
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..DOC) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه
قسمتی از متن word (..DOC) :
2
تاریخچه مینیاتور
مینیاتوردر لغت به معنی کوچکتر نشان دادن است. این کلمه در اصل یک لغت خارجی است و نیمه ی اول قرن حاضر در زبان فارسی امروز مصطلح گردید که در معنای واقعی، به مینیاتورهای ایرانی یا کشورهای دیگر منحصر نمی شود؛ بلکه هر شیئ هنری ظریف و ریز که به هر سبک و شیوه ای ساخته شده باشد، مینیاتور نامیده می شود.
در حال حاضر در ایران به نقاشی های ایرانی، چه قدیم وچه جدید، که از سبک و روش اروپایی پیروی نکرده و دارای خصوصیات نقاشی سنتی باشد، مینیاتور گفته می شود و این موضوع به صورت یک غلط مصطلح پذیرفته شده است.
در نقاشی های مینیاتور، تصاویر، شباهتی با عالم واقعی ندارند. حجم و سایه روشن هم به کار نمی رود و قوانین مناظر و مرایا رعایت نمی شود. مناظر نزدیک، در قسمت پایین نقاشی و مناظر دور در قسمت بالای آن به تصویر در آمده است. تمام چهره ها به صورت "سه ربع" دیده می شوند و حدود آن را از بناگوش تا حدقه ی چشم مقابل است. البته گاهی هم چهره ها به صورت نیم رخ و به ندرت از پشت سر، تصویر شده است. هنرمند به کشیدن پیکرهای انسانی تاکید چندانی ندارد، بلکه علاقه ی او بیش از هر چیز به کشیدن لباس های فاخر بر تن شخصیت های تصویری خود است و گاهی برای نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را می پوشاند، حتی گاه قامت را بلند تر نشان می دهد تا بهره گیری از امتیاز قبای بلند، مُیسر شود.
با بررسی نقاشی های بدست آمده از ادوار مختلف، می بینیم که در ابتدا، تفاوت زیادی بین جامه ی مرد و زن دیده نمی شود. تا این که در زمان شاه عباس صفوی قباهای بلند و گشاد، جای خود را به نیم تنه های کوتاه چین دار می دهد. این قباها که بلندی آنها تا بالای زانو می رسید، غالباً با پوست، لبه دوزی می شد و روی آن کمربند می بستند. در این ایام، شالی به لباس زنها اضافه شد که روی شانه می انداختند و گوشه ی آن را مانند روسری روی سر می کشیدند.
در دوره های مختلف، مهمترین تغییرات در شکل کلاهها و دستارها پدید آمد. در عهد مغولها، از کلاههای ناقوسی شکل فلزی استفاده می شد و در زمان تیموریان شکل کلاهها اندکی تغییر یافت. با روی کار آمدن سلسله ی صفویه، قزلباش (کلاه) به صورت میله ای بلند درآمد که دستار به دور آن پیچیده می شد. در زمان شاه عباس شکل این کلاه نیز تغییر یافت و کلاه جدیدی جای آن را گرفت. این کلاه جدید از جلو و پشت، نوک تیز بود و حاشیه ی آن با پوست لبه دوزی می شد. به طور کلی می توان گفت که کلاه معمولی و دستار در همه ی دوره های نقاشی (مینیاتور) مورد استفاده قرار گرفته است. در بعضی از ادوار، جلوی دستارها را با شاخه های گل و یا پرهای رنگی تزئین می کردند و پارچه هایی که دستارها از آن ساخته می شد، خود نیز از تزئینات زیبایی برخوردار بود.
در مینیاتور چهره ی افراد بیشتر در سنین جوانی ترسیم شده است که این چهره ها به آدمکهای بدون جنسیت شباهت دارند. اما در چهره های پیر این گونه بی جنسیتی وجود ندارد. در اغلب تصاویر آفتاب بهاری می درخشد. درختان میوه، غالباً مملو شکوفه و برگ است؛ اما گاهی هم با درختانی عاری از برگ روبرو می شویم. اسبها نیز غالباً از پهلو دیده می شوند و به ندرت می توان اسبی را از روبرو و یا پشت مشاهده کرد.
2
تاریخچه مینیاتور
مینیاتوردر لغت به معنی کوچکتر نشان دادن است. این کلمه در اصل یک لغت خارجی است و نیمه ی اول قرن حاضر در زبان فارسی امروز مصطلح گردید که در معنای واقعی، به مینیاتورهای ایرانی یا کشورهای دیگر منحصر نمی شود؛ بلکه هر شیئ هنری ظریف و ریز که به هر سبک و شیوه ای ساخته شده باشد، مینیاتور نامیده می شود.
در حال حاضر در ایران به نقاشی های ایرانی، چه قدیم وچه جدید، که از سبک و روش اروپایی پیروی نکرده و دارای خصوصیات نقاشی سنتی باشد، مینیاتور گفته می شود و این موضوع به صورت یک غلط مصطلح پذیرفته شده است.
در نقاشی های مینیاتور، تصاویر، شباهتی با عالم واقعی ندارند. حجم و سایه روشن هم به کار نمی رود و قوانین مناظر و مرایا رعایت نمی شود. مناظر نزدیک، در قسمت پایین نقاشی و مناظر دور در قسمت بالای آن به تصویر در آمده است. تمام چهره ها به صورت "سه ربع" دیده می شوند و حدود آن را از بناگوش تا حدقه ی چشم مقابل است. البته گاهی هم چهره ها به صورت نیم رخ و به ندرت از پشت سر، تصویر شده است. هنرمند به کشیدن پیکرهای انسانی تاکید چندانی ندارد، بلکه علاقه ی او بیش از هر چیز به کشیدن لباس های فاخر بر تن شخصیت های تصویری خود است و گاهی برای نشان دادن شکل خاص پوشاک، دست و پا را می پوشاند، حتی گاه قامت را بلند تر نشان می دهد تا بهره گیری از امتیاز قبای بلند، مُیسر شود.
با بررسی نقاشی های بدست آمده از ادوار مختلف، می بینیم که در ابتدا، تفاوت زیادی بین جامه ی مرد و زن دیده نمی شود. تا این که در زمان شاه عباس صفوی قباهای بلند و گشاد، جای خود را به نیم تنه های کوتاه چین دار می دهد. این قباها که بلندی آنها تا بالای زانو می رسید، غالباً با پوست، لبه دوزی می شد و روی آن کمربند می بستند. در این ایام، شالی به لباس زنها اضافه شد که روی شانه می انداختند و گوشه ی آن را مانند روسری روی سر می کشیدند.
