
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 24 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین
موضوع تحقیق : چغندر قند
2
بسمهتعالی
فهرست
3
عنوان تحقیق 1: ویژگیهای ملاس چغندر قند و نیشکروآزمون مربوط به آن
-هدف
-تعریف
-ویژگیها
-شرایط حمل نشانهگذاری
-نمونهبرداری
-روشهای آزمون
-شرایط نگهداری
- دامنه ی کاربرد
-عوامل ناپذیرفتنی
-بسته بندی و نشانه گذاری
عنوان تحقیق 2 : سولفات آلومنیوم با 18 ملکول آب بعنوان محلول زلال کننده جایگزین سواستات سرب
عنوان تحقیق 3 : تعیین فاکتور قلیایی و رابطه آن با درصد استحصال شک
عنوان تحقیق 4 : تعداد و مقدار وزنی نمونه چغندرقند جهت ارزشیابی کمی و کیفی آن در ایستگاههای عیار سنجی
5
عنوان تحقیق 5 : استفاده از پلیمرهای جاذب الرطوبه در حفظ رطوبت و مواد غذائی نشا گلدانی چغندرقند
عنوان تحقیق 6 : بررسی و مقایسه عملکرد عیار سنجیهای موجود در کارخانه های قند استان آذربایجان غربی
عنوان تحقیق 7 : فرایند میکروفیلتراسیون و شاخص های تصفیه در صنعت قند
پیشگفتار
استاندارد ملاس چغندر و نیشکر: ویژگیها که نخستین بار در سال 1346 تهیه گردید براساس پیشنهادهای رسیده و بررسی و تایید کمیسیون فنی خوراک دام و طیور برای اولین بار مورد تجدیدنظر قرار گرفت و در هفتاد و هشتمین جلسه کمیته ملی استاندارد فرآوردههای کشاورزی و غذایی مورخ 67/12/21 تصویب شد , اینک به استناد ماده یک قانون مواد الحاقی به قانون تأسیس مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مصوب آذرماه 1349 به عنوان استاندارد رسمی ایران منتشر گردید .
برای حفظ همگامی و همآهنگی با پیشرفتهای ملی و جهانی در زمینه صنایع و علوم , استانداردهای ایران در مواقع لزوم مورد تجدیدنظر قرار خواهند گرفت و هرگونه پیشنهادی که برای اصلاح یا تکمیل این استاندار

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
مقدمه
آب ماده ای فراوان در کره زمین است. به شکل های مختلفی همچون دریا ، باران ، رودخانه و... دیده میشود. آب در چرخه خود، مرتباً از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشود، اما از بین نمیرود. هر گونه حیات محتاج آب میباشد. انسان ها از آب آشامیدنی استفاده میکنند، یعنی آبی که کیفیت آن مناسب سوخت و ساز بدن باشد.
با رشد جمعیت، منابع آب طبیعی در حال تمام شدن هستند و این مسئله ، سبب نگرانی بسیاری از دولتها در سراسر دنیا شده است. گاهی بدلیل مشکلات کمبود آب ، این ماده را جیره بندی میکنند تا مصرف آن را تعدیل نمایند.
ماده ای شگفت انگیز
فرمول شیمیایی آب
آب نوعی ماده مرکب است که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن ساخته شده است. آب را جزو دسته مخلوطها طبقهبندی نمیکنند، چون خواص آب نه به خواص هیدروژن شبیه است و نه به خواص اکسیژن. از ترکیب دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، یک مولکول آب بوجود میآید. یک قطره آب دارای تعداد بی شماری مولکول آب میباشد.
معادله شیمیایی واکنش بین هیدروژن و اکسیژن و تشکیل آب از قرار زیر است:
هر مولکول آب دارای یک ناحیه مثبت و یک ناحیه منفی است که این دو ناحیه در دو طرف مولکول آب واقع شدهاند. شیمیدانها با کمک شواهد به این نتیجه رسیدهاند که مولکول آب شکل خطی ندارد، یعنی به این صورت نیست که دو اتم هیدروژن بصورت خطی در دو طرف یک اتم اکسیژن قرار گرفته باشند (HــOــH). بلکه مولکول آب حالت خمیده ای دارد که اتم های هیدروژن در سر مثبت مولکول و اتم های اکسیژن در سر منفی مولکول آب تجمع پیدا نموده اند.
اشکال متغیر
آب در اشکال متفاوتی بر روی زمین یافت میشود. تنها ماده ای است که در طبیعت به هر سه حالت جامد، مایع و گاز وجود دارد. ابرها در آسمان، موج دریا، کوه یخی، توده های یخی در دل کوه ها و منابع آبی زیرزمینی تنها چند شکل از آب میباشند. طی اعمال تبخیر، میعان، انجماد و ذوب، آب مرتباً از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشود. این پدیده تبدیل آب را چرخه بزرگ آب مینامند.
از آنجا که بارندگی در صنعت کشاورزی و همچنین برای خود بشر بسیار با اهمیت است، به اشکال مختلف بارندگی نام های به خصوصی اطلاق میشود. بارندگی معمولاً بصورت باران است. دیگر اشکال آن، تگرگ،برف، مه و شبنم میباشند. همچنین، از برخورد نور با قطرات باران، رنگین کمان پدید میآید.
آبهای روی سطح زمین، نقش های مهمی ایفا میکنند؛ رودخانهها آب مورد نیاز کشاورزی را فراهم میکنند و دریاها هم وسیله ای برای تجارت و مبادله کالاها محسوب میشوند. توده های یخی و آبشارها هم از دیگر اشکال آب هستند. فرسایش به وسیله ی آب، نقش مهمی در شکل محیط زیست ایفا میکند.
به علاوه، دره ها و دلتاهای حاصل از رسوبات رودخانهها، محلی برای سکنی گزیدن انسان ها بوده است. آب به داخل زمین هم نفوذ میکند و آبهای زیرزمینی را ایجاد میکند. آبهای زیرزمینی را میتوان با کندن چاه یا قنات استخراج نمود. البته آب های زیرزمینی به شکل چشمه یا چشمه آب گرم هم به سطح زمین میآیند.
آب املاح و مواد معدنی مختلفی دارد که بر حسب آن مواد، طعم و مزه اش بسیار تفاوت میکند. البته ما انسانها ، خود ، قادریم که آشامیدنی بودن آبی را ارزیابی کنیم؛ مثلاً از آب شور دریا و یا آبهای بدبوی باتلاق ها استفاده نمیکنیم. بلکه آبی می نوشیم که سالم بوده و مناسب نیازهای بدنمان باشد.
2
اهمیت آب در زندگی
آب خواص مهمی دارد که در زندگی ما بسیار با ارزشند. از جمله:
• حلال بسیار خوبی است.
• چگالی بالایی دارد و جالب این که وقتی یخ میزند یا حرارت میبیند، چگالی آن کاهش مییابد.
• گرمای تبخیر آب بالاست. یعنی برای تبدیل مقدار کمی آب به بخار، گرمای زیادی لازم است. این خاصیت برای بدن ما بسیار با اهمیت میباشد. گرمای اضافی بدن با تبخیر تنها مقدار کمی از آب بدن از طریق منافذ پوست تعریق کاسته میشود.
• نیروی کشش سطحی آن به طور شگفت انگیزی زیاد است. گهگاه شاهد نشستن حشرات روی سطح آب بودهایم. اگر به دقت به طرز قرار گرفتن حشره روی سطح آب نگاه کنید، متوجه میشوید که سطح آب زیر پای حشره، مانند یک تشک ابری فرو میرود؛ اما پاره نمیشود.
• آب مواد مختلف از جمله شکر و نمک را براحتی در خود حل میکند. بسیاری از واکنش های شیمیایی تنها در حضور آب انجام میشوند. البته پاره ای مواد با آب مخلوط نمیشوند، مثل لیپیدها و دیگر مواد هیدرات کربندار. غشاء سلولی که حاوی لیپیدها و پروتئین است، از این خاصیت آب سود جسته و تعاملات محتویات سلولی با مواد شیمیایی خارج سلول را بدقت تحت کنترل دارد.
• یکی دیگر از خواص جالب آب، حالت جامد آن، یعنی یخ میباشد. هنگامی که آب بر اثر سرما به یخ تبدیل میشود، انبساط مییابد، بدین معنا که حجم بیشتری را اشغال میکند.
