
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
باسمه تعالی
استانداری قزوین
فرمانداری شهرستان آبیک
سند پیشنهادی توسعه
شهرستان آبیک
« آبان 85»
مشخصات آماری و جغرافیایی شهرستان آبیک
شهرستان آبیک با وسعتی حدود 1534 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 84201 نفر(براساس آمار سال 1375) کم وسعت ترین و نیز کم جمعیت ترین شهرستان استان قزوین می باشد. که دارای دوبخش مرکزی و بشاریات و دو شهر آبیک و خاکعلی بوده و مجموعاً دارای پنج دهستان است. بر اساس آخرین آمار ارائه شده از سوی سازمان مدیریت استان میزان جمعیت شهرستان در سال 84 بالغ بر 95928 هزار نفر می باشد.
شهرستان آبیک در محدوده جنوب ارتفاعات طالقان از رشته کوههای البرز و نیز قسمت هایی از دشت قزوین واقع شده است. اکثر مناطق شهری و روستایی شهرستان و قسمت اعظم کارخانجات و واحدهای دامپروری و طیور در بخش شمالی که کوهستانی و دارای معادن سنگ سبز و گرانیت و بتونیت و باریت بوده ، واقع شده است و قسمت های مرکزی و جنوبی شهرستان که در بخشی از دشت قزوین واقع شده دارای زمین های حاصلخیز کشاورزی می باشد که از بهترین زمینهای کشاورزی دشت قزوین است. در جنوبی ترین نقاط شهر ستان نیز اراضی شوره زار قراردارند .
بارش میانگین سالیانه شهرستان بین 400 میلیمتر در نواحی شمالی و کوهستانی تا 250 میلیمتر در نواحی مرکزی و جنوبی می باشد و آب و هوای آن از آب و هوای کوهستانی تا آب و هوای نیمه بیابانی گرم در تغییر است . شهرستان دارای رود دائمی نمی باشد و شبکه های آبهای زمینی آن فصلی و موقت می باشد.
بر اساس آمار پراکندگی جمعیت شهرستان در سال 1365 برابر 11نفر و در سال 1375 برابر 21 نفر و در سال 1382 برابر 62 نفر د رکیلومتر مربع بوده است. جمعیت شهر آبیک در سال 1355 برابر 2568 نفر و درسال 1365 برابر 17074 نفر و درسال 1375 برابر 32843 نفر بوده است. رشد جمعیت شهر آبیک از سال 1355 الی 1365 برابر 660% و از سال 1365 الی 1375 برابر 190% اعلام شده است. که بیشترین علت رشد جمعیت در دهه بین سالهای 1355 الی 1365 اولاً افزایش نرخ رشد جمعیت در کشور و ثانیاً مهاجرت بوده است که عامل دوم در دهه های بعد نیز از فاکتورهای اصلی افزایش جمعیت شهر بوده و است.
ترکیب جمعیتی شهر از دو قسمت تشکیل شده است. اول ساکنین اصلی شهر و دوم مهاجرین استانهای همجوار و روستاهای شهرستان و استان و دیگر استانهای کشور که جمعیت زیادی را تشکیل می دهند سیمای شهر نیز جز در مورد بخش های جدید الاحداث مانند شهرک خرم و قدس و کوی فرهنگیان و اداره برق و سپاه همگی دارای بافت قدیمی و سنتی بوده و فاقد چیدمان و نظم شهری می باشد.
جمعیت روستایی نیز از ساکنین بومی هستند که سالها در این روستاها سکونت داشته و به کار کشاورزی و دامداری مشغول هستند . عده ای از روستائیان نیز در شرکت ها و کارخانجات شهرستان مشغول به کار هستند.