در دوره های مختلف، مهمترین تغییرات در شکل کلاهها و دستارها پدید آمد. در عهد مغولها، از کلاههای ناقوسی شکل فلزی استفاده می شد و در زمان تیموریان شکل کلاهها اندکی تغییر یافت. با روی کار آمدن سلسله ی صفویه، قزلباش (کلاه) به صورت میله ای بلند درآمد که دستار به دور آن پیچیده می شد. در زمان شاه عباس شکل این کلاه نیز تغییر یافت و کلاه جدیدی جای آن را گرفت. این کلاه جدید از جلو و پشت، نوک تیز بود و حاشیه ی آن با پوست لبه دوزی می شد. به طور کلی می توان گفت که کلاه معمولی و دستار در همه ی دوره های نقاشی (مینیاتور) مورد استفاده قرار گرفته است. در بعضی از ادوار، جلوی دستارها را با شاخه های گل و یا پرهای رنگی تزئین می کردند و پارچه هایی که دستارها از آن ساخته می شد، خود نیز از تزئینات زیبایی برخوردار بود.
در مینیاتور چهره ی افراد بیشتر در سنین جوانی ترسیم شده است که این چهره ها به آدمکهای بدون جنسیت شباهت دارند. اما در چهره های پیر این گونه بی جنسیتی وجود ندارد. در اغلب تصاویر آفتاب بهاری می درخشد. درختان میوه، غالباً مملو شکوفه و برگ است؛ اما گاهی هم با درختانی عاری از برگ روبرو می شویم. اسبها نیز غالباً از پهلو دیده می شوند و به ندرت می توان اسبی را از روبرو و یا پشت مشاهده کرد.
2
هنرمندان در کنار نقاشی مینیاتور، طراحی به شیوه ی قلمگیری را نیز انجام می دادند و برای آن ارزش خاصی قائل بودند. این طرح ها را مجموعه ای از خطوط منحنی کوتاه و بلند، در نهایت ظرافت و زیبائی تشکیل می دهند که گاهی با استفاده از یک یا دو رنگ، همراه با رنگ طلائی، اثر به پایان می رسید.
با نگاهی به این طرحها می بینیم که عنصر خط و حالت های مختلف آن، بر رنگ ترجیح دارد. قدیمی ترین این طرح ها که با قوانین نقاشی های مینیاتور منطبق است، به دوران مغول و تیموریان می رسد.
در طراحی این هنرمندان، خطوط، گویی می خواهند حرکت کنند، ظاهراً در جهت معینی می روند، چیزی را نشان می دهند، خم می شوند، بر می خیزند و یا گرد هم می آیند و در همه حال چشم در تعقیب آنهاست و نمی توانند از حرکت بازایستد. این خطوط گاهی به صورت مارپیچ در فضای بالا، ابر را القاء می کنند و گاه به صورت منحنی های کوتاه و بلند مطرح می شوند. این حرکت نه تنها در طراحی، بلکه در دیگر آثار هنری ما نیز به چشم می خورد. در اشعار عُرفای بزرگ نیز این حرکت دیده می شود . در اشعار مولوی در قصه ی طوطی و بازرگان، طوطی ، روح در قفس جسم زندانیست و در فراق هندوستان به سر می برد و یا در قصه ی نی، نی از نیستان دور شده است و از درد هجران می نالد و می خواهد به اصل خویشتن برگردد. یا در اشعار حافظ، جان را زندانی جسم می شمارد و آرزویش پرواز از قالب تن است و...
در نقوش کاشیکاریها هم شاهد این حرکت هستیم، در بیشتر آنها حرکت نقوش به سوی یک نقطه است و گاهی هم این موضوع در پیچش اسلیمی ها بیان شده است. بر این اساس ، در تمام آثار هنرمندان اهل نظر این حرکت وجود دارد که هر کدام به زبان خویش بیان کرده اند و هنرمند طراح هم برای آرامش درونی و راز و نیاز، این خطوط را بر روی کاغذ آورده است.
در زمان کمال الدین بهزاد و شاگردانش ، به این شیوه توجه بیشتری شد و این توجه تا زمان صفویان ادامه داشت. اما هنرمندان دوره ی صفوی به طراحی قلم گیری رغبت بسیار نشان دادند. در ابتدا محمدی مصور بیش از هر هنرمند دیگری به این شیوه پرداخت. هنرمندان کارگاه شاه عباس نیز بیشتر کارهایشان به طراحی های تک ورقی اختصاص پیدا کرد. تا اینکه سبک "طراحی با قلم" به وسیله ی رضا عباسی – مهمترین نقاش مکتب اصفهان- به اوج کمال خود رسید و تا اواخر قرن یازده هجری به وسیله ی شاگردان رضا عباسی اشاعه یافت.
موضوع این طرحها، معمولاًشکار و شکارچیان، حیوانات مختلف،پرندگان،اژدها،سیمرغ و اژدها،فرشتگان، دیوان ،دراویش،چوپانان همراه با گوسفندان خود،استاد و شاگرد،جوانان در حالتهای مختلف نشسته و ایستاده،زندگی روستایی و کشاورزی واتفاقات مهم
4
تاریخی است و گاهی برای تزئینحاشیه ی اشعار و نوشته های کتب خطی نیز استفاده شده است.
تاریخچة مینیاتور در ایران
واژة «مینیاتور» که مخفف شدة کلمة فرانسوی «مینی موم ناتورال» و به معنی طبیعت کوچک و ظریف است و در نیمة اول قرن اخیر و حدوداً از دورة قاجاریان وارد زبان فارسی شده، اصولاً به هر نوع پدیدة هنری ظریف (به هر شیوهای که ساخته شده باشد) اطلاق میشود و در ایران، برای شناسایی نوعی نقاشی که دارای سابقه و قدمتی بسیار طولانی است به کار میرود .
این هنر که به اعتقاد اکثر محققان در ایران تولد یافته ، بعد به چین راه برده و از دورة مغولها به صورتی تقریباً کاملتر به ایران برگشته و هنرمندانِ ایرانی ،تلاش بی شائبهای را صرف تکمیل و توسعة آن کردهاند ،از جمله هنرهایی است که قابلیت به تصویر در آوردن تمامی طبیعت را در قالبی کوچک دارد ؛ اما نباید چنین پنداشت که چون مقیاس تصاویر در مینیاتور سازی بسیار کوچک است، بنابراین تنها بخش کوچکی از طبیعت را میتوان در این نوع تابلوها تصویر نمود و یا چون الهام بخش مینیاتوریست، طبیعت است ،وی ناچار میباشد فقط مناظری از طبیعت را ترسیم کند ؛ هرگز چنین نیست ؛ بلکه کوشش در ایجاد و القای هر چه بیشتر زیبایی و تفهیم آن صفت ویژهای است که مینیاتور سازی را از سایر انواع نگارگری ایران جدا میکند و مینیاتوریست، هنرمندی است که آنچه را خود میاندیشد ،یا میپندارد که بیننده علاقهمند به دیدن آن است، تجسم میبخشد و به هیچ وجه تابع مقررات و قوانین حاکم بر فضای نقاشی نیست .
