
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 93 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
بسمه تعالی
I . چاههای حفاری شده سواحل خزر
چکیده تاریخچه 1-I چاههای کم عمق حفر شده توسط کشورهای فرانسه – آلمان و اتحاد شوروی سابق
مقدمه : دستیابی به منابع قابل توجه نفت در طبقات پلیوسن زیرین که در منطقه آذربایجان شوروی سابق و قفقاز و باکو ( باد کوبه ) به Productive Series معروف بود در اواخر قرن 19 و سپس گسترش چشمگیر فعالیتهای اکتشافی در خشکی و فلات قاره دریای خزر (شبه جزیره آپشرون در غرب خزر میانه ) و سپس شبه جزیره کراسنوودسک ( ترکمن فعلی از جمهوری ترکمنستان ) – بطور یقین از پارامترهای مثبتی بودند که اکتشاف نفت در رسوبات مشابه موجود در سواحل جنوبی دریای خزر را توجیه نمایند – به همین دلیل ببرسی اکتشافی رسوبات چلکن Productive Series از دیر باز مورد علاقه دولت ایران بوده است و کارشناسان خارجی مقیم ایران نیز به این اهمیت و لذا هر از چند گاهی با توجه به شرایط مناسب روز ، حفاریهایی در سواحل خزر جنوبی کشورمان انجام داده اند :
- شرکت تحقیقات فرانسه
این شرکت در سالهای بین 1930- 1928 در ناحیه بین علمده تا دره نکاء ( شکل -1 ) دو چاه اکتشافی کم عمق در نزدیکی چشمه های نفتی (See Page ) ناحیه حفاری نمود . چاه شماره 1 در نزدیکی (( نفت چال )) در 5/12 کیلومتری شرق بابلسر حفاری و در عمق 5/81 متری بدلایل نامعلوم حفر آن متوقف و متاسفانه اطلاعاتی از آن در دسترس نیست (شکل
– 1 ).
چاه شماره 2 در مغرب دهکده دشت کلا در مسیر بابل – بابلسرو حدود 10 کیلومتری شرق – شمال شرق بابل قرار داشته و عمق نهایی آن 107 متر که باز هم طبق مراجع موجود (10) اطلاعاتی از آن در دست نیست ( شکل – 1 ) .
- کشور آلمان
توسط متخصصین آلمان در سالهای 39- 1938 دو چاه اکتشافی دیگر در سواحل خزر حفاری گردید :
چاه شماره 1 خشت سر واقع در غرب محمود آباد به عمق 203 متر.
چاه شماره 2 خشت سر نیز در همان حوالی و به عمق 230 متر حفاری شد که هیچگونه اطلاع ثبت شده ای از این دو در دست نیست .
- اتحاد شوروی سابق
کارشناسان روسی در زمان اشغال و اقامت خود در ایران بین سالهای 1942- 1941 به حفاری دو حلقه چاه اکتشافی در نواحی قائمشهر و بندر ترکمن اقدام نمودند :
چاه شماره 1 در 10 کیلومتری جنوب قائمشهر ( در کنار رود تلاروکمی پائین تر از تقاطع خط آهن با رود مذکور ) ( شکل – 1 ) .
چاه شماره 2 در حوالی شرق بندر ترکمن که مطلقا هیچگونه اطلاعی از موقعیت دقیق این چاه و نیز اطلاعات حاصله از حلقه چاه مذکور در دسترس نمی باشد .
2- I چاههای اکتشافی حفاری شده توسط شرکت ملی نفت ایران :
در بین سالهای 1970 – 1960 شرکت ملی نفت ایران راسا اقدام به بررسی های اکتشافی در دشت گرگان – منطقه مازندران و دشت گیلان ( ناحیه انزلی ) را نمود و در طی مدت فوق مجموعا 16 حلقه چاه خشکی در سواحل خزر حفاری نمود که از این تعداد 11 حلقه در دشت گرگان ، 3 حلقه در دشت مازندران و دو حلقه چاه در غازیان و شفا رود گیلان حفر شده
( شکل – 2 ) . از میان آثار نفت و گاز اقتصادی در چاه گرگان 3 گزارش شده است (2) جدول شماره 1 .
آثار نفتی در این چاه از مغزه هایی که از اعماق 826 – 731 متری بدست آمده مشخص شد .
( رسوبات مربوط به آقچاگیل ) و بررسی آزمایشگاهی نیز وجود نفت را در آن تائید نموده است ( 10 و 2 ) بعلاوه در همین چاه به علت برخورد به گاز ( در عمق 2009 متری رسوبات چلکن ) – چاه دچار حریق گردیده و متاسفانه دستگاه حفاری (National 5 ) از بین رفته است .
در چاه جایگزین ( گرگان 3 الف در 300 متری چاه مذکور ) نیز به گاز و همراه – Condensate برخورد شده است که در آزمایشات اولیه قادر به تولید 5/7 میلیون پای مکعب در روز در فاصله 2038 – 2035 متری ( نشسته های چلکن ) بوده است ( 8 و 2 )
( جدول شماره 2 ) .
در چاه شماره 1 قزل تپه در ناحیه گرگان نیز طی لایه آزمائی های متعددی که همراه با اسید شویی بعمل آمده است یک زون گازی در فواصل 4759 – 4366 متری مشخص گردیده که متاسفانه به علت مشکلات حفاری موفق به آزمایش آن نشده اند ولی با توجه به I . F . P. تست شماره 1 انتظار 5/6 میلیون پای مکعب در روز – گاز از فاصله فوق ( رسوبات معادل شوریچه سن کرتاسه پائین ) داشته اند که البته بنا به توصیه مهندسی نفت در آنزمان
( سال 1346 ) مقرون به صرفه اقتصادی نبوده است لذا چاه برای همیشه متروکه اعلام گردیده بود . ( 2 ) ( جدول شماره 3 ) .
