
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
جک و لطیفه
RSS | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسی بلاگ|مجموع بازدیدها: 469163 | بازدیدهای امروز: 677
موضوعات
تفریح
سرگرمیها
جستجو
لوگوی وبلاگ
لینک های دیگر
ترفندهای ویندوز اکسپی
سرویس تلفن
یا صدیقه کبری
لبخند
دفترچه
کشکول حاجی
بسیم
گل گندم
یار دبستانی
همکلاسی های کلاس 2/7
اشتراک
نام:
ایمیل:
آرشیو
لطیفه های از آب گذشته!!! [6]
لطیفه های از آب گذشته 2! !!!!!! [9]
لطیفه های از آب گذشته!!!! 3 [10]
لطیفه های از آب گذشته !!!3 [11]
+ داستان طنز
واقعا معذرت میخواهم که به نظراتتون جواب ندادم آخه بیشترشون درخواست تبادل لینک بود، ولی سعی میکنم از این به بعد به نظراتتون رسیدگی کنم!
ماجرای طنز
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه !!
نویسنده: حسن علی مدنی( :: ساعت 7:6 عصر سهشنبه 23/5/1386)
موضوعات:
نظر یادتون نره! ( 60)
+ اطلاعیه انجمن حمایت از حیوانات نجیب و شریف
انجمن حمایت از حیوانات نجیب و شریف اهلی و وحشی خانگی و غیر خانگی ( کوچگی - خیابانی - بیابانی - کوهستانی - جنگلی - رودخانگی - دریایی - صحرایی - هوایی و غیره و غیره و غیره) هرگونه استفاده ابزاری (برای حمل و نقل) از هر گونه قاطر، اسب، یابو ، الاغ، کره خر، شتر و غیره را برای طی طریق در کوره راه های زندگی اکیداً ممنوع و قدغن اعلام کرده است و مرتکبین به این گونه اعمال را وعده به کیفری سخت و مجازاتی سنگین داده است. متن اطلاعیه به شرح زیر است:
برای خواندن اطلاعیه ادامه مطلب را کلیک کنید. ادامه مطلب...
نویسنده: حسن علی مدنی( :: ساعت 9:0 صبح شنبه 12/12/1385)
موضوعات:
نظر یادتون نره! ( 80)
+ باز هم لطیفه!!!
سلام من واقعا معذرت میخواهم که 9ماه است به روز نشده ام! اما من تصمیم دارم زین پس حداقل ماهی یک بار به روز شوم.
از نظرات امیدوارکننده شما متشکرم!!!
نوشته های از آب گذشته!!!!
جکهای ملانصرالدین
ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود. همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟ آن مرد گفت : نه ... ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!
یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند. موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند. به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت!
لطیفه
مردی که در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!!
غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن (پره های هلی کوپتر!)
یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!
نویسنده: حسن علی مدنی( :: ساعت 7:45 عصر چهارشنبه 9/12/1385)
موضوعات:

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 45 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
جلال آلاحمد
جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد ، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.
پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.
جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد:
1
جلال آلاحمد
جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد ، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.
پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.
جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد:
1
جلال آلاحمد
جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد ، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.
پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.
جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد:
1
جلال آلاحمد
جلال الدین سادات آل احمد، معروف به جلال آل احمد ، فرزند سید احمد حسینی طالقانی در محله سید نصرالدین از محله های قدیمی شهر تهران به دنیا آمد، او در سال 1302 پس از هفت دختر متولد شد و نهمین فرزند پدر و دومین پسر خانواده بود.
پدرش در کسوت روحانیت بود و از این رو جلال دوران کودکی را در محیطی مذهبی گذراند. تمام سعی پدر این بود که از جلال، برای مسجد و منبرش جانشینی بپرورد.
