
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 3 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
چرا به خدا ایمان دارم !
در وبلاگ " لمس تنهایی ماه " ماجرایی متاثر کننده از دختری را خواندم که فقر مطلق و تصمیمات نا بجای پدرش وحشتناک ترین سرنوشتها را برایش رقم زده و متاسفانه وارد مسیری بی بازگشت شده است! .
تحصیل در رشته زیست شناسی باعث شد خدا را در همه جا احساس کنم . قوانین تکامل , تعادل , رشد , تجزیه , تولید مثل , فتوسنتز و هر چیزی که با آن فکر می کنم نشانی از خالق یکتا می دهند ! و چه درد آور است برای من ! وقتی می بینم که دخترک اینگونه نا امیدانه فریاد بزند : " اصلا خدا نداریم ! چون اگر خدا بود چرا ما باید به خاطر یک لقمه نان این کارها را بکنیم ولی عده ای در ناز و نعمت زندگی کنند " .
نه قصد نصیحت کردن دارم و نه سرزنش ویا حتی همدردی ! چون موقعیت زجر آور او را حتی برای لحظه ای لمس نکرده ام ! ولی مقاله زیر که نوشته دکتر کرسی موریسن رئیس پیشین فرهنگستان علوم نیویورک است را تنها و تنها برای تفکر در موجودیت خداوند به او تقدیم می کنم که آگاه شدن از این حقیقت اولین گام در تفکر به دیگر پدیده ها و عللی است که با مشیت و حکمت پروردگار بوجود می آیند و شاید بتوان برخی از آنها را آزمایش الهی نامید ! امیدوارم راه گشا باشد و گامهای بعدی در مسیر درست هر چه استوارتر برداشته شوند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
هفت دلیل علمی برای اثبات خداوند بزرگ(1)
ما اکنون در سپیده دم عصر علم هستیم وبا اینهمه , در این سپیده دم عصر علم ,هر شناخت تازه , هر گونه افزایش نور, دلیل و برهان تازه ای برای ما به ارمغان می آورد . ایمان متکی بر شناخت و آگاهی است و دانشمند در هر مرحله خودش را به خدا نزدیکتر حس می کند .
درباره خودم باید بگوییم که من در علم هفت دلیل عمده برای پشتیبانی از ایمان خود نسبت به خداوند پیدا کرده ام .
برهان اول و غیر قابل رد را ریاضیات برای من فراهم آورده است . شما خودتان این برهان را عملا آزمایش کنید . ده سکه یا ده ژتون را که از شماره یک تا ده نمره گداری کرده اید , توی جیبتان بریزید و خوب تکان دهید , اکنون سعی کنید این سکه ها را به تربیب شماره از جیبتان خارج کنید به این معنی که از سکه یا ژتون شماره یک شروع کنید تا به ترتیب به سکه شماره ده برسید . از لحاط ریاضی , یک بر 10 احتمال دارد که شما در همان قدم اول سکه شماره یک را بیرون بکشید ویک بر صد احتمال است که بتوانید پشت سر هم سکه های شماره 1 وشماره 2 را از جیبتان خارج کنید , احتمال اینکه پشت سر هم سکه شماره 1 , 2 و3 را خارج کنید یک بر هزار است و احتمال اینکه هر ده سکه را به ترتیب پشت سر هم بیرون بکشید یک بر ده میلیارد است !. واین رقم , رقم وهم آوری است ! آن هم تنها برای 10 اتفاق که حتما باید پشت سر هم رخ دهند! .
حال سعی می کنیم همین استدلال را بر شرایطی که امکان پیدا شدن زندگی بروی زمین فراهم آورده است اطلاق کنیم . در چنین صورتی ناگزیر خواهیم بود که اعتراف داشته باشیم که از لحاظ ریاضی هیچگونه توالی تصادفی نمی توانسته است همه این شرایط را یک جا جمع کند! شرط اول : زمین با سرعت 1600 کیلومتر در ساعت به دور محور خود می چرخد . فرض کنیم که این حرکت مثلا ده مرتبه کندتر شود , نتیجه این خواهد شد که در جریان روزهایی که ده مرتبه بلندتر از روزهای ما هستند گرمای خورشید تمام نباتات ما را می سوزاند و اگر چیزی هم زنده بماند در جریان شب هایی که ده مرتبه بلندتر از شبهای ما خواهد بود منجمد می شود !.
شروط دیگر زندگی ما : خورشید منبع حیات ما است , در سطح , دمایی دارد که به 5500 درجه سانتیگراد می رسد و این دمای 5500 درجه را درجه حرارت سطحی خورشید می نامند , اما کره زمین دقیقا در فاصله ای قرار گرفته است که به این آتش جاودان امکان بدهد که ما را به آن اندازه که احتیاج داریم گرم کند , اگر میزان فاصله ما از خورشید دورتر بود یخ می زدیم و اگر این فاصله کمتر می شد به طوری که فقط یک ونیم برابر بیشتر از این تشعشعات به ما می رسید کباب می شدیم .