نتیجه و پیشنهاد : با توجه به مطالب گفته شده در این چکیده و نیز مراجعه به گزارشات تکمیلی چاههای 16 گانه حفاری شده خشکی ( سواحل خزر ) پیشنهاد میگردد که از منتهی الیه شرق خزر به منتهی الیه غرب خزر یعنی از دشت گرگان و گنبد کابوس تا شفارود گیلان بررسی ها و عملیات ذیل صورت پذیرد :
الف – دشت گرگان به ترتیب اولویت :
حفاری جدید یک حلقه چاه به عمق نهایی 3500 متر در فاصله 200 متری گرگان 3 و 100 متری گرگان 3 – الف .
هدف : تولید گاز و یا نفت از نهشته های چلکن و سپس ( احتمالا ) کرتاسه ( شکل – 3 )
لوله های جداری : Or 2250 m . 20,70m / 13 3/8 ,650 m / 95/8 , 2150 m / 7 , 2450 m /5 L . 2110 m T.D.
نوع گل : روغنی ( Oil base mud )
تبصره : پیشنهاد Work over و یا deepening چاه قبلی ( گرگان 3 الف ) داده نمیشود زیرا در طول سالیان دراز ( حدود 35 سال ) قطعا لوله های جداری در اثر فرسودگی های شیمیایی و فیزیکی عمر مفید خود را از دست داده اند .
حفاری جدید یک حلقه چاه به عمق نهائی 5000 متر در فاصله تقریبی 150 متری چاه شماره یک قزل تپه ( با کنترل کامل انحراف چاه در هنگام حفاری )
هدف : ارزیابی و انجام تست فواصل تقریبی 4759 – 4366 متری مربوط به رسوبات کرتاسه زیرین ( که در چاه مذکور بعلت مشکلات حفاری موفق بانجام آن نشده بودند .
3450 2200/5 L . / 8,800M . /95/8,2400 M. /7 L . - 20, 190 M./ 13 3
T.D. 3550 -
نوع گل : روغنی ( Oil base mud )

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 71 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
4. نتایج مطالعه آسیب شناسی صنعت نفت
شاخص های کلیدی عملکرد وزارت نفت که نمایانگر عملکرد آن در راستای تحقق برنامه های در نظر گرفته شده صنعت نفت می باشد و در مطالعه آسیب شناسی مورد اشاره، مورد بررسی قرار گرفته اند، به شرح زیر می باشند. این شاخص ها از میان شاخص هایی انتخاب شده اند که در سند بخشی سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت کشور بعنوان شاخص های بخش نفت و گاز در برنامه چهارم توسعه، تعیین شده و مورد تصویب قرار گرفته اند.
همچنین از میان تهدیدات خارجی و نقاط ضعف شناسایی شده صنعت نفت ایران، به منظور معنی دار شدن میزان تاثیر هر یک از این عوامل بر روی شاخص های ارایه شده فوق، بنابه نظر متخصصین، 12 عامل به عنوان مهمترین عوامل داخلی و خارجی انتخاب شده اند. این عوامل به همراه درجه اهمیت آنها، که بر مبنای امتیاز موزون آنها محاسبه شده است، در جدول 2 ارایه شده اند.
2
جدول 1. شاخص های کلیدی عملکرد وزارت نفت
ردیف
شاخص های کلیدی
ردیف
شاخص های کلیدی
1
ظرفیت تولید نفت خام
8
صادرات فرآورده های نفتی
2
نسبت نفت اکتشافی قابل استحصال به تولید نفت خام
9
واردات فرآورده های نفتی
3
ضریب بازیافت نفت خام (اولیه و ثانویه
10
متوسط مصرف گاز طبیعی
4
متوسط تولید میعانات گازی
11
صادرات گاز طبیعی
5
گاز در دسترس برای تزریق
12
واردات گاز طبیعی
6
مجموع تولید فرآورده های نفتی اصلی
13
گازهای سوزانده شده
7
مجموع مصرف فرآورده های نفتی اصلی
14
سرمایه گذاری از محل منابع خارجی
ماخذ: مطالعه آسیب شناسی، معاونت برنامه ریزی وزارت نفت.
همانطور که در جدول 2 دیده می شود، محدودیت در دسترسی به منابع مالی بین المللی و نیز محدودیت منابع مالی صنعت نفت برای سرمایه گذاری، به ترتیب در
رتبه های اول وسوم اهمیت قرارگرفته اند؛از طرفی، آثار ناشی ازتحریمها و فشارهای بین المللی که به عنوان عامل دوم تعیین شده است نیز باعث محدودیت جذب سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت کشور می گردد. بدین ترتیب بنا به نظر متخصصین صنعت نفت، در حوزه مالی، مشکل تامین مالی پروژه های صنعت نفت، از مهمترین چالش های حال حاضر این صنعت می باشد.