الف)فرصتهای توسعه
1- برخورداری از موقعیت ممتاز مکانی نزدیکی به شهر به شهرهای تهران ، کرج و قزوین به عنوان بزرگ ترین بازار مصرف کشور و دسترسی به امکانات و منابع انسانی و توانمندی های استان تهران
2- ورود 270 میلیون مترمکعب آب تنظیم شده سد طالقان به استان از طریق شهرستان آبیک به عنوان قابلیت ویژه در توسعه شیلات و کشاورزی
3- دسترسی به منابع انسانی تحصیل کرده و مراکز آموزش عالی در مرکز استان و استان همجوار از جمله استان تهران
4- قرارگرفتن در مسیر راههای اصلی کشور(جاده ای و راه آهن)
5- جاذبه سرمایه گذاری در بخش صنعت برای سرمایه داران با توجه به موقعیت مکانی ویژه شهرستان
6- قرارگیری در مسیر مسافران و گردشگران عبوری به سمت شهرهای شمالی وغربی کشور
7- نزدیک بودن به شبکه مترو کرج- تهران و قرارداشتن در مسیر توسعه آتی مترو کرج - تهران
8- جذابیت و استعداد شهرستان در جذب سرمایه گذاری های بزرگ به دلیل قرارداشتن در جوار استان تهران و دشت کشاورزی قزوین.
ب)تهدیدات توسعه
1- ممنوعیت ساخت صنایع تا شعاع 120 کیلومتری تهران و قرارگرفتن شهرستان در این محدوده
2- وجود کارخانه سیمان آبیک در کنار شهر آبیک به عنوان یک مجموعه صنعتی آلاینده و مانع توسعه شهر
3-استقرار شهرستان در منطقه با شدت زلزله بسیار زیاد و آسیب پذیر بودن ساختمان های مسکونی ،اداری و صنعتی
4- سرریز شدن بخشی از مشکلات و معضلات کلان شهرتهران و شهرستان های استان تهران به این شهرستان
ج) قابلیت ها و توانمندیها
برخورداری از واحدهای دامپروری و قابلیت های توسعه دامداری و آبزی پروری شهرستان
برخورداری از زیربناهای سازمان یافته مانند شبکه های جاده ای ( اتوبان تهران- قزوین ) – راه آهن و برخورداری از فرودگاه مرکز خدمات کشاورزی
وجود معادن سنگ های تزئینی ، شن و ماسه ،سیمان ،بنتونیت ، باریت،آهک ، زغال سنگ و...در شهرستان
وجود آب و هوای مناسب ، خاک مستعد ، و اقلیم متنوع و برخورداری بخشی از زمینهای کشاورزی از کانال اصلی انتقال آب و قابلیت توسعه فعالیتهای زراعی و باغی
و تنوع تولید محصولات کشاورزی
وجود افراد متخصص در سطوح عالی و سرمایه داران در داخل و خارج از کشور از اهالی روستاهای شهرستان که امکان جذب آنها برای سرمایه گذاری در منطقه وهمچنین ساخت مکانهای عام المنفعه امکان پذیر است.
امکان توسعه و ایجاد مراکز آموزش فنی و حرفه ای به منظورتأمین نیازهای آموزشی بخش صنعت و کشاورزی
برخورداری ازکارگران ماهر و نیمه ماهر در اکثر رشته های صنعتی و کشاورزی
مستعد بودن زمین های کشاورزی برای توسعه کشت دانه های روغنی( کلزا و...)
نزدیکی به فرودگاه صنعتی و آموزشی
توجیه اقتصادی بیشتر جذب سرمایه نسبت به شهرستان های همجوار
د) اصلی ترین ضعفها و محدودیتها
1- ضعف زیرساختهای مناسب جهت استفاده بهینه از منابع آب و خاک
2- قدیمی و مکانیزه نبودن صنایع دام و طیور و بهره وری پایین این صنایع
3- کمبود نیروی انسانی ادارات شهرستان و همچنین ناکارآمدی و پایین بودن سطح تحصیلات بخشی از پرسنل موجود
4- کم بودن اختیارات فرماندار در توزیع اعتبارات عمرانی و نداشتن منابع مالی به عنوان اهرمی در هدایت و تحرک ادارات شهرستان
5- عدم برخورداری شهرها و روستاهای بزرگ شهرستان از امکانات و خدمات لازم همچون فضاهای فرهنگی و هنری ، امکانات اقامتی ،تفریحی وگردشگری و همچنین مراکز بهداشتی و بیمارستان
6- نابسامانی ساخت و سازهای صورت گرفته در داخل شهرها و استاندارد نبودن این فضاها با اصول معماری و شهرسازی و آسیب پذیری ساختمانها در برابر حوادث طبیعی
7- هماهنگ نبودن مجموعه های صنفی و تشکل های غیر دولتی در بازاریابی محصولات و تولیدات شهرستان
8- ضعیف بودن نظارت دقیق و کنترل بر ساخت و سازهای غیر مجاز ، برداشت از معادن ، عدم مدیریت صحیح شهری
9- نبودن یک مکانیزم صحیح در توزیع منابع مالی عمرانی به عنوان یک اهرم در نظارت ،کنترل وایجاد تحرک در دستگاه های اجرایی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 45 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
ابونصر فارابی (ارسطوی دوم)
زندگی نامه(1)
-1-1 پس از روزگار ترجمهی آثار یونانی به زبان تازی، نخستین حکیم و فیلسوف جامع ایرانی بدون هیچ تردیدی فارابی است.