درباره فصول باید بگوییم که این فصول را " میل " یا انحنای محور زمین روی زاویه23 درجه پدید می آورند . اگر این "میل" وجود نداشت تبخیر دریاها فقط در دو جهت شمال وجنوب بود وقارهای یخ به تدریج در دو قطب انباشته می شد .
ماه که قمر زمین است حرکت دریاها را کنترل می کند اگر فاصله ماه کمی نزدیکتر به زمین بود آنگاه جزر ومدهای غول آسا دو بار در روز تمام خشکی های زمین را فرا می گرفت .
اکنون پوسته زمین را در نظر بگیرید . فرض کنید تنها 3 متر بر قطر آن افزوده شود . آنگاه اکسیژن که برای هر زندگی ضرورت دارد از بین می رود . بر عکس فرض کنید که عمق اقیانوسها چند متر بیشتر شود در آن صورت به علت کمبود کربن و اکسیژن زندگی نباتی از بین می رود .
این واقعیت ها در کنار وافعیت های بسیار دیگر نشان می دهد که اگرظهور زندگی منوط ومربوط به تصادف بوده باشد . احتمال یک چنین چیزی یک در میلیاردها میلیاردخواهد بود!
من دلیل و برهان دوم خود را در همان منابع و ذخایری می دانم که یک موجود زنده برای زنده ماندن در اختیار دارد . در اینجا هم وجود معرفتی که همه چیز را پیش بینی کرده به چشم می خورد . انسان هنوز راز حیات را کشف نکرده است واز این رو نمی داند حیات چیست و پیدایش سلول چگونه بوده است. حیات نه وزن دارد ونه حجم ولی با اینهمه , زندگی نیروی عظیمی را در اختیار دارد .! زندگی هوا و خشکی و آب را تسخیر کرده است . بر همه عناصر تسلط یافته است , ماده را وا داشته است که حل شود و از نو ترکیبات خود را به هم در آمیزد .
حیات , مجسمه سازی است که همه شکلها را ساخته و پرداخته است . زندگی , هنرمندی است که برگها را نقاشی کرده و گلها را رنگ آمیزی کرده است . زندگی , آهنگسازی است که به پرندگان نغمه های عشق و به حشرات اواها و نداها را آموخته است . حیات با کربن و آب , قند ساخته و اکسیژن را که برای حیوانات نغمه زندگی فراهم می اورد را آزاد کرده است.
به سلول نگاه کنید ! شفاف و تقریبا غیر مرئی . این یاخته یگانه , این قطره کوچک ژله ای , جرثومه حیاتی را در بر دارد که به همه موجودات کوچک وبزرگ جان می دهد . این یاخته نیرومندتر از درختان ما , حیوانات ما و همه ملت ماست زیرا که حیات از آن سرچشمه گرفته است .
طبیعت خالق حیات وزندگی نیست. صخره های سوخته و دریاهای بیمزه هیچیک آن شرایطی را که لازمه ظهور حیات وزندگی است را نداشته اند . پس حیات را جز خداوند بزرگ چه چیزی می توانسته بر روی زمین پدید آورد ؟!.
دلیل سوم من به این قرار است : رفتار حیوانات به زبانی گویا وجود خدای خالق و مهربان را اعلام می دارد که غریزه ای در نهادشان پدید آورده است واگر این غریزه وجود نمی داشت مطلقا ناتوان می بودند . بچه ماهی های آزاد سالها را در دریا می گذرانند . روزی از روزها به سوی آب شیرین رودخانه هایی بر می گردند که در آنجا تولد یافته اند . ماهی آزاد را که از شطی بالا می رود را در نظر بگیریم . سرسختانه در سمت آن شطی قرار خواهد گرفت که شعبه ای که شاهد تولد او بوده است در آن می ریزد . چه چیزی او را با چنین دقتی به سوی این نقطه باز می اورد؟ اگر ماهی ازاد را به شعبه دیگر رود منتقل کنید بی درنگ خواهد دانست که دیگر در مسیر خودش نیست . برای آنکه به شط باز گردد و بعداُ جریان آب را سربالا تا رسیدن به شعبه ای که زادگاهش بوده است در پیش بگیرد مبارزه خواهد کرد ...زیرا که باید سرنوشت خودش را به همان گونه ای که نوشته شده است , در آن شعبه به پایان برساند .
