
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 35 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
برنامهریزی و نقش آن در تأمین و توسعه منابع انسانی
پایداری زندگی به حسن برنامهریزی است؛ و ماندگاری آن به حسن مدیریت میباشد.
امام علی (علیه السلام)
مقدمه
به طور عمده دو دلیل اساسی برای رویکرد استراتژیک به برنامه ریزی آموزشی براساس نیازهای واقعی کارکنان وجود دارد: اولین دلیل آن است که تغییرات فناوری، فشار شدیدی بر سازمان و مدیریت آن وارد می کند به گونه ای که پرداختن به آنها نیاز به کارکنانی با انواع خاصی از مهارتها و توانمندیهای خاص را ایجاب می کند. به طور مثال تصور حرکت به سوی نانو فناوری و جایگزینی فناوریهای نرم افزاری به جای فناوریهای سخت افزاری، نکات قابل توجهی را برای انواع مهارتهای مورد نیاز نیروی کار فعلی و کارکنانی که طی چند سال آینده وارد سازمان میشوند را در بر دارد. دیگر آنکه قابلیت جایگزینی مهارتهای مختلف و تقاضای نسبی متغیر برای یادگیری و بازآموزی مهارتهای فعلی، جنبههای تحریک کنندهای از هر برنامه آموزشی در حال رشد است که میبایست به جای برنامههای ثابت آموزشی به عنوان نقطه آغاز برنامهریزی استراتژیک آموزش و تلفیق آموزش با استراتژی سازمانی به حساب آید. به استناد مشاهدات صورت پذیرفته، در شرایط فعلی، مدیران سازمانی دچار یک اشتباه منطقی شدهاند و نیاز به نیروی انسانی با کیفیت بالا را ضرورتاً مترادف با تقاضای موثر اقتصادی فرض کردهاند. به گونه ای که بر این باورند که تقاضا برای مهارتها را می توان به طرق مختلف و با کمترین هزینه تامین کرد به نحوی که هیچگونه فشاری بر سازمان وارد نشود، به اعتقاد آنان هنگامی که یک راه بهینه برای پاسخ به نیازهای آموزشی، تامین نیروی انسانی مورد نیاز با کمترین هزینه است، تنها یک راه منحصر به فرد آموزشی برای آن وجود ندارد. در تقابل با این اندیشه باید گفت که نوع برنامه ریزی هر چه باشد و واقعیتها را مورد نظر قرار دهد یا ندهد لازم است که استراتژی و خط مشی آموزشی مشخصی ارایه گردد. در برنامه ریزی استراتژیک آموزشی ابتدا باید اهداف مشخص شوند. این اهداف نه با فرافکنی حاصل خواهند شد و نه با پیشبینی مترادف هستند. برای دستیابی به اهداف تعیین شده لازم است که پس از تشخیص اولویتها، یک برنامه یا طرح اجرایی ارایه گردد. بنابراین، تشخیص اولویتها، بعد از تعیین اهداف دومین گام مهم و ضروری برای ارایه یک خط مشی آموزشی است. در این راه باید انتخابی صورت گیرد که خود جریانی مشکل است و برنامهریزان خصوصاً در حیطه – آموزش – اغلب به این نکته توجه نمی کنند که انتخاب یک هدف انصرافی از هدفی دیگر را بهدنبال می آورد. برای تحلیل بیشتر لازم است تا با رویکردی استراتژیک، اثرات برنامه ریزی آموزشی را که از این پس
با نام برنامه ریزی استراتژیک آموزش از آن یاد می کنیم بر توسعه ابعاد مختلف سازمان مورد توجه قرار دهیم. لازم به ذکر است که در این مقاله فقط به تحلیل نکات حائز اهمیت دربرنامه ریزی استراتژیک آموزشی پرداخته خواهد شد و به تصمیماتی که باید اتخاذ گردند اشاره ای نخواهد گردید، چرا که اتخاذ تصمیمات به شرایط ویژه هر سازمان بستگی دارد.
مفهوم برنامه ریزی
هرفردی درزندگی آرزوها، خواسته هاوآرمانهایی دارد، غالباً خواسته هایی برآورده میشوند که مبتنی بر امکانات ومحدودیتهای موجود (واقعیتها) بوده وبرای تحقق یافتن آنها تدابیردرستی اتخاذگردد. لذادرابتدا میتوان برنامهریزی راطراحی ونقشه کشی برای رفع نیازها ورسیدن به آرزوها وخواستهها تعریف کرد.