مکاتب مینیاتورهای ایرانی، از قرون بعد از اسلام آغاز شده و در قرون اولیة بعد از ظهور اسلام، هنر ایران با ابتکاراتی در خطوط عربی تداوم یافته و بهترین نسخههای قرآن کریم را هنرمندان مبتکر ایرانی نوشته و به تزئین و تذهیب مصحف شریف پرداختهاند. طلاکاری حواشی و سرلوحة قرآن و طرحهای اسلیمی و ختایی و گردشهای ترکیب بندی آنها را به شیوة مخصوصی که امروزه آن را «استیلیزه» مینامیم ،ایرانیان ابداع کردند و در ادامة این ابداع و ابتکار بود که نقاشی براساس متن کتب و نوشتهها نیز رواج یافت که مینیاتورهای مکتب بغداد ، سرآغاز آن است .
مکتب بغداد، از آن جهت که نوعی نقاشی بدوی است ،تا حدودی نشان از فقدان مهارت و قدرت هنری سازندگانش دارد و بیشتر در بردارندة قصهها و روایات مذهبی است. هنرمندان مکتب بغداد ،اکثراً ایرانی بودهاند و معمولاً نیز به سفارش و دستور رؤسای قبایلِ عرب ،کتب خطی را با ذوق خود تزئین میکردند و روش کار آنها به اکثر نقاط دورو نزدیک ایران راه یافته بود و تا دوران سلجوقیان که نقاشی ایران ترقّیِ محسوسی کرد، ادامه یافت.
با حملة چنگیز به ایران و از رونق افتادن بغداد ،نخستین فرمانروایان مغول در شمال غربی ایران و در تبریز و مراغه مستقر شدند و خواه نا خواه هنرمندان نیز در آن منطقه گرد آمدند و به دلیل علاقه و تمایل مغولان به هنر چینی، جذب ذوق آزمایی در این زمینه شدند .
نا گفته نباید گذشت که نقاشی به شیوة چینیها، با هجوم مغولان به ایران نیامد، بلکه نقاشی ایران سالها قبل از تهاجم چنگیز با اسلوب و روشهای هنر چین در سراسر خاورمیانه شهرت و اعتبار داشت و در شاهنامة فردوسی نیز به این مطلب اشاره شده است .و احتمال میرود که ترکان سلجوقی ،مروج این شیوه در ایران بوده باشند. منتهی ایرانیان شیوة نقاشی چینی را با دید خاص هنری خود تلفیق کردند و کاشیهایی که امروزه نمونههایی از آن در دست است، نشان میدهد که سالها پیش از حملة مغول به ایران، همان سبک و شیوه و رنگ آمیزی و طراحی که بعدها به صورت نقاشیِ کتب ،مورد استفاده قرار گرفت، در ایران اعمال شده است و اگر دست حوادث ،کتابخانههای بزرگ ایران را معدوم نکرده بود ،امروز به راحتی میتوانستیم نسخی را که متعلق به دوران پیش از مغول بوده و همان ویژگی مینیاتورهای مکتب هرات یا مراغه و مکاتب دیگرِ بعد از مغول را داشته است، ببینیم .
در ابتدای حمله مغولان به ایران، هنر نقاشی به واسطة قتل عام هنرمندان ،رونق خود را از دست داد ؛ ولی بعد از گذشتِ چند سال، سران مغول به فکر ترویج هنر افتادند و برای عملی ساختن این منظور ،عدهای نقاش چینی را از راه مغولستان به ایران آوردند و کوشیدند تا نقاشی چینی را در ایران رایج سازند و هنرمندان ایرانی، اگرچه تحت تأثیر این مسأله قرار گرفتند، اما بر خلاف نقاشان چینی ،هرگز طبیعت را به عنوان نهایتی از احساسات و عواطف و به گونهای مجرد و انتراعی ،مورد توجه قرار نداند و بیشتر به انسان و تفکراتی در حالات انسانی پرداختند و به همین جهت است که کمتر مینیاتور ایرانی را بدونِ صورت و هیأت انسانی میتوان یافت.
از سوی دیگر مینیاتور سازان ایرانی، هرگز پیوندهای خود را با شعر، فرهنگ و شیوههای تفکر بومی نبریده و افسانهها، اساطیر، قهرمانان ملی، سنن و شیوههای زندگی ایرانی، همواره نمودی آشکار در آثار آنان داشته و این وابستگی به زندگی و اعتقادات ملی به حدی نیرومند و قوی است که به مینیاتور ایرانی، علیرغم پیوندها و نقاط مشترک فراوانش با سایر مکاتب آسیایی (از جمله شیوههای نقاشی هندی ،چینی و ژاپنی) وجهة خاصی میدهد و باعث تمایزش از هنر سایر ملتها و ممالک میشود .
این وضعیت تا دوران ایلخانیان و تیموریان ادامه داشت و به قدری مورد توجه بود که یکی از شاهزادگان تیموری به نام «بایسنغرمیرزا» که خطاطی هنرمند بود، سرپرستی امور هنری را در شهر هرات به عهده گرفت .
در آن زمان ،شهر هرات مرکز تجمع هنرمندان شده بود و معروف است که فقط در یک آموزشکدة نقاشی، شصت استاد به تعلیم هنرجویان و انجام سفارشات محوله اشتغال داشتند. معروفترین استادکاران مکتب هرات «کمال الدین بهزاد» است که کتاب مصور و معروفی به نام ظفرنامة تیموری دارد و به جرأت میتوان آثار وی را از لحاظ حالت چهرهها، حرکت قلم، انتخاب موضوع و نمایش دادن وقایع، سرآمد تمام مینیاتورهایی دانست که قبل یا بعد از او در ایران ساخته شده است .