روشن کردن راز مار ماهی ها بسی دشوارتر است . این موجودات حیرت آور در دوره بلوغ , مردابها و رودخانه هایی که تا آن زمان محل زندگیشان بوده ترک کرده , سپس همه شان , از هر کجا که آمده باشند به سفری دراز دست زده و به سوی مغاک دریایی که در سواحل جزایر برمودا واقع شده است روی می آورند . مار ماهی های اروپا برای اینکه به این محل برسند باید هزار کیلومتر راه را طی کنند . مار ماهی ها وقتی به دریای ساراگاس رسیدند تولید مثل کرده و میمیرند ! آن وقت بچه هایی که تولد یافته اند و هنوز درباره دنیایی که پیرامونشان را فرا گرفته است چیزی نمی دانند و جز پهنه بی کران آب شور چیزی نمی بینند , راهی که پدرها و مادرهایشان پیموده اند را در پیش می گیرند و نه فقط خود را به سواحلی که پدر و مادرشان از انجا به راه افتاده بودند می رسانند بلکه خود را دقیقا به آن جویبارکوچک , به آن مرداب روستایی و به هر کجا که قبلا والدینشان آنجا زندگی کرده اند می رسانند !!! هرگز یک مار ماهی آمریکا در قاره اروپا به دام نیافتاده و هیچگاه یک مار ماهی اروپایی در آبهای آمریکا یافت نخواهد شد ! همه چیز حتی تعویق بلوغ یک ساله مارماهی اروپایی نیز پیش بینی و تدبیر شده است تا این مار ماهی اروپایی به هنگام عزیمت نیروی لازم برای سفر طولانی را داشته باشد .
دلیل چهارم : هیچ حیوانی هرگز این امتحان را نداده است که تا 10 بشمرد ! ویا اینکه معنی عدد 10 را درک کند . غریزه حیوان مانند یگانه نتی است که ساز " نی " دارد .نتی که شایسته تحسین بوده اما محدود است . مغز انسان محتوی همه سازهای ارکستر است . در واقع , ما انسانها در سایه عقل خودمان می توانیم آنچه هستیم در نظر بگیریم , برای اینکه بارقه ای از معرفت جهانی را به دست آوریم .
شگفتیهای " ژن" پنجمین برهان را برایم فراهم آورد. و من در این میان به کشف این نکته فائق می آیم که همه زندگی پیش بینی شده است !.
ژن چیز بسیار کوچکی است . تصور کنید که بتوانید ژنهایی را که منشاء همه انسانهای روی زمین است گرد آورید ! بسیار خوب ! تمام این ژنها توی یک انگشتانه جای می گیرند ! هر سلول زنده حاوی ژنوم است . ژنها خصوصیات هر موجود را تعیین می کنند . یک انگشتانه ژنوم که بتواند خصوصیات چهارمیلیارد انسان را تعیین کند موضوع وهم آوری است... اما حقیقت حقیقت است ! . و وافعیت را نمی شود انکار کرد!.
و در اینجاست که تکامل , در یاخته , در کیانی که ژنها را در بر می گیرد و منتقل می کند , آغاز می شود . و وقتی این ژن بسیار بسیار ذره بینی بتواند بر همه زندگی فرمان دهد , باید گفت که این نکته نشانه پیش بینی و هنری است که تنها از دست معرفت خلاقه ای ساخته است . هیچ فرض دیگر نمی تواند پاسخگوی واقعیت قضایا باشد .
دلیل ششم : مشیت , این حکمت فائقه ای که بر طبیعت حکمرانی می کند , منشائی جز منشاء خدایی نمی تواند داشته باشد .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..DOC) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن word (..DOC) :
چرا باید به تماشای تئاتر برویم ؟
قبل از هر گونه صحبتی و به قول نه چندان معروف ! بی محابا به سر اصل مطلب رفتن این سوال مطرح می شود که اصلاً در زمانه ای که تلویزیون ، ماهواره و اینترنت وجود دارد چرا هنوز تئاتر حیات دارد و هر روزه جشنواره های مختلفی در دنیا ( خوب ما هم که بیرون از دنیا نیستیم ! ) برگزار می شود و هر روز عده زیادی از مردمان به تمرین و اجرای تئاتر می پردازند جالب است بدانید در همین کشور هر ساله دست کم پانصد فارق التحصیل هنر های نمایشی در کنار هزاران نفر در بیش از 250 شهر ایران عضو رسمی انجمن های نمایش به فعالیت های نمایشی مشغول اند ( غیر رسمی ها بماند ! ) البته پاسخ به این سؤال مثنوی هفتاد من می شود که نگارنده به ذکر برخی موارد کلی می پردازد .
اگر تئاتر و نمایش را مترادف هم قرار دهیم حتی کسانی که از این هنر به صورت رسمی لذت نمی برند در واقع در حال ایفای نقشی هستند انسان ها بطور ذاتی گرایش به بازی دارند و بازیگری انسانی ترین هنر هاست و تئاتر را هنر انسان ساز می داند .
هنر نمایش تنها هنری است که همزاد با بشر بوده است و دارای پیشینۀ بلندی است و اگر در ورق پارهای تاریخ نگاهی بیندازید می بینید این هنر از دل مناسک مذهبی و آئین ها و رسوم مردم در آمده است زیرا خداگونگی انسان در خلاقیت اوست .
در جهانی که به هزار ( نشمرده ام ! ) دلیل انسان ها از هم فاصله می گیرند آیا این اوج زیبایی نیست که اقشار مختلف در کنار هم بنشینند و یک صدا بخندند یا همراه هم غمگین شوند و به نوعی درک مشترک برسند در واقع هنر تئاتر که موسوم به هنر مادر است هنری نفس به نفس است .