4
جدول 2. مهمترین چالشهای وزارت نفت و درجه اهمیت آنها
ردیف
عوامل داخلی و خارجی
امتیاز موزون
1
محدودیت در دسترسی به منابع مالی بین المللی
96/12
2
آثار ناشی از تحریمها و فشارهای بین المللی
18/11
3
محدودیت منابع داخلی صنعت نفت برای سرمایه گذاری
85/9
4
محدودیت در دسترسی به تکنولوژی های نوین
77/9
5
افزایش هزینه اجرای طرح ها
89/8
6
مشارکت محدود بخش خصوصی
80/6
7
الگوی نامناسب مصرف
74/6
8
وقفه های عملیاتی فنی
26/4
9
عدم تحولات ساختاری و مشکلات مدیریتی
16/4
10
موانع قانونی
09/4
11
محدودیت در منابع انسانی متخصص
3
12
عدم استفاده از روشهای نوین بازاریابی
21/2
ماخذ: مطالعه آسیب شناسی، معاونت برنامه ریزی وزارت نفت
5. راهکارهای نوآورانه در جهت رفع مشکل تامین مالی
سرمایه گذاری، از مهمترین عوامل در جهت توسعه8 صنعت نفت کشور و به تبع آن توسعه اقتصادی کشور می باشد. با توجه به افت طبیعی میزان نفت خام کشور بدلیل وارد شدن اکثر میادین نفتی کشور به نیمه دوم عمر خود و در نتیجه افت فشار طبیعی آنها، و نیز بدلیل نیاز به افزایش توان تولید فعلی کشور به منظور حفظ جایگاه کنونی در اوپک و نیز تثبیت موقعیت ممتاز در عرصه سیاست بین الملل، جذب منابع مالی به منظورسرمایه گذاری درپروژه های متنوع صنعت نفت،از اهمیت فوقالعاده ای برخوردار است. از طرفی دستیابی به اهداف چشم انداز نظام در بخش نفت و گاز نیز مستلزم سرمایه گذاری های کلان در این صنعت می باشد. مطالعات برنامه جامع صنعت نفت نشان داده که میزان نیاز به سرمایه گذاری های جدید در طی 20 سال آینده بالغ بر 500 میلیارد دلار می باشد. به عبارت بهتر، این صنعت بطور متوسط سالانه نیاز به 25 میلیارد دلار سرمایه گذاری در سطوح مختلف بالا دستی و پایین دستی دارد.گذشته از آن، این حجم سرمایه گذاری در صنعت، اثرات مثبت چشمگیری را بر کل اقتصاد ملی به دنبال خواهد داشت. پیش بینی درآمدهای صادراتی حاصل از نتایج این سرمایه گذاری ها اعم از نفت خام، فرآورده و محصولات پتروشیمی موید آن است که طی 20 سال آینده درمجموع بیش از3800 میلیارد دلارعاید کشور خواهد شد؛ به عبارتی حدود 190 میلیارد دلار سالانه. این ارقام نشان دهنده پتانسیل های نهفته این صنعت برای تسریع در عبور اقتصاد ایران به سمت توسعه یافتگی و تحقق اهداف چشم انداز ملی است.
4
محدودیت در دسترسی به منابع مالی اعم از داخلی و بین المللی که عمدتاً ناشی از تحریم وفشارهای بین المللی است،افزایش هزینه های سرمایه ای طرحها وپروژه های صنعت نفت بدلیل افزایش شدید قیمتهای جهانی در سالهای اخیر، کاهش سهم درآمدی شرکت ملی نفت ایران از ارزش تولید نفت خام کشور و در نتیجه عدم امکان استفاده از آن در طرح های توسعه ای خود و مسایل قانونی در کشور در بخش نفت و گاز که باعث شده تنها امکان استفاده از روشهای فاینانس و بیع متقابل برای استفاده از سرمایه های خارجی وجود داشته باشد، از مهمترین مشکلات صنعت نفت در تامین مالی پروژه ها می باشند.
در این میان، ضرورت ارایه راهکارهای نوآورانه به منظور جذب سرمایه گذاران خارجی و نیز هدایت سرمایه های داخلی به سمت بخش نفت و گاز کاملا احساس
می گردد. در ادامه راهکارهای پیشنهادی در این زمینه ارایه می گردد.
1. جذاب تر کردن سرمایه گذاری در صنعت نفت برای جذب سرمایه های داخل کشور
به رغم فشارهای خارجی برای محدود کردن دسترسی ایران به منابع سرمایه گذاری بین المللی، با جذاب تر کردن سرمایه گذاری در پروژه های صنعت نفت و اتخاذ مشوق های مناسب، می توان سرمایه های داخلی بیشتری را در جهت تامین مالی این پروژه های جذب نمود. آمارها نشان می دهد که در حال حاضر، حجم نقدینگی کشور بالغ بر 1451 میلیارد ریال یا معادل 156 میلیارد دلار است که گردش بدون برنامه آن در اقتصاد ملی می توند آثار مخربی را از جمله افزایش تورم بدنبال داشته باشد. به همین دلیل در ادامه، سه راهکار پیشنهادی در جهت استفاده از این منبع عظیم بالقوه برای سرمایه گذاری در صنعت نفت ارایه شده است.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 8 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
چاپ افست خشک
مقدمه
افست در چاپخانهها به عنوان سیستمی همراه آب شناخته میشود. ظرف آب، محلول آب، نوردهای آب و رفتار آب و مرکب، بخش اساسی افست معمولی است.اما سال هاست که افست خشک-یعنی بدون آب-در صنایع مختلف کاربرد دارد. چند سالی است که سازندگان ماشینهای چاپ افست معمولی، دستگاههای چاپ افست خشک نیز عرضه میکنند و در چاپخانههای ایران نیز چند نمونه از آن میتوان یافت که علاوه برکاغذ و مقوا روی جنسهای پلاستیکی و پی وی سی هم چاپ میکنند. این مقاله ضمن معرفی سیستم افست خشک، مروری کوتاه دارد بر تاریخچه این روش چاپی.
چاپ افست خشک همانگونه که از نامش پیداست، سیستمی از چاپ است که در آن خبری از آب نیست. برخلاف سیستم چاپ افست معمولی (Wet offset)که در پروسه انتقال مرکب، آب نقش مهمی ایفا میکند، در سیستم افست خشک آب وجود ندارد.
در سیستم افست معمولی، مرکب در مناطقی از پلیت که آغشته به آب است نمی نشیند اما در سایر مناطق که تصویر وجود دارد، مرکب جذب سطح پلیت میشود. در این سیستم به خاطر وجود آب و خاصیت ویژه آن در کنار مرکب، تصویر از شفافیت و درخشندگی افست خشک برخوردار نیست .
در سیستم افست خشک جنس پلیت و مرکب با افست معمولی متفاوت است . به این معنی که در پلیتهای افست معمولی لایه ژلاتینی بر روی صفحه آلومینیومی پلیت وجود دارد که بعد از
2
انجام عمل ترام گذاری بر روی پلیت ثابت میشود و مناطقی که ترامگذاری نشدهاند در تماس با داروهای شیمیایی ظهور پلیت، شسته میشوند. این لایه باقیمانده بر روی سطح پلیت جاذب مرکب میباشد که انتقال مرکب به سطح لاستیک چاپ را سبب میشود.