روی هم رفته آثار مینیاتور ایران در مکتب هرات، به علت سابقة ممتد و آزادی عمل قابل توجهی که بعد از مکتب بغداد برای هنرمندان به وجود آمد، به حدی پیشرفت نمود

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1- تاریخچه مهندسی صنایع
1-1- سیر شکلگیری مهندسی صنایع تا جنگ جهانی دوم
اولین فعالیتهای مهندسی صنایع مربوط به اقتصاددانهای کاربردی و صنعتگرها است که در حدود سالهای 1800 در انگلستان شکل گرفت. آدام اسمیت1 ، اقتصاددان معرف اسکاتلندی، در سال 1776 در کتاب ثروت ملل ایده تقسیم کار را برای بهبود بهرهوری مطرح کرد. پیادهسازی این ایده روی فعالیت سوزن سازی در یک کارگاه نشان داد که با تقسیم فعالیت به چهار عملیات جداگانه، خروجی 5 برابر افزایش یافت. وقتی که یک کارگر تمام فعالیت را انجام میداد در هر روز 1000 سوزن تولید میکرد ولی وقتی 10 کارگر به چهار فعالیت تخصصی و جداگانه گمارده شدند میتوانستند 48000 سوزن تولید کنند. علاوه بر اینکه ظرفیت تولید افزایش یافت، اسمیت نشان داد که با این ایده هزینه ساخت نیز کاهش مییابد. اسمیت علت کاهش هزینه ساخت را چنین بیان کرد:
انجام یک کار توسط یک نفر به صورت مکرر باعث به وجود آمدن مهارت خاص در آن فرد برای انجام آن کار میگردد بنابراین میتواند در زمان کمتری آن را به پایان رساند.
صرفهجویی در زمان از دست رفته کارگر برای تغییر از یک کار به کار بعدی
اختراع ابزار جدید و مخصوص برای انجام هر یک از کارها
چارلز ببج2 در تکمیل ایده اسمیت بیان کرد که با گماردن هر کارگر به یک کار خاص، دیگر به مهارت و تجربه زیاد در کار ساخت و تولید نیاز نبوده و نرخ پرداخت به کارگران نیز میتواند کمتر باشد و بدین شکل هزینه تولید کاهش مییابد. وی نتیجه یافتههای خود را در سال 1835 با عنوان «اقتصاد ماشینآلات و سازندگان3 » ارائه نمود.
در تولید ماشین بخار توسط ماتئو بولتون4 و جیمز وات5 ، استفاده از سیستمهای مدیریت شامل استانداردها، روشهای پیشبینی، استقرار کارخانه، طراحی کارخانه و سیاستهای حقوق و پاداش در شکل ابتدایی خود برای کمک در هدایت، مدیریت و کنترل کارخانه آغاز شد.
توسعه مهندسی صنایع در آمریکا در سالهای اول 1900 توسط فردریک تیلور6 ، پدر مهندسی صنایع، آغاز شد. بر خلاف آدام اسمیت و چارلز ببج که نظریهپرداز و نویسنده بودند، تیلور کسی بود که از طریق انجام فعالیتهای صنعتی و بر اساس آزمایش به توسعه اصول و مفاهیم پرداخت و توجه خود را روی روشهای علمی انجام کار و مدیریت یک واحد تولیدی متمرکز ساخت. تا قبل از تیلور کارها بر اساس حسابهای سرانگشتی انجام میشد و از استانداردهای علمی، برنامهریزی مدیریتی و رویههای تحلیل خبری نبود. هدف تیلور تغییر این وضعیت به شرایطی بود که نشان دهد مدیریت یک فعالیت علمی است و نه یک فعالیت اتفاقی و باری به هر جهت. وی چهار خطمشی زیر را مورد توجه قرار داد:
برای هر عنصر کاری یک پایه علمی توسعه دهید و آن را جایگزین روشهای سرانگشتی کنید.
برای هر کار، بهترین کارگر را انتخاب کنید به جای اینکه کارگر خود، کار خود را انتخاب کند.
کار را به طور مساوی بین مدیریت و نیروی کار تقسیم کنید به طوری که هر یک وظایف و مسئولیت متناسب با خود را دارا باشد.
روح همکاری بین مدیریت و نیروی کار را توسعه دهید به طوری که کار بر اساس خطمشی اول و دوم انجام پذیرد.
در راستای هدف تیلور (یعنی مدیریت علمی) افراد دیگری از جمله گیلبرت7 و گانت8 به توسعه روشهای علمی و سیستماتیک برای مطالعه و اندازهگیری کار، برنامه ریزی و زمانبندی تولید پرداختند. تا پیش از سال 1930 رشد چشمگیری در توسعه مهندسی صنایع ایجاد شد و حوزههایی تحت عناوین زیر شکل گرفت:
روشهای کار
اندازهگیری کار
طراحی کارخانه
سیستمهای پاداش و حقوق
ارزیابی کار
تئوری سازمان
فاکتورهای انسانی
برنامهریزی و کنترل تولید
تا اواخر سالهای 1940، توسعه مهندسی صنایع بر اساس روشهای سنتی که توسط تیلور، گانت و گیلبرت پایهگذاری شده بود ادامه یافت. فلسفه وجودی مهندسی صنایع با توجه به نگرش و هدف به وجودآورندگان آن، ارائه راهحلهای مؤثر و کارا برای مسائل مربوط به طراحی، تحلیل و ارزیابی بود.
1-2- تکامل مهندسی صنایع بعد از جنگ جهانی دوم
شکلگیری مهندسی صنایع به همراه تدوین فلسفه وجودی، مفاهیم، اهداف و مشخص شدن حوزههای کاربرد از یک طرف و از طرف دیگر ظهور حوزههای جدید قابل کاربرد در مهندسی صنایع طی سالهای جنگ جهانی دوم و بعد از آن، مهندسی صنایع را به حوزهای تبدیل نمود که دارای معانی متفاوت نزد افراد مختلف بود. بهترین روش درک مهندسی صنایع جدید، درک چگونگی ارتباط آن با دیگر حوزههاست. معمولترین حوزههای مرتبط با مهندسی صنایع عبارتند از: مدیریت، علوم کامپیوتر، علم آمار، تحقیق در عملیات، علوم مدیریت9 ، مهندسی فاکتورهای انسانی و مهندسی سیستمها. در ادامه هر یک از حوزههای اشاره شده، شرح داده شده و با مهندسی صنایع مقایسه میشوند.