جلال پس از اتمام دوره دبستان، تحصیل در دبیرستان را آغاز کرد، اما پدر که تحصیل فرزند را در مدارس دولتی نمی پسندید و پیش بینی می کرد که آن درسها، فرزندش را از راه دین و حقیقت منحرف می کند، با او مخالفت کرد:

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
قــذف
در حقوِق جزای عثمانی دو نوع افترا به عفت و اهانت موجود است . یکی مستوجب مجازات تعزیری و دومی مستوجب مجازات حد است . به مجازاتی که مستوجب مجازات حد است قذف گفته می شود. این جرم در مورد اتهام زنا (به زنان محصنه ) و یا انکار نسب می باشد. بنابراین قذف از سه رکن تشکیل می شود: تهمت زنا، انکار نسب و جزایی بودن آن .
در جرم قذف ، حق دعوی برای کسی است که مورد تهمت و افترا واقع شده است . مجازات قذف دو نوع است : اول 80 ضربه تازیانه ، دوم عدم قبول شهادت وی . چنانچه قذف فاقد یکی از ارکان مذکور باشد، مجازات مرتکب تعزیر است که از طرف اولوالامر داده می شود. درتمامی دوره های حقوِ عثمانی ، مجازات قذف اعمال می شده است .
در ماده 480 قانون جزای ترکیه ، مجازات افرادی که فعلی را به دیگران نسبت دهند که موجب هتک حیثیت یا ناموس آنان باشد، از سه ماه تا سه سال می باشد. انتساب فعل مذکور ممکن است به صورت مکتوب ، تلگراف ، کشیدن تصویر و یا از طریق تلفن باشد. چنانچه عمل فوِ از طریق انتشار در رسانه های عمومی باشد، مجازات مرتکب حداقل شش ماه و حداکثر سه سال است .
همان طور که ملاحظه شد، قانون جزای کنونی ترکیه نیز افتراء و اتهام علیه ناموس و حیثیت افراد را جرم تلقی کرده است . به طوری که فصل هفتم از باب نهم آن قانون تحت عنوان جرایم "حقارت و توهین " که مشتمل بر 10 ماده است مسایل مربوط به ناسزا و افتراگویی علیه دیگران را مطرح ساخته است . اما نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که مجازات مذکور در مواد فصل فوِ با مجازات قذف که به صورت معین و به اصطلاح "حد" می باشد، متفاوت است . مجازات تازیانه و محرومیت از پذیرفته شدن شهادت به مجازات زندان تبدیل شده است .
برخورد های لفظی در سطح جامعه/ زنان امنیت روانی ندارند
هر روزه در میادین اصلی و خیابانهای شلوغ شهر موارد مشاجره ، جر و بحث و رد و بدل شدن الفاظ رکیک و ناپسند دیده می شود و معمولا این زنان هستند که مورد بی حرمتی ، فحش های ناموسی و توهین های بصری و لفظی قرار می گیرند. نمونه بارز این امر مزاحمین خیابانی در سطح جامعه هستند. اگر زنان با مزاحمان خیابانی مقابله کنند، با الفاظ ناپسند و توهین های نابه جا رو به رو می شوند و اگر بی تفاوت از آن بگذرند , موجب جری تر شدن این افراد می شوند. این قشر در حفاظت از بدیهی ترین حقوق انسانی خویش (حفظ حرمت و شخصیت) درمانده اند.
کارشناسان معتقدند که مشکلات اقتصادی در گسترش فرهنگ فحاشی در جامعه نقش دارد. در حال حاضر قوانین اجتماعی به درستی اجرا نمی شود و فشارهای اقتصادی مردان نان آور خانوار را آزار می دهد ،این فشار روانی باید به نوعی تخلیه شود و پرخاشگری ساده ترین راه در این زمینه است، با توجه به اینکه زنان به ندرت رفتارهای خشن و برخوردهای فیزیکی از خود بروز می دهند، محتمل ترین گزینه برای این مردان محسوب می شوند. بیکاری جوانان، نبود تفریحات مناسب و کافی اجتماعی و برخی مسائل دیگر در افزایش مزاحمت های خیابانی نقش دارند.