در سیستم افست خشک پلیت شامل لایههای زیر است:
1) لایه آلومینیومی زیرین که بدنه و قسمت اصلی پلیت را تشکیل میدهد.
2) لایه پلیمری جاذب مرکب (مرکب دوست)
3) لایه پلیمری حساس به گرما
4) لایه سیلیکونی دافع مرکب (مرکب گریز)
نحوه عملکرد پلیتهای افست خشک بدین ترتیب است که پس از اینکه پلیت در معرض تابش لیزر قرار گرفت، لایه پلیمری حساس به گرما بخار شده و از سطح پلیت حذف میگردد. پس از این، پلیتهای مزبور بنا به نوع آن مسیرهای متفاوتی را طی میکنند. در پلیتهای بی نیاز از ظهور مانند پلیتهای افست DI، پس از تابش لیزر (که در داخل ماشین چاپ انجام میشود) جسمی دوّار شبیه به پاک کن بنام (Friction roller) برروی سطح زینک حرکت کرده وسیلیکون را در قسمتهایی که لایه 3 برداشته شده است و هیچ اتصالی به سایر نواحی ندارد، از سطح زینک بر میدارد. همین عمل در پلیتهای نیازمند به دارو به وسیله داروهای شیمیایی انجام میپذیرد. در جریان پروسه چاپ، به خاطر مرکب گریز بودن لایه سیلیکون، مرکب فقط جذب مناطقی از سطح پلیت میشود که فاقد سیلیکون است. پس از آن مرکب به وسیله لاستیک چاپ به سطح کاغذ منتقل میگردد. بدین ترتیب میتوان گفت که چاپ افست خشک، چاپ غیر مستقیمی است که بر اساس عملکرد مرکب روی سطحی که شامل مناطق مرکب دوست و مرکب گریز است، بوجود میآید. بدین گونه، به طور غیر مستقیم و از طریق لاستیک چاپ، مرکب به کاغذ منتقل شده وتصویر را میسازد. این مناطق مرکب دوست همان مناطق چاپ پذیر هستند و حدود 2 میکرون پایینتر از مناطق ایمیج نشده (پوشیده از یک لایه سیلیکون) قرار دارند. البته این سیستم نباید با سیستم چاپ گود یا گراور (gravure)اشتباه شود زیرا در این سیستم بر خلاف سیستم گراور، مرکبها غلظت بیشتری دارند و نوع انتقال مرکب و
3
نوع ترامها در این دو گونه متفاوت است.در چاپ گود مرکب پذیری فرم چاپ بر اساس گودی مناطق چاپ پذیر نسبت به سطح سیلندر صورت میگیرد، در حالی که در سیستم افست خشک، خاصیت شیمیایی مواد سطح پلیت باعث مرکب گیری یا دفع مرکب میشود.
چاپ افست خشک، از آغاز تا کنون
سیستم چاپ افست خشک برای اولین بار حدود 150 سال پیش با نوعی چاپ بنامcollotype به کار گرفته شد که بسیار ابتدایی و برپایه کاربرد ژلاتین و پلیتهای شیشهای بود وکاربرد عملی نداشت .
در اواخر دهه 1970 میلادی و پس از پشت سر گذاشتن چند مرحله ناموفق،چاپ افست خشک به صورت کاربردی به کار گرفته شد.
لایه های پلیت افست خشک
اولین پروسه افست خشک پس از جنگ جهانی دوم در سال1966 معرفی شد.در این پروسه که بوسیله دو مهندس آمریکایی عرضه شد، آنها به جای آب از یک حلال هیدروکربن فرّار که بر سطح سیلیکونی زینک پخش میشد ومانع نشست مرکب میشد، استفاده کردند.این سیستم اشکالاتی داشت از جمله این که بسیار مستعد زمینه آوردن بر سطح کار (Scumming) بود.
در سال 1967 کمپانیM3 پلیت افست خشک جدیدی ارایه کرد که پس از گذشت چند سال و صرف میلیونها دلار جهت تحقیقات و گسترش آن، به خاطر مشکلاتی نظیر عدم ثبات سطح سیلیکونی پلیتها و سایش پذیری فراوان آنها، به کلی کنار گذاشته شد. مشکل دیگر این پلیتها گرانی آنها بود که چاپخانهداران تمایلی به خرید آن نداشتند. کارخانجات مرکب سازی نیز این بازار را دست کم گرفته و کار در این زمینه را رها کرده بودند.
تعدادی از کمپانیهای مرکب سازی راه متفاوتی را پیش گرفتند. هدف آنها چاپ کردن بوسیله سیستم افست خشک بازینکهای معمولی و با مرکبهایی بود که در فرمولاسیون آنها تغییراتی ایجاد کرده بودند.اگر چه کوششهای اولیه آنها راه به جایی نبرد ولی ایده آنها بعدها توسط کمپانی مرکب سازی Flint پرورش یافت و پیشرفت کرد.
در سال 1975 کمپانی ژاپنی Toray که به صورت تخصصی بر روی گسترش و تولید پلیمرها فعالیت میکرد،پلیت افست خشک Torayرا به نام خودش ثبت کرد و در نمایشگاه دروپای 1977 آن را به نمایش گذاشت. این پلیتهای آلومینیومی با یک لایه سیلیکونی پوشیده
4
شده بود. یک سال بعد فروش پلیتهای افست خشک پوزتیو (TAP) شروع شد و چند سال بعد کمپانی Torayاولین پلیتهای افست خشک نگاتیو (TAN)را عرضه کرد.
ولی هنوز مشکلاتی در این پلیتها وجود داشت برای مثال :
1- لایه سیلیکونی به قدر کافی در برابر سایش مقام نبود.
2- به خاطر عدم وجود حلالها، مرکب بسیار غلیظ بود که در نتیجه باعث کنده شدن آن از سطح کاغذ در هنگام چاپ میشد.