بنابراین، حجمی از یخ که همحجم آب اولیه است، جرم کمتری دارد. به این علت میگویند که چگالی یخ از آب کمتر است و همین مسئله باعث میشود که یخ روی آب شناور بماند. در حالی که در بیشتر موارد، چگالی ماده جامد از حالت مایع آن بیشتر است.
این ویژگی آب سبب میشود که بر خلاف بسیاری از مایعات، آب از سطح شروع به انجماد کند. این پدیده را بارها به هنگام شروع یخ زدن آب، درون فریزر منزلتان دیده اید؛ در زمستان با یخ زدن سطح آب دریاچهها، لایه عایقی از یخ ایجاد میشود که این لایه، از یخ زدن لایه های زیرین خود جلوگیری مینماید. در این شرایط ، ماهی ها و دیگر آبزیان میتوانند در مناطق گرمتر زیرین به حیات خود ادامه دهند.
• دیگر ویژگی غیر عادی آب، ظرفیت گرمایی بالای آن میباشد. ظرفیت گرمایی یک جسم، مقدار گرمایی است که به جسم میدهیم تا دمایش، 1 درجه سانتی گراد افزایش یابد. جالب است بدانید که مقدار گرمایی که لازم است تا دمای 1 گرم آب را 1 درجه سانتی گراد افزایش دهد، حدود 10 برابر مقدار گرمایی است که برای 1 گرم آهن لازم است.
آب در زندگی روزانه
وجود هر گونه حیات، متکی به وجود آب است. آب در بیشتر فرایندهای متابولیسمی بدن، نقش حیاتی دارد. هنگام گوارش غذا، مقادیر قابل توجهی آب مورد استفاده قرار میگیرد.تقریباً 70 درصد وزن بدن را آب تشکیل میدهد. برای عملکرد درست، بدن ، روزانه به 1 تا 7 لیتر آب نیاز دارد البته این میزان آب به مقدار فعالیت بدن ، دمای هوا ، رطوبت و دیگر عوامل بستگی دارد. آب از طریق ادرار ، مدفوع ، تعریق و همچنین از طریق بازدم به شکل بخار آب دفع میشود.
3
بدن انسان به آبی نیاز دارد که نمک یا ناخالصی های دیگر ( مثل باکتری یا دیگر عوامل بیماریزا و یا مواد شیمیایی) نداشته باشد. البته برخی مواد محلول در آب طعم و مزه آن را بهتر هم میکند. امروزه ، با توجه به رشد روز افزون جمعیت ، میزان سرانه آب آشامیدنی کاهش یافته است.
راه حل های تحت بررسی، تولید بیشتر آب ، بهبود توزیع و جلوگیری از هدر رفتن آن میباشد.
مصرف آشکار و نهان آب
تحقیقات آماری در بسیاری از کشورها نشان میدهد که میانگین مصرف روزانه آب برای هر نفر، حدود 300 لیتر است. در حالی که مصرف نهان آب برای هر نفر ، حدود 6000 لیتر و از قرار زیر میباشد:
آبیاری کشتزارها و تهیه و تولید مواد غذایی: 2600 لیتر
• تأمین انرژی: 2400 لیتر
• صنایع و معادن: 700 لیتر
• امور بازرگانی و خدمات: 34 لیتر
منبع کمیاب
در بسیاری از کشورها ، آب نوعی منبع استراتژیک محسوب میشود. بسیاری از جنگها از جمله جنگ 6 روزه در خاور میانه، بر سر به دست آوردن منابع آبی بیشتر صورت گرفت. البته کارشناسان، مشکلات بیشتری را هم پیش بینی میکنند که بدلیل رشد جمعیت، آلودگی آب ها و گرم شدن زمین حادث میشود.
آب آشامیدنی
آبهای آشامیدنی را از چشمه ها ، قنات ها و یا چاه ها استخراج میکنند. بنابراین ، برای تولید بیشتر آب ، میتوان چاههای بیشتری ساخت. باران و دریا هم از دیگر منابع آبی هستند که البته به عنوان آب آشامیدنی مناسب نیستند. این گونه آبها را باید تصفیه نمود. روش های معروف تصفیه آب ، تقطیر و جوشاندن میباشند.
آب ، فرهنگ و مذهب
در بیشتر ادیان از جمله اسلام، مسیحیت و یهودیت، آب ماده پاککننده محسوب میشود. برای مثال، در مسیحیت غسل تعمید را در کلیسا با آب انجام میدهند.
در بسیاری ادیان همچون اسلام نوعی مراسم عبادی وجود دارد که در آن ، مرده را با آب پاک شستشو میدهند (غسل). در دین اسلام هم تنها پس از وضو گرفتن (شستن بخشهایی از بدن با آب پاک) می توان فریضه نماز را بجا آورد.
در مذهب شینتو (مذهب ژاپنی) در تمام مراسم عبادی از آب برای پاکیزه ساختن بدن فرد یا مکان خاصی استفاده میشود.
شناخت محیط رشد:آب
اهمیت آب در تولید محصولات گیاهی غیر قابل انکار است. میزان آب موجود در هر منطقه معرف آن است که از نظر اقتصادی چه گیاهی را می توان کاشت و چه گیاهی را نمی توان. بسیاری از اعمال حیاتی گیاه توسط آب کنترل می شود. آب از مواد اصلی تشکیل دهنده یاخته زنده می باشد و میزان آن در بافت های مختلف متفاوت بوده از 2% در بعضی بذور خشک تا 40% در بافت های چوبی در حال خواب و 95% در میوه های آبدار (مانند هندوانه) دیده می
4
شود. آب هم حلال است و هم وسیله ای برای انتقال مواد در داخل گیاه کمبود آب در گیاه باعث توقف رشد، و ادامه این کمبود منجر به اختلالات برگشت ناپذیر می گردد و گاهی هم موجب مرگ گیاه می شود. این عمل در نواحی گرم و خشک و گیاهانی که بر اساس ویژگی گونه ای دارای تبخیر شدید می باشند، به سرعت اتفاق می افتد میزان مصرف آب در گیاهان مختلف متفاوت است برای مثال برای تولید هر گرم ماده خشک در سوزنی برگها 50 گرم آب و در سبزهای برگی 2500 گرم آب مصرف می شود بطورکلی، برای بیشتر گیاهان، این مقدار بین 300 تا 1000 گرم می باشد. وقتی گیاه در حال رشد است پیوسته آب از زمین جذب کرده و از برگ ها آن را تبخیر می کند. میزان تبخیر آب از سطح برگ بستگی به دما جریان هوا و عوامل دیگری مانند تعداد و چگونگی روزنه ها، رطوبت نسبی هوا و غیره دارد. خورشید ، انرژی لازم را برای تبخیر آب از سطح برگ تامین می کند. اگر بین جذب آب و تبخیر تعادل برقرار باشد تمام فرآیندهای گیاهی بطور طبیعی پیش می رود و گرنه یکی از دو حالت زیر پیش می آید :
الف : اگر مقدار جذب بیشتر از مقدار دفع باشد : این حالت ممکن است در اثر کم بودن شاخساره نسبت به ریشه، پیرایش (هرس) بی قاعده، حمله آفات و امراض و یا بالا بودن رطوبت نسبی هوا اتفاق بیفتد در این حالت فشار آب درون یاخته ها یا آوندها بالا می رود. علایم عمومی این حالت، درازی و باریکی و نرمی ساقه گیاه و خوابیدگی آن روی زمین و ترک خوردن میوه (به علت به هم خوردن رابطه سطح و حجم) است.
ب : مقدار دفع بیشتر از جذب باشد : این حالت ممکن است در اثر خشک بودن خاک، کمبود ریشه نسبت به شاخساره، یا در اثر جابجا کردن گیاه پیش بیاید. این حالت باعث تیرگی رنگ برگها و در صورت ادامه باعث پژمردگی آنها و خشک شدن گیاه می شود. کم آبی مزمن در بعضی از انواع هندوانه و گوجه فرنگی باعث پوسیدگی گلگاه می شود.
چشمه
هرگاه آبهای زیرزمینی از راههای طبیعی به خارج راه پیدا کنند چشمهها را تشکیل میدهند. بعضی از چشمهها برای چشمه با تمام سال و بعضیها برای مدت کوتاه و یا بطور متناوب جاری هستند.