برخی از مردان به علت تربیت غلط و عدم جامعه پذیری جنسی، راه های صحیح "ارضای غریزه" را نیاموخته اند و در "تعامل جنسی خود" از نظر "روحی" ارضا نمی شوند، لذا متلک پرانی و به کار بردن الفاظ هوس آلود و شهوانی به عنوان یک عادت در بین آنها مرسوم است. چنین رفتارهایی بیشتر در مناطق مرکزی، شلوغ و پر جمعیت شهر که مشکلات اقتصادی و تعارضات فرهنگی بیشتر است، دیده می شود.
بسیاری از مردان از واقعیت "نیاز غریزی به جنس زن" رنج می برند. آنان طبق باورهای کهن زن را "جنس دوم" می دانند و از طرفی نیز نیاز به "رابطه جنسی و عاطفی" با این قشر دارند. این امر پارادوکسی را شکل می دهد که بر اساس آن برخی مردان در عین کشش و جاذبه جنسی(به علت آنکه جنس زن را حقیرتر از خود می دانند) به تحقیر زنان می پردازند. تعدادی از مردان به علت شکست های عاطفی و جنسی گذشته و به علت آنکه توانایی برقراری ارتباط با جنس مخالف را ندارند، دچار نوعی "سرخوردگی و عقده جنسی" شده و در اقدامی واکنشی و از سر استیصال به تحقیر و نفی زنان می پردازند.
روانشناسان معتقدند ،دسته قلیلی نیز به علت اعتقادات و باورهای قدیمی، هر گونه ارتباط با جنس زن را موجب فساد می دانند و اساسا ارتباط با هر زنی را ناپسند می دانند و جنس و کارکرد فطری زن را تحقیر می کنند .این افراد در نهایت تضادهای درونی خویش(نیاز به جنس مخالف) را با تحقیر ، فحاشی و آزار زنان در سطح جامعه جبران می کنند.
از طرفی رها بودن زنان خیابانی در سطح شهر ، تاثیر زیادی در افزایش مزاحمت های خیابانی دارد. این امر موجب می شود برخی به خود اجازه دهند در برخورد با هر زنی در سطح اجتماع، پیشنهادات غیر اخلاقی خود را مطرح کنند.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 34 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
جغرافیای گیاهی
«منبع انسانی»
آنچه که NLPFs از جنگل های صنعتی و عمومی تشخیص میدهد، اختلاف مالکان Nlpf اهداف مدیریتشان، توانایی ها و محدودیت ها می باشد. مادراینجا روی 94 درصد مالکیت خصوصی جنگل ها تمرکز می کنیم که توسط افراد و خانواده ها حفظ شده است و اینک مجموعاً برای 59 درصد کل زمین های جنگلی مالک شده به طور خصوصی به حساب می آید. این افراد چه کسانی هستندو چرا آنها مالک زمین های جنگلی هستند؟
«مالکان Nlpf چه کسانی هستند؟»
9.9 میلیون مالک جنگل های خصوصی درسال 1994 وجود داشت و بالای 8/7 میلیون در 1978 وتعدادشان درحال رشد است. تقریباً 100 درصد مالک Nlpf بودند. چرا؟
تعداد نسبتاً کوچکی ازدارندگان صنعت مقدارزیادی زمین را مالک بودند. بنابراین اگرچه آنها درحدود 20 درصد زمین جنگل خصوصی را مالک هستندآنها شامل کمتر ازیک درصد تعداد مالکان می باشند. درحدود 90 درصد مالکان Nlpf درمناطق شمالی و جنوبی ایالات متحده هستند. درسال 1994 شمال درحدود 18 درصد مالکان زمین جنگلی خصوصی تر از 1978 داشت به جنوب یک افزایش 26 درصدی را تجربه کرد، درحالیکه غرب جهش تقریباً 67 درصدی را مشاهده کرد. تعداددرحال رشد مالکان Nlpf نشان میدهد که منبع Nlpf
2