برنامهریزی به عنوان وسیله، درحقیقت نوعی استراتژی است که از طریق فراهم کردن امکانات ومنابع به روش علمی ومنظم در راستای اهداف معینی تدوین میشودودراین صورت هدف عمده آن، استفاده بهتر از امکانات موجود خواهد بود.
تعریف برنامهریزی:
درصورتی که برنامهریزی به عنوان یک«فرایند»نگریسته شود، درتعریف آن مفاهیم یرمستتر خواهد بود.
1) برنامهریزی یک جریان مداوم، مستمرودائمی است که نقطه پایان ندارد. بدین معناکه در هیچ مرحله ای نمیتوان آن راخاتمه یافته تلقی کرد، زیرا در آخرین مرحله ازبرنامهریزی (ارزشیابی) ناگزیریم دوباره به مرحله اوّل برگردیم وهدفهایمان راموردبررسی و بازبینی قرار هیم، اخطاها و اشتباهاتی راکه در برنامهریزی مرتکب شده ایم، دربرنامهریزیهای بعدی تکرارنکنیم.
دراین صورت است که مفهوم برنامهریزی به عنوان یک جریان پایان ناپذیر، فایدههای عملی خواهد داشت.
2) برنامهریزی فرایندی است که مبتنی براولویتهاست، بنابراین جریانی حساب شده ومنطقی است، زیرا به دلیل محدودیت منابع وامکانات(دریک محدوده زمانی وجامعه ای معین) سعی میکندازمیان نیازهاوخواستههای گوناگون، فقط برخی ازخواسته هاونیازها را دراولویت قراردهدکه این نوع گزینش بایدمبتنی برمطالعه، بررسی وتحقیق باشد.
3) برنامهریزی فرایندی است که مستلزم آینده نگری میباشد، آگاهی نسبتاً دقیق ازوضعیت آینده به تدوین یک برنامه اصولی وواقع بینانه کمک میکندوبه بسیاری ازبرنامهریزیها حهت میدهد.
4) برنامهریزی فرایندی است که استعدادها، تواناییها، امکانات وفعالیتهای جمعی را جهت رسیدن به هدفهای تعیین شده هدایت میکند.
5) برنامهریزی فرایندی است که بین کلیّه ابزارهاووسایل وامکانات مادی وانسانی هماهنگی ایجاد میکند تا اینکه تحقق هدفهای برنامه تسهیل شود.
6) برنامهریزی فرایندی است مداوم ومستمرکه علاوه بر تعیین هدفها، روش تحقق یافتن آنها رانیز مورد توجّه قرارداده وبهترین روش را از میان راهبردهای مختلف انتخاب میکند.
مراحل برنامهریزی:
مراحل واصول برنامهریزی راعملاًنمی توان ازیکدیگرتفکیک کرد وآنها رابه صورت مجزامورد توجّه قرارداد، بدین معناکه درتمامی مراحل برنامهریزی توجّه به اصول، امری اجتناب ناپذیراست واز طرف دیگر درتمام مراحل برنامهریزی، ازتدوین هدفهاگرفته تا اجراوارزیابی، اصول برنامه هابایدمورد توجّه قرارگیرد.
مراحل برنامهریزی عبارتنداز:
1) شناخت وضع موجود؛ برنامه ریزان قبل ازهرچیزبایدامکانات، توانایی هاومحدودیتها را بشناسند و باتکیه براطّلاعات به دست آمده تصمیمات معقول ومنطقی اتّخاذ نمایند.
2) تعیین نیازهاوتدوین هدفها؛ هدفهای تعیین شده به کلّیه فعّالیّتهاوتصمیم گیریهای بعدی جهت میدهند و بین اقدامات گوناگون وحدت بوجودمی آورند. درتعیین هدفهاتوجّه به نیازجامعه، نیازهای سازمانی، اداری وفردی واستفاده ازدیدگاه هاو تجربیّات صاحبنظران ضروری است. لازم است، واین هدفها بایدبا زمینه اجتماعی وارزش جامعه سنجیده شده وازنظر علمی نیز صحّت و سقم و ضرورت آنها دریک مقطع زمانی خاص بررسی شوند. وازمیان آنها چندهدف به ترتیب اهمیت انتخاب وبراساس آنها استراتژی وخط مشیهای اجرایی لازم تدوین شود. درنتیجه ضمانت تحقّق یافتن آن اهداف افزایش خواهدیافت.