بنابراین همان طور که گفته شد علی رقم اینکه دلایل بسیار دیگری هم می توان در پاسخ به این سوال مطرح نمود به نظر می رسد نمی شود به آسانی از کنار چنین هنری گذشت و یا احیاناً خود را به کوچه علی چپ زد ...!
نمایش خلاق
البته اصولاً انسان در زندگی نباید بدون آنکه چیزی را بداند در اندک زمانی از تعجب شاخ و برگ در بیاورد ! اما شاید شما انتظار داشته باشیدکه همه بازیگران تئاتر را روی صحنه ببینید اما نعی از نمایش وجود دارد که از ویژگی خاصی بر خوردار است دراین نوع نمایش هدف همان تمرین است و اجرایی وجود ندارد .
از آنجا که همه انسان ها گرایش به بازی نمایشی دارند این نمایش به پرورش توانایی های همه مردم معتقد است پس همگانی است و ارث پدر کسی محسوب نمی شود ...!
نمایش خلاق به منظور انتقال توانایی های بازیگری ( مثل بیان خوب ، اعتماد به نفس و تمرکز مناسب ، بدن مناسب و ... ) به همه مردم است در آزمایشگاه نمایش خلاق آدم ها بحران را می آزمایند نگرش ها و توانایی های خود را محک می زنند زندگی را در محیطی امن تمرین می کند زیرا که در این نوع نمایش فشار اجرا در کار نیست .
جشنواره تئاتر دانش آموزی متولد شد
به بیست و ششمین جشنواره تئاتر فجر بخش های جدیدی اضافه شد یکی از این جدید ها بخش تئاتر دانش آموزی بود ظاهراً بالاخره کاشفان و مخترعین و مبتکرین طی اقدامی باحالانه ! به این مهم پی بردند که دانش اموز جماعت هم می تواند در چرخه تئاتر کشور نقش داشته باشد هر چند که همه این تئاتر ها از استان تهران انتخاب شده بودند اما با توجه به این مهم که اصولاً کاچی بهتر است هیچی می باشد تولد این بخش را به دانش آموزان و همه بستگان تبریک می گوئیم .
ملاقات با بانوی سال خورده
سال گذشته به دلیل حضور دوباره اساتید بزرگی چون حمید سمندریان و بهرام بیضایی در عرصه تئاتر کشور به نوعی سال شاخصی برای تئاتر کشور محسوب می شود بهرام بیضایی نمایش " افرا " و حمید سمندریان " ملاقات با بانوی سال خورده " را به روی صحنه آوردند و با توجه به اینکه ما اصولاٌ در این مملکت بانوی سال خورده ای نداشته و نداریم ... ! این نمایش نامه اثر فرید ریش دورنمات نمایش نامه نویس شهید سوئیسی م باشد و محوریت این اثر به مسائل پیش پا افتاده ای چون فقر و عدالت می پردازد ... ! اجرای این اثر مورد توجه گسترده خانواده تئاتر قرار گرفت بی دلیل نیست که استاد عزت الله انتظامی بازی در کارهای حمید سمندریان را افتخار بزرگی برای هر بازیگری می داند در همین راستا امیر جعفری بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر نیز درباره این اثر گفت : اصلاً من کی باشم بخواهم ن
ظری در ارتباط با اجرای استاد سمندریان بدهم ... !
کارگران مشغول کارند
در خیابان انقلاب تهران پارکی وجود دارد که به آن پارک دانشجو می گویند آگاهان و ناآگاهان بسیاری در این پارک علاوه بر گل و گیاه و بلبل ! ساختمانی استوانه ای شکل به نام تئاتر شهر رویت کردند مورخان می گویند این ساختمان 45 سال قدمت دارد همین مورخان در جای دیگر گفته اند این ساختمان از زمان ماد ها همواره در دست تعمیر است اما عده ای معتقد اند چون این ساختمان را می شود به موزه آثار باستانی تحویل داد هیچ کارگری دلش نمی آید که کار تعمیرات را به پایان برساند اما بخشی از مورخان الکی خوش هم وجود دارند که به صورت ریتمیک و سر خوشانه ! اذعان نمودند که : در ناامیدی بسی امید است چشمان شب سیه سفید است ... ! نتیجه گیری اخلاقی : ما در این مملکت کارگران و مورخان رمانیتکی داریم ... !
جشنواره یا عزاواره !