دید کلی
مقدار آب چشمهها مخصوصا آنهایی که در تمام سال جاری میگردند در فصول سال متغیر میباشد و بستگی به آب و هوا و بخصوص شرایط زمین شناسی ناحیه دارد. غالب چشمهها دارای مواد معدنی محلول در آب بوده و این مواد محلول در آب پس از رسیدن به مظهر چشمه در کنارهای آن رسوب میکند. چشمههای آهکی ، گوگردی و غیره در اطراف چشمه رسوبی این مواد را بر جا میگذارند.
تشکیل چشمهها
معمولا چشمهها وقتی تشکیل میشوند که رسوبات نفوذپذیر مانند قلوه سنگ ، شن و ماسه ، ماسه سنگ ، کنگلومرا و غیره روی رسوبات غیر قابل نفوذ قرار گرفته باشد و همچنین آبهای زیرزمینی از محلهایی که دارای مقاومت کمتری بوده مانند درز ، شکاف و یا گسلها خارج میشوند. و البته نوع گسل و وضع زمین شناسی در تعیین این مسیر اهمیت خیلی زیادی دارد.
اکثر چشمهها در دامنه کوهها و یا در کف درهها تشکیل میشوند. گاهی اوقات ممکن است چشمههایی که دارای فشار خیلی زیادی هستند در کف دریاها ظاهر شوند و قبل از اینکه آب این چشمهها با آب شور دریا مخلوط میشود به سطح دریا میرسد. بدین طریق یک محوطه آب شیرین در داخل آب دریا بوجود میآید. در سواحل یونان در فاصله خلیج آراگوس (Argos) چنین آب شیرین به قطر 15 متر دیده میشود.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
چشمان مونالیزا با لبان ژیژک
اسلاوی ژیژک جزو معدود متفکرانی است که در ایران امروز از او بسیار سخن می رود و نیز به همان میزان از او کتاب ترجمه می شود و عرصه مجازی به نحوی در تسخیر هواداران اوست . اما در بازار شلوغ مونتاژِ نظریات ، رسانه های مکتوب (نشریات ، ماهنامه ها ، روزنامه ها ) نه تنها او را جدی نمی گیرند بلکه حتی او را در حد یک کمدین پائین می آورند ، حقیقتی مدفون ، که از یک طرف در عرصه مجازی اینگونه طرفداران پرپاقرصی به هم زده است و از سوی دیگر مخالفانی که در رسانه های مکتوب ، این چنین او را نه تنها نادیده می گیرند بلکه حتی او را سطحی و مسخره قلمداد می کنند .
ژیژک اولین متفکری نیست که در الکلنگ زشتُ زیبا، این یا آن ، مورد هجمه و تصاویر قالبی کلیشه ای ، تحریف شده است . پیش از او فوکو ، هابرماس و حتی پیش تر پوپر و مارکس هم با چنین سرنوشتی دچار شده بودند . مُد های فکری چون نسیمی این متفکران را در گیسوان خودبزرگ بینی توام با عقده حقارت بالا می بردند و از سوی دیگر گروهی آن ها را در زیرِ باد انتقادِ سطحی و کلیشه ای به گلوله می بستند .
در این گرماگرم بازار داغ مونتاژ نظریات روزنامه ها و … با تیراژ بالا به توزیع مطالب فست فودی و نیم بند در ستون ها ی چند خطی و پاروقی ها سعی می کردند تکلیف همه این متفکرین را یک شبه یکسره کنند و مُهر باطل شد بر آن ها بزنند ، که اساسا خلقت آن ها اشتباه بوده و باید از بود خود توبه کنند . همه همه پُر از انتزاع ها و کلی بافی های توخالی و غیر انضمامی به نحوی که حتی اگر در این پرفورمنس غمگین به رسم اتهامات منتقدین فرض را بر این بگذاریم که ژیژک ، فوکو ، … دلقک های بی مزه با عمارت های توخالی هستند ، لااقل باشکوه تر و خلاقانه تر از نوشته های بی سرته و چند وجبی همین منتقدان است که با انتزاع های خُشک و واحد آجین شده اند .
رسم مرسوم مخالف خوان در مجلات امروز خوانشی از ژیژک را ترویج می کنند که به مراتب ریاکارانه تر از گروه نخست است که نظریات او را در تحلیل و تبیین مسائل روز به کار می گیرد چرا که خواندن متنی با این فرض « که پیام اصلی آن باید نادرست باشد تفسیر ریاکارانه را حتی به نحو بهتری تضمین می کند تا خواندن آن با این فرض که آن چه این متفکرین می گویند باید درست باشد . »[1] زیرا این خیال باطل را مفروض می گیرد که انگار اصول لایتغیر و ثابتی در فلسفه و اندیشه سیاسی حضور دارند که باید متن یا متفکرِ تحت بررسی مبتنی با آن اصول و نگرش ها ارزش گذاری شود .
چنین مخالفانی به پرسش هایی که ژیژک مطرح می کند نه تنها علاقه نشان نمی دهند که حتی کمتر حاضر نیستند به قرائت متون سنگینِ فلسفی او که با چاشنی روانکاوی و ارجاعات مکرر به نظریات فرهنگی و بازخوانی فیلم سنگین تر شده است بپردازند .
انتقادات جامع الطرافی از سوی این دست از روزنامه نگاران مطرح شده است که تکرار آن نوعی مشروعیت به این ادعاهای گزاف است . دامن زدن به آن موجب تشدید بدفهمی و ترویج بی فرهنگی علمی از طریق تکرار اشتباهات مطروحه است . از این رو این یادداشت بر آن است به جای پاورقی نویسی و به ناکجاآباد بردن گفتمان های در راه مانده به نام ژیژک ، به این سوال ها بپردازد ، چرا ژیژک تا این حد مهم است که بخش وسیعی از عالم نظریه را در عرصه مجازی به خود اختصاص داده است ؟ و چه رویکرد انضمامی در نظریات او وجود دارد که سیل کثیری به ترجمه آثار او دست زده اند و میل کثیرتری در شهوت خواندن آنها ؟ این سوالات فی الجمله در عنوان چرا ژیژک خلاصه می شود . شرح اندکی از این که چرا درک و تطور آثار او مهم است ؟
از این رو بند الف : به ریشه های فکری و سهم نوآورانه ژیژک در تاریخ روشنفکری غرب می پردازد و بند ب : که پاشنه آشیل مخاطب ایرانی در درک آراء ژیژک است به روش شناسی ژیژک ، سبک و متُدی که به دلیل غیر آکادمیک بودن او برای خواننده ایرانی غیر ملموس و توام با کژفهمی است توجه می شود . و در بند ج : سه اصل مهم و کلیدی که ژیژک بر آن ها بسیار موکد است طرح می شود که قابل تامل ، جذاب و در عین حال می توان در وضعیت فعلی با آن به پیوند انضمامی رسید . اگرچه نگارند خود می داند سه گانه طرح شده همه چیز نیست و شاید در وجوه دیگر آراء او کم اهمیت تر باشد ، ولیکن از آن جا که نگارنده آن ها را در پیوند با شرایط امروز ایران انضمامی تر می بیند ، بنا به صلاح دید شخصی به طرح آن ها می پردازد .