ابونصر محمدبن طرخان بن اوزلغ فارابی، که او را فیلسوف المسلمین نام دادهاند، بیشک یکی از بزرگترین فیلسوفان اسلام و یکی از نوابغ ایران است.
در نام و اصل و نسب و منشأ او میان عالمان رجال اختلاف است. ابن الندیم در: الفهرست، و شهر زوری در: تاریخ الحکمأ، و ابن ابی اصیبعه در: طبقات الأطبأ نسبت او را فارسی میدانند و برخی از دانشمندان روزگار ما هم بر این عقیدهاند.
-2-1 ما از روزگار زندگی و جریان حیات فارابی چیز زیادی نمیدانیم و نیز به طور قطع و یقین نمیدانیم که سیر تحصیل و کسب دانش و بینش او به چه نحوی بوده است.
گفتهاند که پدر فارابی «امیر لشکر» بوده و اصل او پارسی، و خود فارابی در وسیع یکی از دیههای فاراب ماورأالنهر متولد شده است.(2)
فارابی یک بار به قصد تحصیل از ماورأالنهر به بغداد آمد و بیشتر علوم را در همان جا فرا گرفت. و در عربیت ورزیده شد، در حران به حلقهی درس معلمی نصرانی در آمد به نام یوحنابن جیلان(3) و پیش همو و شاید گروهی دیگر از ترسایان مجموعههای ثلاثی ورباعی(4) را فرا گرفت. فارابی بار دیگر به بغداد باز آمد و به خواندن کتابهای ارسطو و تأملات فلسفی خویش پرداخت و بیشتر کتابهای ارسطو را به دقت خواند و در وقوف و آگاهی به دقایق آن کتب مهارت یافت و سپس به خواندن کتاب «نفس» ارسطو آغاز کرد و آن را به کرات خواند، چنان که در آخر کتاب نفس ارسطو، مکتوبی از او یافتند که نوشته بود «انی قرأت هذا الکتاب مأئه مرة- من این کتاب را صد بار خواندم.(5) »
و هم از او نقل شده است که من کتاب سماع طبیعی ارسطو را چهل بار خواندم و باز هم بدان نیازمندم(6).