3- (picking) نواحی غیر چاپ پذیر روی زینک (image area-non) بعد از شروع چاپ وافزایش درجه حرارت بسیار مستعد زمینه آوردن بود (tinting).
بعضی از کمپانیهای بزرگ سازنده ماشین چاپ، جهت از بین بردن این مسأله (tinting)، با کنترل درجه حرارت در یونیتهای چاپ به شدت شروع به کار کردند به شکلی که بکار بردن این سیستم در افست آبی (wet offset)هم پایداری پروسه را موجب شد.
در پی آن کارخانههای مرکبسازی نیز مرکبهای با غلظت کمتر تولید کردند و کمپانیToray نیز لایه سیلیکون سطح زینکهایش را بهبود بخشید. که اینها همه موجب گسترش بیشتر این سیستم در دنیا شدند.
کیفیت بی رقیب حاصل از افست خشک، یک چاپخانهدار آمریکایی را ترغیب کرد که در سال 1992 انجمن افست خشک (Waterless Printing Association)را تاسیس کند. ماموریت WPA ترویج تبادل اطلاعات در پیشرفتهای تکنیکی و متقاعد کردن چاپکارها و مشتریان به سودآورتر بودن چاپ افست خشک بود.
در سال 1993 بیشترین تعداد ماشینآلات افست خشک در ژاپن وجود داشت که در همان سال انجمن افست خشک ژاپن تاسیس شد. ( JWPA).
در سال 1996 انجمن افست خشک اروپا EWPAبه کمک شرکت آلمانی Marks-3zet که در زمینه افست خشک با مرکبهای UV فعالیت داشت، تاسیس شد.
با ظهور پلیتسترها (CTP)و چاپ دیجیتال، افست خشک جان تازهای گرفت. در این زمان کمپانی Presstekکه در سال 1987 تاسیس شده بود، اساس کارش را درزمینه ابداع پلیتی قرارداد که به وسیله لیزر ترام گذاری شود و بینیاز از داروی شیمیایی جهت ظهور باشد که بدین وسیله این امکان فراهم میشد تا پلیتها داخل ماشین ظاهر شوند.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
میزگرد: چالشهای فناوری اطلاعات در محیط حسابداری
30 اردیبهشت 1386 - حسابرس - حسابداران به عنوان مدیران، مشاوران و تامین کنندگان اطلاعات نقشی مهم در به کارگیری فناوری اطلاعات در سازمانهای بزرگ و کوچک دارند. حرفه حسابداری نیز در کل، تعهد دارد به تواناییها و شایستگیهای لازم حسابداران حرفه ای در زمینه فناوری اطلاعات بپردازد و نشان دهد این طیف از مجموعه فعال محیط کسب و کار، از طریق توسعه مداوم دانش حرفه ای خود، توان آشنایی با پیشرفتهای فناوریهای اطلاعات را دارد؛ اگرچه حرفه حسابداری نیز با چالشهای متعددی در زمینه فناوری اطلاعات روبروست:
فناوری اطلاعات بر ساختار، کارکرد و مدیریت سازمانها تاثیر می گذارد و تدوین راهبرد تجاری در واحدهای اقتصادی بدون در نظر گرفتن راهبرد فناوری اطلاعات میسر نیست. در نتیجه ضروری است طرحریزی تجاری با طرحریزی فناوری اطلاعات به صورتی قوام یافته، یکپارچه شوند و کنترلهای مالی و مدیریتی موثر در سیستمهای جدید به وجود آید.
فناوری اطلاعات ماهیت فعالیتهای حسابداری و توجیه اقتصادی آن را دگرگون ساخته است.افزون بر این، تعداد روزافزونی از حسابداران در رشته های مرتبط با فناوری اطلاعات سرگرم کارند. بنابراین درک درست حسابداران از بازار خدمات و محصولات فناوری اطلاعات، اثربخشی کار آنها را افزایش می دهد.
تغییرات فناوری اطلاعات بسیار سریع و گسترده است و تاثیر روزافزونی بر واحدهای تجاری در کل و فرایندهای تجاری به طور ویژه دارد. فرایندهای ایجاد، ثبت، پردازش و گزارشگری رخدادهای تجاری هر روز در حال دگرگونی است و نقش و سهم انسان نیز به تبع این دگرگونیها پیوسته در حال تغییر است.
مجله حسابرس به منظور آشنا ساختن مخاطبان خود با کوششهایی که برای استفاده موثرتر از فناوری اطلاعات در تهیه و ارائه اطلاعات اقتصادی و گزارشهای مالی مورد نیاز مدیران صورت می گیرد و طرح مشکلات و مخاطرات و فرصتهای مربوط، با دست اندرکاران پرتجربه سازمانهای مطرح در قالب یک میزگرد به گفتگو نشست.
موضوعهایی که در این میزگرد مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت عبارت بود از:
1- اطلاعات حسابداری الزاماً تنها منبع تامین نیازهای اطلاعاتی تصمیمگیری نیست. اطلاعات حسابداری در تامین نیازهای اطلاعاتی مدیران تا چه اندازه اهمیت و کاربرد دارد؟
2-سیستمهای اطلاعاتی سازوکاری مطمئن برای تولید و تامین پیوسته اطلاعات است اما ایجاد چنین سیستمی همیشه چالش برانگیز است. دستیابی به سیستمهای اطلاعاتی جامع و کامل تا چه اندازه امکانپذیر است؟
3- سیستم اطلاعاتی بدون فناوری اطلاعات از کارامدی لازم برخوردار نیست. تامین و به کارگیری فناوری اطلاعات نیز کار ساده ای نیست. سازمانها برای تامین اطمینانبخش نرم افزارهای کامپیوتری و تخصصهای فناوری اطلاعات و غلبه بر مشکلات آن با چه گزینه هایی روبرو هستند؟
4- نحوه سازماندهی منابع و نیروی انسانی درگیر در زمینه فناوری اطلاعات، بر کارایی و اثربخشی سیستمهای اطلاعاتی و
کارکرد روان آن در سازمان تاثیر دارد. سازماندهی مناسب برای امکانات فناوری اطلاعات چگونه باید باشد؟
شرکت کنندگان در میزگرد عبارت بودند از :
علی کاردر، مشاور مدیرعامل و مدیر طرح بهره برداری از سیستمهای برنامهریزی منابع بنگاه (ERP) در شرکت ملی نفت ایران،
محمود نظاری، عضو موسس و رئیس هیئت مدیره شرکت کامپیوتری همکاران سیستم،
مجید طلایی، معاون مالی و اقتصادی شرکت ملی ذوب آهن اصفهان،
عبدالرحمن ندیمی بوشهری، مشاور اقتصادی بنیاد شهید و امور ایثارگران و رئیس کمیته خدمات مدیریت سازمان حسابرسی.
