگ افقی تا عمودی مشاهده می شود . طول دوره رشد برای تولید قند 6 تا 9 ماه می باشد
محصول زراعی چغندر ریشه ای است بزرگ و آبدار که شامل سه قسمت است :
1) طوقه که قسمت بالائی ضخیم شده و برگها از آن منشأ می گیرد.
2) منطقه کوتاه و صاف در زیر طوقه که گردن گفته می شود . گردن قطورترین منطقه ریشه می باشد.
3) قسمت گوشتی ریشه که ذخیره قند در آن انجام می گیرد.
مقدار قند در منطقه گردن و طوقه پایین است مقدار قند در ارقام اصلاح شده به 16 تا 20 درصد می رسد . امراض و کمبود مواد غذایی موجب افزایش ریزیش برگها گشته و عملکرد را پایین می آورد زیرا در این حالت برگهای جدید بوجود می اید که صرفاً بامصرف قند ذخیره شده ریشه رشد می کند . معمولاً ساقه گل دهنده چغنمدر که در سال دوم رشد بوجود می آید از مرکز طوقه رشد می کند گلها کوچک و در روی گل آذین خوشه ای مرکب بطور منفرد با دستجات 2 تا 7 گلی مشاهده می شود خود عقیمی و دگرگشتی بر گیاه حاکم است باد عامل مهم در گرده افشانی بشمار می رود .
تاثیر عناصر مختلف برچقندرقند وعلائم کمبودآنها:
ازت(N):چقندر قند به میزان و مصرف ازت حساسیت ویژه ای داردوبرای تولید غده های بزرگ نیازبه مقدارزیادی ازت دارد ولی جذب بیش ازحد این عنصر موجب کاهش کیفیت قند وشیره می شود.درصورت کمبودازت برگها کوچک باریک ونازک می گردد.
2
فسفر(P):باعث تسریع رشدوافزایش عملکرد می شود ودرانتقال مواد غذایی از برگ به ریشه وقند سازی موثراست . دراثر کمبود برگها به رنگ سبز تیره درآمده رشد گیاه متوقف می شود ودرشرایط کمبود شدید برگها ارغوانی مایل به قرمز می گردد.
پتاسیم (K): مقاومت گیاه را نسبت به تنش خشکی افزایش داده مقاومت گیاه را در مقابل آفات وبیمارها زیاد کرده وبا عث افزایش کیفیت شیره ومقدار آن می شود . در صورت کمبود پتاسیم برگها لب سوخته می شود وداخل پهنک وبین رگبرگها پلاسیده می شود زخمهای طولی در دمبرگ بوجود می آید لکه های سفید مایل به زرد روشن و قهوه ای تیره به تعداد زیاد در حاشیه وبین رگبرگها ایجاد می شود.
بر(B):درتنظیم مقدار آب گیاه وافزایش قند نقش عمده ای داشته رشدریشه رازیاد نموده ومقاومت دربرابرسرما وبیماریها افزایش می یابد. اگرچقندر قند دچار کمبود بر شود.دمبرگها بد شکل وشکننده می شود.جوانه انتهایی ازبین رفته ولکه های سیاهی روی تاج ریشه پیدا می شود که به داخل ریشه نفوذکرده وآن را به شکل Vوبه رنگ قهوه ای روشن تا سیاه درمی آورد.محتویات ریشه در این منطقه پوسیده لزج وگاهی ازبین می رود
تناوب زراعی
چغندر قند به ساختمان عالی خاک نیاز دارد . بنابراین بهتر است بعد از بقولات علوفه ای چند ساله ، کود سبز و یا کود آلی فراوان و به عنوان اولین محصول وجینی در تناوب قرار گیرد اگر چه چغندر قند به مواد غذایی زیادی نیاز دارد و خاک را تا عمق 80 الی 125 سانتی متری از مواد غذایی تهی می سازد اما زمنی باقیمانده از آن فاقد علفهای هرز بوده و ساختمان خاک را بهبود می بخشد . چغندر قندر با سایر چغندرها ، گیاهان جنس کلم و جنس اسفناج در بعضی بیماریها مشترک بوده و نمی بایست با آنها در تناوب قرار گیرد.