با توجّه به اینکه هدفها، نتایج ومطلوبیت نهایی هرفعّالیت میباشند، بایدحداقل دارای پنج ویژگی عمده باشند؛
اوّل: قابل اندازه گیری باشند. «قابلیت انازه گیری موجب میشودکه اهداف به راحتی به صورت کمّی درآیند».
دوم: مخصوص یک دوره زمانی معین باشند. «زیرا نیل به اهداف تسهیل میشود».
سوم: خصوصیّت، دراولویت بودن ورقیب بودن باسایراهداف راداشته باشند. «توجّه به اولویتها موجب سوددهی بیشترطرحهاخواهدبود».
چهارم: قابل دسترسی باشند.
پنجم: طوری بیان شوندکه قابل نوشتن باشند. «نوشتن اهداف درک آنهاوضمانت تحقق یافتن آنهارا افزایش میدهد».
3) پیش بینی روشها ووسایل، یاتعیین استراتژی وتدوین اهداف؛ برای تحقّق اهداف روشها و وسایل مناسب براساس امکانات، منابع و محدودیتها درنظر گرفته میشود. تعیین استراتژی بر اساس هدفها، امکانات، منابع ومحدودیتهاصورت میگیرد وباتوجّه به هدفهای مهم و استرتژیک، تدابیر و راههای عملی مناسب درنظرگرفته میشود. همچنین یک راهبردبایدبتواندبین نیازهاومنابع موجود سازمان ازیک طرف واحتیاجات وامکانات ملّی جامعه ازطرف دیگرتعادل وهماهنگی لازم را ایجادکند.
تدوین برنامه درحقیقت نحوه تحقّق یافتن اهداف میباشد. البتّه مرحله فنّی برنامهریزی، تنظیم وتدوین برنامه است، که در آن هدفهای تعیین شده و برگزیده باتوجّه به استراتژیهاوتدابیر اتّخاذ شده درقالب هدفهای جزئیتر ارائه میشوند.
4) آزمایش قبل ازاجراواجرای برنامه؛برنامه به صورت آزمایشی درچندنمونه محدودبه منظور اعتباربخشی به برنامه وکسب اطمینان، با وسایل مختلف اجرامی شود. تهیّه لوازم موردنیاز و ایجاد شرایط اجرایی مناسب ازضروریات اجرای برنامه است وطرحهای تشکیل دهنده برنامه درعمل مورد اجرا قرارمی گیرند. البتّه کنترل ونظارت طرحها جزء لاینفک مرحله اجرا میباشد.
تکنیک ارزشیابی وبازنگری برنامه وروش اجرای برنامه باحداقل هزینه، نمونه ایی از روشهای برنامهریزی فعلی وبرنامهریزی کاربردی هستندکه به عنوان مکانیزمهای کنترل ونظا رت دراجرای برنامهها مورداستفاده قرارمی گیرند.
5) ارزشیابی وپژوهش؛ نقاط قوّت وضعف برنامه ضمن اجرای آن خود رانشان میدهند، ولی ارزشیابی تلاش منظم و مستمری است که برای بررسی موّفّقیتهاوکاستی هاومشکلات موجود در رسیدن به اهداف به کارمی رود. ارزشیلبی دربرنامهریزی نبایدجداازپژوهش وتحقیق باشد.
ارزشیابی وپژوهش دربرنامهریزی میتواندبه دوصورت انجام پذیرد؛
الف: ارزشیابی وپژوهش مرحله ای؛ که به تشخیص مسائل ومشکلات درکلّیه مراحل برنامهریزی پرداخته ومنشأ بروزآنها را مشخّص میکند.
ب: ارزشیابی وپژوهش نهایی؛ که علاوه بردارابودن بعد ارزیابی بیشترماهیت پژوهشی و تجربی دارد وهد فش فراهم نمدن مقدمات لازم جهت ایجادتغییرات کمّی وکیفی وقراردادن یافتههای حاصل ازپژوهش درقالب برنامههای جامع آموزش درآینده است، یافتههای حاصل از ارزشیابی وپژوهش نهایی راهنمای عمل برنامه ریزان درتدوین هدفها، تعیین استراتژیها، تدوین برنامه واجراوارزشیابی برنامههای آینده است.
اصول برنامهریزی:
رعایت اصول زیردربرنامهریزی اجتناب ناپذیراست؛

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 41 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
برنامه ریزی نیروی انسانی:
یکی از مسائل بسیار مهمی که امروزه در فرآیند استراتژیک سازمانهای صنعتی بزرگ جهان جایگاه ویژه ای را بخود اختصاص داده است مسئله برنامه ریزی نیروی انسانی است.