الف : گلین دالی « ژیژک را در حکم معادلِ فلسفی نوعی طاعون یا ویروس کامپیوتری می داند که هدفش برهم زدن نمودها و ظواهر فارغ البال آن چیزی است که می توان آن را شبکه یا ماتریس سرمایه داری –لیبرال –جهانی نامید . »[2] این ویروس و طاعون مزمن را نمی توان در هیچ دست بندی کلیشه ای از نوع آکادمیک آن قرار داد ، مثل لاکان ( 1901 -1981) ژیژک هم به شدت از برچسب هایی که بر او می زنند پرهیز می کند . به همین دلیل هم هست که نه می توان او را پست مدرن به حساب آورد و هم نیاورد ، .. و بدین ترتیب او را نمی توان مارکسیت ، هگلی ، هایدگری ، دریدایی … در مفهوم قالبی آن نامید . چرا که ممکن است در یک زمان باشد و در زمانی دیگر نه . با این وجود « ایده ها و تاثیرات کلی هر یک از متفکرین که در آراء ژیژک از آن سخن می رود با یکدیگر هم پوشی پیدا می کنند ، اما به طور کلی می توان گفت فلسفه هگل نوع یا روش اندیشیدنی که ژیژک پیدا کرده است را زیر نفوذ خود دارد ، آثار مارکس انگیزه یا دلیلی برای کتاب های او فراهم می آورد و روان کاوی لاکانی چهارچوب مفهومی را برای پرداختن به موضوعات تحلیل های او. »[3]
مایرز ( نویسنده ای که کتابی هم درباره اسلاوی ژیژک دارد ) می گوید : « لاکانی که در کتاب های ژیژک می خوانید عمدتا لاکان خاص ژیژک است . » [4] و این خاص بودگی که مایرز درباره ” لاکان ” بر آن موکد است توسط منتقدین آثار ژیژک ، درباره هگل ، مارکس ، … تکرار می شود . « در واقع سهم نوآورانه ژیژک در تاریخ روشنفکری غرب در تلفیق فوق العاده ای است که او از نظریه روان کاوی لاکان ، فلسفه قاره ی (و به طور اخص قرائت ضد ماهیت باورانه اش از هگل )و نظریه سیاسی مارکسیستی ارائه کرده است . او به وضوح این اندیشه متعالی را با نمونه های برگرفته از ادبیات و فرهنگ عامه پسند ترسیم می کند که نه تنها شکسپیر ، واگنر یا کافکا را در بر می گیرد ؛ بلکه فیلم نوآر ، سریال های آبکی ، کارتون ها و لطیفه های مستهجنی را نیز شامل می شود که در حوزه ابتذال قرار دارند . »[5] و به واسطه همین امر است که می توان فهمید چرا او تا بدین حد در میان افراد مختلفِ متکثر هواخواه دارد . به این دلیل که او در محدوده یک موضوع واحد نمی گنجد و درواقع او یک محصول فرهنگ عامه پسند است . اسب تروا ، در قالب یک کالای سرمایه داری که اتفاقا برای نابودی خود سرمایه داری وارد تروی شده است .
این روش غیر مرسوم که با آکادمی سر ناسازگار دارد و پُر از جوک ها و لطیفه ها و مثال های ساده و ملموس است ، امری اتفاقی نیست . ژیژک وام دار ژاک لاکان است « فردی که دانشگاهی و نویسنده نبود و عمیقا به دانشگاه و کلام دانشگاه بدگمان بود . » [6] ژیژک در مصاحبه خود با اومانیته بر این امر تاکید می گذارد که از دانشجویان متنفر است و اساسا « آکادمی خود یک ساز برگ ایدئولوژیک دولت است . » در واقع به واسطه همین فضای خشک و ایدئولوژیک زده آکادمی است که او ترجیح می دهد خارج از دانشگاه در سالن تئاتر ، .. برای هوادارنش سخنرانی کند . جلساتی که شاید از برخی برنامه های تلویزونی سرگرم کننده تر و مفرح تر هم هست . ژیژک در آخرین سمیناری که در لندن به اتفاق تیلور نویسنده کتابی با عنوان ژیژک و رسانه حضور پیدا کرده بود بر این امر صحه می گذارد که وقتی نکته ای به طنز طرح می شود برای مخاطبان تاثیر گذارتر است ، چون در آن لحظه کارکرد ایدئولوژیک و کلبی مسلکی ناشی از آن به کمترین حد خود می رسد .
ب : روش شناسی اسلاوی ژیژک را می توان با تسامح در( روش شناسی انتقادی )گنجاند . او اگر چه همانگونه که خود معترف است با متفکران مکتب فرانکفورت زاویه دارد ، ولی با دیگر متفکران ای که در این سبک و روش شناسی می گنجد (مکتب پراکسیس ) هم تراز است . همانگونه که حتی خود معترف است ، نخستین پیشرفت غیر منتظره اش در فلسفه زمانی آغاز شد که گروه پراکسیس اغوایش کرد .
« حدود پانزده سال داشتم که به خواندن متون استاندارد و کلاسیک مارکسیستی –دیالکتیک ، غیره را شروع کردم ، و نخستین پیشرفت غیر منتظره ام مربوط به زمانی بود که گروه پراکسیس (مجله ای نسبتا دگر اندیش که از به اصطلاح مارکسیست انسان گرایانه طرفداری می کرد ) اغوایم کرد و برای نخستین بار از ایدئولوژی رسمی فاصله گرفتم . » [7]
در روش شناسی انتقادی سه اصل را می توان در نظر گرفت و بر پایه آن سنجید که آیا آراء ژیژک را می توان در این روش شناسی قرار داد ؟ این اصول برجسته عبارتند از :
الف: اعلام تمایز میان ظاهر و واقعیت : کژ نگریستن – نفی در نفی
ب : پراکسیس (تلازم ارتباط ذهن و عین )
ج : نقد جامعه مدرن و سرمایه داری پیشرفته
الف : وقتی پژوهشگری می پذیرد که نظم موجود طبیعی است و نظم دیگر غیر از آن قابل تصور نیست ، این بدان معناست که او در پی اصلاح وضع موجود نیست در مقابل ، نظریه انتقادی چنین فرض می کند که زندگی روزمره و عادی انسان ، بر پایه ” پندار “استوار است و مردم به این پندارها خو کرده اند»[8] حال آن که ژیژک در منطق دیالکتیک هگلی که با اقتصاد سیاسی در هم آمیخته ، و برای تبیین آن به روانکاوی ، زبان شناسی متوسل شده است ، قصد دارد بگوید که زبان به عنوان عامل انتقال “امر واقع “به “واقعیت “ناتوان است و نمی توان همه آنچه واقعی است را به ما نشان دهد ، سایه ای از کلبی مسلکی ایدئولوژیکی وجود دارد که حتی اگر پرده ایدئولوژی را کنار بزنیم ، باز سوژه خود به خود دست به عملی می زند که خلاف آگاهی است . ژیژک این دوگانگی میان” امر واقع” و “واقعیت ” را این گونه تشریح می کند :« ((واقعیت)) واقعیت اجتماعی انسانهای ملموسی که درگیر تعامل و فرایندهای تولیدند حال آنکه ((امر واقع )) منطق موهوم ((انتزاعی )) و چاره ناپذیر سرمایه است که آنچه در واقعیت اجتماعی جریان دارد تعیین می کند . می توان این شکاف و جدایی را به شکلی آشکار هنگامی مشاهده کرد که فردی از کشوری دیدن می کند که زندگی در آن به روشنی در هم ریخته و به اصطلاح شیر تو شیر است . در چنین کشوری شاهد زوال محیط زیست و فلاکت انسانها هستیم . اما گزارش اقتصاددانان که پس از این دیدار به دست ما می رسد از این خبر می دهد که وضعیت اقتصادی آن کشور (( از نظر مالی بی عیب و نقص )) است –واقعیت اهمیت ندارد آنچه مهم است وضعیت سرمایه است …..»[9]
این دوگانگی که ژیژک بدان معتقد است ، به عنوان اصل مهمی مطرح می شود که روش شناسی انتقادی مبتنی بر نقد روش شناسی پوزتویستی خود را از آن متمایز می سازد .
اول اینکه :« با ادراک و تجربه محض می توان صدق و کذب گزاره ها را تعیین کرد . همان پراکسیس ، یا در هم تنیدگی اقتصاد سیاسی و نقد آگاهی است »[10] مبتنی بر این که چون ”صورِ ظاهر” به تنهایی مورد تاکید نیست ، به طریق اولی هم نمی توان تنها به تجربه محض اکتفا کرد . چون روحی در جریان است که نمی توان آن را تنها به تجربه در یافت . در واقع باید برای نوعی از دیالکتیک احترام قائل شد .
دوم : «اثبات گرایی ، به ظاهر اشیاء توجه می کند و از شناخت گوهر آن ها طفره می رود ، موقعیت تاریخی را در نظر نمی گیرد و به همین دلیل انتزاعی است . جزئیات را بررسی می کند و از شناخت کلیت ناتوان است »[11] به عبارتی همان انتقادی است که اسلاوی ژیژک دلیلش را در کاربرد روش (کژ نگریستن ) و (کلیت انضمامی ) مرتبط می سازد . تاکید به کلیت و نه جزء نگری و این که نگاه صرفا تجربی و مستقیم که فرایند تاریخی را در نظر نمی گیرد سطحی و بدون عمق است .