هر چند هنوز عده ای معتقد اند که برگزاری جشنواره در ایران و فضای رقابتی باعث شده است که وضعیت تئاتر ایران به عزاواره شبیه شده باشد اما با این همه همچنان نبض تئاتر ایران را با جشنواره ها می توان اندازه گرفت علی الخصوص جشنواه تئاتر پارسال ( سال 86 ) به نوعی جشنواره با کلاس تری محسوب می شد از آن لحاظ که امسال جشنواره در سیزده بخش ( مختلف العجیبه و چه بسا مختلف الغریبه ! ) برگزار گردید . از آن جمله می توان به ایجاد بخش های جدیدی چون مسابقه بین الملل ،

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
چدن خاکستری استنیتی(نایرزیست)
فهرست
1-چدنهای پرالیا ژ 8 -مواد اولیه
1-1-مقدمه 9-تجهیزات قالب گیری
2-چدن خاگستری استنیتی 10-تجهیزات ذوب
3-تاثیر عناصر الیاژی 11-عملیات ذوب ریزی
1-3 کربن 12-نحوه ازمایش
2-3 مس 13-محاسبه شارژ
3-3 کروم 1-13 محاسبه سیلیسیم
4-3 منگنز 2-13 محاسبه منگنز
5-3 سیلیسیم 3-13 محاسبه کروم
6-3 فسفر 4-13 محاسبه مس
7-3 سابر عناصر 5-13 محاسبه نیکل
4-کنترل دقیق متغیرها 6-13 محاسبه کربن
1-4 اهمیت کربن معادل 7-13 محاسبه کربن معادل
2-4 مسائل مربوط به ترکیب شیمیایی 14-نتایج
5-خواص 1-14 ساختار
6-کاربردهای چدن نایرزیست 2-14 تست سختی
1-6 چدن نیکل دار برای کار در دماهای بالا 3-14 تست خوردگی
2-6 کاربرد قطعات چدن خاکستری 15-نتایج
7-عوامل موثردر ریخته گری قطعات چدن استنیتی
1- چدنهای پر آلیاژ
1-1- مقدمه
گروه مهمی از چدنهای آلیاژی که با چدنهای ریختگی معمولی تفاوت دارند، به نام چدنهای پرآلیاژ یا چدنهای مخصوص شناخته میشوند.
چدنهای پر آلیاژ را جداگانه بررسی میکنیم زیرا مقدار عنصرهای آلیاژی در آنها از 3 درصد بیشتر است و نمی توان آنها را در پاتیل با افزودن عنصرهای آلیاژی به چدنهای با ترکیب شیمیایی استاندارد تولید کرد. چدنهای پر آلیاژ معمولا در ریخته گریهایی تولید میشوند که به تجهیزات لازم برای تولید این گونه ترکیبها مجهزند. این چدنها را معمولا در کورههای قوس الکتریکی یا القایی ذوب
میکنند . در این کورهها میتوان ترکیب شیمیایی و دما را به دقت کنترل کرد. چدنهای پر آلیاژ گران قیمت ترند و در شرایط دشوار کاربردی از چدنهای معمولی بهتر کار میکنند. میتوان ریخته گریهایی را که این گونه چدنها را تولید میکنند به کورههای عملیات گرمایی و تجهیزات آبدادن با سرمایش مجهز کرد تا از عنصرهای آلیاژی به اقتصادیترین شیوه استفاده شود.
چدنهای آلیاژی را معمولا برای کاربرد اقتصادی و رضایت بخش در شرایط خاص انتخاب میکنند. عنصرهای آلیاژی گوناگون و مشخصههای آنها را در سه نوع وضعیت کاری بررسی میشود:
کار در محیط خورنده
الف- چدنهای نیکل دار ب – چدنهای پرسیلیسیم
کار در دمای بالا
الف- چدن نیکل دار ب- چدنهای پر سیلیسیم ج – چدن آلومینیم دار د- چدن سفید پرکرم
کار در محیطهای ساینده و فرساینده الف- چدنهای سفید نیکل – کروم دار (نای هارد) ب- چدنهای سفید پر کروم مولیبدن ج- چدن سفید کروم دار
ترکیب شیمیایی بسیاری از این چدنهای مخصوص در مشخصات فنی استاندارد گنجانیده شده است اما بعضی از آنها ترکیب شیمیایی اختصاصی دارند. برای دستیابی به سودمندترین خواص بعضی از این چدنها را عملیات گرمایی میکنند.
2-چدن خاکستری آستنیتی نای ر زیست
از زمانی که اولین نوع چدن آستنیتی تهیه گردید یعنی از حدود پنجاه سال پیش تا کنون انواع زیادی از این چدن با خواص مطلوب تولید شده است. در حال حاضر انواع مختلفی از این نوع چدنها با 36-14% نیکل و همچنین مقادیر متغیری از عناصر دیگر نظیر سیلیسیم، منگنز، مس کرم و مولیبدن وجود دارد.
گروهی معروف از چدنهای پرآلیاژ با نام تجاری نای رزیست شناخته میشوند و از مدتها پیش به منظور مقاومت در برابر خوردگی تولید شده اند. مقاومت عالی این چدنهای پرکاربرد در برابر خوردگی مدیون وجود 5/13 تا 36 درصد نیکل و 8/1تا 6 درصد کرم و د
ر یک نوع 5/5 تا 5/7 درصد مس در آنهاست. از چدنهای نای رزیست برای حل مسائل خوردگی مربوط به تلمبه کردن حمل و پالایش نفت چاههای ترش اب شور، بعضی اسیدها و قلیاها استفاده میشود. اغلب چدنهای نای رزیست را میتوان به صورت چدن خاکستری یا داکتیل تولید کرد. چدنهای نای رزیست در مشخصات فنی ASTM جداول 1 و 2 گنجانیده شده اند.