مثالهایی از تناوب چغندر قند:
• یونجه ( 4 ـ 5 سال ) سیب زمینی ـ چغندر قند ـ ذرت
• شبدر ـ چغندر قند ـ گندم یا جو
• گود سبز ـ چغندر قند ـ حبوبات یا سویا
تاریخ کاشت
حرارت مناسب جوانه زدن بذر چغندر قند بین 15 تا 20 درجه سانتی گراد است . با رسیدن میانگین حرارت شبانه روزی هوا به حدود 10 تا 12 درجه سانتی گراد به کشت چغندر بهاره نمود.
کشت زود هنگام پاییزه ممکن است با هجوم آفات در اوایل دوره رشد و نیز گلدهی روبرو گردد زیرا هر چه سن چغندر قند در زمان روبرو شدن با سرما بیشتر باشد بهتر نسبت به سرما عکس العمل نشان می دهد.
روشهای کشت:
3
روشهای کاشت چغندرقند:در ایران چون تمام مزارع چغندرقند آبیاری میشود و کشت دیم آن مقدور نیست کشت این گیاه به سه طریق انجام میگیرد.
1- کرتی: در این روش پس از اینکه عملیات تهیه زمین انجام شد به وسیله بیل، کرتبند یا مرزکش مخصوص در زمین کرتهایی احداث میشود. سطح داخلی کرتها باید کاملاَ صاف باشد. سپس اطراف آنها را مرزبندی کرده و بذر را با دست در داخل کرتها پاشیده و توسط بیل یا شانههای مخصوص آنها را با خاک مخلوط مینمایند. در این روش دانهها را به صورت هیرم و هم خشکه کشت میکنند اما هیرمکاری به مراتب بهتر از خشکهکاری است.
2- پشتهای: زمین را قبل از کاشت پشتهبندی میکنند، بطوری که ارتفاع آنها 25 تا 50 سانتیمتر باشد. سپس زمین را آبیاری کرده و بذرها را به فاصله 20 تا 25 سانتیمتر در کنار پشتهها میکارند. در این روش فواصل پشتهها از هم حدود 50 تا 60 سانتیمتر میباشد. البته لازم به ذکر است که در این روش کشت هزینههای تهیه زمین و پشتهها زیاد شده و احتیاج به ماشینآلات مخصوص یا کارگر زیاد دارد اما چون عمق خاک زراعتی در اثر ایجاد پشتهها زیاد میگردد در نتیجه محیط فعالیت ریشهها در خاک بیشتر شده و افزایش حجم ریشهها و بیشتر شدن عملکرد در واحد سطح را در پی خواهد داشت.
3- خطی: در این روش نیز باید از بذرافشانهای مخصوصی که بذر را روی خطوط موازی به فواصل مساوی و عمق معین و یکسان میکارند استفاده میشود. سپس در روی زمین جویچههای آبیاری ایجاد نمود تا گیاهان از دو طرف آبیاری شده و آب هیچگاه به پای نبات نرسد. در این روش اطراف طوقه و روی سطح نهرها سله ایجاد نمیشود و گسترش بیماریهای گیاهی کمتر میشود. علاوه بر این عملیات داشت نیز براحتی انجام میگیرد.فاصله بین بوتهها و خطوط مختلف است. در مورد تیپهایی که ریشه کوچک دارند فواصل بین خطوط 50 تا 60سانتیمتر و فاصله بوتهها در روی خطوط 20 تا 25سانتیمتر و در مورد انواعی که ریشه بزرگ دارندفواصل بوتهها بین 40 تا 45 سانتیمتر در نظر گرفته میشود. لازم به ذکر است عمق مناسب کاشت بذر چغندر بین 2 تا 3سانتیمتر است.
کشت چغندرقند
آمادهسازی زمین:
در زراعتهای مکانیزه در صورتی که محصول قبلی نباتات خانواده لگومینوز بویژه یونجه باشد پس از برداشت یونجه که در بهار و تابستان انجام میشود در اوایل پاییز زمین را شخم عمیق زده تا در طول پاییز و زمستان ریشههای یونجه پوسیده و رطوبت کافی برای خاک جذب شده و همچنین تهویه کامل خاک انجام گیرد. حدود اوایل یا اواسط اسفندماه پس از برطرف شدن سرما و یخبندان زمین را دیسک میزنند. در صورتی که سطح ناهموار و کلوخه زیاد باشد بهتر است این عمل دو بار عمود بر هم انجام شود تا کلوخهها کاملاَ خرد و نرم گردند سپس توسط هرس یا دندانه ریشههای اضافی و بقایای گیاهی سال قبل را جمعآوری و زمین را تسطیح نمود تا بستر بذر کاملاّ مهیا باشد.