مسئله برنامه ریزی نیروی انسانی از چند دیدگاه قابل بررسی و علاقه است:
1-از دید اهداف سازمانی، هرچه برنامه ریزی نیروی انسانی در یک سازمان سنجیده تر و دقیق تر انجام شود تحقق اهداف سازمانی را تسهیل میکند.
2-از نظر صرفه جویی در هزینه ها برنامه ریزی صحیح نیروی انسانی عاملی موثر در جهت محدود کردن هزینه ها است.
3-از نظر استفاده از توانائیهای بالقوه انسانی در سازمان برنامه ریزی نیروی انسانی عاملی موثر و برانگیزاننده میباشد.
بقول یکی از کارشناسان مدیریت فی الواقع برنامه ریزی نیروی انسانی عبارت است از فرآیندی استراتژیک که کسب و جذب- بکارگیری- توسعه قابلیتها و حفظ منابع انسانی سازمان را در نظر دارد.
اصولا مهمترین فعالیت هر سازمان برنامه ریزی صحیح بر روی منابع و انسانها میباشد اگر ما با دیدی سیستماتیک و همه جانبه به مسئله مدیریت منابع انسانی بنگریم برنامه ریزی نیروی انسانی یکی از مهمترین اجزای این سیستم میباشد که کنترلی فراگیر و همه جانبه به مدیریت منابع انسانی میدهد.
2
عوامل یک برنامه ریزی نیروی انسانی:
1-برآورد- ارزشیابی – بکارگیری و استخدام – جایگذاری مناسب در سازمان با تعداد کافی
2-استفاده بهینه از نیروی انسانی در سازمان
3-انگیزش- پاداش- ارج نهادن به ارزشها و خلاقیتهای پرسنل
4-ایجاد یک سیستم کارآمد آموزش پرسنلی در سازمان
5-سعی در حفظ پرسنل در سازمان مهمترین مبنا در پیش بینی نیروی انسانی اهداف سازمان است این اهداف سازمانی است که میتواند خط مشی صحیح و حساب شده ای را به تمام سیستمهای جاری در سازمان از جمله سیستم مدیریت برنامه ریزی نیروی انسانی بدهد
مدل اصلی برنامه ریزی نیروی انسانی:
3
همانگونه که در مدل فوق مشاهده میشود مهمترین عواملیکه در برنامه ریزی نیروی انسانی باید مد نظر قرار گیرد اهداف سازمان و تقاضای بازار برای کالا یا خدمات سازمان میباشد که چهارچوب برنامه ریزی نیروی انسانی را برای سازمان ترسیم میکند.
بطور کلی ابعاد اصلی سیستم مدیریت منابع انسانی را میتوان چنین تقسیم بندی کرد:
1-هدف یا هدفهای سیستم (برون دار)
2-وظایف اصلی و فرعی – خط مشی ها و روشهای مربوط به نحوه انجام وظایف (میان داد)
3-منابع مادی و انسانی لازم برای انجام وظایف (درون داد)
4-عوامل داخل و خارجی موثر در سیستم
اهداف سیستم مدیریت نیروی انسانی را میتوان جزئی از اهداف مجموعه ای در نظر گرفت که این سیستم در آن قرار گرفته است و در نهایت پاره ای از اهداف سازمان دانست.
یکی از مهمترین مسائلی که امروزه در رابطه با مدیریت منابع انسانی مورد تاکید فراوان میباشد تحقق سه هدف زیرا است:
1-تامین نیروی انسانی (کارآ) با حداقل هزینه لازم
2-تامین اهداف کارکنان و رفع نیازهای مادی و معنویشان
4
3-تامین اهداف اجتماعی با توجه به مسائل و رویدادهای محیط اجتماعی سازمان و پاسخگوئی به موقع به این مشکلات و مسائل مربوط به آن
اینکه ما در جهت هدف اول گام برداریم مستلزم استخدام نیروی انسانی مورد نیاز است به نحویکه ظرفیت و توان کاری آنان با خواستها و اهداف سازمان تطابق و هماهنگی داشته باشد.
در این راستا ما باید مقدمتا نیازهای نیروی انسانی مان را بدانیم و اینکه در هر سطح از نیاز کدام نیرو و با کدام توان تجربی و تحصیلی موثرتر میتواند باشد لازمه چنین ارزیابی آن است که در درجه اول ما شناخت دقیق و صحیحی نسبت به مشاغل موجود د سازمان داشته باشیم و برای هر شغل شرح شغلی متناسب بر مشخصات کامل فیزیکی –فکری و مسئولیت خواهی داشته باشیم.