1-2-1- مدیریت
بین همه حوزههای اشاره شده، مدیریت قدیمیترین در تاریخ بشری است. بیشتر کتابهای مدیریت، توسعه مدیریت را با بحث روی مفاهیم علمی تیلور آغاز میکنند و خیلی از نویسندگان آن کتابها، تیلور را «پدر مدیریت علمی» مینامند همانگونه که مهندسین صنایع وی را «پدر مهندسی صنایع» مینامند. در اینجا این پرسش مطرح میشود که آیا مفاهیم مدیریت علمی تیلور تعمیمی دانشگاهی از مهندسی است یا مدیریت. بخشی از مدیریت با نام مدیریت تولید دارای وجه مشترکی با مهندسی صنایع است. در اینجا نیز از دید مدیریت، مدیریت تولید به جنبه هدایت منابع انسانی تولید توجه دارد در صورتی که مهندسی صنایع به تحلیل، طراحی و کنترل سیستمهای بهرهور میپردازد. منظور از سیستم بهرهور سیستمی است که محصول یا خدمت تولید میکند. به عبارتی میتوان گفت متخصصان مدیریت مجری سیستمهایی هستند که توسط مهندسین صنایع تحلیل، طراحی و ارزیابی شدهاند.
1-2-2- تحقیق در عملیات
در جنگ جهانی دوم، نیروی نظامی انگلیس و آمریکا تیمهایی مرکب از ریاضیدانان، آماردانها، دانشمندان فیزیک، مهندسین، بیولوژیستها و روانشناسها تشکیل دادند تا مسائل مختلف عملیاتی نظامی را مورد تحلیل قرار دهند. به عنوان مثال نیروی دریایی آمریکا 70 تحلیلگر از علوم مختلف را به کار گرفت. از آنجایی که این تیمها برای تحقیق روی فعالیت ها و عملیات نظامی تشکیل شده بودند، چنین تحقیق، تحلیل و بررسی را «تحقیق در عملیات10 » نامیدند. تیمهای تحقیق در عملیات به مسائلی از جمله مسائل زیر پاسخ دادند:
تعیین محل استقرار تجهیزات رادار
چگونگی جستجوی زیردریاییهای دشمن
چگونگی تخریب مینهای دریایی در دریاهای اطراف ژاپن
تعیین اندازه بهینه ناوگانهای حمل مواد
توسعه استراتژیهای مانور ناوهای جنگی هنگام حمله دشمن
همانطور که گفنه شد تا اواخر سالهای 1940 توسعه مهندسی صنایع مبتنی بر روشهای سنتی تیلور، گانت و گیلبرت بود. بعد از جنگ جهانی دوم و در اواخر سالهای 1940 و اوایل 1950، تحقیق در عملیات به واسطه موفقیتهای به دست آمده در جنگ، جای خود را در فعالیتهای صنعتی، بخشهای خدماتی و سازمانهای دولتی و خصوصی باز کرد. مفاهیمی که توسط تیلور، گانت، گیلبرت و دیگران توسعه داده شده بودند نیازمند تحلیل کمی دقیقتر و روشهای سیستمگرا بودند که تا آن زمان به صورت سنتی به کار گرفته میشدند. ظهور تحقیق در عملیات، نقطه عطفی در تحول روشهای مهندسی صنایع بود که نتیجه آن توسعه روشهای کمی، الگوریتمهای ریاضی و . . . بود که در بکارگیری مؤثر مفاهیم توسعه یافته توسط تیلور و دیگران استفاده شدند. ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا مهندسی صنایع و تحقیق در عملیات یک نظام واحد هستند یا دو نظام جدا از هم؟ همانطور که دیده شد تاریخ مهندسی صنایع و تحقیق در عملیات جدای از هم است اما فلسفه وجودی هر دو یکی است یعنی ارائه راهحلهای موثر و کارا برای مسائل مربوط به طراحی، تحلیل و ارزیابی.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 48 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
تاریخچه مصرف چوب:
چوب یکی از اولین موادی است که بطور طبیعی و فراوان در دسترس بشر قرار داشته است. مصرف چوب در ایران تاریخ مدونی از اعصار باستانی ندارد. ولی طبق مطالعاتی که توسط کاوشگران انجام شده است. مردمان بومی ایران قبل از مهاجرت آریائیها از حدود 4200 سال قبل از میلاد مسیح چوب را برای خانهسازی مصرف کردهاند و البته استفاده مدرنتری در دسترس میباشد. مصرف چوب در امپراطوری ایران مشخصتر است و در سنگ نوشتههایی که از تخت جمشید به دست آمده استفاده ازچوب سدر در پوشش و تزئینات کاخها مشخص شده است.
از دوره اشکانیان آثار مدونی در دست نیست و ساسانیان بیشتر در معماری (طرح ساخمانهای گنبدی شکل و طاق بازار) از چوب استفاده میکردهاند. پس از پیشرفت دین حنیف اسلام در ایران آثاری را در ساختمانهای مساجد، فرارها و اماکن مقدسه نظیر درب، منبر، کندهکاریها و شبکهبندیها یافت که اکثر آنها تا سالهای اخیر با وسائل دستی بوجود میآمده است و همانطور که صنایع چوب با پیدایش ماشین اره در اروپا تحول تازهای یافت، در سایر نواحی دنیا به مرور زمان دستگاههای دستی تبدیل چوب به ماشینهای تبدیل تغییر یافت و در ایران نیز ابتدا چوببریها و سپس سایر کارخانههای تبدیل چوب مثل کبریتسازی، تخته چند لایهسازی، فیبرسازی، تخته خرده چوبسازی، مقواسازی و غیره آغاز به کار کردند که عموما قدمت آنها به 50 سال هم نمیرسد.
3
تعریف چوب و ساختمان درونی آن1:
تعریف چوب بسته به اینکه این ماده را در چه قسمت بخواهیم مورد مطالعه قرار دهیم فرق میکند و بطور کلی میتوان سه تعریف برای آن به کار برد:
الف – تعریف گیاه شناسی:
چوب عبارتست ازت مجموعهای از بافتهای ثانویه لینینی شده گیاهان آوندی که در بین مغز و لایه زاینده (کالبسیوم) ساقه و ریشه و شاخهها قرار میگیرد. نظیر چوب راش، صنوبر، گلابی، کاج، انار و چنار و غیره.
ب- تعریف تجاری:
چوب عبارتست از قسمت داخلی ساقه، ریشه و شاخه درختان و درختچه که قابل تبدیل برای استفاده در مصارف گوناگون میباشد و میتوان با کار کردن بر روی آن به ارزش و مرغوبیت آن افزود نظیر تهیه تخته چند لایه از چوب راش.