کژ نگریستن :
«مهمانی وارد خانه ییلاقی می شود و از پنجره عریض خانه به مزرعه پشت آن نگاه می کند . دختر خانواده تنها کسی است که او از هنگام ورود به خانه استقبالش می کند و به او می گوید همه دیگر اعضای خانواده به تازگی در تصادفی جان باخته اند ، کمی بعد ، وقتی مهمان دوباره از پنجره بیرون را نگاه می کند ، آنها را می بیند که آهسته در مزرعه به خانه نزدیک می شوند ، انگار که از شکار بر می گردند و بدین ترتیب چند کلمه ، چهارچوب پنجره را عوض می کند . کافی است تا پنجره معجز آسا به نوعی قالب فانتزی استحاله یابد و اعضای خانواده با جامه های گل آلودشان تغییر ماهیت دهند و به اشباحی خوفناک بدل گردند» [12] اسلاوی ژیژک با تاسی از ژاک لاکان معتقد به همین کژنگریستن است ، کژ نگریستن : «گونه ای از میزانسن مضامین نظری است ؛ جنبه هایی را در معرض دید می آورد که در حالات دیگر هرگز بدان توجه نمی کنیم»[13]« شیوه کژ نگریستن به لاکان کمک می کند به درک و تشخیص ویژگی هایی که معمولادر مستقیم نگاه کردن های آکادمیک از نظر دور می مانند توجه داشته باشد » [14]در واقع ژیژک با رویکر انتقادی به نگاه راست گرایانه و پوزتویستی معتقد است که این نگاه قابلیت درک واقعی محتوا را ندارد ، امری که در زیر لایه های خیالی و صوری پنهان است . «وقتی یک موجود خیالی ، امر تصوری ، شیئی از فضای درونی وارد دنیای واقعی ما بشود ؛ زمینه واقعیت را دچار پیچ و خم و پریشانی می کند –یک نیاز از طریق ایجاد پریشانی در واقعیت خود را تثبیت می کند . » [15].
«اگر به چیزی مستقیم نگاه کنیم ، آن را ((چنان که در واقعیت هست )) می بینیم و حال آنکه نگاه آشفته بر اثر آرزوها و اضطراب ها ی ما( کژ نگاه کردن )تصویری معوج و مبهم به دست می دهد . در تراز استعاره دوم اما ، رابطه دقیقا عکس این است : اگر به چیزی مستقیم نگاه کنیم ، یعنی بر حسب امور واقعی و عاری از احساس ، فارغ از علایق خویش یعنی به چیزها نظر افکنیم ، هیچ نمی بینیم ؛ الا لکه ای بی شکل و بی صورت ، شی تنها زمانی خصوصیاتی واضح و متمایز پیدا می کند که به آن از زوایه خاص نظر کنیم ، یعنی از منظر بسته به (علایق شخصی )که میل من آن را تقویت می کند ، بر آن سایه می اندازد و در آن دست می برد . » . [16] لاکان برای شرح این مهم به” نقاشی ُسفرا” اثر هانس هولبایین اشاره می کرد : «در پائین تصویر ، زیر پیکر دو سفیر وقتی مستقیم نگاه می کردی یک لکه بی معنی مشاهده می کردی ، ولی وقتی در آستانه دیواری که تابلو به آن آویزان شده بود با زاویه ای کج و غیر مستقیم نگاه می کردی آن لکه ، به یک بار شکل یک جمجمه را تداعی می کرد و بدین ترتیب معنای حقیق تابلو را فاش می کند –بی اعتبار بودن متاع دنیا ، اشیاء هنری و معرفتی که مابقی تصویر را پرکرده اند »[17]

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 43 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
چشماندازى به«اخلاق در قرآن»
مقدمه
اخلاق که با چگونگى رفتار و حالتهاى اختیارى انسان سروکار دارد، همواره جاذبه ویژهاى براى او داشته است و آدمى به دیده احترام در آن نگریسته است.
نهاد اخلاقى زندگى انسان، اساس و پایه تشکیل اجتماع و ظهور تمدنهاى بشرى است. حرمت اخلاق چنان است که حتى کسانى هم که خود به زیور اخلاق آراسته نیستند، آراستگان به فضایل اخلاقى را با دیده عزت مىنگرند و شان آنها را والا مىدانند.
جذبه و دلربایى اخلاق، اگر از چشمانداز قرآنى به آن نگریسته شود، دوچندان خواهد شد. زیرا قرآن آخرین کلام الهى با بشر است و به اقتضاى این ویژگى، کاملترین سخن را در باره اخلاق بیان کرده است. فضایل اخلاقى از نگاه قرآن، صرفا وسیلهاى براى ساماندهى به رفتار این جهانى آدمى، به غرض نظم و انتظام دادن به زندگى او نیست، بلکه از آن مهمتر، چونان مصالح ساختمانى براى پىریزى بناى حیات ابدى او به حساب مىآید.
این نگرش فرجام شناسانه به فضایل و الزامهاى اخلاقى، چنان بر ارج و اهمیت آنها مىافزاید که بدون وقوف در عرفات اخلاق، پاى نهادن به حرم رستگارى که مطلوب همیشگى آدمى است، ناممکن مىنماید.
از نگاه قرآن مىتوان مباحث مختلف مربوط به اخلاق را سامان داد; مثلا با تنظیم و تنسیق قواعد کلى اخلاقى، راه را براى علم اخلاق (۱) قرآنى هموار کرد. به علاوه، مىتوان با تامل در قواعد مذکور و بهرهگیرى از نصوص و ظواهر آیات قرآن، مبناى ارزشهاى اخلاقى را کشف کرد و زمینه حصول اخلاق هنجارى (۲) یا نظریه اخلاقى (۳) برگرفته از قرآن را فراهم آورد. افزون بر اینها، مىتوان با تامل در قواعد اخلاقى قرآن و نظریه اخلاقى برگرفته از آن، در کنار بهرهگیرى از هستىشناسى، و بویژه انسانشناسى قرآنى، مبانى فلسفى اخلاقى را هم به دست آورد و از رهگذر آن به تدوین فرااخلاق (۴) ملهم از قرآن پرداخت. (۵)
اگرچه پرداختن به اخلاق قرآنى در طبقهبندى رایج اندیشه اخلاقى (۶) ، به حوزه اخلاق توصیفى (۷) مربوط است، زیرا این شاخه است که به توصیف نظرگاههاى اخلاقى قرآن کریم و مکتب اسلام مىپردازد، اما بىتردید اخلاق قرآنى صرفا توصیف اخلاقیات نیست و چنانچه اشاره شد مىتواند زمینه لازم براى اندیشه فلسفى درباره مبناى ارزشهاى اخلاقى (اخلاق هنجارى) و پیشفرضها، مفاهیم و مبانى اخلاق (فرااخلاق) را فراهم آورد.
به علاوه این که توصیفى بودن بحث اخلاق قرآنى به معناى فقدان نقش انگیزشى آن نیست. زیرا قرآن کتاب هدایت و رستگارى است و توصیف راه رستگارى، بهترین نوع ایجاد انگیزش در کسانى است که به قرآن ایمان دارند; و به این جهت است که پرداختن به اخلاق قرآنى براى مسلمانان چیزى بیش از یک پژوهش علمى است و در واقع براى آنها که در این جهان گذرا و فانى، دل در گرو حیات جاویدانى دارند که نشانههایش را، علاوه بر وجدان و عمق جان خویش، در پژمردگى و فناپذیرى جلوههاى مختلف زندگى این جهانى مىبینند یک فریضه است.
کتاب اخلاق در قرآن (۸) بخشى از سلسله دروس «معارف قرآن» استاد مصباح یزدى در حوزه علمیه قم است، که به اخلاق قرآنى مىپردازد. این کتاب از جنبههاى مختلف اخلاق قرآنى بحث مىکند. بخش اول کتاب به تحلیل مفاهیم اخلاقى و تبیین پیشفرضهاى اخلاق و نیز ارائه نظریه اخلاقى قرآن مى
1
چشماندازى به«اخلاق در قرآن»
مقدمه
اخلاق که با چگونگى رفتار و حالتهاى اختیارى انسان سروکار دارد، همواره جاذبه ویژهاى براى او داشته است و آدمى به دیده احترام در آن نگریسته است.