ارسطوی ثانی
-3-1 فیلسوف ما چندان در تفسیر و شرح و دقت در معانی افکار ارسطو تبحر یافت که به قول قرطبی در طبقات الحکمأ، «مشکلات آن را حل و اسرار آن را کشف کرد و آنها را در کتابهای صحیح عبارت، لطیف اشارت تدوین کرد و آنچه را که الکندی(7) و دیگران در صناعت تحلیل و شیوههای تعلیم از آنها غفلت کرده بودند بیان کرد و آنگاه در کتابی به نام احصأالعلوم آنها را تعداد کرد و تعاریف و اغراض آنها را به دست داد، به طوری که طالبان علم همواره از نظر و دقت و طلب راهنمایی از آن بینیاز نیستند.»(8)
این امور باعث شد که فارابی را معلم الثانی یا ارسطوی دوم(9) لقب دادند. حاجی خلیفه از حاشیهی مطالع نقل کرده است که: «مترجمان مأمون از کتابهای یونان ترجمههای مخلوطی انجام داده بودند که ترجمهی یکی با ترجمهی دیگری توافق نداشت، و این ترجمهها همچنان بدون تحریر و شرح و پیرایش مانده بود؛ بلکه نزدیک بود که از میان برود، تا اینکه حکیم فارابی به وجود آمد؛ آن گاه پادشاه زمان او یعنی: منصور بن نوح السامانی از او خواست که این ترجمهها را گرد آورد و از میان آنها ترجمهی ملحض و مهذب و پیراستهیی که مطابق حکمت باشد بپردازد. فارابی این دعوت را پذیرفت، و چنان که او خواسته بود کرد، و کتاب خویش را تعلیم ثانی نام نهاد، و از این رو او را معلم ثانی لقب دادند. و این کتاب همچنان به صورت مسوده در خزانه منصور مانده بود تا اینکه ابنسینا بر آن اطلاع یافت و از خلاصهی آن کتاب «شفا» را ساخت. و از بیشتر جاهای شفا فهمیده میشود که خلاصهی تعلیم ثانی است.»(10)
َ نظرابن خلدون درباره فارابی
-4-1 این قول را که حاجی نقل کرده است و از چند نظر قابل تردید و تأمل است فقط برای مزید اطلاع نقل کردیم و الا درباره علت ملقبشدن فارابی به معلم ثانی قول معقول و صحیح آن است که ابن خلدون گفته است:
«ارسطو را معلم اول بدین جهت گفتهاند که او آنچه از مباحث و مسائل منطق متفرق و پراگنده بود جمع کرد و در تهذیب آنها کوشید و بنای آن را استوار کرد و اول علوم حکیمه و فاتحهی آنها قرار داد، و به سبب آنکه فارابی در این راه کوشید و تمام آن مسائل را از ترجمههای پراگنده و مشوش گرد آورد و در کتابی خلاصه کرد او را شبیه ارسطو کرد و از این رو او را معلم ثانی لقب دادند.»(11)
َ تو داناتری یا ارسطو؟
-5-1 گویا فارابی به ارزش کار خود واقف بوده است که وقتی از او پرسیدند: «آیا تو داناتری یا ارسطو؟» در جواب گفت: «اگر من در زمان او بودم البته بزرگترین شاگرد او بودم.»(12)
َ فارابی موسیقیدان
-6-1 چون فارابی روزگاری در بغداد زیست و در آموختن فلسفه تا سر حد کمال کوشید و بر رموز و دقایق این علم آگاهی یافت از بغداد به حلب رفت، و شک نیست که یکی از علل کوچ او اضطرابات سیاسی بود که در بغداد به هم رسیده بود.(13) امیر حلب در این روزگار سیف الدوله حمدان بود. آوردهاند که چون ابونصر فارابی به مجلس سیفالدوله در آمد- و آن مجلس، مجمع فضلأ در همهی معارف بود او را به خدمت سیفالدوله در آوردهاند در حالی که لباس ترکان پوشیده بود، و او همیشه این لباس را میپوشید، سیفالدوله او را گفت: بنشین. فارابی گفت: کجا بنشینم؛ اینجا که منم یا آنجا که تویی؟! سیفالدوله گفت: آنجا که تویی. پس فارابی از روی شانههای مردم به گذشت و خود را به مسند سیفالدوله رسانید.