نظاری
پیشرفتهای بشر وابسته به نیاز و ضرورت است. در بازار رقابتی، نیاز به هوشمندی تجاری، شرکتها را به سوی سیستمهای اطلاعاتی که سنگپایه هوشمندی تجاری است، میراند. از طرفی بزرگ شدن و جهانی شدن حوزه جغرافیایی دامنه فعالیتها، ضرورت نظارت و کنترل سیستماتیک، استفاده از زیرساختهای فراگیر و گسترش پیوندهای سازمانی را طلب میکند. اما در ایران، بخش خصوصی سهم ناچیزی در اقتصاد ملی دارد و در نتیجه بازار رقابتی نمیتواند محرک توسعه سیستمهای اطلاعاتی باشد.
در بخش عمومی فضا تفاوت دارد. حکومتی قویتر است که شبکه ارتباطی گستردهتری داشته باشد و به کمک آن ارتباط نزدیکتری با مردم برقرار کند که در این صورت سیستمهای اطلاعاتی نقش مهمی به عهده خواهند داشت. ایجاد و توسعه زیرساختهای ارتباطی نقطه شروع توسعه ملی است. در ایران که واحدهای اقتصادی نیز در دست دولت است این موضوع اهمیتی دوچـندان پیدا میکند. خوشبختانه در پنج شش سال اخیر حرکتهای سودمندی را شاهد بودهایم، گرچه حرکتهای سینوسی رفت و برگشت به شدت به این زیرساخت لطمه زده است. درهرحال، زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات اولین لایه نظام جامع اطلاعاتی را تشکیل میدهد.
در لایه دوم، سیستمهای عملیاتی خاص هر سازمان قرار دارد. برای مثال وزارت مسکن و شهرسازی دنبال آن است که دریابد نقشه کلانشهرها چیست، چگونه به مسئله مسکن به عنوان یکی از ضرورتها نگاه کند و چگونه از دیدگاه رفاه ملی در این زمینه سرمایهگذاریها را هدایت کند. اینها همه در سیستمهای عملیاتی خاص وزارت مسکن و شهرسازی جواب داده میشود و به همین تـرتیـب وظـایـف و ماموریتهای اصلی هر سازمان به وسیله سیستمهای عملیاتی تحت پوشش قرار میگیرد.
در لایه سوم، سیستمهای پشتیبانی قرار دارد، مثل سیستمهای اداری، مالی و سیستمهای مدیریتی که کمک میکند سازمان عملیات خود را بهتر اداره کند و خدمات
مناسبتری ارائه دهد.
سیستمهای عملیاتی اهمیت لحظه ای دارند. یعنی اگر یک سازمان بزرگ ارتباط خود را با مشتری برای چند ساعت متوقف کند، ضرر هنگفتی خواهد دید. ولی سیستمهای پشتیبانی نسبت به زمان به اندازه سیستمهای عملیاتی حساس نیستند. برای مثال اگر سیستم صورتحساب با تاخیر و اختلال کار کند، روابط مشتری دچار توقف و اشکال اساسی نخواهد شد.
وقتی به بازار عرضه خدمات فناوری اطلاعات نگاه میکنیم، میبینیم درگذشته حسابداران مهمترین استفاده کننده این خدمات بودهاند. اما بعد از مدتی با گستردهتر شدن دامنه نیاز اطلاعاتی شرکتها، مدیران انفورماتیک نقش فعالتری در این بازار برعهده گرفتند و نقش حسابداران در به کارگیری فناوری اطلاعات در سازمان کمرنگ شد و برای مدتی نگرش فنی به فناوری اطلاعات و ارتباطات بر نگرش تجاری غالب آمد. در توسعه این روند، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در سـازمـانها به سطح گستردهتری ارتقا پیدا کرد و شرکتها به سیستمهای جامع اطلاعات مدیریت گرایش پیدا کردند. آن بخش از حسابداران نیز که گرایش بیشتری به حسابداری مدیریت داشتند و عرصه اطلاعات حسابداری را گستردهتر از حسابداری مالی میدیدند با این جریان همراه شدند واکنون نقش سازندهای را در کنار متخصصان فناوری اطلاعات برای توسعه سیستمهای اطلاعاتی برعهده دارند.
طلایی
هدف بنگاههای اقتصادی به طور عمده کسب سود و دستیابی به ارزش افزوده است و بهطور معمول با استفاده از منابع اقتصادی به تولید محصول یا ارائه خدمات میپردازند و هر سازمان بسته به ماموریتی که دارد عملیات و فعالیتهای گوناگونی را برای دستیابی به هدفهای سازمان انجام میدهد. اما همه سازمانها برای آن که بتوانند ماموریت خود را درست انجام دهند نیازمند اطلاعات مربوط، صحیح و بموقع هستند و سازمان به کمک اطلاعات میتواند منابع را مدیریت کند، هماهنگ سازد و برای رسیدن به هدفهای تعیین شده، جهت بدهد.