نهاد اخلاقى زندگى انسان، اساس و پایه تشکیل اجتماع و ظهور تمدنهاى بشرى است. حرمت اخلاق چنان است که حتى کسانى هم که خود به زیور اخلاق آراسته نیستند، آراستگان به فضایل اخلاقى را با دیده عزت مىنگرند و شان آنها را والا مىدانند.
جذبه و دلربایى اخلاق، اگر از چشمانداز قرآنى به آن نگریسته شود، دوچندان خواهد شد. زیرا قرآن آخرین کلام الهى با بشر است و به اقتضاى این ویژگى، کاملترین سخن را در باره اخلاق بیان کرده است. فضایل اخلاقى از نگاه قرآن، صرفا وسیلهاى براى ساماندهى به رفتار این جهانى آدمى، به غرض نظم و انتظام دادن به زندگى او نیست، بلکه از آن مهمتر، چونان مصالح ساختمانى براى پىریزى بناى حیات ابدى او به حساب مىآید.
این نگرش فرجام شناسانه به فضایل و الزامهاى اخلاقى، چنان بر ارج و اهمیت آنها مىافزاید که بدون وقوف در عرفات اخلاق، پاى نهادن به حرم رستگارى که مطلوب همیشگى آدمى است، ناممکن مىنماید.
از نگاه قرآن مىتوان مباحث مختلف مربوط به اخلاق را سامان داد; مثلا با تنظیم و تنسیق قواعد کلى اخلاقى، راه را براى علم اخلاق (۱) قرآنى هموار کرد. به علاوه، مىتوان با تامل در قواعد مذکور و بهرهگیرى از نصوص و ظواهر آیات قرآن، مبناى ارزشهاى اخلاقى را کشف کرد و زمینه حصول اخلاق هنجارى (۲) یا نظریه اخلاقى (۳) برگرفته از قرآن را فراهم آورد. افزون بر اینها، مىتوان با تامل در قواعد اخلاقى قرآن و نظریه اخلاقى برگرفته از آن، در کنار بهرهگیرى از هستىشناسى، و بویژه انسانشناسى قرآنى، مبانى فلسفى اخلاقى را هم به دست آورد و از رهگذر آن به تدوین فرااخلاق (۴) ملهم از قرآن پرداخت. (۵)
اگرچه پرداختن به اخلاق قرآنى در طبقهبندى رایج اندیشه اخلاقى (۶) ، به حوزه اخلاق توصیفى (۷) مربوط است، زیرا این شاخه است که به توصیف نظرگاههاى اخلاقى قرآن کریم و مکتب اسلام مىپردازد، اما بىتردید اخلاق قرآنى صرفا توصیف اخلاقیات نیست و چنانچه اشاره شد مىتواند زمینه لازم براى اندیشه فلسفى درباره مبناى ارزشهاى اخلاقى (اخلاق هنجارى) و پیشفرضها، مفاهیم و مبانى اخلاق (فرااخلاق) را فراهم آورد.
به علاوه این که توصیفى بودن بحث اخلاق قرآنى به معناى فقدان نقش انگیزشى آن نیست. زیرا قرآن کتاب هدایت و رستگارى است و توصیف راه رستگارى، بهترین نوع ایجاد انگیزش در کسانى است که به قرآن ایمان دارند; و به این جهت است که پرداختن به اخلاق قرآنى براى مسلمانان چیزى بیش از یک پژوهش علمى است و در واقع براى آنها که در این جهان گذرا و فانى، دل در گرو حیات جاویدانى دارند که نشانههایش را، علاوه بر وجدان و عمق جان خویش، در پژمردگى و فناپذیرى جلوههاى مختلف زندگى این جهانى مىبینند یک فریضه است.
کتاب اخلاق در قرآن (۸) بخشى از سلسله دروس «معارف قرآن» استاد مصباح یزدى در حوزه علمیه قم است، که به اخلاق قرآنى مىپردازد. این کتاب از جنبههاى مختلف اخلاق قرآنى بحث مىکند. بخش اول کتاب به تحلیل مفاهیم اخلاقى و تبیین پیشفرضهاى اخلاق و نیز ارائه نظریه اخلاقى قرآن مى
1
چشماندازى به«اخلاق در قرآن»
مقدمه
اخلاق که با چگونگى رفتار و حالتهاى اختیارى انسان سروکار دارد، همواره جاذبه ویژهاى براى او داشته است و آدمى به دیده احترام در آن نگریسته است.
نهاد اخلاقى زندگى انسان، اساس و پایه تشکیل اجتماع و ظهور تمدنهاى بشرى است. حرمت اخلاق چنان است که حتى کسانى هم که خود به زیور اخلاق آراسته نیستند، آراستگان به فضایل اخلاقى را با دیده عزت مىنگرند و شان آنها را والا مىدانند.
جذبه و دلربایى اخلاق، اگر از چشمانداز قرآنى به آن نگریسته شود، دوچندان خواهد شد. زیرا قرآن آخرین کلام الهى با بشر است و به اقتضاى این ویژگى، کاملترین سخن را در باره اخلاق بیان کرده است. فضایل اخلاقى از نگاه قرآن، صرفا وسیلهاى براى ساماندهى به رفتار این جهانى آدمى، به غرض نظم و انتظام دادن به زندگى او نیست، بلکه از آن مهمتر، چونان مصالح ساختمانى براى پىریزى بناى حیات ابدى او به حساب مىآید.
این نگرش فرجام شناسانه به فضایل و الزامهاى اخلاقى، چنان بر ارج و اهمیت آنها مىافزاید که بدون وقوف در عرفات اخلاق، پاى نهادن به حرم رستگارى که مطلوب همیشگى آدمى است، ناممکن مىنماید.
از نگاه قرآن مىتوان مباحث مختلف مربوط به اخلاق را سامان داد; مثلا با تنظیم و تنسیق قواعد کلى اخلاقى، راه را براى علم اخلاق (۱) قرآنى هموار کرد. به علاوه، مىتوان با تامل در قواعد مذکور و بهرهگیرى از نصوص و ظواهر آیات قرآن، مبناى ارزشهاى اخلاقى را کشف کرد و زمینه حصول اخلاق هنجارى (۲) یا نظریه اخلاقى (۳) برگرفته از قرآن را فراهم آورد. افزون بر اینها، مىتوان با تامل در قواعد اخلاقى قرآن و نظریه اخلاقى برگرفته از آن، در کنار بهرهگیرى از هستىشناسى، و بویژه انسانشناسى قرآنى، مبانى فلسفى اخلاقى را هم به دست آورد و از رهگذر آن به تدوین فرااخلاق (۴) ملهم از قرآن پرداخت. (۵)
اگرچه پرداختن به اخلاق قرآنى در طبقهبندى رایج اندیشه اخلاقى (۶) ، به حوزه اخلاق توصیفى (۷) مربوط است، زیرا این شاخه است که به توصیف نظرگاههاى اخلاقى قرآن کریم و مکتب اسلام مىپردازد، اما بىتردید اخلاق قرآنى صرفا توصیف اخلاقیات نیست و چنانچه اشاره شد مىتواند زمینه لازم براى اندیشه فلسفى درباره مبناى ارزشهاى اخلاقى (اخلاق هنجارى) و پیشفرضها، مفاهیم و مبانى اخلاق (فرااخلاق) را فراهم آورد.
به علاوه این که توصیفى بودن بحث اخلاق قرآنى به معناى فقدان نقش انگیزشى آن نیست. زیرا قرآن کتاب هدایت و رستگارى است و توصیف راه رستگارى، بهترین نوع ایجاد انگیزش در کسانى است که به قرآن ایمان دارند; و به این جهت است که پرداختن به اخلاق قرآنى براى مسلمانان چیزى بیش از یک پژوهش علمى است و در واقع براى آنها که در این جهان گذرا و فانى، دل در گرو حیات جاویدانى دارند که نشانههایش را، علاوه بر وجدان و عمق جان خویش، در پژمردگى و فناپذیرى جلوههاى مختلف زندگى این جهانى مىبینند یک فریضه است.