ج- تعریف صنعتی:
چوب عبارتست از ماده جامد متخلخل فیبری شکل، که دارای ساختمان یاختهای سازمان یافته، هر سونا یکسان و ناهمگن میباشد و با توجه به این موضوع و اینکه این ماده حاصل زندگی درخت و دائما دستخوش تغییرات محیط است، در یک گونه بخصوص هم – خواصش در زمان و مکان تغییر مییابد. با توجه به تعریف فنی (صنعتی) چوب و خواص ویژه آن، این جسم دارای اختلافاتی با سایر مواد جامد میباشد که ذیلا از آنها نام برده میشود:
1) چوب ناهمگن میباشد. چون اجزاء تشکیل دهنده آن از انواع مختلف یاختهها مثل فیبر، اشعه چوبی (پارانشیم) و آوندها و غیره میباشد. بعلاوه هر یک از این عناصر در مواقع مختلف فصول رویش گیاهی شکل خاصی دارند. (نظیر چوب بهاره و تابستانه)
2) چوب هر سونا یکسان میباشد. چون بافتهای مختلف آن در جهات متفاوت قرار گرفتهاند. عدهای در جهت راستای درخت قرار دارند (مثل آوندها و الیاف) و عدهای در جهت عمود بر راستای درخت قرار گرفتهاند (مثل اشعه چوبی). از خاصیت هرسونا یکسان بودن و ناهمگنی چوب نتیجه
4
گیری میشود که چوب دارای سه جهت میباشد. جهت طولی که در جهت الیاف، آوندها و فیبر (در پهن برگان) و تراکئید (در سوزنی برگان) میباشد، که در واقع موازی با طول درخت است. جهت مماسی که برای توجیه بهتر آن میتوان گفت که چنانچه بخواهیم یک جزء تشکیل دهنده چوب نظیر فیبر چوبی را از لحاظ ضخامت اندازهگیری کنیم جهت خط اندازهگیری ما بطور موازی با خط مماس بر دایره سالانه قرار میگیرد و سرانجام جهت دیگر چوب، جهت شعاعی است که هم جهت با خط فرضی مستقیمی است که از ناحیه پوست به ناحیه مغز درخت متصل میشود.
3) چوب دارای ساختمان شیمیایی بخصوصی میباشد. غشاء یاختههای آن از مولکولهای درشت مواد کلوئیدی و رشتهای چون لینین و سلولز تشکیل یافته و وجود این مواد کلوئیدی در غشاء یاختهها و بین آنها عامل مهم جذب رطوبت در چوب میباشد. که کیفیت جاذبالرطوبه بودن را به این جسم میدهد. این خاصیت سبب میشود که:
اولا : چنانچه چوب در محیط مرطوبی واقع شود آب را به شدت به خود جذب میکند. ثانیا: چنانچه چوب در محیط خشکی قرار گیرد مقداری از آب خود را از دست بدهد. ودر هر دو حالت، خواص فیزیکی و مکانیکی آن هم تغییر پیدا میکند. بطوریکه با جذب آب ابعادش در جهات مختلف زیادتر، وزن مخصوصش بیشتر و پایداریش در برابر نیروهای مختلف کمتر میشود ولی در حالت دفع آب تغییر خواص ذکر شده برعکس میگردد.
کاربرد و اختصاصات چوب1
نکته قابل توهی که در مسیر تکاملی مصرف چوب در جهان در بین اقوام مختلف به چشم میخورد عبارتست از تجربیاتی که انسان از اعصار قدیم در حین کار با این جسم پیدا کرده است. با شناخت خواص چوب در برابر حرارت، الکتریسیته و صوت، این ماده دامنه مصرف بسیار گستردهتری کسب نمود و به عنوان عایق حرارت و الکتریسیته برای ساختن افزارهای مختلف، پوشش دیواره برای جلوگیری از انتقال حرارت و تشعشع حرارتی و تخفیف دهنده صوت مورد استفاده بیشتر قرار گرفت. ساختن کبریت جز با چوب و یا فرآورده
4
های آن میسر نیست. زیرا چوب هیچگاه در برابر تابش آفتاب و حرارت زیاد، به علت ضریب هدایت حرارتی بسیار کم و گرمای ویژه زیاد، داغ نمیشود و برعکس در حرارتهای پائین یخ نمیبندد. به همین ترتیب چون ضریب هدایت الکتریکی چوب کم است و یا بالعکس مقاومت الکتریکی زیادی دارد، عایق جریان الکتریسیته میباشد. از سوی دیگر چوب دارای خاصیت ایجاد طنین صوت میباشد و از اینرو برای ساخت آلات موسیقی نظیر عود، تار، کمانچه، سه تار، گیتار و غیره بهترین ماده تشخیص داده شده و از قدیم الایام مورد استفاده قرار میگرفته است. معهذا شناخت سایر خواص آکوستیک (صوتی) نظیر جذب و تخفیف شدت صوت و عایق بودن آن در برابر صدا سبب شده است که چوب و فرآوردههای چوبی به عنوان تنها ماده بیعیب در عایقکاری دیواره و سقف ساختمانهای مسکونی چندین طبقه مورد استفاده قرار گیرد و کاربرد چوب در این زمینه بخصوص در تالارهای سخنرانی، سینما و تئاتر واضحتر است. که در واقع یک نوع استفاده غیرسنتی از چوب به شمار میرود.
مقدمتا باید گفت که، در دید اول استفاده از چوب به دو شاخه استفاده سنتی و استفاده غیرسنتی (صنایع جدید) تقسیم میشود. در شاخه استفاده سنتی کلیه مصارفی که از اعضار قدیم انسان میشناخته است و امروز هم کم و بیش رواج دارد قرار داده میشود نظیر: استفادههای روستائی (داربست، قدیم، تیر و پایه در ساختمان) نرده بام، وسایل نخریسی و نساجی، در و پنجرههای توپر (از چوب ماسیو)، قایقهای به اشکال قدیم (که ماسیو یا توده چوب برای ساختن آن به کار میرود)، گهواره، تابوت و اشیاء خانگی، درودگری، کارگاهی، کندهکاری و صنایع دستی چوب که در اکثر این موارد ممکن است چوب به شکل طبیعی خود (خام) مصرف گردد.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 41 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
34
1
چکیده:
دستگاه سوئیچ دیجیتال به عنوان قلب و مرکز کلیه ارتباطات تلفنی محسوب می شود. با توجه به اهمیتی که ارتباطاتی نظیر تلفن، اینترنت، فاکس و ... در زندگی امروز به عهده دارند، سرویس و نگهداری و همچنین ارائه خدمات به مشترکین از طریق سالنهای دستگاه در مراکز تلفن اهمیت مضاعفی پیدا کرده است و وظیفه افرادی که در این مراکز مسئولیت دارند از یک سو نگهداری و سرویس خود دستگاه و از طرف دیگر ارائه خدمات به مشترکین می باشد. خدماتی نظیر قطع و وصل و دایر کردن سرویسهای ویژه و مزاحم یابی.