در گذشته که امکانات زیادی برای تهیه اطلاعات وجود نداشت و محیط اقتصاد و بازار هم فاقد پیچیدگیهای امروز بود، نیازهای اطلاعاتی مدیریت به وسیله سیستمهای حسابداری تامین میشد. ولی بهتدریج، با افزایش نیازهای اطلاعاتی، سیستمهای اطلاعات حسابداری هم توسعه پیدا کرد. اما این توسعه، با تحولاتی که در محیط کسب و کار پدید آمد همگام نبود. شرکتها در محیط رقابتی و تحت تاثیر اقتصاد جهانی نیازمند اطلاعاتی گستردهتر از اطلاعات حسابداری بودند. بهطور همزمان، فناوری اطلاعات و ارتباطات نیز پیشرفتهای شگرفی پیدا کرد و زمینه برای گذر از سیستمهای مجزا و محدود حسابداری و ایجاد سیستمهای جامع و یکپارچه اطلاعات مدیریت فراهم شد. حسابداران نقش محوری در توسعه سیستمهای اطلاعاتی داشتهاند و روز به روز نیز نقش آنها در بهکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات و تامین نیازهای اطلاعاتی گسترده مدیریت سازمان بیشتر میشود. در یک نظرخواهی از مدیران شرکتهایی که از سیستمهای برنامهریزی منابع بنگاه (ERP) بهرهبرداری میکردند، آنها چنین تصور داشتند که این سیستم نوعی سیستم حسابداری است و بهرهبرداران اصلی آن حسابدارها هستند.
البته، بحث انتخاب، تامین و استقرار سیستمهای کامپیوتری اطلاعات مدیریت پیچیدگیهای زیادی دارد که بهتر است درباره آن بیشتر صحبت
کنیم.
کاردر
بدون تردید همه اتفاق نظر داریم که در عصر اطلاعات به سر می بریم و همه سازمانها، از واحدهای دولتی که به فعالتیهای تصدیگری مشغولند تا بنگاههای اقتصادی اعم از عمومی یا خصوصی، به اطلاعات نیازمندند. استفادهکنندگان از اطلاعات تنها سهامداران نیستند و طیف وسیع ذینفعان، بنگاهها را وادار ساخته است که به سوی توسعه سیستمهای اطلاعاتی و ارائه اطلاعات دقیق و بموقع حرکت کنند. نیازهای اطلاعاتی پس از گذر از یک دوره تاریخی، گسترده شده و از سطح سیستمهای اطلاعات مدیریت به سطحی رسیدهاند که نیاز به سیستمهایی مانند سیستمهای برنامهریزی منابع بنگاه (ERP) مطرح شده است.
نیاز به گردآوری حجم انبوهی از دادهها و طبقه بندی کردن و پردازش سریع آنها و امکان دسترسی به انواع اطلاعات که محدوده وظایف سیستمهای اطلاعات مدیریت بود همچنان مطرح است، اما اکنون ضرورت یکپارچهسازی فرایندهای کسب وکار با سیستمهای اطلاعاتی در مقابل بنگاههای اقتصادی قرار گرفته است. تا این اواخر در بحث سیستمهای اطلاعاتی توجه به پیشرفتهای فناوری معطوف بود ولی اکنون محور توجه تغییر کرده است و بهکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات برای مدیریت کردن فرایندهای کسب و کار اهمیت یافته است. موضوع اساسی، استفاده از بهترین تجربهها برای بهبود فرایندهای کسب وکار است.
امروز مدلسازی فرایندهای کسب وکارچالشی جدی است و کارشناسان مالی نیاز دارند مهارت و دانش خود را در این زمینه توسعه دهند. پیشرفتهای فناوری و سیستمهای کامپیوتری جدید، قواعد و مدلهای کسب وکار را به خوبی مدیریت میکنند و بخشهای بسیار زیادی از فعالیتها و وقایع تجاری بنگاه از جمله رویدادهای مالی به صورت خودکار توسط نرم افزار هدایت و پیگیری میشود. سازمانهای مدرن که از سیستمهای کامپیوتری جدید استفاده میکنند در زمینههای تخصصی از جمله تخصص مالی، به تکنیسین احتیاج دارند و نیاز آنها به متخصصان رده بالا کاهش یافته است. در این سازمانها گروه کوچکی از تحلیلگران در رده بالای مدیریت قرار دارند که ضمن تجزیه و تحلیل و راهنمایی مدیریت مواظب فرایندهای کسب و کار و بهبود آنها و طراحی مدلهای جدید کسب و کارند.
سیستمهای کامپیوتری در محیط بنگاه از نگاه وظیفه ای به نگاه فرایندی تحول پیدا کرده و توجه محوری به تخصصهای منفرد و این که هرکس وظیفه خودش را درست انجام دهد به کل فرایند کسب و کار سوق یافته است. بنابراین متخصصان باید با فرایندهای بنگاه به خوبی آشنا باشند تا بتوانند در شرایط جدید، نقشی کارساز ایفا کنند.
بوشهری
اصولاً سیستمها براساس ضرورت و نیاز پدید می آیند و همچون ابزار کار شناخته میشوند که هدفشان بهتر اداره شدن یک سازمان یا بخشی از یک سازمان یا بنگاه است، چه به صورت دستی توسط افراد اجرا شود، چه به صورت خودکار با کامپیوتر.
در کشور ما از گذشته نسبتاً دور بهموجب قوانین مختلف از جمله قانون تجارت و قانون مالیات، شرکتها ملزم شدهاند دفاتر نگهداری و ترازنامه و سود وزیان تهیه و ارائه کنند. از طرف دیگر صاحبان سهام و سایر ذینفعان نیز فعالیتهای شرکت را مورد توجه قرار داده و به اطلاعات به خصوص اطلاعات مالی برای

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
چالشهای موجود در زراعت برنج کشور و راهکارهای آن
چکیده :
اهمیت توجه به زراعت برنج امر بدیهی است چون برنج بعد از گندم غذای اصلی مردم کشور ماست . سطح زیرکشت برنج در کشور در حدود 600 هزار هکتار می باشد که در ده سال گذشته بین 550 تا 650 هزار هکتار در نوسان بوده است . در سواحل دریای مازندران ، حدود 460 هزار هکتار زمین شالیزاری وجود دارد . بنظر می رسد زراعت برنج در ایران با چالشهای متعددی مواجه است که می توان به تخریب منابع طبیعی ، عدم عمران و توسعه روستاها ، عدم مشارکت کشاورزان در تصمیم گیری و سیاست گذاری ، وجود نظامهای سنتی ، بالا بودن ریسک تولید در زراعت برنج و عدم توسعه صنایع جانبی و تسریع در عملیات تسطیح اراضی شالیزاری اشاره نمود. در این مقاله بطور اجمالی موارد گفته شده مورد بحث قرار میگیرد .