بیشتر و بیشترین مالکان تقسیم شده است.این مخصوصاً درتداخل شهری – روستایی درست است، جایی که قطعه بندی زمین و شهرسازی روندهای چشمگیری هستند. تجزیه مالکیت های بزرگ به مالکیت های کوچکترتقسیم شده است. که همچنین درمناطق روستایی رخ می دهد، همانطورکه آداب شهری خلوتگاه روستایی را جستجو می کند. یک برآورد این است که تعداد مناطق Nlpf با 10 آکریا کمتر52 درصد بین 1978 و 1995 افزایش یافته است. تجزیه بدون شک مربوط به افزایش دراماتیک درتعداد مالکان Nlpf درغرب طی دو دهه گذشته می باشد. درتطابق با روندولی به طرف تجزیه مالکیت های جنگل، برخی قسمت های کشور, تراکم زمین را تجربه می کند، جایی که درآن مالکیت های بزرگ حتی از طریق خرید زمین مجاوربزرگتر می شود. این مخصوصاً درمناطق حاکم شده توسط مالکیت صنعتی بزرگ آشکارمی باشد، از قبیل قسمت های جنوب عمیق. قطع جمعیتی مالکان Nlpf درحال تغییر است. بخش مالکان قدیمی تر Nlpf درحال افزایش است: درحدود 45 درصد مالکان Nlpf، 45 تا 64 ساله هستند و درحدود 20 درصد، 65 ساله یا بیشتر هستند. مالکیت مزرعه Nlpf از 57 درصد زمین جنگلی Nlpfدر 1952 تا 29 درصددر 1992 کاهش یافته است. امروزه مالکان اداری و بازنشسته زمین های جنگلی، رایج ترین تصرف ها میباشند که با همدیگر بالای نیمی از مالکیت های خصوصی را شامل می شوند.
خریداران جدید زمین Nlpf به هرحال تمایل به جوان تربودن با تحصیلات بالاتردارند و درآمدهای بالاتر از مالکان دهه های اولیه Nlpf دارند. اگرچه 67 درصد مالکان زمین جنگلی دریک مایلی زمین های جنگلی شان یادرخود آنها زندگی می کنند، آنها تمایل به مالک شدن جنگل بازمان کمتراز نسل های اولیه دارند: 40 درصد مالکان خصوصی، زمین هایشان را برای 15 سال یا کمتر مالک شده اند.
کمتر از10 درصد زمین جنگل خصوصی برای بیش از 45 سال همان مالکیت را دارد. این موانع جدی را برای مدیریت طولانی مدت نشان میدهد. شکل 5-10 توزیع زمین جنگل خصوصی توسط تصرف مالک ,1994 چندین افسانه قدیمی درباره مالکان Nlpf تنها اخیراً برای مبارزه طلبی توسط تحقیق علمی اجتماعی شروع شده است. براساس تصمیم هایی که ممکن است اعتباربیشتری در 1950 داشته باشد، بسیاری از جنگل سازان به مالکان Nlpf به عنوان مردم روستایی با خانواده ای قوی که به زمین وابسته هستند فکر می کنند.
3
همچنین آنها جهت یافته به طرف تولید جنگل تصورشده بودند و قدری به طرف محیط گرایی مخالف بودند. آنها ارزش گذاری حقوق ملک خصوصی را تحت هرملاحظه دیگرتصورکرده بودند، که شامل بهداشت اکولوژیکی یا نفع عمومی می باشد. این حقایق مخصوصاً برای مالکان قطعه های بزرگ زمین جنگلی درست تصورشده بودند. تحقیق اخیردرجنوب آمریکا و هرکجای دیگر، دروغی براین افسانه ها قرارمیدهد.
ُُمالکان Nlpf به نظرمیرسد که به طورافزاینده ای بقیه گروه آمریکایی و شریک شدن با همان میزان هارا دوست دارند. آنها شهری ترهستندوازلحاظ مالی بهترو تحصیل کرده تر از گذشته هستند. آنها ارزش های محیطی روند کلی جامعه را درهمان بخش ها سهیم هستند، همانطورکه شهروندان دیگر U.S انجام می دهند. ومالکان بخش بزرگ تقریباً متفاوت از مالکان بخش کوچک نیستندهمانطورکه قبلاً معتقد بودند. «چرا آنها زمین جنگلی را مالک می شوند؟» مالکان Nlpf جنگل را برای دلایل بسیاری مالک می شوند. برخی زمین های جنگلی را به ارث می برند یا آنرا تصادفی با مزرعه یازمین مسکونی می خرند. دیگران زمین جنگلی را برای تفریح یا به عنوان یک سرمایه گذاری خریداری میکنند. اکثرمالکان Nlpf دلایل بسیاربرای مالک شدن زمین جنگلی دارند.