سیف الدوله را بندگان خاصی بود که با آنها به زبان ویژهیی سخن گفتی و کم کسی آن را شناختی؛ با آن زبان به حاجبان گفت: «این شیخ ادب فرو گذاشت، من از او مطالبی بپرسم، اگر نتواند همه را پاسخ دهد او را بیرون کنید یا بسوزانیدش!» ابونصر به آن زبان ویژهی پادشاه گفت: «یا امیر، صبر کن که کارها همه به عواقب آن وابسته است.» سیفالدوله شگفت ماند. پرسید: آیا تو این زبان را میدانی؟ گفت: آری، من هفتاد زبان میدانم. آن گاه با عالمان حاضر در مجلس به سخن پرداخت، و در همهی فنون سخن او برتر و بهتر بود سخن دیگران فروتر، تا جملگی فروماندند و خواستند تا تقریرات او بنویسند؛ سیفالدوله آنها را از آن کار منصرف کرد و با ابونصر خلوت کرد و او را گفت:
-آیا چیزی میخوری؟
- ابونصر: نه
- آیا چیزی مینوشی؟
- ابونصر: نه
- سیفالدوله: میخواهی که چیزی بشنوی؟
- ابونصر: آری
پس سیفالدوله به احضار خنیاگران دستور داد. تمام کسانی که در این فن ماهر بودند با انواع آلات موسیقی حاضر آمدند. هیچ یک از آنها چیزی ننواخت مگر اینکه فارابی بر او عیب گرفت و گفت: خطا کردی!(14)
سیفالدوله گفت: در این صنعت هم چیزی میدانی؟
ابونصر: آری دانم و نیکو دانم!
آن گاه از میان خویش کیسهیی بیرون کرد و باز کرد و از آن چوبهایی به در آورد و آنها را ترکیب کرد و بنواخت. حاضران مجلس همه بخندیدند؛ ابونصر آن را باز گشاد و این بار به طرزی دیگر ترکیب کرد و بنواخت، همهی حاضران بگریستند؛ فارابی بار دیگر آن را بگشود و ترکیب آن را تغییر داد و به گونهیی دیگر بنواخت؛ این بار همهی مجلسیان به خواب رفتند. فارابی آنها را خوابیده گذاشت و بیرون آمد. گفتهاند: آلتی که قانون نامیده میشود از ساختههای اوست(15).

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 8 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
ابیراهی در عدسی
.
در سیستمهای نوری هر انحرافی از تصویر کامل تحت عنوان ابیراهی مطرح میشود که این انحراف برای نور تکرنگ شامل ابیراهی کروی ، ابیراهی کما ، انحنای میدان ، اعوجاج و آستیگماتیسم میباشد. نور مرکب علاوه بر ابیراهیهای مذکور ابیراهی رنگی نیز خواهد داشت
در سیستمهای نوری هر انحرافی از تصویر کامل تحت عنوان ابیراهی مطرح میشود که این انحراف برای نور تکرنگ شامل ابیراهی کروی ، ابیراهی کما ، انحنای میدان ، اعوجاج و آستیگماتیسم میباشد. نور مرکب علاوه بر ابیراهیهای مذکور ابیراهی رنگی نیز خواهد داشت.
در سیستمهای نوری مرکزدار و عدسیها چنین فرض میشود که در تمام حالات از طرف جسم دسته باریکی اشعه که شعاع اصلی آن عمود بر سطح عدسی باشد، میتابد. همچنین ، جسم کوچک ، عمود بر محور اصلی و نور تابشی تکرنگ فرض میشود، ولی در عمل شرایط فوق موجود نیست، در نتیجه تصویری که توسط دستگاهی ، از یک جسم حاصل میشود، با تصویر نظری یکسان نمیباشد، یعنی در نتیجه عدم رعایت
2
تقریب گاوس و بکار نبردن نور تکرنگ معایبی در تصویر حاصل میشود و هر انحرافی از تصویر کامل تحت عنوان ابیراهی مطرح میشود.
4
انواع ابیراهی
ابیراهی رنگی
هر جا که تغییر ضریب شکست یا رنگ نور به حساب بیاید، ابیراهی رنگی مطرح میشود، زیرا ضریب شکست مواد شفاف با رنگ نور تغییر میکند. عدسی از جسم ، تنها یک تصویر نمیدهد بلکه از آن یک سری تصویر (به ازای هر رنگ موجود در دسته شعاع یک تصویر) تشکیل میدهد. مشابهت عدسی با منشور که در لبههای آن مشهودتر است، موجب پاشندگی نور میگردد. بزرگنمایی جانبی هم به دنبال تغییر فاصله کانونی با رنگ تغییر میکند. خود ابیراهی رنگی به دو نوع ابیراهی رنگی محوری یا طولی و ابیراهی جانبی یا عرضی تقسیم میشود.