کتاب اخلاق در قرآن (۸) بخشى از سلسله دروس «معارف قرآن» استاد مصباح یزدى در حوزه علمیه قم است، که به اخلاق قرآنى مىپردازد. این کتاب از جنبههاى مختلف اخلاق قرآنى بحث مىکند. بخش اول کتاب به تحلیل مفاهیم اخلاقى و تبیین پیشفرضهاى اخلاق و نیز ارائه نظریه اخلاقى قرآن مى
3
پردازد. مجموعه مباحثبخش اول کتاب در حوزه فلسفه اخلاق قرار مىگیرد و مىتوان آن را نوعى فلسفه اخلاق ملهم از آیات قرآن دانست. سه بخش دیگر کتاب به ترتیب به بررسى اخلاقى رفتار انسان با خداوند، با خود و با دیگر انسانها مىپردازد.
مطالعه کتاب دیگر ایشان یعنى دروس فلسفه اخلاق (۹) مىتواند سهم زیادى در فهم دعاوى استاد در کتاب اخلاق در قرآن داشته باشد.
این مقاله گزارشى از بخش اول کتاب اخلاق در قرآن است. سعى نگارنده بر آن است که گزارش، مطابق با متن کتاب باشد; به این معنا که نکتهاى بیش از آنچه در کتاب آمده، در متن مقاله راه نیابد و از طرف دیگر چیزى از نکات اصلى کتاب برجا نماند.
۱. اصول موضوعه در علم اخلاق
تبیین نظریه اخلاقى قرآن محتاج بررسى و توضیح چند پیشفرض اخلاق است که خود قرآن هم به آنها اشاره کرده است:
الف) انسان موجودى است که توانایى کسب کمال را دارد و مىتواند خود را به زیور اخلاق (۱۰) بیاراید. او افزون بر این که توان چنین کارى را دارد، به این توانایى خود آگاهى دارد. به بیان دیگر، او هم موجود مختار است و هم به اختیار خود علم و آگاهى دارد. اصل اختیار آدمى و قدرت انتخاب او مورد تایید قرآن کریم است و تفصیل بحثبه حوزه انسانشناسى قرآنى مربوط مىشود. (۱۱)
البته مفهوم اختیار انسان باید با توجه به این نکته فهمیده شود که از دیدگاه قرآن همه امور، از جمله کسب کمال خود آدمى و هدایت و ضلالت او، مستند به خداوند است و در حیطه اقتدار الهى قرار دارد:
«انک لا تهدى من احببت ولکن الله یهدى من یشاء و هو اعلم بالمهتدین» (۱۲) (قصص/۵۶).
براساس بینش قرآنى، حتى میل و عطف توجه آدمى به خدا یا شیطان که اساس ایمان یا الحاد اوست، به دستخود خداوند است:
«...ولکن الله حبب الیکم الایمان و زینه فى قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان اولئک هم الراشدون» (۱۳) (حجرات/۷).
این نگرش توحیدى قرآن نباید به معناى انکار اختیار انسان تلقى شود. چرا که فاعلیت الهى در طول فاعلیت انسان است، و این دو در عرض هم نیستند تا نافى یکدیگر باشند. (۱۴)
بینش اسلامى ضمن قبول نقش عواملى مانند وراثت، محیط و تغذیه در شکلدهى به رفتار آدمى، عامل تعین بخش افعال و حالات نفسانى او را اراده خود آدمى به حساب مىآورد و اندازه مسؤلیت هرکس را به درجه و مرتبه اراده او مربوط مىداند.
باید به این نکته ظریف توجه داشت که اختیار انسان از بدیهىترین اصول اخلاقى اسلام است و از محکمات عقیدتى قرآن به شمار مىآید که باید در پرتو آن، متشابهات روایى و قرآنى را تفسیر و تبیین کرد، نه آن که با تکیه بر برخى آیات و روایات متشابه در صدد ایجاد تردید در اصل اختیار انسان برآمد.
ب) از تحلیل اختیار آدمى اصل وجود هدف براى افعال اختیارى او حاصل مىآید. زیرا آنچه انسان را به انجام کارى وامىدارد، انتظارى است که از انجام آن دارد و در اصطلاح فلسفى، علت غایى نامیده مىشود. علت غایى البته غیر از غایت است، که معمولا گفته مىشود در هر حرکتى وجود دارد. چرا که علت غایى اشاره به صدور فعل از موجود با شعور و آگاه دارد و بیانگر قصد فاعل آگاه از انجام فعل است.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
چشمانداز جهانی جامعهی اطلاعاتی
از اوایل دههی 1990، با پیشرفت و گسترش شبکهها و بزرگراههای اطلاعاتی جدید الکترونی و افزایش کاربرد تکنولوژیهای نوین ارتباطی در سراسر جهان، مسائل بینالمللی ناشی از آنها، اهمیت خاصی پیدا کردهاند. به همین جهت، در سالهای اخیر، به موازات توسعهی استفاده از شبکههای اطلاعاتی و به ویژه شبکهی «اینترنت» ، توجه به این مسائل بیشتر شده است. به طوری که علاوه بر تصمیمها و اقدامهای تازهای که در بعضی از کشورهای پیشرفتهی صنعتی دربارهی چگونگی کاربرد ارتباطات و اطلاعات الکترونی و ایجاد جامعهی اطلاعاتی صورت گرفتهاند، برخی سازمانهای بینالمللی و منطقهای، مانند «سازمان همکاری و توسعهی اقتصادی»، «شورای اروپا»، «اتحادیهی اروپایی» و گروه «8 کشور بزرگ صنعتی» نیز به ارزیابی و تصمیمگیری در زمینههای مختلف کاربرد این گونه ارتباطات و اطلاعات و مسائل جامعهی اطلاعاتی آینده، پرداختهاند. برای شناخت عوامل و شرایط زمینهساز فعالیتها و برنامههای جدید کشورها، سازمانها و نهادهای مذکور، یادآوری چگونگی پیدائی و پیشرفت تکنولوژی شبکهی اطلاعاتی «اینترنت» در ایالات متحدهی آمریکا و سیاستها و برنامههای مهم این کشور و سایر کشورهای بزرگ غربی دربارهی بزرگراهها و زیرساختهای اطلاعاتی و جامعهی اطلاعاتی طرف توجه آنها، ضروری است. 1- «اینترنت» و «جامعهی اطلاعاتی» پیدائی و پیشرفت «اینترنت»، در ایجاد شرایط گذر از «جامعهی صنعتی»، به «جامعهی اطلاعاتی» جایگاه برجستهای پیدا کرده است. شبکهی «اینترنت»، که اکنون به قول برخی از محققان ارتباطی ، ستون فقرات ارتباطات اطلاعاتی سراسری کرهی زمین و به عبارت دیگر، «شبکه شبکههای اطلاعرسانی» جهان شناخته میشود، معرف ساختار تحول یافتهی یک شبکهی اطلاعاتی نظامی است. این شبکه، در اوایل دههی 1960 به دنبال پرتاب نخستین قمرهای مصنوعی اتحاد جماهیر شوروی به فضای ماوراء جو زمین و افزایش نگرانی ایالات متحدهی آمریکا از خطرات حملات هستهای آن کشور، به منظور حفظ و حراست اسرار نظامی ارتش آمریکا در شرایط بسیار مخوف جنگ هستهای، از طرف «آژانس طرحهای پژوهشی پیشرفته» (آرپا)1، در وزارت دفاع ایالات