تنها برخی از آنها ممکن است تصمیمات مدیریتیشان را درزمان های ویژه حاکم سازند. دربررسی ها، اکثرگزارشات به عنوان دلایل اولیه برای مالک شدن زمین جنگلی دنبال می شود:
1) جنگل بخشی ازمحل سکونت یا مزرعه شان می باشد.
2) مالکیت جنگل لذت هنری را فراهم می آورد.
3) مالکیت جنگل یک سرمایه گذاری مالی خوب است.
4) آنها ازتفریح جنگل لذت می برند.
مالکان نسبتاً کم Nlpf، 5 درصد دریک بررسی اخیر (3) گزارش تولید جنگل به عنوان دلیل اولیه برای مالک شدن زمین جنگلی. باوجوداین تمام وقت اکثر جنگل تجاری در Nlpf برداشت شده است. 46 درصد آنها درسال 1994 بررسی شده اند که جنگل را برداشت کرده بودند.
5
این مخصوصاً ازمالکیت Nlpf بزرگتر ژست می باشد که به طورنمونه مدیریت متمرکز را برای محصولات جنگل دریافت می کند. مصاحبات مفصل با مالکان Nlpf بیان میدارد که ارزش های مربوط به جنگل و عملکردها ممکن است اجزاء میراث قومی یا فرهنگی مالکان جنگل باشند. مالکیت جنگل و مدیریت جنگل برای خانواده ها فرصتهایی برای بودن و کارباهم دیگررا فراهم می آوردو انسجام خانوادگی را تقویت میکند و گره های بین نسل هارا تقویت و قوی می سازد. برای بسیاری از مالکان، مالکیت جنگل کلیدی برای هویت شخصی می باشد و مدیریت بیانی برای عقاید وارزش های شخصی ارائه میدهد. جنگل کاملاً اداره شده به عنوان میراث آنهایی به کارگرفته می شود که کار گزارش هستند. ما دامیکه این ارزش ها که تراز درآمد فروش الواریا شکارروزانه آسان نشان داده می شوند، آنها باوجود این به تعیین شرایط جنگل Nlpf کمک میکنند.
«خط مشی ها و برنامه های Nlpf»
برداشت کلی تاریخی:از 1900 مالکان Nlpf معاونت برنامه ریزی مدیریت جنگل به کاشت درخت، کنترل آتش و دیگرفعالیت های جنگلبانی برا از نمایندگی های عمومی دریافت کرده اند.
«1-10 sidebar »
تعدادی، مقدارزیادی را مالک میشوند و اکثراً تنها مقدارکمی را می خواهند.
توزیع آکرهای جنگل خصوصی درمیان مالکان، بحث گمراهی کامل مالکیت های خصوصی را عرضه می دارد. اکثر مالکان خصوصی بخش های نسبتاً کوچکی اززمین جنگلی را حفظ می کنند: 59 درصد کمتر از 10 آکر دارند و 86 درصد کمتر از 50 آکررا مالک هستند. به عبارت دیگر اکثرزمین جنگلی دربخش های خیلی بزرگ توسط مالکان صنعتی و مالکان Nlpf حفظ شده است تحقیق نشان می دهد که مالکان بخش های بزرگ احتمالاً بیشتر از مالکان بخش های کوچک برنامه های مدیریت دارند و درباره جنگلبانی آگاهی دارند و برای مدیریت جنگل قابل اعتماد هستند و الواربرداشت می کنند.
یک بررسی درسال 1994 تخمین زد که کمتر از 6 درصد مالکان Nlpf برنامه مدیریت جنگل نوشته شده داشتند. اینها به طور نمونه مالکان بخش های بزرگتر بودند، اینها 6 درصد مالکان Nlpf را مالک شده بودند که 26 درصد زمین جنگلی Nlpf بود. تعدادی بررسی و تحقیق