چنین شناختی به ما امکان آنرا میدهد که ویژگیهای مورد نیاز مشاغل هر شغل مشخص را بتوانیم تعیین نمائیم
بطور کلی توانائیها و مهارتهای مورد لزوم هر شغل را در 5 دسته تقسیم بندی کرده اند
1-توانائیها فکری
2-توانائیهای جسمی
3-مسئولیت
4-مهارت و تخصص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 31 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
مقدمه:
انقلاب اسلامی با الهام از قرآن کریم به منصه ظهور رسید. مردم ما که به حاکمیت دین و قرآن روی آورده اند سعادت و سیادت دنیا و آخرت خویش را در پیروی از قرآن می دانند . حرکت به سمت ایجاد جامعه قرآنی و حاکمیت قرآنی نیاز به مقدماتی دارد که اولین آن ، طراحی جامع نظام آموزش قرآن است. طرح نهضت قرآن آموزی نقطه عطفی است که می تواند حرکت جامعه را در مسیر رسیدن به آرمان های قرآنی سرعت بخشیده و جان تشنه مردم فهیم و عاشق ما را سیراب نماید. البته نظام قرآن آموزی همانند هر نظام آموزشی دیگر دارای ویژگیهای عام و خاص است . همه نظام های آموزشی در چارچوب برنامه های درسی طراحی شده و اهداف ویژهای را پی می گیرند. در نظام آموزشی قرآن آموزی نیز اهداف خاصی دنبال می شود که بیشتر در حوزه خواندن قرائت ، مفاهیم ، ترجمه و حفظ قرار می گیرند.
نظامهای آموزش زبان آموزی از رویکردهای گوناگونی بهره گیری می شود. برای نمونه در نظام آموزشی زبان انگلیسی از رویکردهای خاصی، چون رویکرد شناختی و ساخت گرایانه، بهره گیری می شود. در نظام آموزشی قرآن آموزی نیز به لحاظ رویکردی می توان از رویکردهای متفاوتی مانند رویکردهای انتخابی، به مشابه یک زیر ساخت نظام قرآن آموزی بهره برداری کرد . از این رو در پژوهش حاضر، تلاش می شود تا از طریق بررسی وضعیت موجود قرآنآموزی راهبردهای نوینی برای ارتقای آن ارائه نمود.
- کلیات طرح
در این تحقیق سه هدف اصلی زیر تعقیب می شود:
· بررسی وضعیت موجود برنامه ریز ی درسی در نظام آموزشی قرآن آموزی
· بررسی وضعیت مطلوب برنامه ریزی درسی در نظام آموزشی قرآن آموزی
· ارائه راهکارهای مناسب در زمینه بهبود برنامه های درسی قرآن آموزی
در راستای اهداف تحقیق ، سوالات اصلی و فرعی زیر مطرح هستند. سوالات اصلی عبارتند از:
1. وضعیت موجود برنامه ریزی درسی در نظام قرآن آموزی چگونه است؟
2. وضعیت مطلوب برنامه ریزی درسی در نظام قرآن آموزی چگونه است؟
3. راهکارهای مناسب در زمینه بهبود نظام برنامه ریزی در قرآن آموزی چه می باشد؟
وسوالات فرعی عبارتند از :
2
1. وضعیت موجود اهداف آموزشی در نظام قرآن آموزی چگونه است؟
2. وضعیت موجود محتوای آموزشی در نظام قرآن آموزی چگونه است؟
3. وضعیت موجود مواد آموزشی در نظام قرآن آموزی چگونه است؟
4. وضعیت موجود فضاهای آموزشی در نظام قرآن آموزی چگونه است؟
5. وضعیت موجود زبان آموزشی در نظام قرآن آموزی چگونه است؟
6. وضعیت موجود روش های آموزشی در نظام قرآن آموزی چگونه است ؟
7. وضعیت موجود ارزشیابی آموزشی در نظام قرآن آموزی چگونه است؟
فصل دوم تحقیق در قالب چهار بخش (پیشینه نظری ، پیشینه پژوهشی ، پیشینه اقدامی و چارچوب نظری تحقیق) تنظیم شده است . در پیشینه نظری, مباحث متنوعی همچون زمینه طراحی برنامه های درسی مطرح شده است و در آن الگوهای طراحی برنامه درسی همچون طرح برنامه درسی مبتنی بر دانستن ، طرح برنامه درسی مبتنی بر یادگیری ، طرح برنامه درسی مبتنی بر عملکرد سازمانی یا جامعه و مزایا و محدودیتهای هر یک از طرحها مطرح شده است . در قسمت دیگر پیشینه نظری, مباحثی همچون نقش و آثار قرآن، قرآن و جامعه اسلامی ، ضرورت و اهمیت قرائت قرآن ، آداب و کیفیت قرائت قرآن ، قرائت و مراتب معنوی آن ، انس با قرآن و منابع حقوقی و قانونی و دیدگاههای حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در مورد قرآن آموزی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است .