در برابر اکسایش در دمای زیاد و نیز در محیطهای خورنده مقاوم اند. وجود نیکل زیاد باعث تشکیل پولکهای گرافیت در حین انجماد حتی در حضور کروم زیاد ( تا 6 درصد در چدن نوع 2b) میشود. زیاد بودن مقدار نیکل از تبدیل زمینه آستنیتی نیز جلوگیری میکند. خواص مکانیکی و فیزیکی چدنهای خاکستری نای رزیست که در جدولهای 3 و 4 ارائه شده است حاکی از ریز ساختار گرافیت پولکی در زمینه آستنیتی است. به طور کلی استحکام کششی در گسترده 170 تا 240 مگان پاسکال خواهد بود، و اگر چه چدنهای خاکستری نای رزیست پر آلیاژند، نباید تصور کرد که پراستحکام نیز هستند. معمولا چدنهای نای رزیست عملیات گرمایی نمی شوند اما در بعضی کاربردها و هنگامی که قطعات ریختگی باید در دمای زیاد کار کنند آنها را باید از لحاظ ابعادی پایدار کرد. این گونه عملیات گرمایی ساختار زمینه آستنیتی را تغییر نخواهد داد.
فازآستنیت در چدنها کاملا مانند فولادها نمی تواند در درجه حرارت معمولی حفظ شود مگر اینکه نقطه Ms با افزایش عناصر مناسب به اندازه مناسبی پایین رود.
برای این منظور عناصر منگنز نیکل مس یا ترکیب کروم + نیکل که استنیت را پایدار میکند به کار میبرند. بعلت مقدار زیاد کربن در چدن اگر بخواهیم از گذار کربن به حالت ترکیبی با ناپدید شدن گرافیت و سرانجام به دست آمدن چدن سفید اجتناب شود نباید عناصر منگنز و کروم که کربورهای کمپلکس میدهند بیش از اندازه لازم افزوده شوند. بنابر این نمی توان یک چدن خاکستری بر طبق فرمول مخصوص فولاد تهیه نمود.
برای اینکه چدن خاکستری استنیتی همراه با کربورهای آزاد یا بدون آنرا به دست آوریم با در نظر گرفتن اینکه افزایش مسی نباید از حد حلالیت فراتر رود، و اینکه افزایش منگنز و کروم نباید ایجاد مقدار زیادر کربور بنماید، اساسا از عنصر نیکل استفاده میگردد.
دامنه موارد استعمال چدنهای خاکستری استنیتی فقط بعضی از کاربردهای ویژه را در بر میگیرد انواع نای رزیست زمانی که مقاومت در برابر خوردگی مورد تقاضاست، مناسب میباشد. انواع غیر مغناطیسی در قطعات موتورها و ماشینهایی که قابلیت نفوذ مغناطیسی آنها باید حداقل باشد به کار
میروند نوع minvar دارای ضریب انبساط فوق العاده کوچکی است و نوع أهزقخسهمشم در درجات حرارتی بالا مورد استعمال دارد.
چدنهای آستنیتی بدلیل مقاومت در برابر خوردگی وابستگی شدیدی به ترکیب دارند بنابر این رعایت حدود تغییرات عناصر در محدودههای تعیین شده بسیار مهم است. از آنجائیکه سیلیسیم از تشکیل کاربیدها جلوگیری نموده و باعث رسوب گرافیت میشود لذا بایستی با در نظر گرفتن محدوده مجاز استاندارد مقدار آنرا به بالاترین حد ممکن رساند. نوع کاربید تاثیر مهمی بر خواص ریخته گری دارد تشکیل کاربید بیانگر این نکته است که در هنگام انجماد گرافیت کمتری رسوب نموده است و در این صورت میزان انبساط چدن در قالب کمتر میباشد.
بعلاوه کاربیدهای یوتکتیک کرم در مراحل انتهای انجماد نمی توانند بخوبی تغذیه شوند در نتیجه باعث ایجاد خلل و فرخ و همچنین بروز انقباضهای بین دندریتی در قطعه میشوند بنابر این از نظر انقباض ناشی از انجماد بهتر است که میزان کاربیدها حداقل باشد. در بیشتر چدنهای آوستینتی کرم وجود دارد که تشکیل کاربیدهای کرم را میدهد. به هر حال کرم مقاومت در برابر خوردگی و اکسید شدن را افزایش میدهد و در بعضی موارد برای ایجاد مقاومت سایشی زیاد بیش از 3% کرم به آلیاژ اضافه میشود. چدنهای آوستنیتی نظیر چدنهای خاکستری غیر آلیاژی نسبت به ضخامت حساس هستند بدین معنی که مقاطع نازکتر نسبت به مقاطع ضخیمتر دارای کاربیدهای بیشتری هستند. همچنین مقدار کاربید با افزایش کربن معادل کاهش مییابد.