کارآموزی که طی مدت کوتاهی در این مرکز مشغول فعالیت است می تواند با اکثر این وظایف بطور خلاصه آشنا شود در گزارش حاضر سعی شده است که اطلاعات کسب شده تقریباً بطور کامل در اختیار مطالعه کنندگان قرار گیرد.
فصل اول:
تاریخچه مخابرات
34
1
چکیده:
دستگاه سوئیچ دیجیتال به عنوان قلب و مرکز کلیه ارتباطات تلفنی محسوب می شود. با توجه به اهمیتی که ارتباطاتی نظیر تلفن، اینترنت، فاکس و ... در زندگی امروز به عهده دارند، سرویس و نگهداری و همچنین ارائه خدمات به مشترکین از طریق سالنهای دستگاه در مراکز تلفن اهمیت مضاعفی پیدا کرده است و وظیفه افرادی که در این مراکز مسئولیت دارند از یک سو نگهداری و سرویس خود دستگاه و از طرف دیگر ارائه خدمات به مشترکین می باشد. خدماتی نظیر قطع و وصل و دایر کردن سرویسهای ویژه و مزاحم یابی.
کارآموزی که طی مدت کوتاهی در این مرکز مشغول فعالیت است می تواند با اکثر این وظایف بطور خلاصه آشنا شود در گزارش حاضر سعی شده است که اطلاعات کسب شده تقریباً بطور کامل در اختیار مطالعه کنندگان قرار گیرد.
فصل اول:
تاریخچه مخابرات
2
33
در دوم ژوئن سال 1875 میلادی مصادف با 11 خرداد 1254 شمسی تلفن اختراع شد. در سال 1265 برای اولین بار در ایران یک رشته سیم بین تهران و شاهزاده عبدالعظیم به طول 7/8 کیلومتر توسط یک بلژیکی کشیده شد ولی در واقع مرحله دوم فن آوری مخابرات در تهران از سال 1268 شمسی با برقراری ارتباط تلفنی بین دو ایستگاه ماشین دودی تهران و شهر ری آغاز شد.
وزارت تلگراف در سال 1287 با وزارت پست ادغام و بنام وزارت پست و تلگراف نامگذاری شد.
در سال 1302 قراردادی برای احداث خطوط تلفنی زیرزمینی با شرکت زیمنس و هالسکه منعقد شد و 3 سال بعد در آبان 1305 تلفن خودکار جدیدی برروی 2300 رشته کابل در مرکز اکباتان آماده بهره برداری شد.
در سال 1308 امور تلفن نیز تحت نظر وزارت پست و تلگراف و تلفن قرار گرفت و به نام وزارت پست و تلگراف و تلفن نامگذاری شد.
مرکز تلفن اکباتان در سال 1316 به 6000 شماره رسید و در سال 1337 به 13 هزار شماره توسعه یافت.
خطوط تلفن جدید (کاریر) نیز پس از شهریور 1320 مورد بهره برداری قرار گرفت و ارتباط تلفنی بین تهران و سایر شهرها گسترش یافت و مراکز تلفن تهران شروع به تأسیس شد.
در پایان سال 2001 تعداد مشترکین تلفن ثابت کشور به 293/384/10 شماره رسید که نسبت به سال قبل آن 06/13 درصد رشد داشت و در مقایسه با سایر کشورهای جهان ایران رتبه 20 از لحاظ تعداد تلفن و رتبه 5 از لحاظ درصد رشد تلفن را داشت.
شرکت سهامی مخابرات استان تهران در راستای سیاست تمرکز زدایی در تاریخ 11/11/74 به مدت نامحدود تأسیس و آغاز به کار نمود.
اهداف و مأموریتهای کلان شرکت:
تأسیس و توسعه شبکه و تأسیسات مخابراتی عمومی و خصوصی (به استثنای بخش صدا و سیما) در حوزه عملیاتی استان تهران.
نگهداری و بهره برداری از شبکه و تأسیسات مخابراتی استان تهران در قالب تحقق اهداف و برنامه های وزارت پست و تلگراف و تلفن.
اجرای تکالیف شرکت مخابرات ایران در مواردی که تفویض اختیار می شود.
تعریف مخابرات:
34
3
مقصود از مخابرات عبارت است از انتقال و ارسال علایم و نوشته ها و تصاویر و صداها و هرگونه اطلاعات دیگر بوسیله سیم یا بدون سیم و یا نور و یا هر رویه الکترومغناطیسی دیگر.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 29 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
(1)
بخش اول
معماری ایران در دوره قبل ازاسلام
معماری در دوره ماد و هخامنشی
اصول معماری ایرانی
به طور کلی اصول معماری ایرنی عبارتند از :
مردم واری : یعنی داشتن مقیاس انسانی که آن را می توان در عناصر مختلف معماری ایران مشاهده کرد . به طور مثال اگر سه دری ( اتاق خواب ) را در نظر بگیریم، اندازه ی ان بر حسب نیازهای مختلف یک زن، مرد، بچه یا بچه های آنها، لوازم مورد نیاز و … در نظر گرفته شده است یا برای جلوگیری از گزند گرمای زیاد ایران، دیوار را دو پوسته می ساختند و یا نور را از سقف می گرفتند.
پرهیز از بیهودگی : در معماری ایران بر این اصل تاکید فروان شده است، به عنوان مثال نصب مجسمه ها که در اغلب بناهای سرزمین های دیگر معمول است در معماری ایرانی وجود ندارد.
نیارش : اصطلاحی است در معماری و به کلیه کارهایی اطلاق می شود که برای ایستایی و پایداری بنا انجام می گیرد. به عبارت دیگر، نیارش مجموعه ای است از امور محاسباتی و استاتیکی به انضمام مصالح شناسی و انتخاب و استفاده از مناسب ترین و کمترین مصالح. به عنوان مثال در گذشته بیشتر تکیه ی معماران بر اصول مهندسی بوده است و به نظر آنان هنگامی بنا زیبا بوده که از لحاظ ایستایی نیز نمایان گر ایستا بودن خود باشد.
در نیارش از مقیاسی به نام « پیمون » استفاده می شده است. پیمون یکی از ضوابطی بود که برای تعیین تناسب بین اجزای بنا رعایت می شد. با استفاده از نیارش و پیمون، سه مرحله ی مهم طرح ، محاسبه و اجرا به بهترین نحو انجام می یافت به طوری که طرح زیبا، محسبات صحیح و اجرا نیز
ساده می شد.