مقدمه :
من وجدماء و تراباً ثم افتقر فابعده الله
«کسی که آب و خاک داشته باشد و نیازمند باشد خداوند او را از رحمت خود دور خواهد نمود»
بدیهی است توجه به زراعت برنج در کشور از اهمیت ویژهای برخوردار است . برنج غذای اصلی مردم کشور ماست و هر خانوار ایرانی در روز حداقل یک وعده غذایی برنج مصرف می کند. روند رشد جمعیت در کشور و نیاز جامعه به برنج ما را بر آن میدارد برای سال 1400 هجری شمسی که جمعیت کشور در حدود 100 میلیون نفر خواهد شد برنامه ریزی کرد و برای رسیدن به هدف باید چالشهای پیش رو را شناسایی کرد.
عوامل و منابع مؤثر در تولید یا زراعت محصول کشاورزی شامل ، نیروی انسانی ، زمین ، سرمایه و منابع طبیعی است . تخریب منابع طبیعی ، عدم عمران و توسعه روستاها ،عدم مشارکت کشاورزان در تصمیم گیری و سیاست گذاری ، وجود نظامهای سنتی ، بالا بودن ریسک تولید در زراعت برنج و عدم توسعه صنایع جانبی و تسریع در عملیات تسطیح اراضی شالیزاری از جمله عواملی هستند که روند افزایش و ثبات تولید برنج در کشور را دچار دستخوش نوسانات می کند. در این مقاله بصور اجمالی موارد گفته شده مورد بحث قرار میگیرد .
تخریب منابع :
محققان واندیشمندان عقیده دارند عوامل و منابع مؤثر در تولید یا زراعت محصول کشاورزی شامل نیروی انسانی ، زمین ، سرمایه و منابع طبیعی است . بنظر می رسد نبود استراتژی مشخص و معین در زمینههای فوق ، وضعیت موجود را دچار چالش و حتی بحران می کند.
نیروی انسانی : یکی از منابع مهم توسعه درهر کشوری ، نیروی انسانی آن کشور می باشد. فقر و غنای هر جامعه ناشی از کیفیت نیروی انسانی آن است . شأن و منزلت انسان مسئله مهمی است که بنظر میرسد مورد توجه برنامه ریزان و سیاستمداران جامعه قرار گیرد . در فرآیند توسعه زراعت برنج در کشور ، محور اصلی نیروی انسانی است ، چون ارتقاء در هر زمینه مدیون منابع انسانی آگاه و با تجربه و فعال می باشد . اندیشه و تفکر مهمترین عامل تعالی و پیشرفت جامعه انسانی است . کشاورزی در واژه عام و زراعت برنج در واژه خاص زمانی بهبود می یابد که نیروی انسانی در سطوح مختلف از متخصصان،کارشناسان، مروجان تا کارگر مزرعه منزلت واقعی خود را بازیابند. بویژه کشاورزان که سنگربان تولید و امنیت غذایی کشور هستند به شغل خود افتخار کند. چنانچه در جامعهای کشاورزان از لحاظ اجتماعی در پایین ترین مرتبه قرار بگیرند و مردم نگاه تحقیرآمیز به آنها داشته باشند از کشاورزی و زراعت برنج استقبال نمی شود .
زمین : بدیهی است زراعت بدون زمین مقدور نیزست . هر چند وجود کشت آبی یا هیدروپونیک در دنیا وجود دارد ولی در سطح نیاز جهانی نیست و اگر روزی دنیا به سمت کشت هیدروپونیک برود با اینحال نیاز به حداقل زمین می باشد . در حال حاصر سطح زیر کشت برنج در شمال کشور در حدود 460 هزار هکتار می باشد که تغییر کاربری و تبدیل اراضی شالیزاری به باغات کیوی و آپارتمان و ویلا معضل جدی در منطقه شمال کشور محسوب میشود در نتیجه زراعت برنج را در شمال کشور دستخوش بحران می کند. وجود شالیزار در منطقه شمال علاوه بر ارزش افزوده در بخش کشاورزی و تأمین غذا از منابع داخلی ، باعث بهبود صنعت توریسم در شمال میشود. تخریب جنگل نه تنها باعث تغییر اکوسیستم کشاورزی شمال می شود و امکان افزایش محصول برنج را کاهش میدهد، بلکه در درازمدت باعث تغییرمنابع طبیعی و کاهش جاذبههای توریستی شمال کشور می شود و از طرف دیگر سبب جاری شدن سیل ، فرسایش خاک ،تخریب زراعتهای منطقه می شود. بنابراین توجه به حفظ محیط و پایداری شرایط فعلی منطقه شمال کشور ، ما را در حفظ و توسعه برنج یاری می کند. لذا ضرورت داشتن استراتژی بلندمدت در این زمینه امر یدیهی است.
سرمایه : یکی از منابع مهم در زراعت سرمایه است. بدیهی است بدون سرمایه هیچ فردی قادر به زراعت نمی باشد. شکی نیست که سرمایه گذاری یکی از عوامل توسعه در زراعت محصولات کشاورزی است . در سال 1377 سرمایه گذاری در بخش کشاورزی نسبت به سایر بخشها در کشور ، در حدود 6-7/5 درصد بوده است . بدیی است با چنین روند سرمایه گذاری در بخش کشاورزی امکان بالفعل کردن پتانسیلهای بالقوه موجود در این بخش به نحو مطلوب وجود نخواهد داشت ، زراعت برنج در کشور نیز از این قاعده مستثنی نیست .