کربن معادل باید به نحوی انتخاب شود که از قابلیت ریخته گری تشکیل تخلخل درونی استحکام و ساختمان گرافیت مطلوبترین شرایط بدست آید، چدن آوستنیتی قادر به تولید ساختمانهای گرافیتی کامل نظیر آنچه که در چدنهای غیر آلیاژی دیده میشوند نیستند. کربن معادل طبق فرمول زیر قابل محاسبه است:
CE=C%+0.33% Si+0.047% Ni – 0-0055% Ni*Si%
مشخصه مشترک چدنهای استنیتی مختلف مقاومت ضعیف آنها در برابر کشش است. این مقاومت وقتی که گرافیت ورقه ای باشد 13 تا 25 کیلوگرم بر میلیمتر مربع و وقتی که گرافیت کروی باشد 32 تا 45 کیلوگرم بر میلیمتر مربع است. این امر ناشی از آنست که زمینه بسیار نرم میباشد. اما با وجود این این زمینه بسیار قابل کشش بوده و این چدنها افزایش طولی قابل اندازه گیری ای را در آزمایش کشش نشان میدهند حتی با گرافیت ورقه ای افزایش طول مربوطه میتواند به 2 تا 3 درصد برسد زمانی که گرافیت کروی باشد این اعداد به مقدار زیادی بالاتر هستند. حتی اگر خواص مکانیکی این چدن

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
چرا باید ریاضی بخوانیم؟
رفاه مادی و آسایشی که بشر امروز از آن برخوردار است در پرتو دانش و فناوری مدرن و مهندسی و سایر علوم به ویژه فیزیک، شیمی، بیولوژی و رشته های مربوط به آنها به دست آمده است.
در مطالعه این رشته ها و تقریبا هر رشته دیگر دانشگاهی، دانشجو به دانستن سطح معینی از ریاضیات نیازمند است. بیشترین معلومات ریاضی برای مطالعه در رشته های مهندسی، فیزیک و شیمی مورد نیاز است. سایر رشته ها مانند پزشکی، روان شناسی، جامعه شناسی، بیولوژی، کشاورزی، بازرگانی، تجارت، بانکداری و ده ها رشته دیگر اگر چه ظاهرا ارتباط زیادی با ریاضیات ندارند - و در حقیقت تا صد سال قبل هم این رشته ها تکیه زیادی بر ریاضیات نداشتند - اما در شکل های مدرن و امروزی خود، این رشته ها دارای تئوری هایی هستند که درک آنها و کار بردشان شدیدا بستگی به آمار و تکنیک های ریاضی دارد.
ریاضیات تنها زبانی است که پدیده های طبیعی جهان هستی را به خوبی توضیح می دهد. ریاضیات حتی پدیده های اجتماعی _خواه اجتماعات بشری، خواه اجتماعات حیوانی_ را نیز می تواند به خوبی تشریح کند و با ترسیم مدلی برای آنها تغییرات آتی آنها را پیش بینی کند. لوباچفسکی (۱) می گوید؛ هیچ شاخه ای از علم ریاضی _هر اندازه هم که انتزاعی و مجرد باشد_ وجود ندارد که یک روز کاربردی برای آن در توضیح پدیده های دنیای واقعی پیدا نشود.
از کهکشان ها و حرکت سیارات عظیم به دور خورشید ها گرفته تا حرکت ابر ها، بادها، گردبادها و از پرواز فضا پیما های غول پیکر و هواپیماهای عظیم الجثه و حرکت قطارها، کشتی ها و اتومبیل ها گرفته تا افتادن سیبی از درخت و سقوط قطرات باران و حدوث رنگین کمان و حرکت بی امان و خستگی ناپذیر الکترون ها به دور هسته اتم ها و فعل و انفعالات شیمیایی که میلیون ها از آن هر لحظه در طبیعت رخ می دهد و هر گونه تغییر در هر چیز و هر زمان، همه و همه با کمک مدل ها و معادلات ریاضی قابل بررسی هستند. قسمت عمده فیزیک با زبان
ریاضی قابل تشریح و فهم است. تئوری کوانتوم و تئوری نسبیت با زبان ریاضی است که کوشش دارند قوانین کائنات را تشریح کرده و توضیح دهند.
گالیله می گوید؛ جهان هستی همواره در برابر دیدگان حیرت زده انسان گسترده خواهد ماند و انسان هرگز نمی تواند آن را درک کند مگر اینکه زبانی را که این جهان با آن نوشته و توضیح داده شده است یاد بگیرد و حروف آن را بشناسد. این زبان چیزی جز ریاضیات نیست و این حروف جز مثلث، دایره و سایر اشکال هندسی چیز دیگری نیستند. بدون این زبان انسان حتی یک کلمه از جهان هستی را نخواهد فهمید و همواره گمشده ای را ماند که در کوچه های پر پیچ و خم سرگردان است.
بسیاری از مردم فکر می کنند که فارغ التحصیل رشته ریاضی فقط کارآیی و کفایت در تدریس ریاضیات را دارد و بس در حالی که امروزه در غرب، بسیاری از کارفرما ها منجمله دولت ها برای استخدام در بخش های مختلف سازمان ها و نهاد های خود علاقه مندند متخصصینی را که استخدام می کنند، دارای پشتوانه خوبی از ریاضیات نیز باشند و به ویژه قادر به تجزیه و تحلیل مسائل موجود در آن کار و مطابقت دادن آنها با مدل های ریاضی و بالاخره حل مسئله باشند.