متحده، پایهگذاری شد. شبکهی یاد شده، که بر اساس سیستم تکنولوژی کلیدهای ارتباطی مستقل و مرتبط به بستههای اطلاعاتی جداگانه، استوار گردیده بود، به منظور جلوگیری از هدف قرار گرفتن آنها در یک جنگ هستهای احتمالی، از دسترسی مراکز فرماندهی و کنترل نظامی برکنار گذاشته شده بود. به گونهای که هر مجموعهی اطلاعاتی، مسیر خاص خود را در میان مدارهای ارتباطی مختلف شبکهی موردنظر، به صورت افقی طرح میکرد و در عین حال، امکان گردآوری تمام آنها، از هر واحد خاص نیز وجود داشت. مدتی بعد، تحت تأثیر پیشرفت تکنولوژی دیجیتال، امکان جمعآوری و بستهبندی هرگونه پیام و از جمله اصوات، تصویرها و دادهها و ایجاد شبکههای اطلاعاتی منتقلکنندهی انواع نمادها، بدون نیاز به هرگونه مزکر کنترل، پدید آمد و به این ترتیب، با استفاده از فراگیری بسیار گستردهی زبان دیجیتال و شبکهبندی نظام ارتباطی، شالودهی تکنولوژیک ارتباطات افقی جهانی، فراهم شد. نخستین شبکهی اطلاعاتی از این نوع، که به عنوان قدردانی از مؤسسهی بنیانگذار آن، «آرپانت»2 نامگذاری گردید، در سال 1969، به روی مراکز تحقیقاتی همکاری کننده با وزارت دفاع ایالات متحدهی آمریکا و از جمله دانشگاه کالیفرنیا و دانشگاه هاروارد، گشوده شد و در پی آن، پژوهشگران برای برقراری ارتباط علمی متقابل با یکدیگر، از این شبکه به بهرهبرداری پرداختند. در سال 1983، برای جدا ساختن کامل کاربردهای نظامی و غیرنظامی شبکهی مذکور، در کنار «آرپانت»، که از آن پس منحصراً به وسیلهی محققان دانشگاهی و مراکز علمی مورد استفاده قرار میگرفت، شبکهی مستقلی موسوم به «میلنت»3، برای پژوهشگران نظامی، تأسیس گردید. در طول سالهای بعد دههی 1980، «بنیاد ملّی علوم» ایالات متحده نیز به تقـویت و توسعهی شبکهی «آرپانت» کمک کرد و علاوه بر ایجاد یک شبکهی خاص علمی4، شبکهی دیگری با همکاری کمپانی مشهور «ای. بی. ام»5 ، به نام «بیت نت»6 ، برای استفادهی محققان زمینههای غیرعلمی، تأسیس نمود. با توجه به آن که تمام شبکههای مذکور، در فعالیتها و تماسهای ارتباطی خود، از سیستم اطلاعات «آرپانت» بهرهمند میشدند، مدتی نام این شبکهی میان شبکهای، ( آرپا ـ اینترنت)7 گفته میشد و سرانجام، به «اینترنت» 8، موسوم گردید. به موازات این تحولات و برای پاسخگوئی به رشد فعالیتهای
ارتباطی از طریق شبکههای اطلاعاتی و به ویژه «اینترنت»، تکنولوژی کامپیوتری نیز رو به تکامل و توسعه گذاشت. به این معنا، که از یک طرف، دستگاههای «کامپیوتر شخصی»9 ، به بازار آمدند و امکان گسترش شبکهها را افرایش دادند و از طرف دیگر، توانائیهای فنی کامپیوتری نیز بالا رفتند. شبکهی «آرپانت» در سالهای دههی 1970 ، از ارتباطهای دارای 56 هزار بیت10 در ثانیه استفاده میکرد. در سال 1987، خطوط ارتباطی این شبکه، از توانائی انتقال، 5/1 میلیون بیت در ثانیه برخوردار شدند. سرعت انتقال پیامهای «اینترنت»، در سال 1992، به 45 میلیون بیت در ثانیه ـ معادل 5 هزار صفحه در ثانیه ـ افزایش یافت و درسال 1995، تکنولوژی کامپیوتری مورد استفادهی «اینترنت»، به حد بسیار فوقالعادهای از پیشرفت رسید. به طوری که برای آن، امکان انتقال اطلاعاتی معادل مجموعهی دهها میلیون کتابها و نشریات کتابخانهی کنگرهی ایالات متحدهی آمریکا در هر دقیقه، فراهم گردید. درعین حال، افزایش توانائی فنی انتقال پیامهای ارتباطی از طریق «اینترنت»، به تنهائی برای گسترش شبکههای اطلاعرسانی در سطح جهانی کافی نبود و به این منظور، ارتباط متقابل رایانهها نیز ضرورت داشت. به همین لحاظ، برای از میان بردن این مانع، از سیستم ارتباطی ویژهای معروف به «یونیکس»11، که در سال 1969در آزمایشگاههای کمپانی معروف «بل»12 اختراع گردیده بود، کمک گرفته شد. کاربرد سیستم «یونیکس»، از سال 1983، که کوششهای محققان دانشگاه کالیفرنیا در «برکلی»، با مساعدت مالی «آژانس طرحهای پژوهشی پیشرفته» وزارت دفاع آمریکا، برای انطباق مجموعهای از پروتکلهای علمی، موسوم به «پروتکل کنترل انتقال بر پروتکل ارتباط متقابل»13 با این سیستم، به موفقیت رسیدند، رو به گسترش گذاشت و به این ترتیب، رایانهها امکان یافتند که علاوه برایجاد ارتباط متقابل با یکدیگر، به رمزگذاری و رمزگشائی مجموعههای دادههای مورد انتقال بسیار سریع در شبکهی «اینترنت» نیز اقدام کنند. از آن زمان، شبکههای اطلاعاتی محلی و منطقهای، توانائی پیدا کردند با هم ارتباط متقابل برقرار سازند و دادهها و پیامهای خود را به هر کجا که خطوط تلفنی و رایانههای مجهز به دستگاه «مودم»14 ـ برای اتصال رایانه به تلفن ـ وجود دارند، انتقال دهند. به این گونه، شبکهسازیهای
اطلاعاتی در سراسر جهان توسعه یافتند و مقدمات استفاده از «بزرگراههای اطلاعاتی» نیز فراهم گردیدند. باید یادآور شد که از اوایل دههی 1990، همراه با پیشرفت و گسترش تکنولوژی رایانهای «اینترنت»، کاربرد آن بیشتر به سه زمینهی خاص، شامل «پست الکترونی»15، سرویسهای اطلاعات درخواستی و بر روی خط16، مانند سرویس «تار عنکبوت گستردهی جهانی»17 و «گروههای مباحثهای و خبری»18 معطوف گردیده است. توسعهی استفاده از شبکهی «اینترنت»، در دورهی کوتاه فعالیت آن، بسیار چشمگیر بوده است. در سال 1973، شبکهی مذکور تنها 25 رایانه را در برمیگرفت و تا پایان دههی 1970 نیز نمیتوانست سالانه بیش از 256 رایانه را در کنار خود داشته باشد. در اوایل دههی 1980 و به دنبال تحولات فنی مختلف، هنوز بیش از 25 شبکه، با حدود چند صد رایانهی اصلی و چند هزار نفر کاربران آنها، امکان استفاده از آن را دارا نبودند. در حالی که در اواسط دههی 1990، در سراسر جهان 44 هزار شبکهی اطلاعاتی، شامل 2/3 میلیون دستگاه رایانه و 25 میلیون نفر کاربران آنها، از طریق «اینترنت»، امکان ارتباط متقابل پیدا کرده بودند. در این میان، بر مبنای تحقیقی که در اوت 1995 صورت گرفته بود، مشخص میشد که 24 میلیون نفر آمریکائی از «اینترنت» استفاده میکنند و 36 میلیون نفر هم امکان دسترسی به آن را دارا هستند. تحقیقات بعدی هم نشان دادهاند که استفادهکنندگان این شبکه در آمریکا، هر سال نسبت به سال پیش، دو برابر میشوند، از لحاظ عدهی کاربران «اینترنت» در سطح جهانی هم، اکنون با توجه به توانائیهای بالقوهی این شبکه، پیشبینی میگردد که در اواسط دههی اول قرن بیست و یکم، صدها میلیون نفر در سراسر دنیا، از آن بهرهمند خواهند شد. همچنین به نظر کارشناسان، «اینترنت» زمانی خواهد توانست 600 میلیون شبکهی رایانهای را به هم متصل سازد. در مورد عوامل پیشرفت و گسترش شبکهی «اینترنت»، میتوان از دو گونه عناصر متضاد، نام برد. باید خاطر نشان ساخت که در این زمینه، از یک سو برنامههای امنیتاندیشی وزارت دفاع ایالات متحده و همکاریهای علمی برخی از دانشگاههای مشهور آمریکا در ایجاد شرایط فنی کاربردی کردن یک انقلاب جدید در تکنولوژیهای ارتباطی، تأثیر گذاشتند و از سوی دیگر، مظاهر فرهنگ آزاداندیشی و اعتراضگری مراکز دانشگاهی آمریکائی، که در