در بخش پیشینه پژوهشی ، نتایج بیش از ده تحقیق که با موضوع تحقیق ارتباط دارند آورده شده است.
در بخش پیشینه اقدامی، اشاره شده است که در زمینه آموزش قرآن در سراسر کشور، سازمانها و نهادهای مختلفی فعالیت می کنند که در این طرح به 32 مرکز و سازمان فعال در امر قرآن آموزی اشاره شده است و اهداف و فعالیتها هر کدام به تفکیک آورده شده است از جمله این مراکز و سازمانها می توان به دارالقرآن سازمان تبلیغات اسلامی، رادیو و سیمای قرآن ، بنیاد قرآن ، دارالقرآن بنیاد شهید ، جامعه القرآن قم ، مکتب القرآن قم، دانشکده علوم قرآنی و البته به سازمان اوقاف و امور خیریه ، ستاد تفسیر قرآن وابسته به حوزه علمیه قم و … اشاره کرد.
4
در بخش چارچوب نظری, مباحثی همچون تفکر سیستمی ، نظامهای فراگیری خواندنی ، الگوی داده محور (الگوی کاف، الگوی گومن) ، الگوی تعاملی، الگوی موجود در نظام برنامه ریزی آموزشی ، نظام برنامه ریزی درسی, الگوی برنامه ریزی درسی از دیدگاه جانسون ، از مک دونالد و هاپکینز مورد بررسی قرار گرفته است.
در این تحقیق از روش زمینه یابی یا پیمایشی برای بررسی وضعیت موجود در حیطه قرآن آموزی استفاده شده است . بدین ترتیب که با استفاده از فنون مصاحبه، پرسشنامه ، مشاهده و اسناد نوشتاری ، اطلاعات ضروری برای توصیف و تبیین وضعیت موجود و مطلوب آماده گردیده است . در این تحقیق جامعه آماری شامل تمامی کارشناسان، مربیان و مدرسین قرآن و همچنین مراکز قرآن آموزی می باشد که بر اساس فرمول حجم نمونه، تعداد 600 نفر به عنوان محقق, گزینش گردیده اند. ابزارهای پژوهش حاضر شامل مصاحبه ، مشاهده و پرسشنامه
می باشد. بدین ترتیب که در توصیف و تبیین وضعیت موجود از پرسشنامه و مشاهده استفاده به عمل آمده و برای تبیین وضعیت مطلوب از پرسشنامه و مصاحبه بهره مند گردیده و از این طریق داده های تجربی فراهم شده است .
روایی پرسشنامه توسط ده نفر از متخصصین برنامه درسی تائید شده است. در زمینه پایایی ابزار تحقیق نیز برای هفت خرده مقیاس (هدف ، محتوا، مواد، فضا ، زمان، روش و ارزشیابی) و همچنین کل پرسشنامه ارزش آلفای کرونباخ استفاده به عمل آمده است که دامنه ضریب پایایی بیش از 35% و کمتر از 85% بوده است که معرف پایایی مقبول ابزار تحقیق است .
برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از تحلیل های توصیفی همچون جدول توزیع فراوانی تراکم، سنی و درصدی برای هر گونه استفاده شده است و همچنین در تحلیلهای استنباطی از مدل پارامتریک t ادعا یا رقم خاص و یا از t تک گروهی استفاده به عمل آمده و میانگین حاصله از هر گونه و یا هر خرده مقیاس معرف میانگین تجربی ونقطه برش در هر گویه و یا خرده مقیاس معرف میانگین نظری گردیده است .