ابیراهی تکفام
انحراف هر شعاع از مسیر تعیین شده (ابیراهی آن) بوسیله فرمول گاوس برحسب پنج حاصلجمع موسوم به جمعهای سیدل بیان میشود. اگر تصویر حاصل بدون عیب میبود، تمام این حاصلجمعها صفر میشد، اما هیچ دستگاه نوری نمیتوان ساخت که در آن تمام این شرایط را یکجا داشته باشیم. صفر شدن هر یک از این جملهها متناظر با نبودن ابیراهی معینی است. این ابیراهیها که برای هر رنگ و ضریب شکست خاصی وجود دارد، تحت عنوان ابیراهی نور تکفام مطرح میشوند.
4
انواع ابیراهی نور تکفام
ابیراهی کروی
هرگاه دهانه عدسیهای کروی بیش از حد مجاز در تقریب گاوس باشد، تصاویر حاصل معایبی از خود نشان میدهند که ناشی از یکسان نبودن بزرگنمایی در مرکز و لبه عدسی میباشد. این عیب و تغییر شکل تصاویر ، به نام ابیراهی کروی در عدسی خوانده میشود که تحت این شرایط میان کانون پرتو پیرامحوری و کانون پرتو کناری سطحی به عنوان سطح کمترین تاری ایجاد میشود. خود ابیراهی کروی به دو نوع ابیراهی طولی کروی ، ابیراهی جانبی کروی تقسیم میشود.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 79 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
چون دیوارها فرو ریزد و لانه کبوتران ویران شود ،
به آسمانی نگاه کن ، همسایه
آن کبوتر که از فراز شهر پرواز کرد و از نظر گریخت
یادهای ماست
یادهای جمعی ما ،
خاطراتقومی ماست
که ما را با یکدیگر آشنا می کرد .
خانه ، مظهر مسلم آرامش یافتن ، در درون و خود را از دغدغه «بیرون» وارهاندن است و در آغازنیز برای رسیدن به این هدف اصولی ، انسان نقشه آن را طرح کرد و در این نقشه ، ساختمان یک بنا ، تعادل و انسجام میان اجسامی که آنها را به توازن و تناسب و با توجه به طبیعت ذاتی آن اجام و با عنایت به طبیعت ذاتی انسان برپا ساختند . در این هماهنگی یکایک اجزاء به کمک یکدیگر ، کلی را تشکیل می دهند و فضایی را بوجود می آورند که در حقیقت نمایانگر فضای عالم نامتناهی است .
2
چون دیوارها فرو ریزد و لانه کبوتران ویران شود ،
به آسمانی نگاه کن ، همسایه
آن کبوتر که از فراز شهر پرواز کرد و از نظر گریخت
یادهای ماست
یادهای جمعی ما ،
خاطراتقومی ماست
که ما را با یکدیگر آشنا می کرد .
خانه ، مظهر مسلم آرامش یافتن ، در درون و خود را از دغدغه «بیرون» وارهاندن است و در آغازنیز برای رسیدن به این هدف اصولی ، انسان نقشه آن را طرح کرد و در این نقشه ، ساختمان یک بنا ، تعادل و انسجام میان اجسامی که آنها را به توازن و تناسب و با توجه به طبیعت ذاتی آن اجام و با عنایت به طبیعت ذاتی انسان برپا ساختند . در این هماهنگی یکایک اجزاء به کمک یکدیگر ، کلی را تشکیل می دهند و فضایی را بوجود می آورند که در حقیقت نمایانگر فضای عالم نامتناهی است .
2
چون دیوارها فرو ریزد و لانه کبوتران ویران شود ،
به آسمانی نگاه کن ، همسایه
آن کبوتر که از فراز شهر پرواز کرد و از نظر گریخت
یادهای ماست
یادهای جمعی ما ،
خاطراتقومی ماست
که ما را با یکدیگر آشنا می کرد .