در زراعتهای کرتی و معمولی لازم است 4 تا 6 ماه قبل از کاشت زمین را شخم زد و برای آنکه بتوان محصول خوب برداشت نمود بهتر است برای اجرای شخم از گاوآهنهای برگرداندار استفاده شود تا زمین بخوبی زیر و ر وگردد. در اواخر زمستان و یا اوایل بهار قبل از کشت، بوسیله مالههای کوچک یا بیل کلوخهها را خرد و با کرتبندی مخصوص و یا مرزکش زمین را مرزبندی کرده، بذر را در داخل کرتها پاشیده و توسط مالههای دندانهدار آنها را زیر خاک میکنند.
5
انتخاب بذر جهت کاشت
بذری که جهت کاشت انتخاب میگردد باید ویژگیهای زیر را داشته باشد:
۱- مقاومت خوبی در مقابل آب و هوای منطقه داشته باشد
۲- مقدار محصول و درصد قند آن زیاد باشد
۳- در مقابل حمله برخی آفات و بیماریهای مهم مقومت کامل و یا نسبی داشته باشد
کاملاّ رسیده و دارای قوه نامیه کافی باشد.
۴- صد در صد خالص و از یک نوع باشد
۵- برای جلوگیری از سرایت برخی از عوامل بیماریزا بذر را در صورت لزوم و قبل از کاشت با سموم مختلف ضدعفونی کرد.
۶- حتیالامکان از بذر پوشش دار استفاده شود.
نکته: هدف از تهیه بذر پوششدار آن است که ابعاد بذرهای مورد کاشت تماماّ یک اندازه باشند تا کاشت آنها به وسیلهی بذرافشان براحتی انجام گیرد. برای این منظور بذرها را همراه با مواد مختلف در دستگاههای مخصوص قرار داده و بصورت دانههای کروی یکشکل و یکاندازه در میآورند. اندازه دانهها پس از پوششدارشدن حداقل به 75/3 و حداکثر به 25/4میلیمتر میرسد. حداکثر ضخامت مادهای که بعنوان پوششبذر به کار میرود حدود 4/1میلیمتر است.
مزایای پوششدار بودن بذر:
1. 1. بذور اندازه اندازه یکسان پیدا میکنند.
2. 2. پس از کاشت، پوشش دانهها به سهولت از بین میرود.
3. 3. کاشت بذر توسط بذرافشان اتوماتیک راحتر میشود.
4. 4. ماده پوشش هیچ خطری ندارد و براحتی توسط آب حل شده و از بین میرود و جوانه براحتی از بذر خارج میشود.
مقدار بذر:
مقدار بذر لازم برای کشت در هر هکتار زمین زراعتی به عوامل مختلفی بستگی دارد که این عوامل عبارتند از: جنس زمین، زمان کاشت، قدرت حاصلخیزی زمین، عملیات تهیه زمین، مقدار ریزش باران و شرایط جوی، نوع بذر و قوه نامیه بذر.
در مناطقی که برای تولید چغندرقند از بذر معمولی(چندجوانهای) استفاده میشود، در زراعتهای مکانیزه که عملیات زراعتی بخوبی انجام میگیرد مقدار بذر لازم برای هر هکتار 18تا 25 کیلوگرم است. در صورتی که زمین رسی و سفت باشد مقدار بذر بیشتری باید کشت نمود. در این شرایط مقدار بذر لازم به30کیلوگرم برای هر هکتار نیز میرسد. ولی اگر از بذر مونوژرم(تکجوانهای) استفاده میشود، مقدار بذر 8 تا 10کیلوگرم و حداکثر 12کیلوگرم برای هر هکتار کافیست. لازم به یادآوری است که زیادی مصرف بذر در هکتار عملیات تنک و وجین را سخت کرده و هزینه را بالا خواهد برد.
زمان کاشت
زمان کاشت این گیاه تابع درجه حرارات محیط است و موقع ان در مناطق معتدل و سرد، حدود اواخر زمستان و یا اوایل بهار و بطور کلی زمانی است که خطر سرما و یخبندان مرتفع شده و درجه حرارات خاک و هوا مناسب بوده و کمتر از 4درجه سانتیگراد