(2)
خود بسندگی : به عبارتی، خود کفایی است و به مفهوم استفاده از حداکثر امکانات موجود و در دسترس و مصالح بوم آورد است. به این تریتب کار با سرعت بیش تر انجام شده و مصالح با طبیعت
اطراف خود هماهنگی بیش تری داشته است.
درون گرایی : یعنی به دلیل وضع جغرافیای خاص بساری از مناطق ایران، مانند خشکی، بادهای مختلف، و شن های روان و … امکان ساخت بناهای برون گرا نبوده است. به عنوان مثال در نقشه تخت جمشید «درون گرایی » کاملاً دیده می شود.
شیوه های معماری ایرانی
به طور کلی معماری ایرانی دارای شش شیوه می باشد که دو شیوه ی آن مربوط یه معماری قبل از اسلام و چهار شیوه ی بعدی آن مربوط به معماری بعد از اسلام می باشد. این شیوه ها عبارتند از :
شیوه های معماری ایران
شیوه ی خراسانی
شیوه ی رازی
شیوه ی آذری
شیوه ی اصفهانی
معماری قبل از اسلام معماری بعد از اسلام
شیوه ی پارسی
2 ـ شیوه ی پارتی
در این بخش به بررسی شیوه های معماری در قبل از اسلام می پردازیم :
الف ـ شیوه ی پارسی : این شیوه مربوط به زمان مادها تا حمله ی اسکندر یعنی از قرن 8 تا 3 ق.م می باشد .
مهم ترین خصوصیات شیوه ی پارسی عبارت است از:
استفاده از سنگ های بریده، منظم و گاهی صیقل خورده و بهره گیری از بهترین نوع مصالح از لحاظ مرغوبیت، رنگ و دوام از هر جاکه میسر بوده است.
(3)
آماده کردن پی بنا با سنگ ریزه و سنگ لاشه و قرار گرفتن بنای ساختمان بر روی سکو و تخت گاه.
نهادن ستون ها در حداکثر فاصله ی ممکن و تا ارتفاع بسیار چشم گیر و آرایش سرستون ها با جزئیاتی که برای تحمل بار سقف چوبی کاملاً متناسب و منطقی باشد.
پوشش با شاتیر، تیر و تیرچه ی چوبی سخت و بریده و درودگری شده.
آرایش دیواره های اطراف پلکان های کوتاه و مال رو با نقش های برجسته و کنگره های زیبا و متناسب.
ساختن دیواره های جدا کننده با خشت خام و آرایش داخلی و خارجی آن با کاشی رنگی لعاب دار.
پرداختن فرش کف با بهترین مصالحی که در آن روزگار یافت می شده است.
تعبیه ی سایبان و آفتاب گیر منطقی و ضروری برای ساختمان ها.
معماری در دوره ی مادها
مادها در آذربایجان، حدود کردستان و لرستان، ری قدیم و اصفهان مسکن داشتند. پارس ها با بومیان و
همسایگان نیرومند خود مانند « آشوریان » و « اورارتویی ها » (ourartou) به جنگ و ستیز پرداختند و دیه ها و مساکن این نواحی را یکی پس از دیگری تصرف کردند و به دور شهرها بارو کشیدند. فرمانروایان قبیله های ماد در یک جا گرد آمدند و دولت های کوچکی تشکیل دادند. مادها به مدت 100 سال پایدار ماندند و از اوسط قرن 9 ق.م کم کم برای دولت نیرومند آشور مایه ی دردسر شدند.دولت ماد در سال « 550 ق.م » منقرض و جزو دولت پارس شد.
سه ناحیه ی عمده ی دولت ماد عبارتند از:
ـ همدان
ـ ری
ـ نسا (حدود کرمانشاه )
(5)
هگمتانه یا همدان امروزی، پایتخت مادها، و نخستین شهر هخامنشی بود که تا زمان اشکانیان نیز پایتخت تابستانی به شمار می رفت. آثار مکشوفه ی معماری در هگمتانه، شامل برج، حصار و بناهای عظیم خشتی، خبر از یک شهر یا دژ تابستانی می دهد. شهر باستانی مکشوفه از لحاظ معماری و نیز از لحاظ تاسیات دفاعی و حفاظتی، دارای ویژگی هایی است که در نوع خود کم نظیر است. از دیگر آثار این دوره می توان از شهرهای بیستون، کنگاور و اسپیدانه ( اصفهان ) نام برد. آثار معماری دوره ی ماد عبارتند از:
ـ دخمه ی « داو دختر » در فارس.
ـ دخمه ی « قزقاپان » یا قیزقاپان ( رباینده دختر ) در سلیمانیه ی کردستان عراق.
ـ دخمه ی « سکاوند » در کردستان.
ـ دخمه ی « فخرگاه » در کردستان.
ـ « گودین تپه » در جنوب شرقی کنگاور.
ـ « تپه ی نوشی جان » در جنوب همدان.
معماری در دوره هخامنشی
عصر هخامنشی با اقدامات سیاسی « کوروش » بنیان گذار آن سلسله، و ایجاد نخستین کانون امپراطوری خود در « پاسارگاد »، از سال « 550 ق.م » آغاز می شود. هنر هخامنشی معمو لاً به دو دوره تقسیم می شود :
اولین دوره در ویرانه های پاسارگاد شناسایی می شود که به فرمان « کوروش » برپا گردید؛ دوره ی دوم در آثار شکوهمندی چون کاخ های تخت جمشید دیده می شود که به فرمان « داریوش اول » و جانشین آن ساخته شد. بنای مهم « تخت جمشید » یکی از بناهایی است که به شیوه ی « پارسی » ساخته شده است.
اما قبل از آن که به بررسی این مجموعه بپردازیم، به شرح مختصری درباره ی ابنیه ی موجود در پاسارگاد می پردازیم:
پاسارگاد: کهن سال ترین بناهای هخامنشی که ویرانه های آنها تاکنون بر جای مانده است، بناهایی هستند که در پاسارگاد ـ نخستین پایتخت دولت هخامنشی ـ بر پا شده بودند. « کوروش » ـ نخستین پادشاه هخامنشی ـ « پاسارگاد » را پایتخت کشور اعلام کرد و در سال « 550 ق.م » دستور احداث مجموعه ای متشکل از چند کاخ، آتشکده، معبد و هم چنین آرامگاه خویش را صادر نمود.