خانه ، مظهر مسلم آرامش یافتن ، در درون و خود را از دغدغه «بیرون» وارهاندن است و در آغازنیز برای رسیدن به این هدف اصولی ، انسان نقشه آن را طرح کرد و در این نقشه ، ساختمان یک بنا ، تعادل و انسجام میان اجسامی که آنها را به توازن و تناسب و با توجه به طبیعت ذاتی آن اجام و با عنایت به طبیعت ذاتی انسان برپا ساختند . در این هماهنگی یکایک اجزاء به کمک یکدیگر ، کلی را تشکیل می دهند و فضایی را بوجود می آورند که در حقیقت نمایانگر فضای عالم نامتناهی است .
2
چون دیوارها فرو ریزد و لانه کبوتران ویران شود ،
به آسمانی نگاه کن ، همسایه
آن کبوتر که از فراز شهر پرواز کرد و از نظر گریخت
یادهای ماست
یادهای جمعی ما ،
خاطراتقومی ماست
که ما را با یکدیگر آشنا می کرد .
خانه ، مظهر مسلم آرامش یافتن ، در درون و خود را از دغدغه «بیرون» وارهاندن است و در آغازنیز برای رسیدن به این هدف اصولی ، انسان نقشه آن را طرح کرد و در این نقشه ، ساختمان یک بنا ، تعادل و انسجام میان اجسامی که آنها را به توازن و تناسب و با توجه به طبیعت ذاتی آن اجام و با عنایت به طبیعت ذاتی انسان برپا ساختند . در این هماهنگی یکایک اجزاء به کمک یکدیگر ، کلی را تشکیل می دهند و فضایی را بوجود می آورند که در حقیقت نمایانگر فضای عالم نامتناهی است .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
0
موضوع تحقیق:
ابوالقاسم عارف قزوینی
فهرست مطالب
0
موضوع تحقیق:
ابوالقاسم عارف قزوینی
فهرست مطالب
1
عنوان
صفحه
زندگینامه
2
عارف قزوینی و مشروطه
5
عارف و روحانیت، یاور استوار
12
منابع:
22
ابوالقاسم عارف قزوینی
2
ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹ - ۱ بهمن ۱۳۱۲)، شاعر و تصنیف ساز ایران.
عارف در حدود سال ۱۳۰۰ ه. ق در قزوین متولد شد. پدرش "ملاهادی وکیل" بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فرا گرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می نوشت. موسیقی را نزد حاج صادق خوارزمی فرا گرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسین واعظ، یکی از وعاظ قزوین، به نوحه خوانی پرداخت و عمامه میبست ولی پس از مرگ پدر عمامه را برداشت و ترک روضه خوانی کرد.
عارف در ۱۷ سالگی به دختری عشق و علاقه پیدا کرد و با او در پنهان ازدواج کرد. فشارهای خانواده دختر پس از اینکه مطلع گردیدند زیاد شد و عارف به ناچار به رشت رفت و پس از بازگشت با وجود عشق بسیار آن دختر را طلاق داد و تا آخر عمر ازدواج نکرد.
عارف در سال ۱۳۱۶ به تهران آمد و چون صدای خوشی داشت با شاهزادگان قاجار آشنا شد و مظفرالدین شاه خواست او را در ردیف فراش خلوتها درآورد اما عارف به به قزوین بازگشت.
در سال ۱۳۲۳ ه. ش در زمان آغاز 23 سالگی عارف زمزمه مشروطیت بلند گشته بود، عارف نیز با غزلهای خود به موفقیت مشروطیت کمک کرد.
در سال ۱۳۳۵ یکی از دوستان عارف به نام «عبدالرحیم خان» خودکشی کرد و عارف بر اثر این به جنون مبتلا شد و نظام السلطنه مافی او را برای مداوا به بغداد برد. پس از چندی همراه نظام السلطنه به استانبول رفت.
او تا اواخر عمر تصنیفها و شعرهای ملی سرود. تصنیفهای او از دوران مشروطیت و جنگجهانی اول تا امروز نیز برسرزبانها است.
در اواخر عمر به افسردگی دچار شد و در روز ۲ بهمن ۱۳۱۶ خورشیدی در همدان درگذشت.
آثار