- نتایج تحقیق
باا توجه به یافته های تحقیق می توان عنوان کرد که در برنامه ریزی درسی نظام قرآن آموزی به ترتیب باید به شاخص های محتوای آموزشی، مواد آموزشی و اهداف آموزشی تاکید نمود. و در سطوح اهداف آموزشی به ترتیب روخوانی, صحیح خوانی و روانخوانی باید مورد تاکید قرار گیرد و در خرده مقیاس انس با قرآن به ترتیب بهبود رفتار ناشی از آشنایی با قرآن ، علاقه به خواندن قرآن و علاقه به استماع تلاوت قرآن بایستی مورد توجه قرار گیرد.
4
به ترتیب مصحف کامل (قرآن) , نوار "محتوای آموزشی" با توجه به نتایج تحقیق صوتی آموزشی و نوار ویدئویی آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.
از نظر به ترتیب به مدارس سپس دارالقرآن ها و بعد از آن حوزه های علمیه"فضای آموزشی" از نظر به ترتیب،روش تقلیدی،سپس روش آزمایشگاه "شیوه های آموزشی"باید توجه نمود و از حیث و پس از آن توضیحی (قاعده های موازی) مورد تاکید قرار گیرد.
نتایج کلی حاکی از آن است که باید به ترتیب ارزشیابی تشخیصی (اولیه)و سپس "ارزشیابی " در بحث ارزشیابی براکمی (پایانی ) و بعد از آن ارزشیابی تکوینی (تدریجی ) مورد توجه قرار گیرد.
با توجه به مصاحبه های عمیق مشخص گردید محورهای اساسی در آموزش قرآن آموزی به ترتیب قرائت سپس ترجمه و بعد از آن حفظ می باشد و در محور قرائت به روخوانی ، روان خوانی و صحیح خوانی و همچنین در محور ترجمه به درک معانی کلمات ، درک مفهوم کلی آیات و آشنایی با تفسیر در محور حفظ برخی از سوره های کوچک و حفظ برخی جزهای قرآنی تأکید شده است.
طبق نظر کارشناسان علل موفقیت نسبی قرآن آموزی در نظام آموزشی غیر رسمی به ترتیب هدفمند بودن و انگیزه داشتن مخاطبین , تشویق و برگزاری مسابقات قرآنی و همچنین انتخاب استاد توسط مخاطبین می باشد. همچنین مهمترین عوامل عدم موفقیت آموزش قرآن در نظام رسمی به ترتیب عدم تسلط معلم بر قرآن, عدم آشنایی مربیان با روش های تدریس قرآن و مناسب نبودن مواد آموزشی می باشد.
درزمینه روش های آموزشی جاری, در آموزش قرآن به ترتیب قاعده آموزی، تقلیدی با الگوی نوار و تقلیدی با الگوی استاد به کار گرفته شود.
کارشناسان قرآنی معتقدند بهترین سن برای شروع قرآن آموزی به ترتیب 7 - 6 - 3 سالگی می باشد .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 24 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
مقدمه
برنامه ریزی تحصیلی
امور درسی یکی از مهمترین فعالیتهاست که اهمیت زیادی در سایر جنبههای زندگی دارد. بر این اساس انجام این فعالیت مهم به نحو احسن بطوری که نتایج خوب و عالی در بر داشته باشد اهمیت زیادی پیدا میکند. هیچ کاری بدون برنامه ریزی فعالیتی کامل نخواهد بود. بویژه مسائل درسی و تحصیلی بیشتری دارند، مدت زمان در آنها مهم است و ... . امروزه یکی از مسائلی که در سطح دنیا مطرح است مسئله برنامه ریزی و رفاه اجتماعی است .اساساً در تعریف برنامه ریزی اینطور آمده است که هر فرایند دارای سلسله مراتب در یک ارگانیسم که بتواند نظم و ترادف اجرایی را کنترل نماید برنامه ریزی نام می گیرد . و یا بنا بر تعریفی دیگر برنامه عباتند از : نمایش منظم و با رعایت سلسله مراتب فعالیتهای مربوط به هم و مربوط به یک رشته تصمیمات منظم و مرتبط بر حسب دوره های زمانی مختلف (معصومی اشکوری،1370 ص 2) .با این وصف برنامه ریزی را می توان مجموعه فعالیت های منظم و هماهنگ جهت رسیدن به یک یا چند هدف مشخص و معیین تعریف نمود .پس از تبیین برنامه ریزی نیازمند آن هستیم که اهداف را مشخص نماییم .نکته حائز اهمیت در اینجا آن است که اصولاً یکی از محصولات اصلی برنامه ریزی رفاه اجتماعی است . به عبارتی تمامی فعالیت های اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی دولتمردان و برنامه ریزان همه جوامع رسیدن به رفاه اجتماعی برای مردم کشور خویش است .در بیان رفاه اجتماعی مسئله حداقل استانداردهای زندگی (که معمولاً یک معیار جهانی است
2
) نظیر دسترسی به سطح مطلوبی از بهداشت ،آموزش ،تغذیه ، خدمات تفریحی و رفاهی مطرح می شود .