اینها برخی از دلایلی بودند که آموختن ریاضیات را در عصر امروز ضروری می کنند. اما آموختن ریاضیات یک دلیل دیگر هم دارد و آن این است که برای بسیاری از انسان ها ریاضیات از جذابیت خاصی برخوردار است و آن پی بردن به شگفتی ها و اسرار و زیبایی هایی است که این دانش در ذات خود نهفته دارد
فکر میکنم با اوضاع و احوال کنونی که هر محاسبهای از هر قسم و هر نوع با زدن یک دکمه توسط نرمافزارهای متنوع انجام میشود صحبت از اینکه خواندن ریاضیات از ملزومات زندگی روزمره است کمی سادهانگارانه باشد. دیگر آن زمان که لازم بود بسیاری چیزها یاد بگیریم تا بتوانیم منحنی یک تابع را رسم کنیم گذشته است. امروزه این کار حتی از عهدهی سادهترین ماشینحسابها نیز برمیآید. دیگر آن روزها که به بچهها میگفتیم که حتی اگر وارد کار تجارت نیز بشوید باز برای رسیدگی به حساب و کتابهایتان باید ریاضیات بدانید سپری شده است. تمام این کارها توسط نرمافزارهایی که بهسادگی در دسترس همگان است انجام میشود.
پس، راستی چرا ریاضیات میخوانیم؟ به نظر من این سؤال وقتی قابل بحث و بررسی است که نگاهی کمی کلیتر به برنامهی آموزش عمومی داشته باشیم. از ریاضیات که بگذریم راستی، اصلاً چرا زیست یا فیزیک یا شیمی یا ادبیات . . . میخوانیم؟ هدف آموزش عمومی چیست؟ شما در این مورد چه فکر میکنید؟
هدف اساسی و اصلی آموزش عمومی (اگرچه در کشور ما گم شده است) آموختن شیوهی تفکر و استدلال به دانشآموزان است. اگر به این هدف توجه کنیم بقیهی کارها بسیار ساده است. فکر میکنم موافقید که نمیتوانیم بچهها را سر کلاس بنشانیم و بگوییم: «خُب، قرار است که فکر کنیم و فکر کردن را یاد بگیریم» فکر کردن نیاز به ابزار و بهانه دارد. حال گسترهی این ابزارها و بهانهها میتواند بسیار وسیع باشد. ممکن است فکر کنیم که حالا که قرار است فکر کردن را تجربه کنیم و استدلال و تحلیلکردن را یاد بگیریم، بهترین ابزار چیزی مثل فلسفه یا منطق است. اما خُب، دقت کنید که اصلاً نمیشود با یک کودک یا نوجوان در مورد فلسفه و چیزهایی مثل وحدت وجود یا کثرت وجود یا پدیدارشناسی و هرمنوتیک و . . . حرف زد. ریاضیات، فیزیک، شیمی، ادبیات و . . . همگی ابزارهایی هستند که این بهانهها را فراهم میکنند و در عین حال زمینهساز پدیدآمدن یک ذهن آماده برای ورود به رشتههای مختلف دانشگاهی هستند. شاید این چیزها را (باز هم مثل خیلی چیزهای دیگر) فرنگیها بسیار بهتر و کاملتر از ما فهمیدهاند. چندی پیش یک کتاب پیشنیاز جبر را که برای دوره کالج نوشته شده بود بررسی میکردم. آنچه دیدم خیلی ساده بود: مطالب آن کتاب در سطح سال سوم راهنمایی و حداکثر اول دبیرستان کشور ماست.
راستش را بخواهید بچههای ما در دورهی دبیرستان (سه سال آموزش متوسطه و یک سال پیشدانشگاهی) تقریباً تا سطح درسهای سال دوم دورهی دانشگاههای کشورهای خارج را میخوانند. اما در کمال تعجب ما در هیچکدام از رشتههای علوم محض (ریاضی، فیزیک، شیمی و . . .) نظریهپرداز و محقق نداریم. ما فکر میکنیم هر چهقدر بیشتر بخوانیم و هرچه بتوانیم مسائل بیشتری حل کنیم حتماً موفقتریم. چندی پیش یکی از کسانی که میشناختم با تعجب تعریف میکرد که فلان استاد دانشگاه شریف بلد نبود یک انتگرال ساده را محاسبه کند و وقتی این را تعریف میکرد بسیار حیرتزده بود که چهطور چنین چیزی ممکن است. آنچه او توجه نکرده بود این بود که محاسبهی یک انتگرال چندان مهم نیست. آنچه لازم است قوهی تحلیل و تفکر است. متأسفانه با نظام فعلی آموزش و پرورش و بدتر از آن با شیوهی کنونی پذیرش دانشجو (کنکور سراسری و دانشگاه آزاد)، تقریباً پرونده هرچه تفکر و تعقل و تحلیل