تمامی تلاش برنامه ریزان در این نکته خلاصه می شود که به چه نحوی می توان برنامه ریزی نمود که به حد اکثر رفاه welfare ” Extra " دست یابیم .در همین جاست که مفهوم اقتصاد با برنامه ریزی ارتباط تنگاتنگی پیدا خواهد نمود .چراکه اقتصاد دانش اختصاص امکانات محدود به خواسته های نامحدود است به نحوی که حداکثر مطلوبیت حاصل گردد .
تفکرات برنامه ریزی و تلاش برای رسیدن به رفاه از اواخر قرن 19 در کشور های اروپایی آغاز شد .تقریباً بعد از جنگ جهانی دوم و ایجاد رکود اقتصادی و فشار بر زندگی مردم جنگ زده تلاش دولتها برای بهبود زندگی مردم و افزایش سطح رفاه آنان گسترده تر گردید .ظهور اندیشه های مارکسیستی و چپ گرایانه
4
که به میزان بیشتری بر مفاهیم برابری ،عدالت و مالکیت های اشتراکی و دستیابی بر فرصتهای برابر شغلی و اجتماعی تاکید داشتند در تسریع این روند اثر بسزایی داشت .
به نحویکه در سالهای بعد از آن تا مدت مدیدی ،مسئله اصلی و شکاف اصلی میان دو قطب بزرگ شرق و غرب ،یعنی اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا بر سر همین مسئله بود .اما بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اضمحلال تفکرات سوسیالیستی ،تا حدودد بسیار زیادی از این مناقشات کاسته شد . و شاید در دوران معاصر مخصوصاً سالهای اخیر اینطور بتوان بیان نمود که مسئله مشترک جناح های سیاسی چپ و راست بر سر همین موضوع رفاه اجتماعی است .
به عبارت دیگر با توجه به فرایند جهانی شدن (Globalization) در جهان کنونی مرزهای سیاسی در حال کمرنگ تر شدن است و مفاهیم ،دولت –ملت اهمیت و جایگاه گذشته خود را ندارند ، چراکه گسترش دامنه اطلاعات به کمک رسانه های جمعی نظیر ماهواره ها ،تلویزیون ،اینترنت و .... همگی سبب بمباران اطلاعاتی افراد گردیده اند به نحویکه دیگر این دولتها نیستند که در عرصه بین المللی به شکل تام و مطلق در تصمیم گیریهای ملی شرکت داشته باشند ،بلکه بواسطه آگاه شدن توده های مردم و حضور پر رونق آنها در تمامی عرصه های تصمیم گیری ،نحوه انتخاب گزینه های دولتمردان نیز باید هماهنگ با خواسته های مردم باشد ،به طوریکه اگر خلاف میل باطنی آنها و بدون در نظر گرفتن خواست تصمیمی گرفته شود به یقین آن تصمیم محکوم به شکست است .
4
از سوی دیگر با توجه به همین مسئله آگاه سازی جمعی در جریان جهانی شدن مردم به حقوق شهروندی خود که به نحوی رفاه اجتماعی را نیز در بر می گیرد آشنا شده و به دنبال احقاق حقوق خود هستند .
در اینجاست که نقش برنامه ریزی ها و فعالیت های دقیق برنامه ریزان به خوبی آشکار می شود .چراکه سیاستمداران در حکومت های دموکراتیک در صورتیکه بخواهند کرسی های قدرت خود را حفظ نمایند نیازمند ترغیب و تشویق صاحبان رای (یعنی مردم) مبنی بر رای دادن به حزب مطلوب آنها هستند .( نظیر آنچه در انتخابات کشورهای آلمان و انگلیس رخ داد ) بنا بر این دیگر این مردم هستند که بواسطه جهانی شدن و بالتبع آن دسترسی به اطلاعات از حقوق خود آگاه شده و دولتمردان را جهت تحقق آن تحت فشار قرار می دهند .و به دنبال آن سیاستمداران نیز مجبور به اطاعت و ترسیم برنامه های کلی بلند مدت و کوتاه مدت در جهت رسیدن به سطح رفاه بیشتر مردم می گردند .